تبليغاتX
مسیحیت christianity
پژوهشی در مورد مسیحیت

تاسیس فاحشه خانه بدست کلیسا

مصاحبه گر از کاردینال رایتسینگر می پرسد:

در قرون وسطی خانه های عمومی برای برقراری ارتباطات جنسی وجود

داشته و بعضی از عشترخانه های عمومی توسط کلیسا ی محلی اداره

می شده است؟

او پاسخ می دهد:

سنت آگوستین در یکی از آثار خود در باره این مسئله از خود می پرسد که:

 چه باید کرد؟ سپس خودش پاسخ می دهد : با توجه به فطرت و ساختار

وجودی انسان، حال که این پدیده روسپیگری وجود دارد بهتر است بخاطر

مصالح عامه به نظم و ترتیبی در آید!!! (ناگفته نماند که کلیسا نیز از این رعایت کردن مصالح عامه سودهای کلانی را برده است زیرا این فاحشه خانه ها زیر نظر کلیسا اداره می شده و مالیاتهایی از حق الزحمه فاحشه ها و مراجعه کنندگان به این نظم خانه دریافت می کرده است)

باید توجه نمود که آگوستین واقع بینانه اعتقاد داشت به اینکه انسان

همیشه از ناحیه تمایلات جنسی مورد تهدید بوده و به آن گرایش دارد...

صفحه 65 از کتاب  مصاحبه با جوزف کاردینال رایتشینگر.

مشخصات کتاب:گذشته،حال و آینده در گفتگوی بی پرده با رئیس اداره

جانشین دادگاههای تفتیش عقایدجوزف کاردینال رایتسینگر ترجمه محمدرضا ولیزاده.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:7  توسط ماهان | 

پطروس والدوس

او بازرگانی ثروتمنداما بیسواد اهل لیون فرانسه بود.در سال 1170 انجیل برای اولین بار به فرانسه ترجمه شد اطرافیان او انجیل را برایش خواندند در گذشته تنها کسی که لاتین بلد بود می توانست از انجیل(مژده نجات) استفاده کند.

والدوس با الهام و درک تازه ای از زندگی مسیحیان نخستین از تمام دارایی دنیوی خود دست کشید و شروع به موعظه به روش خود نمودو پیروان مخلصی پیدا کرد که همه آنها فقر را اختیار کرده بودند و در معابر و خیابانها موعظه می کردند.پتروس والدوس و پیروانش والدوسیان یا مسکینان لیون معتقد بودند :

هر مرد نیکی حق شنیدن اعترافات را دارد.آنها با برخی از شعائر کلیسا از جمله تجملات و دنیا گرایی کلیسا به مخالفت برخاستند.

آنها برخلاف دیگر حرکتها بدعت گذار نبودند ولی رفتار و منشی فقیرانه و مطابق با منش مسیحیان نخستین در پیش گرفته بودند ولی زندگی آنها با زندگی تجملاتی اسقفان و پاپ هموخوانی نداشت .

سرانجام بسیاری از آنها مورد تعقیب قرار گرفتند و در سال 1212 بسیاری از آنها در چوبه مرگ سوزانده شدند.[1]



[1] تاریخ تمدن جلد 6

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 22:3  توسط ماهان | 

یک کارشناس پروتستان (مسیحی صهیونیست):

 همه مشکلات ایران را یافته و ریشه یابی کرده و راه چاره را هم در آن دیده است که مردم ایران اسرائیل را لعنت نکنند زیرا همه مشکلات از اینجاست که مردم ایران قوم خدا را لعنت می کنند.

در پست قبلی کامنت ایشان موجود استالبته به فینگلیشی است.

ایشان چنین فرموده اند:

در مورد اسرائیل هم باید بگویم که اسرائیل قوم خداست که خدا از طریق اون منجی جهان یعنی  عیسای مسیح را بر زمین فرستاد پس این قوم برای خدا محترم هستند در کتاب پیدایش خدا به ابراهیم فرمود برکت دهم آنانی که تو را برکت دهند و لعنت کنم کسانی که  تو را لعنت کنند

 پس اگر در ایران ظلم و بدبختی و اعتیاد می بینید همه به خاطر

لعنتی که به اسرائیل می کنند .

در مورد مسیحیت صهیونیست به این لینکها مراجعه کنید:

مسیحیت صهیونیست

مسیحیت صهیونیست

مسیحیت صهیونیست

چند دسته گل از هزاران دسته گلهای قوم خدا(بنابر گفته مسیحیان

 صهیونیست) را در زیر ببینید:

 

 

اینم لینک عکس زیر:این یه لینک و لینک دوم محض احتیاط

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 21:11  توسط ماهان | 

تاریخ تمدن جلد 6

گوشه ای از عقاید و افکار مارتین لوتر بنیانگذار پروتستانتیزم که پیروان او امروزه گوش دنیا را با ادعاهایی همچون محبت و بشر دوستی و .... کر کرده اند.

1- خروج 22 : 18 “زن جادو گر را زنده مگذار.

لوتر و كالون از تصميم پاپ اينوكنتيوس هشتم به آزار و كشتار جادوگران پشتياني كردند .

لوتر ميگفت:((من به اين جماعت جادوگران هيچگونه ترحمي ندارم و حاضرم همگي آنها را بسوزانم.))

مصلحان ديني طبعا براي به پا ساختن اين آتشبازيها مجوزي از كتاب مقدس داشتند، همچنانكه تبعيت محض پروتستانها از نص كتاب مقدس ضرورت اجراي آيه 18 از باب 22 سفر(بالای صفحه) خروج را برايشان واجب می شمرد.

2- خروج 28:22 رئیس قوم خود را لعنت مكن.

او در عصيان خود بيشتر از هوس و ويكليف پيروي كرد تا از مشي تازه اي، لوتر نيز مانند آنان كتاب مقدس را تنها راهنماي ايمان ميدانست و نقش پاپها، و شوراها، و سلسله مراتب كليسايي را نفي ميكرد; مانند آنان پاپ را ضد مسيح ميخواند; و مانند آنان از حمايت دولت محلي برخوردار بود.

3- لوتر توصيه ميكرد كودكاني را كه در نتيجه آميزش ديوان با زنان به دنيا ميآيند در آب خفه كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 18:30  توسط ماهان | 
 توماس مك آلوين در سال 1949 در آمريكا به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته الهيات و تاريخ، زمان شناسى و آداب و رسوم اقوام در كتاب مقدس، در فرانسه، امريكا و سوئد به انجام رساند و به مقام كشيشى نائل آمد. وى مقالات بسيارى در مورد مذاهب بومى آمريكا، مسيحيت، يهوديت و اسلام نوشته و صاحب كرسى تدريس در تعدادى از دانشگاه ها بوده است. كتاب وى به نام اسلام در كتاب مقدس موجبات شگفتى خوانندگان مسيحى را فراهم آورده است. در اين كتاب، وى كوشيده است تا وجوه مشترك اسلام، يهوديت و مسيحيت را در زمينه اعتقادات و فروع عملى نشان دهد. وى در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيد كه سه دين يادشده مشتركات بسيارى دارند و افزون بر اين، پاره اى از اعتقادات اختصاصى و ديرينه مسيحى مانند تثليث با كتاب مقدس نيز سازگار نيست; چه اين كه در قطعاتى مهم چون ده فرمان يا موعظه سركوه بر خداى واحد يگانه تأكيد شده است. وى در تحقيق خود نظرات برخى از شخصيت هاى مهم چون عبدالاحد داوود (كاردينال ايرانى ساكن در رم كه سرانجام مسلمان شد و كتاب محمد در تورات و انجيل را نوشت) و احمد ديدات را مورد توجه قرار مى دهد. وى در نهايت بر اين نكته تأكيد مى كند كه مسيحيت و اسلام در يك ميراث جغرافيايى و فرهنگى با هم اشتراك دارند.

او همچنين اين اعتقاد اساسى ديگر مسيحيت را كه عبارت است از فداكارى مسيح از طريق صليب شدن تا گناهان انسانها بخشوده شود، زير سؤال برده، تصريح مى كند كه حضرت مسيح در اين موعظه گرچه بخشودگى گناهان انسان ها را مشروط مى كند، هرگز شرط آن را مرگ بر صليب نمى داند. در باب ششم آيه پانزدهم آمده است كه خدا از تقصير انسان مى گذرد اگر انسان از تقصير ديگران بگذرد و در باب هفتم آيه دوم كيفر خدا را بر كيفر انسان از ديگران مبتنى مى كند.

نويسنده سپس به شرح و توضيح متن موعظه بر فراز كوه مى پردازد و موارد مختلف آن را با اسلام تطبيق مى دهد و در ادامه، اين پرسش را مطرح مى كند كه آيا كتاب مقدس كامل و ايمان تمام شده است يا اين كه باب براى بعثت ديگر پيامبران باز است؟

در پاسخ به اين سؤال مى گويد ممكن است با تمسك به آيه هيجدهم از باب 22 مكاشفه يوحنا كه هيچ كس حق ندارد چيزى بر اين كتاب بيفزايد، ادعا شود كه هيچ پيامبر يا كتابى از اين پس نخواهد بود; اما واضح است كه مقصود از آن كتاب مقدس نيست، بلكه مقصود مكاشفات يوحنا است كه خود بعد از كتاب مقدس نوشته شده است. بنابراين، هيچ دليلى مبنى بر نفى بعثت پيامبرى ديگر يا كتابى ديگر نيست. سپس او با تمسك به فقرات چندى از انجيل يوحنا به اين حقيقت اعتراف مى كند كه عيسى مسيح وعده داده است كه پس از او پيامبرى ديگر كه «تسلى دهنده» است خواهد آمد. اين فقرات عبارت است از: انجيل يوحنا باب 25 ـ 19:1، باب 14 تا 16، باب 26:15 و باب 14 ـ 7:16.

او ادامه مى دهد كه واژه «تسلى دهنده» كه در باب پانزدهم آيه 26 آمده است، حسب تحقيق دانشمندان مسلمان، در اصل زبان يونانى چيزى نزديك به واژه «ستايش شده ترين» است كه همان واژه «احمد» است كه با نام «محمد» پيامبر اسلام قرابت دارد. او اضافه مى كند كه همين معادل در برخى از منابع سريانى انجيل برنابا نيز آمده است.

او در ادامه، ويژگى هاى اين پيامبر موعود را بيان مى كند و مى گويد بر اساس آنچه در انجيل متى باب 7:15ـ20 آمده، عيسى مسيح گفته است كه «با ميوه هاى آنها، آنها را خواهيد شناخت» كه منظور از ميوه طبعاً اعمال آنهاست. او آن گاه با استفاده از باب 22 مكاشفه يوحناى رسول آيه دوم كه تصريح مى كند اين درخت دوازده ميوه مى آورد، احتمال قوى مى دهد كه منظور، 12 امام معصوم از نسل پيامبر اسلام باشد.[1][1] (البته صريح تر از اين آيه هم در كتاب مقدس در اين باره وجود دارد: سفر پيدايش باب هفدهم آيه بيست كه به صراحت از اولاد اسماعيل نام مى برد و مى گويد: «دوازده رئيس از وى پديد آيند»).



[1][1]. It is very possible that Jesus is referring to the fact that the prophet to come should have twelve pure descendants or followers who would have authority and act as the final divine guides in their age.

ادامه را حتما بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 19:6  توسط ماهان | 

وقت

کردین

لینکارو

حتما

بخونید.

خیلی

قابل

تامل

هستند

هر

کلمه

یه

لینکه.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:59  توسط ماهان | 
ازدواج دو کشیش انگلیکن با یکدیگر !

دو کشیش کلیسای انگلیکن در کلیسای بارتولما در انگلستان به عقد یکدیگر در آمدند . با وجود انتقادات فراوان ، معاونت این کلیسا با قانونی خواندن این مراسم هرگونه اعتراض را بی مورد دانست .

به گزارش خبرگزاری راه مسیح از بی بی سی ، این دو کشیش در مراسم رسمی که با حضور مردم برگزار شد با به جا آوردن تشریفات رسمی ازدواج ، به عقد یکدیگر در آمدند .

کشیش پیتر کاول و کشیش دکتر دیوید لرد برای اولین بار در طی یک مراسم رسمی و در یک کلیسای انگلستان با رد و بدل کردن حلقه و تعهد به یکدیگر ، ازدواج خود را در حضور صدها شرکت کننده اعلام نمودند .

یکی از منتقدین با اظهار ناراحتی از از اجرای مراسم عقد دو همجنس باز در این کلیسا ، این عمل را اهانت آمیز خواند اما با این حال معاونت کلیسای بارتولما با رد این مطلب اظهار داشت : این عمل مخالف با قوانین نیست .

مسأله ی ازدواج میان همجنس بازان از مسائلی است که میان پیروان کلیسای انگلیکن ، اختلافات جدی و عمیقی را موجب شده است . انگلیکن های محافظه کار با رد این عمل و کفر آمیز خواندن آن ، آن را مخالف با قوانین کلیسا می دانند و معتقدند ازدواج رسمی چیزی جز ازدواج میان مرد و زن نیست .

کشیش مارتین دادلی که خود از مسئولین این کلیسا است معتقد است که این کلیسا هیچ قانونی را نشکسته است و برای این گونه ازدواج ، منعی در قوانین کلیسایی وجود ندارد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 23:28  توسط ماهان | 

ماه مبارک رمضان رو به تمام شدن هست تو این روزهای باقیماند ه ماهان را هم دعا کنین مخصوصا اوقات سحر و لیالی احیاء.

ممنونم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 0:58  توسط ماهان | 
مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا

معرفی کتاب

جهش بزرگ مسيحيت يهوديت‌گرا در اصل به جنبش اصلاح ديني (پروتستانتيسم) در قرن شانزدهم باز مي‌گردد. هنگامي که به دستور هنري دوم، انگلستان از کليساي کاتوليک جدا شد، «مسيحيت يهودي يا يهوديت‌گرا»  همراه با جنبش اصلاح ديني در انگلستان رونق يافت و پس از آنکه انگلستان حضور قانوني يهود را در آن کشور لغو کرد مسيحيت يهودي اين رسالت مقدس و مهم را بر عهدة خويش احساس کرد که يهوديان را پيش از آمدن مسيح و حکومت بر جهان به اورشليم اعزام کند. سپس انديشه رستاخيز اسرائيل در طول قرن 17 و 18 ميلادي در محافل فلسفي، ادبي و سياسي اروپا گسترش يافت. لطفا به ادامه مطالب توجه کنید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 1:45  توسط ماهان | 

بنام خدا

مطالعه تاریخ نشان می دهد که مردم و بزرگان غیر سیاسی کشور های اشغال شده چه برخوردی با مهاجمان داشتند یکی از این  مهاجمان مسلمین بودند که سریعا بعد از ظهور اسلام تقریبا همه امپراطوری روم شرقی را به تصرف در آوردند.

اینک کلماتی از کتاب تاریخ جنگهای صلیبی نوشته استیون رانسیمان را آورده و در آن نگاهی می کنیم به دیدگاه بومیان این مناطق:

بطریق یعقوبی انطاکیه ،میکائیل سریانی به هنگام فرمانروایی صلیبیان :خدای بزرگ که یگانه مظهر انتقام است فرزندان اسماعیل را از جنوب برانگیخت تا بدست ایشان، ما را از چنگ رومیان (مسیحیان روم) رهایی بخشد.

او با این کلمات عقیده دیرین هم میهنانش را بازگو کرد.

نویسنده گمنامی از نسطوریان در یادداشتهای خویش : دلهای پیروان مسیح در هنگام فرمانروایی اعراب (مسلمان) سرشار از شادی بودخداوند بر نیرو و کامیابیشان بیفزاید.

قبطیان مصر به دلیل ستمگریها و نیرنگبازیها و سختگیریهای عمروعاص ناراحت بودند وگرنه از اعراب و دین آنان چندان کینه ای به دل نداشتند.

ارتودکسیان منتظر شکنجه و جفای مهاجمان که دیدند خبری از شکنجه و کشتار نیست با پر داخت مقداری جزیه که خیلی کمتر از مالیات رومیان بود از سرنوشتشان راضی شدند.

با استیلای اعراب کلیساها تثبیت شدند و از درگیریهای فرقه ای که در زمان رومیان دامنگیرشان بود نجات یافتند.

زرتشتیان و یهودیان و مسیحیان در برابر پرداخت جزیه می توانستند آزادانه به انجام فرائض و تشریفات دینی خویش مشغول شوند.

(با پرداخت جزیه از مالیات و خدمت سربازی و شرکت در جنگ معاف می شدند و در عوض مهاجمان موظف به تامین امنیت جانی و مالی آنها می شدند که البته مقدار جزیه بسیار کمتر از مالیاتی بود که رومیان می گرفتند)

هر فرقه زیر نظر پیشوای خود از آزادیهای ویژه ای برخوردار بودند .

 در دوره استیلای اعراب مسلمان پیوسته کلیساها و کنیسه های تازه ای ساخته می شد.

اینها تنها گوشه ای از رفتار بزرگمنشانه  مسلمان در مواجهه با مردم مسیحی و یهودی منطقه بود که از کتاب استیون رانسیمان ذکر گردید.

آیا باز هم می توان مهر و عطوفت اسلام را  که حتی غربیان اندیشمند نیز بدان معترفند با مهربانی خونبار و مرگ آور مسیحیت مقایسه کرد؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 1:15  توسط ماهان | 

بنام خدای مهربان

تاکنون حرفهای بسیاری در مورد جنگهای صلیبی نوشته و گفته شده و از واقع شدن دین مسیحیت بعنوان یک سلاح جنگی و کشت و کشتارهای بیرحمانه صلیبیان و فرمانهای بسیار وحشتناک پاپها و اسقفها و جنایتکاریهای کشیشان در طول صدو هشتاد سال و از آدمسوزیهای آنها و آدمخواریهایشان و خلاصه هر جنایتی که مي توانست در مخيله آدمی بگنجد که آنها بدان دست یازیده اند در کتابهای مختلفی کم و بیش و گاها با چشم پوشی نوشته شده.

یکی از این کتابها ، کتاب جنگهای صلیبی از دیدگاه شرقیان می باشد که مطالعه این کتاب نشان می دهد که غربیان مسیحی چقدر از خوی انسانی دور بوده اند و جنگشان چقدر با هدفشان فاصله دار بوده است.

بی شک یکی از پرجمعیت ترین قربانیان این جنگهای که با شعار آزادی مرقد مسیح انجام می شد ولی هدف اصلی پرکردن خزانه های کلیسا بود مسلمانان بوده اند ولی وقتی به عمق این جنگها نگاه می شودچهره بسیار کریه و ددمنشانه صلیبیان و اربابانشان بیشتر نمایان می شود زیرا آنها در اولین لشکر کشی شان که از اروپا آغاز شد اکثر شهرها و روستاها ی سر راه خود را آماج حملات خود قرار دادند و به بهانه جنگ مقدس خانه ها را ویران و اموال مردم را به یغما بردند و مردم را از دم تیغ گذراندند .

یکی از این مردمان اهالی مسیحی و یهودی مجارستان بوده اند که تمایلی به جنگ نداشته اند. در سرزمین غرب ترکیه امروزی نیز اکثر  روستاها غارت مردمان ارتدکس و تابعان کلیسای شرق نیز تارومار شدند علاوه بر مسیحیان ارتدکس بزرگان ارتدکس نیز مورد اهانت کشیشان غربی قرار می گرفتند.

مسیحیان ارتدکس ساکن امپراطوری کلیسای شرق بعنوان دومین جمعیت قربانی جنگهای صلیبی می باشندو همچنین کشاورزان سر راه لشکر صلیبی که در اروپا کشته شده اند نیز جزء قربانیان می باشند.

سومین جمعیتی که از کشتار صلیبیان در امان نماندند یهودیان اروپا و فلسطین و سایر نقاط بودند.

لشکر صلیبی وقتی به شهری وارد می شدند دیگر ارتدکس و یهودی و مسلمان برایشان فرقی نداشت.

البته یهودیان از سال هفتاد میلادی و بالاخص بعد از سال 325 میلادی شدیدا مورد آزار و شکنجه مسیحیان بودند تا اینکه بعد از ظهور اسلام یهودیان ساکن در سرزمینهای اسلامی نفس راحتی کشیدند. و توانستند بدون کوچکترین مزاحمتی و تحت سایه لطف اسلام به حیات خود ادامه دهند.

اگر نبود لطف و عنایت اسلام ، امروزه نه از یهود خبری بود و نه از مسیحیت ارتدکس. زیرا همه بدست مسیحیان تارومار و نابود می شده اند.

سوالی که ذهن را به اضطراب می کشاند این است که:

آیا امروز که دوباره مسیحیت با نقابی جدید بنام مسیحیت صهیونیست وارد میدان شده اطمینانی هست که دوباره اسلام و مردم ساده یهودیت و مردم ارتدکس مورد هجوم وحشیانه مسیحیان صهیونیست (پروتستان) قرار نگیرد؟

برای مطالعه به کتابهای تاریخ جامع ادیان و جنگهای صلیبی از دیدگاه شرقیان و تاریخ جنگهای صلیبی استیون رانسمان مراجعه کنید.

مقاله ای در مورد مسیحیت صهیونیست

                                                                                                  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 0:12  توسط ماهان | 

مارتین لوتر:

یهودیان حامل برترین خونها در رگهای خود هستند.روح القدس به واسطه آنها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد. آنها فرزندان خدایند. ما در مقایسه با آنها بیگانه ایم. همانطور که در داستان زن کنعانی (مرقس30-24-/8 )آورده شده ما (غیر یهودیان) همچون سگانی هستیم که از خرده نانهای بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می کنیم.

یهودیان خویشاوندان خداوند ما (عیسی مسیح) هستند،برادران و پسرعموهای اویند،روی سخنم با کاتولیکهاست، اگر از اینکه مرا کافر بنامند خسته شده اند، بهتر است مرا یهودی بخوانند.

قضاوت با شماست.

منبع کتاب پروتستانتیزم ، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی به نقل از

Leon poliakov of Anti-Semitism'P.221& The Jewish Encyclopedia' vol 8'P.213

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:18  توسط ماهان | 

مقام زن در کتاب مقدس

1- برتري بي چون و چراي مرد بر زن

 2- مرد جلال خداست و زن جلال مرد !

3- برتری مردان بر زنان ، همچون برتری مسیح بر کلیسا

4- زن باید مطیع مرد باشد همانگونه که ما مطیع خدا هستیم !

5 - زن یکبار فریب خوردپس دیگر ساکت باشد و تعلیم ندهد

6- حکومت مرد بر زن ، مجازاتی خدایی برای زنان

7- زنان برای مردان آفریده شدند !

8- رستگاری زن در گروی زاییدن !

9- فروختن دختر به عنوان کنیز !

10-زنان ؛ ناپاک !

بنابر اين زنان اگر خودشان را هم بكشند نمي توانند به مقام قرب الهي برسند.

آدرسها در ادامه مطلب ذكر شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:29  توسط ماهان | 

بنام خداي بخشنده مهربان

تفاوت نسب نامه متي با كتاب اول تواريخ

تفاوت از يورام تا منسي مي باشد و در اينكه يكينا فرزند يوشيا است يا يهوياقيم اختلاف است باز در اينكه زروبابل فرزند كيست اختلاف است .ايا او فرزند سالتيئيل است يا فرزندفدايا؟

در تواريخ ساتيئيل برادر فدايا و عموي زروبابل است ولي در متي سالتيئيل پدر زروبابل لحاظ شده است.

در مورد فرزند يا فرزندان زروبابل نيز اختلاف است.

متي( 1 /  15-7)

1 سلیمان ر‌َحبعام را آورد و

 2ر‌َحبعام اَبِیا را آورد و

 3اَبِیا آسا را آورد. و

 4آسا یهوشافاط را آورد و

 5یهوشافاط یورام را آورد و

6 یورام عزیا را آورد. و

 7عزیا یوتام را آورد و

8 یوتام آحاز را آورد و

9 آحاز حزقیا را آورد. و

10حِزقیا‌ منَسی را آورد و

11 منَسی آمون را آورد و

12 آمون یوشیا را‌ آورد. و

13 یوشیا یكُنیا و برادرانش را در زمان تبعید بابل آورد. و یوشیا یكُنیا و برادرانش را در زمان تبعید بابل آورد. و بعد از تبعید بابل

 14یكُنیا سألتیئیل را آورد و

15 سألتیئیل ز‌َر‌‌ُوبابِل را آورد.

16 ز‌َر‌‌ُوبابِل‌ اَبیهود را آورد(( در حاليكه دركتاب اول  تواريخ اين پسر نام برده نشده و بجاي او مشُلّام و حنَنیا و خواهر ایشان شَلُومیت نام برده شده اند))

اول تواريخ 3( /19 -10)

1 پسر سلیمان ر‌َحبعام و

2 پسر او ابیا و

3 پسر او آسا و

 4پسر او یهوشافاط. و

5 پسر او یورام و

6 پسر او اَخزیا و

7 پسر او یو‌آش. و

8 پسر او ا‌َمصیا و

9 پسر او عز‌َریا و

10 پسر او یوتام. و

11 پسر او آحاز و

12 پسر او حِزقیا و

13 پسر او منسی. و

14 پسر او آمون و

15 پسر او یوشیا. و

16 پسران یوشیا نخستزاده‌اش یوحانان و دومین یهویاقیم و سومین صِدقیا و چهارمین شَلّوم. و

15 پسران یهویاقیم پسر او یكُنیا و پسر او صِدقَیا. و

16 پسران یكُنیا ا‌َشیر و پسر او شَأَلتِیئیل. ملكیرام و فَدایا و شَنأَصَّر و یقمیا و هوشاماع و نَد‌َبیا. و

 17پسران فَدایا زَر‌ُبابِل و شِمعِی و

18 پسران زَر‌ّ‌بابِل مشُلّام و حنَنیا و خواهر ایشان شَلُومیت بود.

مي گويند مشت نمونه خروار است ايا درست است؟؟؟

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 1:31  توسط ماهان | 

بنام خداي مهربان

يكي از رسوم متداول در همه اديان قرباني است قرباني را براي كارهاي مختلفي انجام مي دهند مثل :

1-بخشش گناهان

2-طلب نعمت از خدا يا خدايان

3-دفع شر

4-و .....

بايد متذكر شوم كه چيزهاي مختلفي نيز براي قرباني در اديان وجود دارد مثل:

1-گياهان خوراكي و غير خوراكي

2-حيوانات

3-انسان(مثل خودكشي يا غير كشي يا فرزند كشي و...)

4-اعضاي بدن انسان(مثل ختنه كه در خيلي از اديان مرسوم هست)

5-عفت (به دلايلي لازم نيست اين نوع قرباني را توضيح دهم)

6- و.....

اين قربانيها هر كدام با اعمال خاصي انجام مي شدندو هرديني براي قرباني مراسمات و تشريفاتي را اعمال كرده است كه اگر قرباني مطابق آن شرايط انجام نشود قرباني موثر نخواهد بود.

در آيين هندو قرباني بايد طبق رسوم و تشريفات انجام شود و لازم است برهمنان اين اعمال را انجام دهند.

نكته بسيار جالب اين است كه لااقل در دين هندو اثر قرباني فقط منوط به درست انجام دادن تشريفات قرباني است و اگر كسي آن تشريفات را بخوبي و بدون اشتباه بجا آورد قرباني اثر خود را خواهد گذاشت و قرباني كنده لازم نيست كه از گناهان خود توبه كند يا اخلاص داشته باشدوخلاصه اينكه براي قرباني كننده هيچ شرطي گذاشته نشده است .

يكي از قربانيهاي بسيار سوال برانگيز دنيا قرباني شدن عيسي براي بخشش گناهان انسانهايي است كه گناهشان از آدم به ارثشان رسيده است.

در مسيحيت قرباني تكرار نمي شود اما اگر كسي بخواهد گناهش بخشيده شود فقط بايدچيزي را بپذيرد كه در شوراي نيقيه تقريبا292 سال پس از عروج عيسي مورد تصويب بعضي از آباء كليسا واقع شد.و تنها بايد اين مصوبه نيقيه را اقرار كند و تعميد يابدو ديگر براي آن فرد هيچ شرطي براي قبولي اقرار به قرباني شدن عيسي گذاشته نشده است .

مفهوم قرباني در مسيحيت قطعا اين است كه هركسي وهرچند كه بزرگترين جنايتكار نيز باشدو همه نوع گناه نفسي و مردم آزاري و كشتار و حتي.... مرتكب شده باشد به صرف انجام دادن درست قرباني و يا اقرار به قرباني شدن مسيح (طبق مصوبه شوراي نيقيه) قرباني برايش موثر واقع مي شود.و حتي لازم نيست توبه كند يا از كسانيكه به جان و مال و ناموس  حقشان تجاوز كرده دلجويي كند.(البته هنوز در گوشه و كنار جهان مسيحيان در سالروز مصلوب شدن مسيح به خيابانها ميريزند و همان مراسم صليب را اجرا مي كنند)

م‍‍ژده به همه جنايتكاران :

فقط  مصوبه شوراي نيقيه را تاييد كنيد تا نجات يابيد.

عكسهاي مراسم صليب را در زير ملاحظه فرماييد.

http://avandeeshq.persiangig.com/22JesusTakenDown.gif

http://avandeeshq.persiangig.com/23MaryHoldsJesus.gif

http://avandeeshq.persiangig.com/16BadThief.gif

http://avandeeshq.persiangig.ir/19JesusCrucified.jpg

http://avandeeshq.persiangig.com/10JesusScourged.gif

http://avandeeshq.persiangig.com/14JesusMeetsWomen.gif

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 1:24  توسط ماهان | 
به ياد ۶۰سال اشغال فلسطين به خاطر افسانه ......

 

بد نيست بدونيد كه پسر نوح گناه كرد و خداي يهوديت و مسيحيت

فلسطينيان را براي اين كار مجازات مي كند.

سفر پيدايش فصل 9 /20 و نوح به فلاحت زمین شروع كرد و تاكستانی غرس نمود. 21 و شراب نوشیده مست شد و در خیمة خود عریان گردید. 22 و حام پدر كنعان برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد. 23 و سام و یافث ردا را گرفته بر كتف خود انداختند و پس پس رفته برهنگی پدر خود را پوشانیدند. و روی ایشان باز پس بود كه برهنگی پدر خود را ندیدند. 24 و نوح از مستی خود به هوش آمده دریافت كه پسر كهترش با وی چه كرده بود. 25 پس گفت: كنعان ملعون باد! برادران خود را بنده بندگان باشد. 26 و گفت: متبارك باد یَهُوَه خدای سام! و كنعان بندة او باشد. 27 خدا یافث را وسعت دهد و در خیمه های سام ساكن شود و كنعان بندة او باشد.

كنعان پسر حام و او نيز پسر نوح است. كنعانيان در سرزمين فلسطين ساكن بودندو نام سرزمين فلسطين كنعان بود پدر او حام به پدر لخت خود نگاه كرد اما پسرش كنعان ملعون كشت و همه نسل او تا به امروز كه فلسطينيان اصيل مي باشند برده عموزادگان خود شدند.

عجب عدالتي!!!!

به ادامه مطلب توجه كنيد

البته پست مال دوماه پيش هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:46  توسط ماهان | 

بنام خداي بخشده مهربان

لوقا در انجيلش نقل مي كند كه:

عيسي به شاگردانش در شام آخر و پيش از خارج شدن از منزل گفت:

لوقا22/36 .... و كسی كه شمشیر ندارد جامة خود را فروخته آنرا بخرد.

متي در انجيلش هم مي گويد:در وقت دستگيري عيسي :

متي 26 / 51 و ناگاه یكی از همراهان عیسی دست آورده شمشیر خود را از غلاف كشیده بر غلام رئیس كهنه زد و گوشش را از تن جدا كرد. 52 آنگاه عیسی وی را گفت: “شمشیر خود را غلاف كن زیرا هركه شمشیر گیرد به شمشیر هلاك گردد.

اگر شمشير نبايد زد پس چرا عيسي با آن تاكيد حواريون را براي خريد شمشير ترغيب كرد؟

شما درمورد اين دو آيه چه فكر مي كنيد؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:3  توسط ماهان | 

بسم الله الرحمن الرحيم

بعد از مصلوب شدن عيسي به روايت مسيحيت اتفاقات بسيار هولناكي افتاد مثل زمين لرزه و پاره شدن پرده هيكل و شكافته شدن سنگها و گشاده شدن قبرها و زنده شدن مردگان و ....

متي 27/50 عیسی باز به آواز بلند صیحه زده روح را تسلیم نمود. 51 كه ناگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شكافته گردید.52 و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقد‌ّسین كه آرامیده بودند برخاستند 53 و بعد از برخاستن وی از قبور برآمده به شهر مقد‌ّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند.

 

مرقس15/ 37 پس عیسی آوازی بلند برآورده جان بداد. 38 آنگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد.

براي شما عجيب نيست كه اين وقايع بسيار مهم را فقط متي ديده باشدو مرقس تنها پاره شدن پرده هيكل را ديده باشد و بقيه نويسندگان هيچ نديده باشند؟

آيا اين موضوع نيز با توجيه اختلاف زاويه ديد حل مي شود كه بگوييم نويسندگان اناجيل هركدام از زاويه اي وقايع را ديده اندو ننوشتن اين اتفاقات به خاطر اختلاف زاويه ديد است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:36  توسط ماهان | 

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام

تاملی درباره حقوق زن در اسلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:3  توسط ماهان | 

بسم الله الرحمن الرحيم

آيا عيسايي كه شام آخر را سپري كرد همان كسي بود كه بالاي صليب رفت؟

اين پست نمونه اي از دو حرف و رفتار متفاوت را نشان مي دهد كه نتيجه اش شخصيت متفاوت فرد مصلوب با عيسي است.

عيسي در لوقا در شام آخر به شاگردان مي گويد كه ديگر از محصول انگور نخواهد خورد تا آنگه با شاگردانش در بهشت جمع آيند و در آنجا از محصول انگور خواهد خورد ولي در مرقس در يوحنا اشاره شده كه فرد مصلوب از محصول انگور خورد .

آيا اين دونوع رفتار تناقض گويي نويسندگان را مي رساند يا اينكه ما با دوشخصيت روبرو هستيم يكي عيسي و ديگري فرد مصلوب؟

لوقا22/17(عيسي در شام اخر) پس پیاله‌ای گرفته شكر نمود و گفت: “اینرا بگیرید و در میان خود تقسیم كنید. 18 زیرا به شما میگویم تا ملكوت خدا نیاید. از میوة مو(محصول انگور) دیگر نخواهم نوشید.”(متي 27/29 اما به شما میگویم كه بعد از این از میوة مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی كه آنرا با شما در ملكوت پدر خود تازه آشامم.”)

مرقس15/ 36 پس شخصی دویده اسفنجی را از سركه پر كرد و بر سر نی نهاده بدو نوشانید و گفت: “بگذارید ببینیم مگر الیاس بیاید تا او را پایین آورد.”

يوحنا19/28 و بعد چون عیسی دید كه همه چیز به انجام رسیده است تا كتاب تمام شود گفت: تشنه‌ام. 29 و در آنجا ظرفی پر از سركه گذارده بود. پس اسفنجی را از سركه پر ساخته و بر زوفا گذارده نزدیك دهان او بردند. 30 چون عیسی سركه را گرفت گفت: “تمام شد.” و سرخود را پایین آورده جان بداد.

مطلب را با اين جمله خلاصه كنم كه چطور ملكوت نرسيده و بدون حضور شاگردان عيسي بالاي صليب از محصول انگور خورد؟

آيا شخصي كه مصلوب شد حقيقتا خود عيسي بوده است؟

و يا او خدايي است كه گفته خود را فراموش كرده است!!!

قضاوت با شماست.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:50  توسط ماهان | 

دست معجزه‏گر/ مصاحبه با خانم زهرا احسن از کشور روماني

پدیدآورنده:پريسا خدابخش لاله‏لو آنچه در پي مي‏آيد حاصل مصاحبه کوتاهي است‏با خانم زهرا احسن از کشور روماني که به همراه همسرش در رشته دندانپزشکي دانشگاه تهران به تحصيل اشتغال دارند. خانم احسن نه شخصيت معروفي است و نه نويسنده‏ي صاحب سبک. لکن انساني است جستجوگر که در کشورهاي تحت‏سيطره حکومت کمونيستي به دنيا آمده و از فطرت انساني خويش دور افتاده است. با اين وجود به لطف الهي ذهن جستجوگر و قلب حساس او در تلاشي چشمگير راه خود را به سوي نور و حقانيت جاودان اسلام باز مي‏کند. او مي‏تواند نمونه جواناني باشد که تار و پود سلطه ماديگري را از هم گسسته و در مسير وصول به معرفت‏حقيقي قرار گرفته‏اند. او در اين مصاحبه طرحي از زندگي خويش را ارائه مي‏کند، به همين دليل پرسشهاي بعمل آمده از ايشان حذف و سخنان شنيدني وي با ويرايش جزيي به نظر خوانندگان گرامي مي‏رسد.

. . . شش سال است که مسلمان شده‏ام. مسلمان شدن آسان است ولي حفظ کردن آن و عمل کردن به آن دشوار است. راه طولاني است. من در کشوري کمونيستي به دنيا آمدم وبزرگ شدم. وقتي حدود 12 ساله بودم احساس فشاري روحي و رواني مي‏کردم. مي‏خواستم درباره خداوند بدانم. متاسفانه کسي نبود که به من پاسخ درستي بدهد. به چراها و پرسشهاي من، پرسشهايي که همه انسانها هنگام رشد خود دارند جوابي داده نمي‏شد. از مسيحيت پاسخي نگرفتم و به ناچار به کتابهاي مختلف پناه بردم و کم کم که بزرگتر شدم به اديان شرقي علاقه پيدا کردم و منجمله درباره اديان هندي مطالعه کردم. ولي افسردگي من از بين نمي‏رفت. همچنان مطالعه مي‏کردم تا وارد دانشگاه شدم. آنجا با مسلمانان آشنا شدم و بدين‏گونه در دنياي جديدي به رويم باز شد. بعد از مسلمان شدن با همسرم که سيد است و از مناطق شمال هند - الله آباد کشمير - است ازدواج کردم. وقتي جنگ بوسني شروع شد همسرم در جنگ شرکت کرد و بعد از آن دو سال در کرواسي به تحصيل ادامه داديم و سپس عازم ايران شديم.

خانواده من با مسلمان شدن من مخالف بودند. اين را مي‏دانستم. به همين دليل از آنها اجازه نگرفتم. لذا مشکلات زيادي برايم پيش آمد. رفتار پدر و مادرم بسيار خشن بود. در فرهنگ کمونيستي رابطه عاطفي ميان پدر و مادر و فرزندان وجود ندارد. تا به دنيا آمدن دخترم با من هيچ خوب نبودند ولي پس از آن رابطه ميان ما بهتر شد. من در هر جاي جهان باشم به ديدن آنها مي‏روم. من به آنها قول داده‏ام که به ديدارشان بروم. ولي آنها از دست من ناراحت‏بودند تا آنجا که پدرم سکته قلبي کرد و مادرم دچار نارحتي کليوي شد. آنها مي‏گفتند من چون مسلمان شدم بدبخت‏شدم و عقب رفتم. با اين وجود من از يافته خود دست‏برنمي‏داشتم و مقاومت مي‏کردم زيرا من امنيت روحي خود را پيدا کرده بودم. هميشه چيزي وجود مرا تکان مي‏داد و از درون مرا صدا مي‏زد. شايد بگوييم وجدان بود. کسي مرا فرا مي‏خواند. احساس مي‏کردم يک نفر نيستم. وقتي در جواني اين را به کسي مي‏گفتم به من مي‏خنديد و مي‏گفت ديوانه شده‏اي. ولي من هر کاري مي‏خواستم بکنم او مرا صدا مي‏زد. اگر به نداي او گوش نمي‏دادم دچار شکست مي‏شدم.

حالا خدا را شکر مي‏کنم که آرامش پيدا کرده‏ام. البته من هيچ شايستگي شيعه شدن را نداشتم. اول هم با يک مسلمان سني آشنا شدم که اهل سوريه بود ولي از اسلام حرف چنداني نزد تا اينکه با همسرم و با شيعيان لبنان آشنا شدم. حالا مسلمان شيعه شده‏ام و از اعتقاد خود دست‏بر نمي‏دارم.

وقتي دخترم به دنيا آمد مي‏خواستم براي او نامي انتخاب کنم که مرا به ياد اسلام بيندازد. چون او در روز تولد حضرت امام حسن عليه‏السلام به دنيا آمد اسم او را زينب گذاشتم تا هم به ياد اسلام باشم و هم به ياد خواهر امام حسن عليه السلام .

بايد اضافه کنم رشد اسلام در بلوک شرق تا حدود زيادي مديون رهبري امام خميني است. زماني که من مسلمان شدم بيشتر به دنبال دانستن بودم ولي بعد از اينکه ناخت‏بيشتري پيدا کردم فهميدم اگر امام خميني نبود اسلام امروز نبود. اگر امام خميني نبود حتي آنهايي که شيعه هستند مانند مسلمانان لبنان و عراق آن طور که امروز بيدار هستند، بيدار نبودند. امام خميني به اسلام جان تازه‏اي بخشيد. وجود امام خميني باعث‏شد خيليها مسلمان شوند و مسلمانان جراتي پيدا کردند که بگويند مسلمانند. مسلمانان چنين جرئتي نداشتند. من خود در آن اوايل اين موضوع را ابراز نمي‏کردم تا اينکه با شيعيان لبنان آشنا شدم. آنها از همه بيشتر جرئت داشتند و حتي عکس بزرگ امام خميني را در اتاق خود داشتند و از هيچ تهديدي نمي‏هراسيدند. در واقع امام خميني براي مسلمانان روحيه و شهامت‏به ارمغان آوردند. من اولين بار وقتي 9 ساله بودم تصوير امام خميني را از تلويزيون ديدم. البته تلويزيون از امام و ا يران چيز زيادي نمي‏گفت، فقط در بخش اخبار گاهي عکس امام را نشان مي‏دادند و خبر مختصري پخش مي‏شد. مادر بزرگم درباره امام مي‏گفت اين مرد وقتي دستش را براي مردم بالا مي‏برد يعني قدرتي دارد و يک ارتباط روحي و رواني با مردم برقرار مي‏کند. هر کسي قدرت چنين کاري را ندارد. من درباره سخنان مادربزرگم فکر مي‏کردم ولي بخوبي نمي‏توانستم آن را درک کنم. پدرم مي‏گفت نخير چنين نيست‏بلکه آمريکا مهم است. مادربزرگم مي‏گفت اين مرد [امام خميني] را ببينيد. اين مرد جهان را مي‏چرخاند. او مي‏گفت امام خميني با دست‏خود معجزه مي‏کند. او با دست تکان دادن خود مردم را راهنمايي مي‏کند. از آن پس من با مسايل ايران هر روز بيشتر آشنا شدم. در واقع کسي که امام را نمي‏شناسد زندگي را خوب نمي‏شناسد. به نظر من کسي که امام را نمي‏شناسد نمي‏تواند زندگي را بفهمد و خداوند مرا خوشبخت کرد که با شيعه‏ها آشنا شدم و شيعه شدم. هرگاه به اروپا مي‏روم بين دوستانم که بيشتر سني هستند نمي‏گويم شيعه هستم. به نظر من روح آنان خيلي رشد نمي‏کند.

حالا من در ايران هستم. ايران بهترين مکان براي امنيت روحي است البته از نظر مادي نمي‏توان ايران را با اروپا مقايسه کرد. در اوايل زندگي، در اينجا کمي سخت‏بود و گاهي احساس ناراحتي مي‏کردم; فارسي هم بلد نبودم و مشکلات متعددي داشتم. ولي در ايران از لحاظ روحي زندگي بسيار خوب است. من در اينجا درس مي‏خوانم، خانه‏داري مي‏کنم، قرآن مي‏خوانم و فکر مي‏کنم کسي که مي‏خواهد از نظر روحي و معنوي رشد کند ايران بهترين کشور دنياست. همسرم نيز هم درس مي‏خواند و هم به کار ترجمه اشتغال دارد. ما با کمبودها مي‏سازيم و اين کمبودها در برابر آسايش روحي چيزي نيست. شايد اگر من و همسرم از يک کشور اروپاي غربي بوديم نمي‏توانستيم با اين شرايط بسازيم. ولي ما خيلي طالب رفاه نيستيم و من کلا سعي مي‏کنم خيلي سخت نگيرم.

منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 1:50  توسط ماهان | 

بسم الله الرحمن الرحیم 

انک علی خلق عظیم

رحمة للعالمین

میلاد پیام آور وحی، پیامبر نور و رحمت حضرت رسول اکرم ،محمد مصطفی و رئیس مذهب عشق و شرافت حضرت امام صادق بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 15:28  توسط ماهان | 

 

  بنام خداي مهربان

 

 
 

 

یک آیه قرآن کشیش آمریکایى را مسلمان کرد