سکو لاریسم
چرا "دین و دنیا" / حسن رحیم پور ازغدی
تقابل "دین و دنیا" و تقسیم امور به "مقدس - عرفى" یا "دینى - دنیوى"، و تقسیم حوایج انسان به "حوزههاى دولتى وعمومى" (پابلیک) و "خصوصى و دینى"، استناد دانش حقیقى به گزارههاى تجربى و تفکیک آن از حوزه ارزشها و عدمتنقیح مفهوم"جوهر تخیلى اعتبار ساز"و...،جزء حلقههاى وصل(بلکه فصل)"الهیات" با "احکام عملى" در غرب بوده است.
تفسیر سوء یا ناقص که از "خدا" (و صفات ربوبى) صورت گرفت و غلبه یافت، به نفى احکام خدا و حقوقالهى بشر ونفى تعریف دینى "حیات" و "مسئولیت" و "انسانیت" و ... انجامید و بنابراین است که معتقدیم اگر ...
استبداد، سکولاریزم و حکومت دینى / دکتر سید یحیی یثربی
در نظام ولائى، مبناى کار، هدایت مردم استنه اسارت آنان. و معلوم است که هدایت، نیازمندهوشیارى و گزینش مردم است. از اینجاست کهدر قرآن کریم از طرفى بر این موضوع تاکیدمىشود که در دین، اکراه نبوده و کار پیغمبر،سیطره بر مردم و تصمیمگیرى بجاى آنان نیست.و از طرف دیگر هم بر انذار و تبشیر و هدایتتکیه مىشود. یعنى دادن آگاهى و هوشیار کردنمردم تا امکان...
مبانى فکرى سکولاریسم/حجةالاسلام محمدجواد نوروزى
پیش از ورود به بحث، ضرورى است ابتدا مفهوم «سکولاریسم» را بیان کنیم. این کار موجب مىشود که از یک سو، هنگام کاربرد این واژه، مفهوم آن به دقت مورد بررسى قرار گیرد و از سوى دیگر، این بحث منجر به ایجاد چارچوبى مشترک و واحد گردد و سبب شود که از محدوده بحثخارج نشویم.
حیطه مفهومى «سکولاریسم» چیست؟ آیا مراد از آن، جدایى حوزه دین از سیاست است؟ یا فراتر از آن، الحاد و انکار خدا را نیز شامل مىگردد؟ اگر مفهوم سکولاریسم، الحاد را نیز در برگیرد، دولت مبتنى بر این رهیافت، با دین در تمامى صحنههاى فردى و جمعى و افراد دیندار، که بر اساس مبانى دینى، خود را موظف به دخالت در امور سیاسى مىدانند، برخورد و مبارزه مىکند. اما اگر چنین مفهومى را اخذ نکنیم، در برخى جوانب زندگى مانند جنبههاى فردى و فکرى...
کندوکاوى در مبانى نظرى سکولاریسم/ محمد حسن قدردان قرا ملکى
متفکران و فلاسفه سیاسى آن عصر طرفدار تفویض اختیارات کلیسا و ازجمله واگذارى دادگاههاى تفتیش عقاید و اموال و ثروتهاى کلان کلیسابه امپراتور بودند.
حتى برخى هرگونه حاکمیت کلیسا و پاپ را شرک و کفر توصیف کردندنظریه مزبور، که از سوى اصلاحطلبان و منتقدان مسیحیتسنتى ترویج وتقویت مىشد، یکى از اهدافش به حاشیه بردن کلیسا و فشار بر آن بوددر اینجا، به نام بعضى از طرفداران این نظریه اشاره مىشود:الیگیرىدانته (1265 1321 م): او را به حق، مىتوان از پیشگامان نخستینسکولاریزم در غرب...
سکولاریسم/ نویسنده............
مراد از معرفت عملى، معیارها و احکامى است که در هر واقعه و فعلى از افعال براى او وظیفه عملى را روشن مى کند بنابراین معرفت عملى، شناخت جزئى و باالفعل خوب و بد و باید و نباید اعمال و رفتار است، خواه این افعال و رفتار در حوزه افعال شخصى و فردى باشد یا در تصمیمها، تدبیرها و افعال کلان اجتماعى.
واقعیت این است که در باب افعال و رفتار انسانها ارزشها و معیارها و الزومات کلى وجود دارد قضایایى نظیر «باید صادق بود»، «دزدى بد است» نمى تواند معرفت عملى به دست دهد، زیرا اینها الزاماتى اقتضایى است و به تنهایى نمى تواند روشنگر حکم جزئى و بالفعل یک رفتار باشد زیرا اینکه در هر مورد «چه باید کرد» زمانى روشن...
سکولاریست ها و دولت اسلامى/ خالد توفیق - مترجم : مصطفی فضائلی
اگر بخواهیم از ارزش عقلانیت چشم بپوشیم که طرح هاى (سکولاریستى کردن دولت و عقلانى ساختن تراث (دین)) آن را احاطه مى کند، در طرف دیگر مى بینیم مرتکب خطایى آشکار مى گردد آن گاه که مى پندارد سکولاریزم نیازى شدید براى توده ها و مطلبى مهم براى جوامع عربى و اسلامى است. از باب نمونه در آن اثر، چنین مى خوانیم: (پس بنابراین از خاستگاه مبادرت و پاسخ گویى به مسائل جامعه عرب است)9 که دعوت به سکولاریستى کردن...
جامعه مدنى، سکولار یا دینى؟!/ حسن قدردان قراملکی
طرفداران جامعه مدنى از نوع غربى آن، بهپیروى از فلاسفه سیاسى مغرب زمین، شیوهانتخاب رهبر ذیصلاح جامعه را صرفا و تماما بهعهده اکثریت آراء مىگذارند. و به این سؤالپاسخ نمىدهند که آیا براى همه، توان و امکانتشخیص رهبر اصلح از بین نامزدهاى متعددقائلند یا خیر؟ با این وجود، اگر شیوه دیگرىبراى تعیین رهبر ذیصلاح وجود داشته باشد کهضریب خطاى آن نسبتبه فرض پیشین، کمترباشد، مثلا اشخاص کارشناس و مورد اطمینانبه دور از هرگونه تعصب، کسى را نشان دهد کهبیش از سایرین براى تصدى مقام رهبرى،صلاحیت داشته باشد، در این فرض، «عقل»،کدام گزینه را انتخاب مىکند؟ بنظر نمىرسدپاسخ سئوال فوق براى عقلاى بشر، مشکل باشد،تا سخن از تناقض و غیر عادلانه بودن حکومتمعصوم به میان آورند (14) ،این خود هجرت ازقلمرو خرد و عقل به قلمروى غیر عقلائى...
"جامعه مدنى" و "سرمایهدارى سکولار"/ نویسنده...............
این جامعه مدنى، نه ادامه دولت است که در دولت، دوام یابد و نه وجه بیرونى دولت و بسط آن است.بلکه تنها استخدام دولت و قدرت در خدمت منافع هژمونى سرمایه است که جامعه را به نوعى بردهدارىمدرن، بازگشت مىدهد و خود، علیرغم شعارهایش، فعال مایشاء و تمامیتطلب بتمام معنى است.داورىهاى ارزشى، همه به آن ارجاع مىشود، قانون متبوع، قانون اوست و بدیهاى برآمده از وضع طبیعىو «جنگ همه علیه همه» را نه تنها رفع و رجوع نمىکند بلکه صرفا تغییر شکل مىدهد و از حالتساده بهپیچیده، تبدیل مىکند. حقوق متقابلى، خارجا وجود نخواهد داشت تا انتقال آنها قابل انجام به روشمسالمتآمیز باشد، زیرا عدل و ظلم...
تقابل مشى ائمه:با سکولاریزم/ حسن قدردان قراملکی
جداانگاران دین و حکومت ابتدا به سیره حضرت على(ع) در مساله حکومت استناد مىکنند و بر این باورند که آن حضرت در طول 25 سال سکوت و خانهنشینى، هیچگونه درخواست و اقدامى در به دست گرفتن رشته حکومت از خود نشان نداد. هنگامى هم که پس از قتل عثمان، بختحکومت و دنیا به حضرت رو مىآورد، از آن روى برتافت و از مردم خواست که حاکم دیگرى را انتخاب کنند: «دعونی و التمسوا غیری.» (2)
مهندس مهدى بازرگان در این زمینه مىگوید: «اما على بن ابىطالب نه خلافت - به معناى حکومت - به دست او افتاد و نه او براى قبضه کردن قدرت، تلاش و تقاضایى نمود... على(ع) با استنکاف و عدم تمایل خودش، خلیفه مسلمین و امیر مؤمنین...
محدودیتهاى سکولاریسم - جان کین/سید علىاصغر سلطانى
این اندیشه که دنیاى نوین، همسوى با سکولاریته (Secularity) در حال تخریب بنیادهاى دینى است، زاییده اروپا در نیمه قرن نوزدهم است؛ اما خود مفهوم «سکولار» (Secular) که تنها مختص به تمدن اروپاست، قدمت بیشترى دارد. «ویلیام اهل اوکهام» و «جان وایلکلیف» نویسندگان قرن چهارده، با تمییز قائلشدن بین نهادهاى دیگرى که مشخصاً مذهبى و روحانى بودند، بر مفهوم کلمه «سکولار» صحه نهادند. فرهنگ لغت دکتر جانسون (1755)، سکولاریته را «دنیایى بودن، توجه به چیزهاى دنیاى کنونى»؛ سکولارایز را «تبدیل چیزهاى اختصاص یافته براى استفاده روحانى به استفاده عادى» و «دنیایى ساختن» و سکولاریزاسیون را «عمل سکولارکردن» تعریف مىنماید.

