بهائيت
دعوت به مناظره از جامعه بهائیت ایران از سوی سایت محاکمه
سایت محاکمه به عنوان اولین سایت نقد و بررسی فرق انحرافی شیعه در اقدامی تازه اعلام کرد که از جامعه بهائیت ایران برای مناظره دعوت به عمل آورده است .
این اقدام سایت محاکمه که همراه با اعلام فراخوانی منتشر شده در نشریات نیز محسوب می شود اینچنین بیان شده است :
دعوت به مناظره از جامعه بهائیت ایران از سوی سایت محاکمه
سایت محاکمه برای محاکمه فرقه های ضاله
سایت محاکمه با شعار - ان الدین عندالله الاسلام - و با محوریت منتقدین حرکت های اربابان کژگوی مدعی حقیقت آغاز به کار کرد . در این سایت مخاطبان می توانند به مقالاتی در رد فرقه ها و ادیان ساختگی بشر دست یابند . برای مشاهده سایت از آدرس زیر استفاده کنید :
نكته
با سلام
من تازه عضو این سایت شده ام و مطالبی درباره بهاییت خوانده ام. دوست دارم به چند نكته اشاره كنم
نخست این كه بهاییت چه ضاله باشد و چه هادی، برخی از انسان ها به آن ایمان دارند و خود را بهایی می دانند و به همین دلیل هرگونه تمسخر و توهین نسبت به آن توهین به افكار و اعتقادات بهاییان است. و این كار به هیچ وجه شایسته كسانی كه خود را مدعی دینداری و هدایت می دانند نیست. مگر در قرآن خود خدا فرمان نداده كه به بتهای بتپرستان توهین نكنید.
بهائیت و فتوای مراجع تقلید
نظر چهار تن از مراجع تقلید و همچنین نظر دانشمند ارجمند حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان را در رابطه با بهائیت که در ذیل فتاوای مراجع و نظر حجت الاسلام انصاریان را مشاهده می نمایید :
سوالات مطرح شده:
1-آیا بهائیت ضاله و منحرف است؟
2-آیا بهائیان نجس هستند؟
3-آیا بهائیان اجازه تبلیغ فرقه خود را در کشور از نظر شرعی دارند؟
پاسخ ها
مقام معظم رهبری حضرت ایت الله عظما سید علی خامنه ای(دامت برکاته)
بهائیان « قهرمانان تحریف »
در سایت های مختلف ، به وفور دیده شده که دوستان بهایی برای اثبات مسلک خود به آیه 5 سوره سجده متوسل می شوند . از این جهت لازم دیدم مطلبی که در تفسیر نمونه در ارتباط با این آیه آمده برای دوستان ذکر کنم تا مشخص شود تحریف کنندگان در قرآن چه کسانی هستند .
آیه مزبور :
یُدَبِّرُ الاَمْرَ مِنَ السمَاءِ إِلى الاَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فى یَوْمٍ کانَ مِقْدَارُهُ أَلْف سنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ( 5 )
مدعیان دروغین
پس از افتضاح بدشت که بسیاری از سران بابی آن را مرتکب شدند و شخصیتی چون قره العین در آن شرکت داشت مدعیان نجات بشر به استانهای مشهد و مازندارن رانده شدند. ذکر برنامه های حسین بشروئی و بارفروش در مشهد نیازمند بررسی بیشتر تاریخ بابیت و بهائیت است که در این رابطه کتابهایی هم نوشته شده است.
بشروئی مقاومت مردم متدین مازندران را مهمترین مشکل خود ارزیابی می کند تا به قلعه ای که یکی از بزرگان شیعه به نام ابی منصور احمد ابن علی طبرسی نویسنده کتاب احتجاج در آن مدفون است پناه می برد.
اختلاف و تفرقه
البته در میان همه ملل اختلافات متنوع وجود دارد ولی مسئله ای که مورد توجه حقیر قرار گرفته است این است که چه طور عناصر اصلی یک حرکت (دین)به نحو فاحشی با یک دیگر اختلاف دارند.
شاید مطالعه مجدد تاریخ شیخی گری و بابی گری به تواند برخی از دوستان را قانع سازد که که این حرکت به طور بنیادی مورد سئوال است.
مسئله شیخیه پس از علی محمد شیرازی به طوز چشمگیری دچار تحول شد آنهم از سوب افرادی که برخی از آنان آصحاب سر و نزدکان جریان بابیه بودند.
عید رضوان گذشت ، اما ما تبریک نگفتیم . پس این عید رفته به شما مبارک
البته باید تاریخ درخشان یک جریان نه چندان قدیمی را از تاریخ غم ها و غصه های یک ملت طلب نمود از همه آنها که ایرانی اند و غبار خستگی و درد از یک تاریخ استعمار و خیانت شکسته اشان کرده است.
کسی نیست به پرسد چگونه خدا راضی است کشوری مثل روسیه که خون،خاک و ناموس این کشور به دستان ناپاکش آلوده است بزرگترین حامی پیامبرش باشد.ویا کشوری مثل استعمار گر پیر با تمام جنایتهایی که در این کشور ،عراق ،شبهه قاره و کشورهای دیگر کرده به منظور ایجاد تحول بنیادین مذهبی و فرهنگی از انسان معلوم الحالی حمایت کند.
اگر علی محمد قائم بود!!!!
مهم ترین کتاب حسین علی نوری کتاب اقدس و ایقان است و در هر دو کتاب در میان بهائیان دارای احترام ویژه ای است. کتاب ایقان که چندین بار توسط لجنه نشر آثار بهائی تصحیح شده است حاوی مطالبی است که بخشی از آن در ارتباط با اثبات قائمیت علی محمدی شیرازی است.این کتاب درآخرین سالهای اقامت وی در بغداد نگاشته شده است.این بحث برای حسین علی نوری ومبلغین بهائی حائز اهمیت بوده است که بتوانند اثبات کنند علی محمدشیراز آخرین اما شیعیان یعنی حجت بن احسن مهدی است. کسی که با آمدنش جهان را از عدل داد پر خواهد کرد.
تناقضات در کتب بهائی
بررسی و نقد بهائیت ، در این مقاله مختصر، صرفا با استناد به کتب موثق بهایی که در همه محافل آنها در دسترس است، و حتی الامکان فقط کتب نوشته شده توسط دو شخص اول بهاییت یعنی آقای علی محمد شیرازی ملقب به باب و میرزا حسینعلی ملقب به بها می باشد به تناقضاتی که در کتب آنها موجودمی باشد استناد میکند.
آقای باب و مساله امام زماندر صفحه بیست و هفت از کتاب صحیفه عدلیه ایشان مینویسد: حصرت امام حسن عسکری دارای فرزندی بنا محمد بوده که قائم اسلام و صاحب الزمان است.در صفحه پنج توضیح لغات و اصطلاحات کتاب بیان فارسی در تفسیر حرف میم که در صفحه پنجاه و هشت آمده میگوید: امام دوازدهم، محمد ابن الحسن العسکری.در لوح الف در کتاب اسرار الآثار جلد یک صفحه صد و هشتاد به بعد مضامین زیر را میبینیم: بعضی نسبت داده اند که من ادعای امامت و یا رسالت کرده ام. (خدا ایشان را به سبب این تهمت بکشد)!!!… عده أی دیگر نسبت بابیت به من داده اند، (خدا ایشان را لعنت کند)!!!. از برای حضرت بقیه الله بعد از نواب اربعه دیگر نایبی وجود ندارد و هر کس چنین ادعایی کرد (بر همه واجب است که او را بکشند.)!!! سپس اعلام میکند که امروز امام زمان محمد ابن حسن العسکری امام بر حق و حجت خدا میباشدآقای باب و مساله امام دوازدهم شیعه در صفحه پنج از کتاب صحیفه عدلیه میرزا علیمحمد راجع به دین اسلام بحث میکند و میگوید: این شریعت مقدسه نسخ نخواهد شد، بلکه حلال محمد حلال است تا روز قیامت و حرام محمد حرام است تا روز قیامت.در صفحه هفتاد و هشت از کتاب رحیق مختوم جلد اول در ترجمه آیه 40 سوره احزاب (که من این آیه را در مقاله تحت عنوان اسلام تنها آیین یکتاپرستی مورد استناد قرار داده ام) از قول آقای میرزا حسینعلی معروف به بها الله میگوید: رسالت و نبوت به حضرت محمد صلی الله علیه ختم گردید و مقام من رسالت و نبوت نبوده و نیست. در صفحه صد و چهارده از قاموس توقیع جلد اول دقیقا این مطلب تکرار شده است.آقایان علیمحمد و حسینعلی و مساله خدامیرزا علیمحمد در صفحه پنجم از لوح هیکل الدین که ضمیمه بیان عربی است، خود را ذات خدا و هستی او معرفی مینماید.میرزا حسینعلی نیز به صورت جداگانه در صفحه دویست و بیست و نه از کتاب مبین اظهار میدارد: لا اله الا انا المسجون الفرید. یعنی نیست خدایی بجز من زندانی تنها.آقایان بهایی در جریان هستند که تفسیر دستورات و مطالب کتب طبق این آیین حرام است، و باید ظاهر عبارات را بپذیرد. پس بر هر بهایی واجب است که هر دو ادعا را قبول کرده و تا اینجا دو خدا داشته باشد، یکی میرزا علیمحمد که طبق همین آثار اشاره شده، یکروز خود را عبد امام دوازدهم حضرت محمد ابن حسن العسکری میدانست، بعد به درجه قائمیت، و بعد بتدریج تا حد خدایی صعود فرمود. و دومی هم آن خدای تنها و زندانی بود. محققین در علوم ادیان هم بدانند که بیشترین آیات عذاب که در قرآن وعده داده شده برای دو دسته است: یکی مشرکینی که برای خدای زمین و آسمان شریک قائل شوند که مثالشان روشن است. دوم کسانی که به اسلام کافر شوند که آنها هم مثالشان روشن است. محافل محترم بهاییت(البته اگر چیزی از شما باقی مانده) توجه کنید: اگر مشکلتان برای تبلیغ در ایران رسمیت یافتن است، من همان کتب چاپ خودتان را با هر تیراژی که بخواهید چاپ و به رایگان در ایران پخش میکنم.البته اگر با رسمیت یافتن فرجی حاصل میشد در سایر نقاط جهان که رسمی بودید و هستید و تازه بماند که فقط بیست و چند سال است که شما اجازه جفنگ بافتن ندارید و قبل از آن که همه نظام و سرمایه ایران در خدمتتان بود چه کردید؟ یکی از نقاط ضعف کسانی که حرف درست و منطقی برای گفتن ندارند در طول تاریخ سرکوب مخالفین و عدم اجازه طرح دیدگاههای مخالف بوده است. البته این کار غیر متمدنانه از این دین بقول خودشان فوق العاده مترقی و جهانی بعید است و فقط یک اشاره کوچک در صفحه صد و نود و هشت کتاب بیان شده که میگوید: تمام کتابهای عالم را به غیر از کتب امری و آنچه در قلمرو بیان نگارش یافته از بین ببرید.بهاییها ببینید این دستورات دستور خداست؟ مردم ببینید این دین آسمانی است؟ مردم ببینید این کتابها الهی است؟ من جرات نمیکنم اینجا آن جملات را بیآورم و میتوانید تلفنی سوال کنید، اما بهایی عزیزی که این مطالب را خواندی و میخوانی و بعد هم ماخذش را یادداشت میکنی و اگر گذاشتند کتابها را ببینی عین آنرا در همان صفحه میخوانی، من میدانم که از کودکی ترا در این محدوده محصوره زندانی عقایدی کردند که الآن فقط با همه وجودت به آن عادت کرده أی و نمیخواهی و نمیتوانی جامعه به ظاهر دوست داشتنی خود را ترک نمایی یا از طرد شدن میهراسی. آری جدایی از دوستان صمیمی و خاطرات شاد کنار آنها سخت است، من میفهمم و با تمام وجود احساس میکنم که جدایی از خانواده چقدر سخت است، جدایی از پدر و مادر و برادری که همه لحظات عمر در کنارت بوده اند بسیار سخت است اما جدایی از خدایی که همه این سالها بالای سرت بوده و اینهمه ظلم تو را دیده، و با این حال اینهمه نعمت به تو عطا کرده سخت نیست؟ آیا تحمل این جدایی را ازین به بعد هم خواهی داشت؟ آیا میخواهی همین کیش آبا و اجدادی را بر دوش بکشی اگر چه آنها جایگاهی جز آتش برایشان نباشد؟ آیا آنها گناه تو را هم بر دوش خواهند کشید یا تو آنجا به تنهایی مسوول اعمال خود خواهی بود؟ آیا بدنت آنقدر قوی شده که تحمل عذابهایی که در قرآن برایت نوشته اند بیاورد؟ من میدانم که شما در این جریان و در بوجود آمدن آن هیچ گناهی نداشته اید.

