روشنفکری و چالش ها
جلال آلاحمد و مبارزه با غربزدگی
جالب اینکه اصل و اساس سخن فردید و پیروان او درباره غرب این است که غرب دارای وحدتی کلی است و بنابراین نمیتوان جزئی از آن را برگزید و جزئی دیگر را فرو نهاد. و این سخن در نظر آلاحمد هیچ جایگاهی ندارد. آلاحمد در جای جای غربزدگی میخواهد روحیة حماسی ایرانیان را برانگیزد تا در مقابل دنیای غرب برخیزد و به قول او به تعرضی بپردازند. اما هیچگاه این پرسش را طرح نمیکند که چرا تمدنی که قرنهای متمادی در مقابل تاختوتاز اقوام بیگانه و سلطنت ایران چون کوهی ...
مناظرهای درباره مصدق/ روح الله حسینیان با احمد زید آبادی
یکی از عوامل شکست مصدق را اشرافیت وی خواند که هیچگاه نتوانست به مردم تکیه کند. زیدآبادی گفت: این از افتخارات مصدق است به قول آیت الله طالقانی، مصدق مثل موسی در یک خانواده اشرافی متولد شد، ولی از مردم حمایت کرد.
حسینیان در شرح اشرافیت مصدق گفت: مصدق نوهی فتحعلی شاه قاجار از طرف مادر بود. پدرش هدایت الله دفتری بود که منشی لشکر ناصرالدین شاه بود به همین جهت ناصرالدین شاه او را ملقب به دفتری کرد. همچنین مظفرالدین شاه شوهر خالهی مصدق بود، البته هیچ کدام از اینها را من عیب برای مصدق نمیدانم، ولی برای درک یک شخصیت خاستگاه اجتماعی وی باید بحث شود البته حرف آقای زیدآبادی درست است اگر مصدق از اشرافیت خارج می شد ولی مصدق تا پایان عمر با فرهنگ اشرافیت زیست.
وی به عنوان مثال گفت: مصدق در دور اول به عنوان نماینده اشراف اصفهان - چون دور اول انتخابات مجلس شورای ملی طبقاتی بود – انتخاب شد. با اینکه مصدق در اصفهان زندگی نکرده بود نماینده اشرف اصفهان شد؛ ولی به دلیل مخدوش بودن تاریخ تولد صلاحیت وی در مجلس تائید نشد و رد شد به علت اینکه مخالفین تاریخ سنگ قبر شوهر اول نجم السلطنه مادر مصدق را عکس گرفتند و گفتند اگر بلافاصله مادر مصدق بعد از عده شوهر کرده باشد مصدق 27 سال دارد و شرط این بود که نماینده باید 30 سال میداشت. البته مادر مصدق طبق سنت اشرافیت سه بار با سه پیرمرد هفتاد ساله ازدواج کرد. (خنده شدید حضار) ...
بازرگان، فرزند بورژوازى ملى/ محمد قوچانى
بدیهى است که پاره اى گفتار هاى بازرگان در باب دین شناسى، از دقت و موشکافى فیلسوفان و متکلمان برخوردار نیست و منطقى است که پاره اى انحراف هاى دینى به خصوص در گردش به چپ برخى جوانان مسلمان را ناشى از آراى بازرگان یا بدفهمى آثار او بدانیم همچنان که بازرگان بارها در نقد چپ گرایى برآمد و اصولاً بزرگ ترین مخالفان او از همین جمع برخاستند اما اندیشه دینى بازرگان از یک سو نه مانند بورژوازى دولتى ابزارى بود و نه مانند بورژوازى سنتى خرافى و نه همچون چپ گرایان انقلابى الحادى، رگه هاى التقاط که در آراى دینى بازرگان به چشم مى خورد ناشى از ضعف فلسفى او است و نه ضعف دینى وى. اما آنچه مسلم است اینکه بازرگان ...
کم خونی روشنفکری / جلال آل احمد
این چنین بوده است که روشنفکر ایرانی کمکم بدل شده است به ریشهای که نه در خاک این ولایت است؛ و همیشه چشم به فرنگ دارد و همیشه در آرزوی فرار به آنجاست. سختترین دورهها از این نظر، دوره 20 ساله قبل از شهریور است که روشنفکر در خواب اصحاب کهف مانندی چرت میزند تا بوق جنگ دوم با هیاهویی از حرفها و دعواها و موقعیتهای تازه، و آنوقت از نو چه کنم، چه نکنم؟ که این بار از آن سوی بام میافتد. وقتی رادیو لندن به شخصه، به شخص اول بر کنار شده طبقه حاکم اهانت میکند، روشنفکر که نمیتواند از معرکه عقب بماند! این است که یک مرتبه همه میریزند به حزب توده و باز با همان فرنگی بازی و با همان موضعگیریهای در قبال روحانیت، شروع میکنند به کوبیدن مذهب به اسم ارتجاع و کوبیدن حکومت به اسم استعمار. و ...
روشنفکر کیست؟! / هادی صادقی
عقلگرایان مىخواستند پاسخ تمام پرسشهاى انسان را خود بیابند، بدون اینکه جایى براى ولایت فکرى گذشتگان و مرجعیت و وثاقت کلیسا، باقى بگذارند. به گفته کانت مهمترین شعار دوره روشنگرى این بود: «جرئت دانستن داشته باش» (10) این شعار عمدتا در مقابل کلیسا و اقتدار و حاکمیت فکرىاش بود که جرئت دانستن و تحقیق را از مردم و دانشمندان سلب مىکرد. مبادا چیزهایى بیاموزند که با اندیشههاى کلیسایى در تعارض آید. کانت در مقاله کوتاه «روشنگرى چیست» چنین مىگوید: «روشنگرى بیرون شدن انسان از کمینهگى است که خود بر خویش تحمیل کرده است... شعار روشنگرى این است که جسارت بورز و بدان! شجاع باش و از فهم خود بهره گیر» (11) و گلدمن چنین مىنویسد: «من دستاورد اصلى روشنگرى را یعنى بیرون شدن انسان را از کمینهگى خود کرده خویش میان امور آیینى جاى...
تعهد به تغییر - محمد مددپور
جلال آل احمد از روشنفکران و نویسندگان برجسته معاصر است. به مناسب سالروز وفات او روزنامه همشهرى با دکتر محمد مددپور از شاگردان دکتر سید احمد فردید گفتوگویى انجام داده است.
جلال گرچه از خانوادهاى مذهبى است و پدر او از مجتهدین و محل رجوع مردم است، اما اندیشه روحانیت سنتى هیچ تأثیرى در نگاه و اندیشه جلال نداشت. او در زمان حضور در حزب توده، خروج از آن، ورود به جبهه سوم ملى و در سیر و سلوکهاى دیگرى که داشت، حتى زمانى که به غربزدگى رسید، به شدت تحت فضاى سوسیالیسم و عدالت اجتماعى که تئورى و ایدئولوژى غالب در دهه چهل و پنجاه است بود. در این سیر و سلوکهاى فکرى نیز با دکتر احمد فردید و جریان فکرى ایشان و تفسیرها و تأویلهاى او از ایده غرب زدگى آشنا مىشود.
پایان روشنفکرى - احمد فعال
جریان روشنفکرى در ایران با ایدئولوژى و ایدههاى انقلابى شروع شد: ایدئولوژى سوسیالیستى، ایدئولوژى ناسیونالیستى و ایدئولوژى دینى. از یک طرف با روشنفکران سوسیالیست روبهرو بودیم و دغدغه آنها تغییر در ساخت اقتصادى و اجتماعى بود. به زعم این روشنفکران، هرگونه تغییر در روابط تولید، از راه تغییر در ساخت سیاسى امکانپذیر مىشد.
ماجرای روشنفکری در جهان اسلام - محمد قطب ؛ تلخیص و ترجمه : زاهد ویسی
این یک حقیقت است که افکار و اندیشهها همانند افعال و اعمال، پس از طی دورههای نورانی و روشن، راه رکود و پیری را در پیش میگیرند و به غروب و تاریکی میرسند. ظلمت و تاریکی هرگز نمیتواند روح نورگرای و روشناییجوی انسان را راضی کند از این رو همواره در طلب نور و روشنایی بر میآید تا در نهایت به اقلیم روشنایی، قدم گذارد یا سرزمین نور را پدید آورد. رکود، جمود، تقلید، تعصب، تحجر و بسیاری از اصطلاحات دیگری از این قبیل همه با رشتهی ظریف و پنهانی به هم پیوند خورده که مشاهدهی آنها در فضای مبهم و تاریکی که خودشان تولید میکنند، محال و غیر ممکن است.
روشناندیشی - دکتر سیدیحیی یثربی
فرهنگ و مدنیت، محصول و معلول روشناندیشیاند و نیز همچون روشناندیشی دایما از طرف جهل و خودخواهی تهدید میشوند. انسان در مسیر روشناندیشی با خطرات گوناگونی روبروست؛ اما به قول کانت (مرگ 1804 م) مرد بلند آوازه میدان روشناندیشی، «این خطرها چندان هم که میگویند بزرگ نیستند؛ بلکه انسانها با چندبار افت و خیز سرانجام شیوه راهرفتن را میآموزند. اما یک نمونه از ناکامی، امکان دارد که همه را از تجربههای بعدی به هراس افکند»1 و من اضافه میکنم که یک نمونه از ناکامی، نه تنها همه را از تجربههای بعدی به هراس میافکند؛ بلکه زمینه را برای تاخت و تاز جهل و نادانی و حامیان و پاسداران افسانهباوری و خام اندیشی که خود را قیم دیگران میدانند، آماده میسازد.
ضابطههای نواندیشی دینی - سیدعباس حسینی قائممقامی
موضوع سخن، «ضابطههای نواندیشی دینی» است. در این بحث بیش از محتوا، تلاش جهت دستیابی به یک صورت بندی کلی از جریانها و نحلههای نواندیشی و ارایه تعریفی مختصر از آنها است. به گمان، توجه به این صورتبندی در شرایط فعلی جامعه به غایت ضرور است و غفلت از آن میتواند بس خسارت بار باشد. در هماره تفکر اسلامی، در کنار جریان اصیل و معتدل که در حوزه معارف دین بوده با دو جریان افراطی و تفریطی مواجه بودهایم. جریان افراطی از درون جریانهای نواندیش و روشنفکر سر بر میآورد و منظور از جریان تفریطی نیز همان جریانی است که بعنوان جریان متحجر، از آن یاد میشود.

