تجربه حکومت علوی
ملاکهاى گزینش کارگزاران در حکومت علوى(ع)/ محمد رحمانى
امام امیر مؤمنان(ع) در حدیثى که سیدرضى تحت عنوان «غرایب کلام» آنها را گرد آورده، در باره جایگاه و اهمیت ایمان به هدف در مدیران و کارگزاران مى نویسد:
«کنّا إذا احمَرَّ البأسُ اتَّقَیْنا برسول الله، صلى الله علیه و آله، فلمْ یکنْ أحد منّا أقرب إلى العدوِّ منه؛[15]
هر گاه آتش جنگ شعله کشید، ما به رسول خدا(ص) پناه مى بردیم که در آن لحظه، کسى از ما، همانند پیامبر(ص) به دشمن نزدیک تر نبود.»
از این کلام مولا على(ع) ـ که گزارش قطعه اى کوتاه از تاریخ مبارزات رسول خدا(ص) است ـ مطالب فراوانى را مى توان فهمید، از جمله اینکه رهبران و مدیران جامعه دینى، باید همانند رسول خدا(ص) به راه و هدف خویش ایمان و اعتقاد راسخ داشته باشند و به گونه اى آن را حق بدانند که حاضر باشند تمام هستى و جان خویش را براى...
مرورى بر عدالت اجتماعى در حکومت علوى/ سیدعلى شفیعى
پیش از آنکه مصداق واقعى عدل را بیابیم، ضرورى است مفهوم حقیقى عدل را بفهمیم.
عدل، به معناى «برابرى و همسانى و همسویى» است. در این مورد، دو نکته اساسى، در خور توجه است.
یکم، آنکه عدل، از لغاتى است که مفهوم آن، بیشتر، از ضد آن به دست مى آید، لذا دانشمندانِ لغت شناس، چنین گفته اند: «العدل نقیض الجور».[1]
از کلمه (نقیض) استفاده مى شود که عدل و جور، ثالثى ندارند، لهذا نقیضین هستند که هم اجتماع و هم ...
مبارزه با فساد در حکومت علوى(ع)/ قربانعلى درّى نجف آبادى
با توجه به شرایطى که در بیست و پنج سال بعد از زمان رحلت رسول اکرم(ص) یعنى از سال 11 هجرى تا سال 35 هجرى در دنیاى اسلام به وجود آمده بود و مجموعه اوضاع سیاسى و اجتماعى و فرهنگى و انحرافات و تحریفهایى که مخصوصاً در ثلث سوم این دوران پدید آمده بود و عناصر ناباب و ناسالم بر دنیاى اسلام حاکم شده بودند و حکومت به جاى شایسته سالارى و لیاقت پرورى به دست افراد ناباب و غیر مسؤول افتاده بود و بیت المال به عنوان تیول قشرى خاص از اربابان زر و زور و قدرت تبدیل شده بود و عدالت و مواسات و مساوات و برادرى و وحدت اسلامى از جامعه رخت بر بسته بود و ضعف و سستى و کسالت و تنبلى و تن پرورى جایگزین شجاعت و شهامت...
قهر و مدارا درحکومت علوى / احمد حیدری
با گذر زمان، خلیفه اول توانست با روشهاى مختلف حکومتش را مستقر کند و بالاخره عموم جامعه با یأس از تحول، در مقابل شرایط پیش آمده تسلیم شد. امام على(ع) نیز وقتى پذیرش جامعه را دید، براى حفظ کیان اسلام و وحدت امت اسلامى، مصلحت و وظیفه را در همراهى با عموم جامعه دید و علاوه بر بیعت، در مواقع لازم نیز به یارى حکومت، همت گماشت و با امر به معروف، نهى از منکر، نصیحت، خیرخواهى و ارشاد به تصحیح روش حکومت پرداخت. از آن به بعد نیز گرچه بارها صلاحیت و شایستگى منحصر به فرد خود را براى پذیرش حکومت و عدم صلاحیت حاکمان را براى تصدى آن مسؤولیت اعلام کرد، ولى به رضایت و انتخاب عموم و اکثر جامعه احترام گذاشت و اعلام کرد نسبت به حکومت...
غدیر و فلسفه سیاسى اسلام/ سید علی رضا سید کباری
اگر جامعهاى بینش مادى را بپذیرد و به اقتصاد آزاد گردن نهد و در مبانى عقیدتى و ایدئولوژیکى از فلسفه لذت و اصالت نفع پیروى کند، حکومتى سرمایهدارى شخصى یا دولتى خواهد داشت و اگر از مبانى الهى و قرآنى پیروى نماید، به «حکومت اسلامى» و «مدینه فاضله غدیر» دست مىیابد.
ما در این گفتار به بررسى اجمالى عنصر اصیل در تشکیل حکومتخواهیم پرداخت و با مبانى قرآنى فلسفه سیاسى اسلام آشنا خواهیم شد و...
عوامل ناپایدارى حکومت علوى/ سیف الله صرامی
موضوع اصلى سخن در این مقاله عوامل گوناگون ناپایدارى حکومت علوى(ع) است. بررسى این عوامل هم براى مردمان مؤمنى که در جامعه اسلامى زندگى مى کنند و انتظار دارند در مسیر تکاملى خود شایستگى شهروندى حکومتى با الگوى حکومت علوى(ع) را داشته باشند و هم براى حکومت گرانى که داعیه و انگیزه تشکیل چنین حکومتى را دارند بسیار درس آموز است. نکته مهم در اینجا قبل از بررسى عوامل ناپایدارى این است که گرچه به حقانیت حکومت علوى(ع) اعتراف و باور داشته باشیم و در نتیجه خواهان تشکیل و پایدارى چنین...
علل گرایش مردم به خلافت حضرت على/ نویسنده..........
ریشهء اصلى قیام ، علاقه و ارادت خاص عثمان به خاندان اموى بود. وى که خود شاخه اى از این شجره بود، در راه تکریم و بزرگداشت این خاندان پلید، علاوه بر زیر پا گذاشتن کتاب و سنت ، از سیرهء دو خلیفهء پیشین نیز گام فراتر مى نهاد.
او به داشتن چنین روحیه و گرایشى کاملاً معروف بود. هنگامى که خلیفهء دوم اعضاى شورا را تعیین کرد در انتقاد از عثمان چنین گفت :
گویا مى بینم که قریش تو را به زعامت برگزیده اند و تو سرانجام <بنى امیه >و <بنى ابى معیط>را بر مردم مسلط کرده اى و بیت المال را مخصوص آنها قرار داده اى . در آن موقع گروههاى خشمگین از عرب ...
عدالت اجتماعى در حکومت علوى/ محمود لطیفی
با مراجعه به کتب لغت در مفردات راغب مى خوانیم: العدالة و المعادلة لفظ یقتضى المساواة و یستعمل باعتبار المضایقة ... فالعدل هو التقسیط على سواء ...؛ عدالت و معادله داراى معناى برابرى است و به همین خاطر همواره در مقایسه بین اشیاء کاربرد دارد. عدل همان تقسیم به دو نیم مساوى و هماهنگ است.
و ابن منظور مى نویسد: العدل ما قام فى النفوس انه مستقیم و هو ضد الجور ... و فى اسماء الله سبحانه: العدل، هو الذى لا یمیل به الهوى فیجور فى الحکم ... و العدل: الحکم بالحق. یقال: هو یقضى بالحق و یعدل ...؛ عدل هر آن چیزى که فطرت انسان حکم به استقامت آن نماید و ... .
و در افصاح آمده است: العدل: الانصاف و هو اعطاء المرء ما له و اخذ ما علیه ... عدل فى امره ...: استقام. و ـ فى حکمه: حکم بالعدل...
ضرورت و مشروعیت رهبرى از دیدگاه امام على(ع) / سید احمد خاتمی
مبناى نظریه مشروعیت الهى در باب حکومت، عبارت است از:
الف) اصل، این است که هیچ فردى، بر کس دیگر، ولایت نداشته و حقِّ دخالت در زندگى او را ندارد، مگر خداوند که عقل، حکم به ولایت ذات مقدسش مى کند، از آن رو که منعم است و شکر منعم، از بدیهیات و فطریات است. بنابراین، ولایتِ ذات مقدس خداوند بر انسان، مبتنى بر اصل محکم و استوار و خدشه ناپذیر عقلى است. او خالق همه موجودات جهان هستى و از جمله، انسان است و نیازها و مصالح حال و آینده مردم را مى شناسد و قانون اوست که تأمین کننده سعادت انسان است. این حقیقت، در آیاتِ فراوانى، از جمله موارد زیر آمده است:
إنِ الحکمُ إلاّ لله یَقُصُّ الحقَ و هو خیر الفاصلین؛[6]
فرمان، تنها از آنِ خداست. حق را از باطل جدا مى کند و او بهترین جداکننده حق از باطل...
سیره على (ع) در برخورد با مخالفان / محمد حسین مهوری
رهبران الهى و پیشوایان معصوم علیهم السلام در برخورد با مخالفان خود نهایت رحمت، عطوفت و مهربانى را به کار مى گرفتند تا در حد امکان هر کس را که استعداد هدایت دارد به خود جذب کنند و مبادا بر اثر برخورد تند و خشن پیشوایان، آتش عناد و لجاجت در وجودشان شعله ور شود، سرمایه هدایت آنها را سوزانده، در ضلالت و گمراهى غوطه ورشان سازد یا بر گمراهى و شقاوت آنان بیافزاید. پیشوایان معصوم علیهم السلام بسان پدرى مهربان و دلسوز هستند که در مقابل فرزند ناسپاس و گمراه خود نهایت نرمش، عطوفت، گذشت، مهربانى، تواضع و ... را از خود نشان مى دهد تا او را به خود جذب کند، به دامن ...

