غرب شناسي

نیچه و نیهیلیسم پسامدرن - شهریار زرشناس‏

متن حاضر، سخنرانى شهریار زرشناس در همایش شناخت، نقد و بررسى آرا و آثار «نیچه» مى‏باشد. به نظر وى، تاریخ تمدن غرب به سه دوره تقسیم مى‏شود: دوره اول: تکوین؛ دوره دوم: تثبیت؛ دوره سوم: بحران. که نیچه پیام‏آور دوران بحران، «دکارت» تکوین دهنده و «کانت» تثبیت کننده است، البته «هگل» هم ادامه دهنده راه کانت و آخرین فیلسوفى است که در تأیید و تثبیت مدرنیته گام برداشت.

بحران پست مدرنیستى معرفت - احد فرامرز قراملکى

هدف این مقاله، ابتدا تبیین بحران معرفت در عالم پست‏مدرن است تا زمینه‏اى باشد براى ارائه راه حلى در این زمینه و بدین منظور ابتدا تحت عنوان طرح مسئله، تعریفى اجمالى از پست‏مدرنیسم و رابطه آن با مدرنیسم ارائه مى‏دهد.و به معرفى راه‏هاى گوناگون مقابله با نسبیت برآمده از فرا تجددگرایى مى‏پردازد، که یکى نفى مدرنیسم و پست‏مدرنیسم و بازگشت به سنت سلف است و دیگرى تسلیم کامل در برابر نتایج پست‏مدرنیسم و سرانجام مواجهه نقادانه با معضل فراروست.

شناخت ماهیت و عملکرد امپریالیسم - حسین صفریان‏

امپریالیسم یکى از مهم‏ترین جریاناتى است که در قرون اخیر تأثیر بسزایى بر مسائل سیاسى و اقتصادى جهان داشته و شاید کمتر کسى در جهان از آثار و تبعات این جریان به دورمانده است. به اعتقاد ما و بسیارى از اندیشمندان، اهداف اقتصادى و سرمایه‏دارى مهم‏ترین هدف امپریالیسم به شمار مى‏رود.

نقدى بر مقاله «نظر علامه طباطبایى درباره غرب‏» -نصرالله آقاجانى

از جناب آقاى دکتر رضا داورى، کتابى تحت عنوان «درباره غرب‏» به چاپ رسیده که حاوى هشت مقاله است .
ششمین مقاله آن، به‏نام «نظر علامه طباطبایى درباره غرب‏» است که مؤلف محترم به بررسى نظر علامه درباره غرب - بر اساس جلد چهارم المیزان - پرداخته است . هر چند اکتفا به یک جلد، در حد یک مقاله چندان قابل مناقشه نیست، ولى در همین حد هم به‏نظر مى‏رسد در پاره‏اى از موارد، در ترجمه یا برداشت عبارت‏هاى المیزان دقت لازم به عمل نیامده است . بنابر این ما ضمن نقل عبارت‏هاى المیزان، همراه با ترجمه و توضیح، مطالب جناب دکتر داورى را از مقاله فوق بیان کرده، موارد اختلاف با مقصود علامه را متذکر خواهیم شد تا شاید مفید واقع شود .

جماعت گرایی - ویل کیملیکا . ترجمه فرهاد مشتاق صفت

عنوان‌ جمعیت‌گرایی‌ یا جماعت‌گرایی‌ - که‌ البته‌ شاید نتوانیم‌ آن‌ را معادل‌ رسا و کامل‌ و دقیقی‌ برای‌ کامیونیتاریانیسم‌ بدانیم‌ - نام‌ یکی‌ از فلسفه‌های‌ سیاسی‌ زنده‌ و پویا و مطرح‌ فرهنگ‌ کنونی‌ غرب‌ است. به‌ اندازه‌ای‌ که‌ اطلاع‌ داریم‌ تاکنون‌ در زبان‌ فارسی‌ بطور مشخص‌ جهت‌ معرفی‌ این‌ فلسفه‌ سیاسی، مطلب‌ قابل‌ اعتنایی‌ «به‌ زبان» و خصوصاً‌ «به‌ نگارش» درنیامده‌ است‌ گرچه‌ برخی‌ از آرأ طرفداران‌ این‌ فلسفه‌ سیاسی‌ - مانند مکینتایر - در موضوعاتی‌ خاص‌ مطرح‌ و بررسی‌ شده‌ است. از این‌ رو متن‌ حاضر می‌تواند به‌ سهم‌ خود فتح‌ بابی‌ باشد برای‌ کسانی‌ که‌ مایل‌ هستند با فلسفه‌های‌ سیاسی‌ مطرحی‌ چون‌ جمعیت‌گرایی، در غرب‌ معاصر آشنا شوند. در واقع‌ می‌توان‌ گفت‌ کامیونیتاریانیسم‌ به‌ عنوان‌ نوعی‌ نگرش‌ در فلسفه‌ سیاسی، از جهتی‌ خاص، یک‌ واکنش‌ فکری‌ در برابر لیبرالیسم‌ به‌ عنوان‌ یک‌ فلسفه‌ سیاسی‌ است. گذشته‌ از اختلاف‌ نظرهایی‌ که‌ میان‌ کامیونیتها و لیبرالیستها در مورد مبانی‌ انسان‌شناسی‌ و جهان‌شناسی‌ و مسائلی‌ چون‌ وظیفه‌ حکومت، آزادی، خیر عمومی‌ و رابطه‌ فرد و جامعه‌ وجود دارد باید اذعان‌ کرد کامیونیتاریانیسم‌ در غرب‌ کنونی‌ جریان‌ توانا و هوشمندی‌ است‌ که‌ به‌ عنوان‌ یک‌ دیدگاه‌ منسجم‌ و سازمان‌یافتة‌ فکری‌ در یکی‌ از محورهای‌ فعالیتش‌ به‌ نقادی‌ لیبرالیسم‌ می‌پردازد اما در مقاله‌ حاضر بیش‌ از آنکه‌ بطور مستقیم‌ از طریق‌ بیان‌ صرف‌ دیدگاههای‌ جماعت‌گرایان‌ به‌ توصیف‌ آرای‌ آنها پرداخته‌ شود. مؤ‌لف‌ می‌کوشد در قالب‌ طرح‌ تعارضاتی‌ که‌ میان‌ دیدگاههای‌ لیبرالیستها و کامیونیتها در مسائل‌ مختلف‌ وجود دارد به‌ تبیین‌ دیدگاههای‌ کامیونیتها بپردازد.

امریکا و خاستگاه نظریات سیاسی لاک - هرمان لیبا ویکس . فرهاد مشتاق

جان‌ لاک‌ که‌ از فیلسوفان‌ برجستة‌ انگلیسی‌ و تجربی‌ مسلک‌ است، در حوزة‌ مباحث‌ فلسفی‌ و اجتماعی‌ از آرأ قابل‌ اعتنایی‌ برخوردار است. دیدگاههای‌ خاص‌ تحلیلی‌ او درباره‌ مسائلی‌ چون:
-1 وضع‌ طبیعی‌ و قانون‌ اخلاق‌ طبیعی‌ مبتنی‌ بر آن‌
-2 دو حق‌ طبیعی‌ و دارایی‌ خصوصی‌
-3 قرارداد اجتماعی‌ بعنوان‌ منشأ جامعه‌ سیاسی‌ و حکومت‌ مدنی، باعث‌ آن‌ شد تا او در شمار مهمترین‌ فیلسوفان‌ صاحب‌ فلسفه‌ سیاسی‌ای‌ قرار بگیرد که‌ در شکل‌گیری‌ دنیای‌ جدید بعد از رنسانس‌ سهم‌ مؤ‌ثری‌ داشته‌اند.
اما آنچه‌ در مقالة‌ حاضر عرضه‌ می‌شود به‌ تعبیر موجز نویسندة‌ آن‌ این‌ است‌ که: «لاک‌ در مقام‌ یک‌ متفکر، منابع‌ وسیع‌ بلااستفادة‌ دنیای‌ جدید را، برای‌ تدارک‌ مقدمه‌ کبرایی‌ که‌ اساس‌ بحث‌ فلسفه‌ سیاسی‌ او را تشکیل‌ می‌دهد، بکار گرفت.

تحمل اجتماعی و پلورالیزم دینی - حمید پارسانیا

لیبرالیسم‌ برای‌ دفاع‌ از هم‌ عرض‌ بودن‌ ایدئولوژی‌های‌ مختلف‌ و یکسان‌ بودن‌ نسبت‌ همه‌ آنها به‌ «حقیقت»، باید به‌ متدینینی‌ که‌ با اعتماد به‌ وحی‌ و عقل‌ قدسی، مد‌عی‌ وصول‌ به‌ حقیقت‌ هستند وعقاید و آرمانهای‌ دینی‌ خود را «صادق‌ و حقیقی» و آنچه‌ را متناقض‌ آن‌ باشد «باطل‌ و خطا» می‌خوانند، پاسخ‌ به‌ انکار حقایق‌ دینی‌ بپردازند و یا کلام‌ جدیدی‌ را تاسیس‌ کند که‌ ضمن‌ اذعان‌ به‌ حقایق‌ دینی، توان‌ همراهی‌ با لیبرالیسم‌ را داشته‌ باشد. تفسیری‌ که‌ هیک‌ از پلورالیسم‌ دینی‌ عرضه‌ می‌کند در جهت‌ لیبرالیسم‌ به‌ کار گرفته‌ می‌شود.

پرسش و پاسخهای دین پژوهی ( پلورالیسم دینی )

پی‌آمدهای منفی پلورالیسم دینی کدامند؟

پلورالیسم دینی به معنای «به رسمیت شناختن دین‌های گوناگون و اعتقاد به این که‌همه‌ی آن‌ها حقیقت دارند»، برخی پی‌آمدهای منفی دارد که بر می‌شماریم‌:

1ـ اجتماع نقیضین
هواداران پلورالیسم گفته‌اند: «پلورالیسم (تکثر و تنوع را به رسمیت شناختن و به‌تباین و ناکاستنی و قیاس ناپذیری فرهنگ‌ها و دین‌ها و تجربه‌های آدمیان‌، فتوا دادن‌...)به شکل کنونی آن متعلق به عصر جدید است‌.([1]) علی ای‌ّ حال با تنوعی روبه رو هستیم‌که به هیچ رو، قابل تحویل به امر واحد نیست و باید این نوع را به حساب آوریم و نادیده‌نگیریم و برای حصول و حدوث تنوع نظریه داشته باشیم‌.»([2]) پلورالیسم مثبت‌، معنا وریشه‌ی دیگری هم دارد و آن این که‌، بدیل‌ها و رقیب‌های موجود واقعاً کثیر هستند؛یعنی تباین ذاتی دارند.([3]) اختلاف مؤمن و گبر و جهود، اختلاف حق و باطل نیست‌، بلکه‌اختلاف نظرگاه‌، آن هم نه نظرگاه پیروان ادیان‌، بلکه نظرگاه پیامبران‌: است‌.([4])

بحران دموکراسى آمریکا - محمدجواد لاریجانى

چندى پیش ریچارد رورتى، فیلسوف معاصر آمریکایى، به دعوت مؤسسه تحقیقات وابسته به سازمان مدیریت و برنامه‏ریزى به ایران سفر کرد و مباحثى را در جمع تعدادى از اندیشمندان ایرانى مطرح نمودند. در ادامه، سخنان آقاى لاریجانى را درباره اندیشه‏هاى ایشان مى‏خوانیم

دو غرب - گفت‏وگوى ساموئل هانتینگتون و آنتونى گیدنز/ مهرداد میردامادى

اختلافات ایالات متحده آمریکا با اتحادیه اروپا، دست‏مایه گفت‏وگویى بین ساموئل هانتینگتون و آنتونى گیدنز قرار گرفته است. هانتینگتون این اختلاف را محصول ساختار قدرت جهانى مى‏داند که با حضور یک ابر قدرت و چند قدرت مهم منطقه‏اى شکل گرفته است. کشورهاى درجه سوم برخى مناطق براى گریز از سلطه قدرت‏هاى منطقه‏اى، به آمریکا روى مى‏آورند. صف‏بندى کشورها بر سر مسئله عراق در سازمان ملل، شاهد این مدعاست.