بشارت

ارسال توسط ماني در 2/4/1385.مسيحيت

لطفا دلیلهایی كه ثابت میكند مسیح هم به پیامبری حضرت محمد(ص) خبر داده بود بگوئید!

ارسال توسط faqih در 3/4/1385.

سلام دوست عزيز!
آيا كلمه"فارقليط " را شنيده ايد؟
در متن انجيل ميخوانيم:
اگر شما مرا دوست دارید، احكام مرا نگاه دارید و من از پدر خواهم خواست تا «فار قلیط» دیگرى به شما بدهد، تا ابد با شما خواهد ماند. او روح حق و راستى است كه جهان نمى تواند او را قبول كند: زیرا كه او را نمى بیند و نمى شناسد، امّا شما را مى شناسد، زیرا كه نزد شما مى ماند و در شما خواهد بود
انجیل یوحنّا، باب 14، 15 17

«من این سخن ها را به شما گفته ام وقتى كه با شما بودم، لكن آن «فارقلیط» كه پدر او را به اسم من خواهد فرستاد، شما را هر چیز خواهد آموخت و هر چیز من به شما گفته ام به یاد شما خواهد آورد».
باب 14، ص 25 - 26.

«حالا قبل از وقوع به شما خبر دادم تا وقتى كه واقع گردد ایمان آورید.
باب 14: 29.

«چون آن فارقلیط كه من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، روح راستى كه از اطرف پدر مى آید او درباره من شهادت خواهد داد».
باب 15: 26.

قراین روشنى داریم كه گواهى مى دهد مراد از "فارقلیط" ، پیامبرى است كه پس از مسیح مى آید نه روح القدس:
1- نخست باید توجّه كرد كه از برخى از تواریخ مسیحى استفاده مى شود كه پیش از اسلام در میان علما و مفسّرین انجیل مسلّم بود كه «فاقلیط» همان پیامبر موعود است; حتّى گروهى از این مطلب سوء استفاده كرده و خود را «فارقلیط» موعود معرّفى نموده اند.
مثلا: «منتسر» كه مرد ریاضت كشى بود و در قرن دوّم میلادى مى زیست، در سال 187 در آسیاى صغیر مدّعى رسالت گردیده و گفت: من همان فارقلیط هستم كه عیسى از آمدن او خبر داده است و گروهى از وى پیروى كردند.(7)
2- از آثار و تواریخ مسلّم اسلامى كاملا استفاده مى شود كه سران سیاسى و روحانى جهان مسیحیّت در روزهاى بعثت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)همگى در انتظار پیامبر موعود انجیل بودند، از این جهت هنگامى كه سفیر پیامبر نامه او را به زمامدار حبشه داد، پس از خواندن نامه رو به سفیر كرد و گفت: من گواهى مى دهم كه او همان پیامبرى است كه اهل كتاب در انتظارش هستند و همان طور كه حضرت موسى از نبوّت حضرت مسیح خبر داده، او نیز به نبوّت پیامبر آخر الزّمان بشارت داده و علائم و نشانه هاى او را معیّن كرده است.(8)
وقتى نامه پیامبر به دست قیصر رسید و نامه را مطالعه كرد و درباره پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)تحقیقاتى به عمل آورد، در پاسخ نامه آن حضرت چنین نوشت: نامه شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم، من مى دانستم كه پیامبرى خواهد آمد، ولى گمان مى كردم كه این پیامبر از شام بر خواهد خاست... .(9)
از این نصوص تاریخى استفاده مى شود كه آنان در انتظار پیامبرى بودند و چنین انتظارى بطور مسلّم ریشه انجیلى داشته است.
3- امتیازاتى كه حضرت مسیح براى «فارقلیط» قائل شده و شرایط و نتایجى كه براى آمدن او شمرده است، این مطلب را قطعى مى سازد كه منظور از «فارقلیط» جز پیامبر موعود نخواهد بود و این علایم مانع از آن است كه آن را به «روح القدس» تفسیر نماییم; توضیح این كه:
الف- حضرت مسیح سخن خود را چنین آغاز كرد: «اگر شما مرا دوست دارید، احكام مرا نگاه دارید و من از پدرم خواهم خواست تا «فارقلیط» دیگرى به شما بدهد.»
اوّلا: از این كه حضرت مسیح مهر و محبّت خود را به آنها یادآورى مى كند، حاكى است كه او احتمال مى دهد گروهى از امّت او زیر بار كسى كه وى به آمدنش بشارت مى دهد، نخواهند رفت و لذا از طریق تحریك عواطف مى خواهد آنان را به پذیرفتن او وادار سازد و اگر منظور از فارقلیط همان «روح القدس» باشد، آن طور كه مفسّران انجیل تصوّر كرده اند، در این صورت به چنین زمینه سازى احتیاج نبود.
زیرا روح القدس پس از نزول آن چنان در قلوب و ارواح تأثیر مى كند كه براى كسى جاى تردید و شك و انكار باقى نمى ماند، ولى اگر مقصود پیامبر موعود باشد، به چنین زمینه سازى نیاز شدید هست; زیرا نبىّ موعود جز از طریق بیان و تبلیغ در قلوب و ارواح تأثیرى و تصرّفى نمى كند و روى این ملاحظه گروهى منصف به وى مى گروند و گروهى از وى رو بر مى گردانند.
حضرت مسیح به این مقدار تذكّر اكتفا نكرده، در آیه 29 از باب 14 در این قسمت پافشارى كرده و فرمود: «الان قبل از وقوع به شما گفتم تا وقتى كه واقع گردد ایمان آورید» در صورتى كه ایمان به روح القدس، نیازى به توصیه ندارد تا چه رسد به این اندازه پافشارى!
ثانیاً: وى فرموده «فارقلیط» دیگرى به شما خواهد داد اگر بگوییم مقصود از آن پیامبر دیگرى است سخنى كاملا صحیح خواهد بود ولى اگر مقصود از آن روح القدس باشد، به كار بردن لفظ «دیگر» خالى از تكلّف نخواهد بوند زیرا روح القدس یكى است و دیگر معنا ندارد.
ب- «هر چیز من به شما گفته ام به یاد شما خواهد آورد» (14:26) «روح راستى كه از طرف پدر مى آید، درباره من شهادت خواهد داد». (باب - 15، جمله 26)
مى گویند روح القدس پنجاه روز پس از مصلوب گشتن عیسى بر حواریان نازل گردیده، آیا این افراد برگزیده همه دستورات او را در این مدّت كوتاه فراموش كرده بودند تا روح القدس دو مرتبه به آنان تعلیم دهد؟
آیا شاگردان مسیح چه نیازى به شهادت او داشتند تا درباره مسیح شهادت دهد! ولى اگر مقصود پیامبر موعود باشد هر دو جمله معناى صحیح خواهد داشت، زیرا امّت مسیح بر اثر طول زمان و دستبرد علماى انجیل، بسیارى از دستورات او را فراموش كرده و گروهى هم آنها را به دست فراموشى سپرده بودند و حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله)همه را بازگو كرد و به نبوّت حضرت عیسى(علیه السلام)شهادت داد و گفت: او نیز مانند من پیامبر بوده و مادر مسیح را از نسبت هاى ناروا تبرئه نمود و ساحت مقدّس مسیح را از ادّعاى الوهیّت پیراسته ساخت.
ج- «اگر من نروم فارقلیط نزد شما نمى آید.» (15:7) او آمدن «فارقلیط» را مشروط به رفتن خود كرده است و اگر مقصود «روح القدس» باشد نزولش بر خود او و بر حواریین مشروط به رفتن او نبوده است; زیرا به عقیده مسیحیان روح القدس بر حواریّون كه حضرت مسیح خواست آنان را براى تبلیغ به اطراف بفرستد، نازل گردید.(10) بنابر این،
هیچ گونه نزول او مشروط به رفتن مسیح نبوده است; ولى اگر بگوییم مقصود پیامبرى است صاحب شریعت - آن هم شریعت جهانى - در این صورت آمدن او مشروط به رفتن حضرت مسیح و منسوخ گشتن آیین او خواهد بود.
د- اثر نزول «فارقلیط» سه چیز معرّفى شده است: «جهان را به گناه و صدق و انصاف ملزم(11) خواهد ساخت; به گناه زیرا به من ایمان نمى آورند.» (16:8)
مى دانیم طبق عقیده مسیحیان «روح القدس» پنجاه روز پس از مصلوب شدن عیسى بر حواریّون نازل گردید و هرگز آنها را ملزم به گناه و صدق و انصاف ننمود، و از ذیل آیه استفاده مى شود كه او بر منكران ظاهر مى گردد نه بر حواریّون كه هرگز حضرت مسیح را تكذیب نمى كردند. ولى اگر بگوییم مقصود پیامبر موعود اسلام است، تمام این امتیازات در وجود شریف او جمع مى باشد.
هـ- «فارقلیط درباره من «مسیح» شهادت خواهد داد.» (15:26)
«شما را از آینده خبر خواهد داد و مرا تمجید خواهد نمود.» (16: 13)
شهادت بر حضرت مسیح حاكى است كه وى روح القدس نیست زیرا حواریّون نیازى به تصدیق او نداشتند و همچنین منظور از این كه به او جلال خواهد بخشید ستایش و تعریف هایى است كه پیامبر موعود درباره حضرت مسیح انجام داد و آیین او را تكمیل كرد; چه جلالى بالاتر از این!
دقّت در این قراین مى تواند ما را به حقیقتى كه محقّقان اسلام به آن رسیده اند رهنمون گردد، البتّه قراین منحصر به آنچه گفته شد نیست; بلكه با دقّت بیشتر مى توان قراین دیگرى به دست آورد.
در پایان، مطلب قابل توجّهى را كه دایرة المعارف بزرگ فرانسه، جلد 23، صفحه 4174 در این باره دارد از نظر خوانندگان مى گذرانیم:
«محمّد مؤسّس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است; كلمه محمّد به معناى بسیار حمد شده است و از ریشه مصدر حمد كه به معناى تمجید و تجلیل است مشتق گردیده. بر حسب تصادف عجیب، نام دیگرى كه از همان ریشه حمد است مترادف كامل لفظ محمّد مى باشد و آن احمد است كه احتمال قوى مى رود عیسویان عربستان، آن لفظ را براى تعیین فارقلیط به كار مى برند; احمد یعنى بسیار ستوده شده و بسیار مجلّل، ترجمه لفظ پریكلیتوس است كه اشتباهاً لفظ پاراكلیتوس را جاى آن گذاردند. به این ترتیب، نویسندگان مذهبى مسلمان مكّرر گوشزد كرده اند كه مراد از این لفظ، بشارت ظهور پیامبر اسلام است. قرآن مجید نیز به طور علنى در آیه شگفت انگیز سوره صفّ به این موضوع اشاره مى كند».

حال به صدق اين آيه قران بيشتر پي ميبريم ؛آيه ميفرمايد:
وَ مُبَشِّراً بِرَسُول یَأتِى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ اَحْمَدُ فَلَمّا جاَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبین;.. و بشارت دهنده به رسولى كه بعد از من مى آید و نام او احمد است! هنگامى كه او ]احمد[ با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحرى آشكار است

براي تحقيق بيشتر ، اين مقاله را نيز بخوانيد:
http://www.porsojoo.com/fa/node/8060

تنظیمات نمایش نظرات

روش مورد نظر خود را برای نمایش نظرات انتخاب نموده و گزینه "ثبت تنظیمات" را انتخاب کنید تا تغییرات اعمال شوند.