فرزانگان اخلاق و عرفان
ابن سینا و اخلاق / آیة الله جوادى آملى
رساله «عهد» شیخ رئیس گرچه در زمینه عهد است ولى بخش مهمى از آن، بحثهاى اخلاقى یعنى ارائه راههاى اخلاقى و فنى است. رساله عهد دیگرى نیز از شیخرئیس در حاشیه «شرح الهدایة الاثیریه» صدرالمتالهین (4) آمده است که عهد عملى است. اولین ماده این رساله دوم که در حقیقت...
صدرالمتالهین و تحول علم اخلاق / آیة الله جوادى آملى
حیوانات بیانگر اوصاف انسانىاند; اگر انسان بخواهد غضب خود را خوب بشناسد، باید به حیوانات درنده بنگرد و اگر مایل باشد شهوت خویش را بنگرد، به بهائم شهوى نگاه کند و اگر درستبررسى کند، مىبیند که حقیقت غضب، همان درنده خویى درنگان است و واقعیتشهوت همان شهوتجویى چرندگان; و انسانى که متحرک بالشهوة است، با اشتها و میل حرکت مىکند; نه این که ...
نگاهی کوتاه به سیمای صدرالمتألهین - علامه محمدرضا مظفر.مترجم: حسین روحانینژاد
سخنگفتن از صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازی قوامی، نویسندة کتاب "اسفار"، که در بین مردم به "ملاصدرا" و در میان شاگردان مکتبش به "صدرالمتألهین" مشهور است، برایم بسی لذتبخش است.
من از زمرة کسانی هستم که از عقل و خرد، روح بلند، نیروی مقاومت، آزاداندیشی، بیان نیکو، کمال و پختگی اندیشهها و صراحت در ابراز عقاید و افکار این مرد بزرگ، با وجود تکفیر و آن همه آزار که در حق وی رفته است، شگفتزدهام. ویژگیهایی که برشمردم پیش از آنکه از تاریخ زندگی او درک کنم از نوشتهها و کتابهایش احساس نمودهام.
در محضر عارفان
«در محضر عارفان»
خواجهی طوسی
وقتی شخصی خدمت خواجه نصیر طوسی آمد و نوشتهای از دیگری تقدیم وی کرد که در آن نوشته، به خواجه بسیار ناسزا و دشنام داده شده بود و نویسندهی نامه، خواجه را کلب بن کلب خوانده بود، خواجه در برابر ناسزاهای وی با زبان ملاطفتآمیزی این گونه پاسخ گفت: این که او مرا سگ خوانده است درست نیست؛ زیرا که سگ از جملهی چهارپایان است و عوعو کننده و پوستش پوشیده از پشم است و ناخنهای دراز دارد؛ این خصوصیات در من نیست. قامت من راست است و تنم بیپشم و ناخنم پهن است و ناطق و خندانم و... آن چه در من است متناقض است با آن چه صاحب نامه دربارهی من گفته است.
صراط، ضابطه هویت در اندیشهورزى امام خمینى(ره) - ابراهیم زرگر
نویسنده بعد از بیان تعریفى درباره هویت، آن را داراى بعد سلبى که مستلزم شناسایى «غیر» از «خود» است مىداند. از دیدگاه امام خمینى، هویت اسلامى در پیمودن راه خدا معنا پیدا مىکند. خودىها کسانى هستند که با آنها وحدت راه و صراط داریم و غیرخودى کسى است که در راه ما نباشد.


