فرهنگ و مطالعات اجتماعی
عدالت در اسلام (1) و (2) - عبدالجواد فلاطورى/مهدى کهندانى
این مقاله، ترجمهاى از سخنرانى آقاى فلاطورى، پیرامون مفهوم عدالت در اسلام و مسیحیت و رابطه رحمت و عدالت خداوندى در قرآن و سنت اسلامى مىشود. ایشان چنین گفته است: در فرهنگ لغات اسلامى و یا قرآنى دو واژه براى عدالت وجود دارد: یکى، «عدل» که به معناى خود عدالت است و دیگرى، «قسط» که نتیجه و یا حاصل عدالت را نشان مىدهد. اسلام - یعنى تسلیم خدا شدن - مبتنى بر اصل عدالت است، آنچه بعدها براى توجیه توصیف اسلام به عنوان دین قانون در برابر دین لطف (مسیحیت) مورد استفاده قرار گرفت. صرف نظر از اینکه «رحمت» (=مهربانى و لطف) بیش از 700 بار در قرآن آمده است، واژههایى به معناى غضب و یا عدالت (عدل و قسط) تنها بخش کوچکى از آن را تشکیل مىدهند؛ یعنى عدالت و آنچه که به آن مربوط مىشود، نباید در برابر رحمت یعنى لطف و مهربانى، لحاظ شود. سه مفهوم انتقام، عدالت و دین قانون غالباً باعث پیچیدگى داورى در مورد دین اسلام و یهودیت مىشوند، درحالىکه مطابق قرآن، همه ادیان الاهى یک خصیصه مشترک و منحصر به فرد دارند که در عین حال کل محتواى دین را تعیین مىکند؛ یعنى رحمت، رأفت و لطف. قرآن و نیز سنت پیامبرصلى الله وعلیه وآله وسلم بیشتر معطوف به این هدفاند که وحى را ذیل مفهوم رحمت یا باز نمودى از رحمت، یعنى لطف و رأفت خدا معرفى کنند و در قرآن چنین آمده است: (رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً)؛ یعنى پروردگارا علم و رحمت تو شامل همه چیز مىشود.
فلسفه تکنولوژى - شاپور اعتماد
از جمله فلسفههاى مضاف که اهمیت و کاربرد فراوانى دارد «فلسفه تکنولوژى» است که کمتر به آن توجه شده. تقارن علم و تکنولوژى در دوران معاصر، قرینه کاملى در روزگار باستان ندارد. نزدیکترین بصیرتهاى باستانى، اقوالى است که در قرن پنجم قبل از میلاد تا قرن چهارم، نزد ماقبل سقراطیان شکل مىگیرد و بنا بر گفته ارسطو، مبداء مستمرترین بحث آکادمیک، قبل از تأسیس آکادمى افلاطون، فلسفه مىباشد که تا دوره معاصر ادامه مىیابد. تلاقى علم و تکنولوژى و فلسفه در قالب علم جدید به ظهور آمد، با آنکه این روایت سادهاندیشانه است مىتوان گفت؛ که تا همین اواخر با وجود اینکه مصادیق تکنولوژى در برابر ما بسیار بودهاند؛ اما هیچ وقت به صورت متمرکز به آنها فکر نکردهایم. در مجموعه اندیشههایى که در قرون متمادى شکل گرفت، تکنولوژى مورد توجه واقع شده و همراه آن نظام سیاسى از زاویه تکنیک و تکنولوژى نیز نگریسته مىشود. اولین کتاب با نام «فلسفه تکنولوژى» در قرن 19 منتشر مىشود. امروزه این مباحث از قلمرو فرهنگ عمومى جدا شده و در سطح آکادمیک بررسى مىشود و سپس در سطح عمومى منعکس مىشود.
تغییر در ساختار جامعه مدرن
به نظر نویسنده، «مارشال مک لوهان» به عنوان استاد و پیشواى ارتباطات و مطالعات رسانهها شناخته شده است؛ چرا که وى آرایشى از ابزارهاى مفهومى و شیوهاى در اندیشیدن به جامعه و تغییرات آن را در اختیار ما مىگذارد، برخى هم مانند «آلوین تافلو» و «جان نسبیت» و «آرنلود تویین بى» و «تامس کان» سعى کردهاند تا به دیدگاههاى او نزدیک شوند.
از جامعه مدنى به مدینةالنبى - محمدجواد حیدرى کاشانى
این مقاله برآن است تا به بررسى تطبیقى جامعه مدنى و ساختار جامعه مدینةالنبى بپردازد. اساساً دین چه نسبتى با جامعه مدنى دارد، تعامل دین و دولت در این جامعه چگونه است؟ آیا پیدایش جامعه مدنى در عصر جدید ارتباطى با این جامعه در عصر نبى اکرمصلى الله وعلیه وآله وسلم دارد؟ جامعه مدنى و دین چه سنخیتى دارند؟ موضوع جامعه مدنى نسبت به جهتگیرهاى مذهبى اشخاص چیست؟ معیار تشخیص جامعه مدنى و تفاوت آن با مدینةالنبى چیست؟ این مقاله، تلاش مىکند تا به سؤالاتى از این دست پاسخ دهد. نویسنده محترم، معتقد به تباین ماهوى و عمیق جامعه مدنى و دینى بود. و در پایان به تفاوتهاى این دو جامعه و ویژگىهاى جامعه مدینةالنبى اشاره دارد.
مفهومشناسى توسعه علمى - على اکبر رشاد
آقاى رشاد تعبیر «توسعه علمى» را تعبیرى مبهم مىداند و معتقد است که باید به جاى آن از تعبیر «تکامل علمى» استفاده کرد. در نظر ایشان علمى که در اسلام توصیه شده است، علم مفید است که مشتمل بر علم الابدان و علم الادیان است. در دینى شدن علم نیز پنج وجه محتمل است.
دیدگاه شما درباره توسعه علمى چیست؟ چه معنایى براى این اصطلاح قائل هستید؟
موانع روششناختى توسعه علوم انسانى - احدفرامرز قراملکى
توسعه علوم انسانى عوامل مختلفى دارد. در این مقاله به موانع مختلف رشد دانشهاى انسانى اشاره شده است. درآمیختن مشکل و مسئله، تحویلىنگرى، اخذ مسئله نما به جاى مسئله، اخذ نظریه به جاى فرضیه، درآمیختن مرز علوم، حصرگرایى روششناختى و فقدان الگوى پژوهشى براى تحلیل چند تبارى، هفت مانع عمده در راه رشد و توسعه علوم انسانى برشمرده شده است.
بردگى در جامعه فراصنعتى - برنار استیگر/على جعفرى
مقاله با انتقاد از مفهوم سرگرمى مطلق، یعنى استفاده از اوقات فراغتى که بدون هیچ اجبار اجتماعى است آغاز مىشود. این سرگرمى عامل ایجاد تنگناهاى اجبارى تودهاى بیشتر براى فرد است. حقیقت سازماندهى اوقات فراغت، گرفتار کردن انسانها توسط صنایع فرهنگى است که نوعى «بندگى سازماندهى شده» است. نویسنده سپس به مفاهیمى همچون «جوامع کنترل» و «از دست رفتن فردیت» اشاره مىکند و با گزارشى از اندیشههاى فروید در زمینه روانشناسى تودهها، به بحث کنترل رسانههاى گروهى توسط گروهى محدود مىپردازد.
تولید علم زمینهساز استقلال کشور است - گفتوگو با جواد منصورى
این مصاحبه طولانى با پرسش و پاسخهایى درباره جایگاه علم و تولید علم در جامعه اسلامى و نیز نقش آن در توسعه آغاز مىشود؛ پس از اشاره به علت مهاجرت محققان به کشورهاى دیگر، مجدداً به بحث جنبش تولید علم از دیدگاه اسلامى بازمىگردد. و به بحث رابطه علم و ایمان مىپردازد. علم بدون ایمان نوعى تهدید براى جامعه بشرى و در عین حال جزو ابزار دفاعى هر ملتى است و مهمترین نقش را در استقلال کشور دارد.
آیا سنت اجتماعى اسلام ضمانتبقاء و اجرا دارد؟
آیا سنت اجتماعى اسلام ضمانتبقاء و اجرا دارد؟
(اشکالاتى بر مبانى تمدن اسلامى (1))
ممکن استخواننده محترم بگوید: گیرم دعوى شما حق باشد، یعنى نظام اجتماعى، عالىترین نظام و نظر اسلام در پدید آوردن جامعهاى صالح، پیش رفتهترین و متقنترین واساسىترین نظریهها باشد و حتى از نظریه جوامع پیشرفته عصر حاضر نیز متقنتر باشد، ولى
درخشش زنان مسلمان در عرصه ی علم و فرهنگ در صدر اسلام /دکتر سهیلا جلالی
نویسنده ی محترم در مقاله ی حاضر به درخشش زنان مسلمان در عرصه ی علم و فرهنگ ـ آن هم در عصری که مسبوق به تاریکی و جاهلیت مطلق بود ـ پرداخته است. این نوشته برگرفته از بخشی از رساله ی دکتری ایشان با عنوان "مشارکت اجتماعی زنان ...


