ولایت فقیه را خدا انتخاب میکند یا مردم ؟

ارسال توسط Raynak در 22/5/1388.فقهی

ولایت فقیه را خدا انتخاب میکند یا مردم یا خودش خودش را انتخاب میکند؟

ارسال توسط statira در 27/5/1388.

سلام.
سوال فوق العاده به جاییه! منم منتظر جواب منطقی و صحیح هستم.

ارسال توسط mmd.apadana در 29/5/1388.

توی ایران ولایت فقیه بر اساس قانونی که الان وجود داره و داشته بر این اساس انتخاب میشه:
رای مردم به کاندیداهای استانی مجلس خبرگان این مجلس رو تشکیل میده تا اونها هم رهبر یا همون ولایت فقیه رو انتخاب کنند و بعد از انتخاب هم به کارهاش رسیدگی کنند
اما متاسفانه توی ایران از "اجرای" این قانون ها خبری نیست ، خدابیامرز امام خمینی اون سالهای آخر (همون طور که فیلمش هست و پخش هم شد) امر فرمودن که :
«جناب خامنه ای برای این وظیفه گزینه ی خوبی ست»
یعنی با یک بیان دیگر جانشین بعد از خودشون رو معرفی کردن .
از این رو و از روهای دیگر و چند دلیل دیگر من این حکومت را ولایت فقیهی نمی دونم و اون رو طاقوت میدونم
(برا ادامه دادن حاضرم)...

ارسال توسط Raynak در 29/5/1388.

با سلام و تشکر از اعلام نظر شما
برادر گرامی بنده با بخشی از فرمایشات شما موافقم که طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران ولی فقیه چگونه باید انتخاب شود و اینکه این قانون اجراء میشود یا نه بحث دیگری است و تمرکز سوال بنده بر روی ماهیت مسئله ولایت فقیه به عنوان یک ماهیت دینی و اطاعت پذیری از آن میباشد به همین سبب خواستار دانستن این موضوع هستم که آیا اطاعت مطلق از پدیده ای مانند ولایت فقیه ، در صورتی که حسب قوانین بشری منطبق بر شرع مقدس(قوانین جمهوری اسلامی ایران)انتخاب شده باشد مجاز است یا خیر و تنها در صورتی که ایشان از جانب خداوند ( حال ممکن است به واسطه یا بی واسطه) انتخاب شده باشد ما مجاز به اطاعت مطلق از ایشان هستیم و یا حتی به لحاظ حجت شرعی که ایشان به واسطه انتخابشان از جانب خدا دارند اطاعت از ایشان واجب است ک

در واقع سوال بنده متمرکز بر این موضوع بوده و هرگز به اجرای قانون یا عدم اجراء آن نمیپردازم

با تشکر مجدد از شما برادر گرامی

ارسال توسط Katarzyna در 5/6/1388.

بنابر دستور قرآن باید از خدا پیامبر و اولی الامر اطاعت کرد تا جاییکه من میدونم
البته همه ما موظفیم برای دین وقت داشته باشیم و مسئول اعمال خودمون هستیم ضمن اینکه اگر بر ضد وحدت جامعه اسلامی باشیم یا در دین شبهه ایجاد کنیم بعد از اینکه مردم دعوت حق رو پذیرفته اند محکومیم
ضمنا امام خمینی کسی را مجبور نکرده جانشین بعدی را چطور تعیین کنه صرفا به نظر میرسه نظر ایشون بوده باشه اون رو هم من تا حالا نمیدونستم احتمالا نباید علنا در سخنرانیهای رسمی گفته شده باشه و طاغوت کلا حکومتی هست که بر دستورات خدا طغیان کرده و با آنها هماهنگ نیست مگه دوستان تعریف کاملتری از این کلمه ارائه کنن

ارسال توسط kushesh در 4/6/1388.

یک سوال جناب آپادانا !این که گفته اید :«جناب خامنه ای برای این وظیفه گزینه ی خوبی ست»
یعنی با یک بیان دیگر جانشین بعد از خودشون رو معرفی کردن .
از این رو و از روهای دیگر و چند دلیل دیگر من این حکومت را ولایت فقیهی نمی دونم و اون رو طاقوت میدونم
چی شد ؟ منظورتون اینه که یه نفر دیگه باید رهبر می شد که لایق بیشتر هست؟ ببخشید اون فرد رو معرفی کنید. به هر حال امام نام کسی رو نبرده اند اما گفته اند ایشان گزینه خوبی است راجع به کس دیگر هم نگفته اند گزینه خوبی است مگر در جایی گفته اند کس دیگر گزینه خوب تریست؟چی شد بالاخره؟
راستی من لحن خشن (!!!!!) حرفام ایندفعه دیگه به خودم مربوطه و انتقاد نمی پذیرم شرمنده و متاسف برای خودم. از ته دل خشمگینم و این بار دیگر اموزشی نیست.

ارسال توسط mmd.apadana در 31/5/1388.

اسلام هیچ مشکلی ندارد ، اسلام گفته در زمان غیبت امام زمان تبعیت از فقیه بر مسلمانان "واجب" است
حال این ولی فقیه چگونه بایستی انتخاب شود:
در بین مدافعان نظریه ولایت فقیه در مورد مبنای مشروعیت حکومت ولی فقیه اختلاف مهمی وجود دارد. برخی قائل به نظریه مشروعیت الهی هستند که به "ولایت انتصابی فقیه" معروف است و برخی دیگر مشروعیت او را ناشی از انتخاب مردم می‌دانند که به "ولایت انتخابی فقیه" معروف است.
براساس نظریه نصب مشروعیت حکومت در زمان غیبت با حکم الهی و مشروعیت ولی فقیه ناشی از نصب او توسط امام معصوم است. به این ترتیب این نظام است که مشروعیت خود را از ولی فقیه می‌گیرد -نه برعکس- و تمام کارهای قوای سه‌گانه زمانی اعتبار دارد که رضایت ولی فقیه را به همراه داشته باشد.
بر اساس نظریه انتخاب در زمان غیبت امامان معصوم و در شرایطی که نماینده‌ای نیز از جانب او مشخص نشده‌است، بر مردم واجب است که فقیه جامع‌الشرایطی را برای حکومت برگزینند.
بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه لازمه پذیرش حکومت اسلامی، روا داشتن اختیارات مطلق برای فقیه‌است. فقیه حاکم علی الاطلاق است و همه اختیارات امام معصوم شیعه را دارا است؛ زیرا ولایت مطلق، به معنای رعایت مصالح عام در سرپرستی جامعه‌است و چون حوزه حکومت، مصالح عمومی را نیز در بر می‌گیرد، بدون ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام دین ممکن نیست
مبناي مشروعيت در ولايت انتصابى فقيه
بر مبناى اين نظريه، فقيهان با توجه به دو ركن علم (دانش و فقاهت) و عدالت (پارسايى) از جانب ائمه به مقام ولايت بر جامعه اسلامى منصوب شده‏اند. اين انتصاب، الاهى است و مردم در مشروعيت (حقانيت و قانونيت) آن هيچ نقشى ندارند. همان‏گونه كه در اعطاى مشروعيت به ولايت رسول اكرم(ص) و امامان معصوم هيچ نقشى نداشته‏اند. بنابراين از اين ديد مشروعيت فقها، الاهى و با واسطه ائمه(ع) است.

در اين نظريه نصب به اين معنا است كه در عصر غيبت، فقيهى كه واجد شرايط علمى و عملى است از جانب شارع مقدس به سمت‏هاى سه‏گانه فتوا، قضاوت و ولايت منصوب شده است. نصب به معناى تعيين صاحب عنوان براى مقام و سمت است و اين غير از اعلام شرايط (مدعاى نظريه ولايت انتخابى فقيه) است. مردم در سمت فتوا و قضاوت، فقيه را انتخاب نمى‏كنند كه وكيل آنان براى به دست آوردن فتوا يا استنباط احكام قضايى و اجراى آن‏ها باشد. از ديد اين نظريه مسأله ولايت و رهبرى جامعه نيز كه سمت سوم فقيه است، همين گونه است و مردم مسلمان او را وكيل خود براى حكومت نمى‏كنند. فقيه، نايب امام معصوم است و بنابراين داراى ولايت در فتوا، ولايت در قضاوت و ولايت در امور سياسى جامعه است.

عبارت فوق با توجه به قرينه سازى ولايت فقيه در سياست با مسأله فتوا و قضاوت، روشن مى‏سازد كه فقيه نقشى همانند وكالت عهده‏دار نيست. زيرا وكالت با وفات موكّل باطل مى‏شود اما ولايت اين گونه نيست. بدين معنا كه اگر يكى از امامان معصوم فردى را در مسأله‏اى وكيل خويش قرار دهد، پس از شهادت يا رحلت آن امام، وكالت شخص باطل مى‏شود، مگر آن‏كه امام بعدى وكالت او را تأييد و امضا كند. اما در ولايت چنين نيست و اگر كسى منصوب از سوى امام و از جانب او ولايت بر وقف داشته باشد، با رحلت آن امام، ولايت اين شخص باطل نمى‏شود، مگر اين‏كه امام بعدى او را از ولايت عزل كند. همچنين در توكيل، اصالت از آن موكّل است و وكيل فقط اجرا كننده منويات موكّل مى‏باشد. در حالى كه در حكومت اسلامى تنها قانونى كه بايد اجرا شود همان مقصود شارع مقدس و نه منويات غير او است.

از يك منظر، نصب به دو معنا است: يكى نصب خاص، يعنى تعيين يك شخص معين به ولايت و حكومت از جانب پيامبر و يا امام؛ مانند نصب مالك اشتر به حكومت مصر از جانب امام على(ع). و ديگرى نصب عام، يعنى تعيين فقيه جامع شرايط مقرّر در فقه براى افتاء، قضاوت و رهبرى سياسى بدون اختصاص به شخص معين يا زمان معلوم. بنابراين در اين‏جا نصب فقيه جامع شرايط يك نصب عام است. به هر حال مشروعيت بخشى به فقيه از ناحيه نصب الاهى است. دلايلى كه براى اين منظور از طرف قائلان اين نظريه به خدمت گرفته شده، مجموعه‏اى از ادله عقلى و نقلى است كه در كتاب‏هاى مختلف تكرار شده است.

از جمله مهم‏ترين روايات مورد تمسك در اين نظريه، مقبوله عمر بن حنظله است که امام خمينى نيز به اين روايت در ضمن ساير روايات ائمه اشاره مى‏كند. در اين روايت عمربن حنظله به نقل روايتى از امام صادق(ع) مى‏پردازد كه در آن از ايشان درباره حل و فصل دعاوى ميان شيعيان پرسش شده بود و مى‏گويد: از امام صادق(ع) درباره دو نفر از دوستانمان (يعنى شيعه) كه نزاعى در مورد قرض يا ميراث بينشان بود و براى رسيدگى به قضات (حكومت طاغوت) مراجعه كرده بودند، سؤال كردم كه آيا چنين كارى روا است؟ فرمود: «هر كه در مورد دعاوى حق يا ناحق به ايشان مراجعه كند در حقيقت به «طاغوت» (يعنى حكومت نامشروع و ناروا) مراجعه كرده است؛ و هر چه را كه به حكم آن‏ها بگيرد در حقيقت به‏طور حرام مى‏گيرد؛ گرچه آن‏چه را كه دريافت مى‏كند حق ثابت او باشد؛ زيرا كه آن را به حكم و با رأى «طاغوت» و آن قدرتى گرفته كه خدا دستور داده است نسبت به آن كافر شود. خداى متعال مى‏فرمايد: «يريدون أن يتحاكموا الى الطاغوت و قد امروا أن يكفرو به.» پرسيدم چه بايد بكنند؟ فرمود: «بايد نگاه كنند ببينند از شما چه كسى است كه حديث ما را روايت كرده و در حلال و حرام ما مطالعه نموده و صاحبنظر شده و احكام و قوانين ما را شناخته است...بايستى او را به عنوان قاضى و داور بپذيرند؛ زيرا كه من او را حاكم بر شما قرار داده‏ام.»
اما نقش مردم در اين نظريه در حد پذيرش ولايت فقها و فعليت دادن و كارآمد كردن ولايت و حكومت فقها است و مردم از حق مشروعيت بخشى برخوردار نيستند. در اين‏جا پيامبر(ص)، امام و فقيه به‏طور بالقوه شايستگى دارند، اما اجراى فعلى و تحقق عملى مناصب سه‏گانه مذكور، متوقف بر اقبال و پذيرش مردم است. در واقع كارويژه مردم در مقام اثبات، تحقق و اجرا، درباره اصل دين، نبوت، امامت و نصب خاص، مهم و كليدى است تا چه رسد به ولايت فقيه كه نصب عام است. همان گونه كه ذكر شد اين نظريه مقام ثبوت و مشروعيت (حقانيت و قانونيت) را از مقام اثبات كه قدرت عينى و كارآمدى و مقبوليت است جدا مى‏كند. در نتيجه براى اداره كشور و برقرارى نظم و امنيت اگر مردم نپذيرند و حضور نداشته باشند نه نبوت، نه نيابت خاص و نه نيابت عام، هيچ يك در خارج متحقق نمى‏شود.

از جمله قائلان اين نظريه از امام خمينى نام برده شده است كه در شمار نخستين عالمان و فقيهانى است كه موفق به تأسيس نظام سياسى دينى گرديد. پيش از ايشان ملا احمد نراقى و شيخ محمد حسن نجفى، مشهور به صاحب جواهر، و نيز آيت‏اللَّه بروجردى و آيت‏اللَّه گلپايگانى نيز نظريه ولايت انتصابى فقيه را مطرح كرده بودند اما نظريه امام خمينى از حيث اختيارات وسيع‏تر است و به ولايت مطلقه فقيه مشهور شده است. آيت‌الله جوادى آملى و آيت‌الله مصباح يزدى نيز كه از جمله شارحان و قائلان اين نظريه‏اند، تلاش‏هايى را براى بسط و تبيين اين نظريه انجام داده‏اند.

ارسال توسط Katarzyna در 11/6/1388.

با اینکه تحصیلات من ریاضی است اما اینقدر کلمات و جملات رو در هم پیچونده ای که....
آپادانا جان رک و پوست کنده بگو نظرت چیه ،اینقدر تو سر کلمات نزن
عجالتا اگر میشه طاغوت رو در یکی دوجمله تعریف کن تا حداقل بشه فهمید چی داری میگی

ارسال توسط kushesh در 31/5/1388.

باز هم بهانه ای باز هم فرصتی کاش هلاک شود باز هم چرندیات باز هم بهانه ها باز هم بهانه ها ..آپاداناها و.... حقیقت گم شد .باز هم منافقان باز هم ...ابزاهیم یوسف کجاست.؟..ای خدای ایوب همه چیز تاب آوردنیست جز خیانت..خدایا لعنت به معبد آپادانا. عده ای چیز دیگر می خواهند. منتظران بهانه خوش امدند.امام خامنه ای! ای کاش می شد ..ببین اماما عده ای با نامت چه کردند جمله هم می گویند به بهمانه ات حمایت می کنند ..اماما کارخانه کوکاکولا را خفه خواهیم کرد باز هم شعارها باز هم بهانه ای..مرگ بر شعار پوچ مرگ برمعبد آپادانا..آپادانا هم بهانه شد..نامش بهانه شد یادش بهانه شد مرگ بر نستله مرگ بر پروازهای سایت ...نام آپادانا غیرت می خواهد غیرت کتک خوردن سیلی خوردن برای نام بردن اسلام و ولایت فقیه...نام ولایت میبری سوال هان؟ راتی تو به ولایت چه دادی؟ راستی مگر برای حل یک مسئله نباید با فرمول بازی کزد؟ راستی مگر فرمول نمی دهند برای حل مسئله؟ راستی مگر پایین مسائل تکراری فرمول را تکرار می کنند؟ ولایت نیست ؟ یا ولایت را نمی خواهید آنگونه که خدا گفته؟ درد شما چیز دیگر ااست معابد آپادانا!!!!وگرنه حقیقت را همه می دانند..

ارسال توسط simplegenius در 3/6/1388.

به نام خداو سلام.
جناب کوشش چرا هیچ کوششی در جهت تحمل عقیده مخالف نداری؟
به جای اینها با جواب منطقی اثبات کن که اصل ولایت مطلقه فقیه از اصول شرعی و عقلی دین اسلام و مکتب شیعه است و فقط کمتر کسی بوده که باور کنه امکان تحققش هست.
اگر روزی عالمی به ذهنش می رسید که امکانش هست و دین رو هم شامل حکومت می دونست محال بود این اصل رو تکذیب کنه.
باید بشینیم درست صحبت کنیم نه اینکه ...

ارسال توسط kushesh در 3/6/1388.

اولا روی نام هر کس کلیک کنید خانم یا آقا بودنش مشخص میشه. بنده یک دختر خانم هستم . جاهای مختلفی هم در همین سایت با مخالفین که چه عرض کنم با یک عده آدم به دور از تربیت بحث کردم.کار به دعوای خیابانی هم کشید ..کار به دیدن در اغتشاشات تهران هم رسید شما لطفا...متاسفم. در هر حال شرمنده بنده فعلا به دلیل مسائلی که برام پیش اومده نمی تونم خیلی تایپ کنم و پای نت باشم خارج از توان جسمی حالم است وگرنه می نوشتم اکنون مطلبی هم که نوشتم خطاب به هر کس بوده خودش فهمید به هر حال عدالت باید باشد.هر کسی را از عالم تا .. قبول دارید بگویید کتابش را به شما معرفی تا راجع به ولایت همگی بدانیم.در ضمن راجع به دلایت قبلا بحث کرده ام نام منبع و کتاب هم برده شد. در ضمن برادر بزرگوار من حالم از شعار ها و بحث های تکراری حوزوی ها بهم می خوره. شما که این همه ادعا دارید در مقابل توهین به امام غایبتون چیکار کردید؟ من دیگه حالم از شعار بهم میخوره. حیف از آقا که رهبر یه عده....اسمتون تحصیلاتتون همش شده شعار شعار شعار . یاد استادم بخیر که آخر زندگیش گریه کرد و گفت من برای اسلام یک سیلی نخوردم ...درس حوزوی زیباست اما با شعار نه. تو قمید یا تو یه عده بچه مثبت هستید راحتید اما نمی بینید تهران پایتختتتون به لجن کشیده شده آره اونجا راحت میشه گفت خدا اما بیا تو میدون ببینم بازم میگی خدااااااااااااااااااااااااااااااااا. ببینم یه بچه بسیجی اونم یه دختر زیر پای یه عده نامحرم کتک بخوره له بشه چادرشو بکشن جانمازشو پاره پاره کنن مهرشو قرآنشو ...بزنن تو صوزتش بگن پس مهدی فاطمه کجاست به دادتون برسه آره بیا ببینم بیا تو میدون ببینم چقدر ولایت میگی چقدر برا آقا سینه میزنی من برای خودم متاسفم که باید انقدر به اینجام رسیده باشه از دست برخی به ظاهر ملا که باید این حرفارو تو این سایت مقدس بزنم. حوزوی سطح دوم بیا مرگ بر دیکتارو جمع کن بیا نستله پپسی رو جمع کن نه اینجا پشت نت بگی تحمل کن مخالف گرانسنگ را. ای کاش واقعا مخالف بودند ای کاش ...یا علی مدد

ارسال توسط kushesh در 4/6/1388.

بسم الله..
کتاب ولایت فقیه رهبری در اسلام -آیت الله جوادی آملی
دلایلش را مخالف و موافق بخواند حدود 150 صفحه هم بیشتر نیست اگر واقعا طالب دانستنید پس بخوانیدش اگر واقعا مخالفید و شان و ارزش مخالف بودن دارید باز هم بخوانیدش اگر فرصت یا حوصله ندارید بگویید تا فرصت و حوصله به شما بدهم. در اکثر کتابخانه ها هم فکر می کنم یافت شود. ایشان را فکر کنم دیگر مخالف و موافق قبول داشته باشند.هرچند شان ایشان بالاتر از این حرفهاست.کتابل دیگری از کس دیگر می خواهید بگویید.اما از درس ششم به بعد این کتاب بدرد بعضیها زیاد می خورد.

ارسال توسط vhd در 4/6/1388.

سلام
1. در مورد ولايت فقيه كتاب زياده اگه حوصله داري بخونيد
2. در شرع مقدس در مورد ان بحث شده و رواياتي در اين مورد وجود دارد، به عنوان نمونه توقيع امام عصر عج درمورد جواب سوالي كه در مورد هدايت مردم در زمان غيبت بوده و ايشان وي‍ژگي هاي رهبر جامعه كه مردم در زمان غيبت بايد از ايشان پيروي كنند را بيان فرموده اند. نتيجه اينكه ولي فقيه به طور غير مستقيم از سوي امام عصر عج (با بيان ويژگي ها ) انتخاب مي شوند.
3. اما نقش مردم، چون شناخت اين ويژگي ها تخصصي است و عامه مردم اين تخصص را ندارند پس نياز به رجوع به متخصص دارند (اين هم فلسفه مجلس خبرگان)
4. دوست عزيزي كه معتقديد در ايران ولايت فقيه وجود ندارد و ...، فكر مي كنم اشتباه مي كنيد اولا امام ره پيشنهاد دادند و چون عالم و متخصص بودند از روي علم خود اين نظر را داده اند، دوما وقتي كسي اكثر ويژگي ها را دارا مي باشد چه لزومي دارد فرد پايين تر از او را انتخاب كنند

ارسال توسط mmd.apadana در 4/6/1388.

من میدونستم با شروع این بحث سر و کله شما پیدا خواهد شد و میدونستم که همین طوری رفتار خواهید کرد ، یعنی این قدر متعصب و جنجالی
من که فکر کنم باید برید پیش یک روان پزشک ، نمی دونم روزی پند بار با خانوادتون دعوا میکنید ولی ...
ولی من یه جور دیگه میخوام رفتار کنم ، حداقل برا خودم مفید تره
من میخوام خودم رو معرفی کنم:
من یک آدم بیسواد هستم ، چند تا چی توی جامعه دیدم که برام نامفهوم هستش ، حالا خیلی مودبانه به من جواب بدید (اصلا نمیخوام بحث دنباله دار بشه)
1- رهبر در جریان انتخابات (قبل از انتخابات) از جناب احمدی نژاد حمایت کردند (حمایتی که هیچ وقت اینگونه ابراز نمی شد) و این کار ایشون باعث شد خیلی از مردم بدون تحقیق و فقط با تکیه بر حرف رهبری به احمدی نژاد دای بدن ، کار امام خمینی هم مشابه همین بود ، ببینید حرف انسانهایی با این پست و مقام نباید باعث بشه که همچین مشکلاتی پیش بیاد
امام هم در اون زمان با یه جمله باعث شدند که همه (مجلس خبرگان) به کس دیگری جز ایشون فکر نکنند ، به طوری که همین که امام دار فانی رو وداع گفتن ، سریعا خبرگان سید علی رو جایگزین کرد
2- چرا در جامعه ما هیچ کس ، هیچ ارگان و هیچ گروهی حق کوچکترین نقدی رو بر روی کار های رهبری نداره؟اگر اینجوریه که همون پادشاهان بهتر بودن

وقت کردم بازم ادامه میدیم تا سرکار خانم کوشش (استاد بی خردها و نادون ها و همه اونایی که هیچی حالیشون نیست ) جواب ماها رو بدن

ارسال توسط ra1383 در 9/6/1388.

بنده داراي ليسانس مهندسي از دانشگاه علم وصنعت هستم و الان نيز يك كارشناس عاليرتبه در يك موسسه فني مطالب سراسر وهن وبي ادبانه بالا را خواندم متاسفانه اين سايت با اين عنوان زيبا اجازه مي دهد هر بوزينه اي در باره ولايت مطلقه فقيه نظر بدهد معلوم نيست بعضي از اين حضرات وقتي مثلا به مكانيكي مي روند لال موني مي گيرند و از اين افاضات در باره سيستم هاي الكترونيكي يا مكانيكي ماشين نمي كنند و فرق اوستا با شاگرد را نمي دانند اما در باره دين و پايه هاي اساسي ان هر اوزگلي به خود اجازه نظر دهي مي دهد بدون اينكه مغز تهي خويش را بكار بيندازد كه در اين كار نيز اساتيد بزرگي هستند كه عمري زحمت كشيده اند و از امثال شما ها بهتر مي فهمند و اوضاع و اسلام را درك مي كنند كه حضرت امام ايشان را خبرگان رهبري ناميدند در وصيت نامه شان نيز فرمودند هر كسي خبرگان تعين كردند او رهبراست و حكمش نافذ است حالا اين دوم خردادي هاي حرام لقمه اگر رهبر فرزانه انقلاب حرفي بنفعشان بزند مدافع ولايت مي شوند و اگر حرفي را مخالف منافعشان بدانند داد ديكتاتوري سر مي دهند مثلا همين صانعي ملعون براحتي ريييس جمهور را كه يك مسلمان است حرامزاده خطاب كرد و نسبت ناروا به مادرش داد بعد اين خبيث در باره ولايت نظر مي دهدكسي كه شرايط انسان بودن را از دست داده چه برسد به مجتهد بودن

ارسال توسط resalati در 2/7/1388.

چرا شما اصولگرایان و امثال کوشش بجان ما افتاده اید؟ جناب آپادانا بسیار متاسف شدم که فردی در کنار کوشش و متاسفانه هر دو با سطح علمی بالا اینچنین امثال من و شما را بوزینه خطاب می کنند.البته وقتی مطلب بسیار بی ادبانهra1383 را خواندم با خودم گفتم هزاران رحمت بر کوشش!حداقل ما را بوزینه خطاب نکرد!
کوشش ! چه ابلهانه خود را خرج ایران می کنی. آن همه ذکاوت را چه کردی؟ سرت به کدام سنگ ملعون خورد که خام شدی؟چقدر نادانی که مرید ملا خامنه ای و خمینی شده ای!
لندن را به چه فروختی ؟ان همه تحصیلات و امکانات را رها کردی و به ایران امده ای تا بجان ما بیافتی؟ ما رابه مشتی شهید که مرده اند و رفته اند فروختی؟کارت بجایی رسیده که وارد جبهه خائن اصولگرایان شده ای و فعالیت بر ضد ما می کنی؟ درود بر کمونیسم و درود بر لندن.
نه جانم ولایت کجا ؟ این چرندیاتی است که بخوردتان می دهند.ملایی را رهبر کرده و دم ار ریاست جمهوری می زنند!!!!واحزناهاااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آپادانا و سایر دوستان resalatiali@yahoo.com در خدمت شماست.

ارسال توسط statira در 4/6/1388.

من همین اول موضع خودم رو مشخص می کنم که سوء تفاهم نشه.
من اول بحث هم گفتم که از این موضوع خوشم میاد و فقط دنبال می کنم مطالب رو،پس هیچ ادعایی ندارم.
اما به عنوان یه دوست یا خواهر کوچکتر از تمام دوستانی که نظر میدن می خوام که رعایت ادب رو بکنن و اگر نظر کسی با نظرشون نمی خونه بی حرمتی نکنن!
من دقت کردم که خیلی وقتها فقط درگیر جواب دادن و تیکه انداختن به هم هستین و این دور از شخصیت شماست.
کوشش عزیز، من توی همه بحثها مطالبت رو با دقت می خونم. خیلی پر هستی اما صبرت توی بحث خیلی کمه! یه چیزی رو یادت نره، خدا ناسزا گفتن و توهین به کافر رو هم نهی می کنه چه برسه... قصد ناراحتی کسی رو ندارم.
آپادانای عزیز، بحثهای خوبی می کنین و ذهنتون مثل همه جوونا پر از سواله اما سعی کنین فقط سوالهاتونو مطرح کنین و به حاشیه نرین. آدم تو نوشته هاش شناخته میشه و همه با خوندن مطلب شماهارو میشناسن و قضاوت می کنن.
امیدوارم بحث به نتیجه برسه!!!

ارسال توسط kushesh در 5/6/1388.

..من بی ادم- من تحمل مخالف رو ندارم- من عصبانیم- من پیش روانپزشکم یه نوبت قول می دم بزنم به شرطیکه آدم های بیسواد هم بیایند چراکه نمیفهمم کسیکه پای نت میشند چگونه بیوادست؟دروغ که شاخ و دم ندارد و دانید دروغ گفتن در حالت شوخی هم گناه است پس از بیسواد بودنت توبه کن!من هر چی هستم بخودم مربوطه دوست دارم تند باشم توپم از همه شعار های مسخره عده ای پره . بنده در انتخابات طرفدار احمدی نژاد نبودم-سوالم را بدون حاشیه پاسخ بدید من از شما سوال پرسیدم جناب آپادانا !!! هر وقت به سوال بنده پاسخ دادید بنده هم سوال کذایی و بیسوادانه شما را پاسخ می دهم.اصلا من دلم میخواد با توهین برم جهنم بکسی چه مربوطه؟من از پیش دشمن ترینتون اومدم بیکله ام سوالم رو پاسخ بدید. کتابم که معرفی مردم دیگه چرا تفره میرید برید بخونید دیگه یه باغرم محض خاطر خداوند بجای دعا سر سفره هاتون برید و حقیقت رو با چشمهای بزرگتون ببینید.همینی هستم که هستم آره بیادمبه شما ربطی داره گفتم انتقاد نمی پذیرم بخصوص از بعضی ها!!رفتار دوگانه برخی این رو ایجاب کرده ! من قول میدم برم پیش روانپزشک شناس دکتر مغز اعصاب قول میدم اینروزا زیاد بیمارستان رفتم اینم روش انتظاری از اهل شعار ندارم .شما سوال من رو که پرسیدم پاسخ بدید تفره نرید لطفا مثل دفعات پیش فرار هم نکنید لطفا.
مطرح مننده بحث ! کتب بهت معرفی کردم حرفیه؟؟؟

ارسال توسط mmd.apadana در 5/6/1388.

با تشکر از statira که در حقیقت دیدکی در این تارنما دارند
من یک بچه ای هستم که از هیچ چیزی نمی تونه سردر بیاره
اما خانوم کوشش فکر می کنم دیگه خودشون فهمیده باشند که چقدر توی بحث های تارنما بی ادبی میکنند و بحث رو به جاهای بی ربط می کشونند
من به چشم یه دوست ، یه هم وطن ، یه خواهر و کسی که خیلی بیشتر از من میدونه به ایشون (کوشش) نگاه میکنم
و به خودم هم به چشم یک بچه که از جریاناتی که دور و برش داره اتفاق می افته ، چیزی نمی فهمه نگاه می کنم
یا علی ، التماس دعا توی این روزهای ماه رمضان

ارسال توسط kushesh در 6/6/1388.

در غروب يكي از روزها مسافري سوار بر اسب كنار ساحل سفر مي كرد ، در راه به مسافر خانه اي رسيد . پياده شد و اسبش را به درختي در مقابل مسافر خانه بست ، چون به شب و شخصيت مسافريني كه در ساحل بودند ايمان داشت ، وارد مسافلرخانه شد . هنگامي كه همگي در مسافرخانه خواب بودند ، دزدي آمد و اسب مسافر را دزديد و كسي متوجه او نشد.
صبح مسافر از خواب بيدار شد و فورا به محل بستن اسبش آمد ولي آن را نديد. پس از جستجوي دقيق فهميد كه دزدي اسبش را در دل شب ربوده است ، از گم شدن اسبش بسيار ناراحت شد ، وليكن بيشتر از اين ناراحت شد كه بين مردم كسي است كه بدي اورا فريفته و دستش به سرقت آلوده است .
وقتي دوستان مسافر از ماجرا باخبر شدند ، دور او گرد آمدند ، و شروع به سرزنش و خرده گيري كردند.
اولي گفت : «چقدر اي مرد ناداني! چرا اسبت را خارج از طويله بستي؟»
دومي گفت :«تعجب مي كنم كه چطور وقتي اسبت را مي بستي خوب گره نزدي،چقدر ناداني ات زياد است؟»
سومي به دوستش گفت :«سفر در دريا سوار بر اسب از اصل اشتباه است.»
چهارمي گفت:«ولي من معتقدم تنها افراد ابله و كند ذهن اسب را براي سفر انتخاب مي كنند.»
مسافر از رسايي و و شيوائي سخنانشان در پند واندرز ، پس از گذشت فرصت ،تعجب كرد. سپس با عصبانيت به آنها گفت :« اي دوستان، هنگامي كه اسبم دزديده شد زبان شما باز شد ،و با سرعت يكي پس از ديگري اشتباهات و تقصيرهاي مرا مي شماريد، ولي تعجب مي كنم كه با آن همه زبان آوري ، يكي از شما كلمه اي از سارق اسب بر زبان نياورد.»
لا اله الا الله...ايراد مي گيريد ؟ هان ؟ بي ادبم ؟ آره ؟؟؟ ببينم مگه خدا نگفته الا من ظلم و كان الله سميعا عليما..هان مگه نگفته؟ بخدا در قرآن خداي من گفته :الا من ظلم و كان الله سميعا عليما..الا من ظلم و كان الله سميعا عليما....
ولايت فقيه هان ؟ انا انزلنا تورات فيها هدي و نور يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا و الربانيون و الأحبار بما استحفظوا من كتاب الله و كانوا عليه شهداء...ما كه مسلمانيم كه جاي خود دارد اما افسوس كه سواء عليهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن يغفر الله لهم إن الله لا يهدي القوم الفاسقين!!! هم الذين يقولون لا تنفقوا علي من عند رسول الله حتي ينفضوا...
امام خامنه ! مگر به ما نگفتند: واما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجت الله عليهم! امام غائبمون اينو گفته مگه نه؟!!!!
امام خامنه اي ! مگه امام صادق (ع) نگفتند : من كان منكم قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكما فاني قد جعلته عليكم حاكما فاذا حكم بحكمنا فلم يقبله منه فانما استخف بحكم الله و غلينا رد و الراد علينا كالراد علي الله و هو علي حد الشرك بالله.
امام خامنه اي! مگر امام شهيدمان امام حسينمان نفرمودند : مجاري الأمور و الاحكام علي ايدي العلماء بالله الامناء علي حلاله و حرامه...
حالا كي تعيين مي كنه ؟ قال لا ينال عهدي الظالمين
امام خميني (ره) چگونه به رهبري انتخاب شدند ؟مردم
مجلس خبرگان چگونه افرادش انتخاب شدند ؟مردم
امام خامنه اي چگونه جانشين امام شدند؟ رأي مجلس خبرگان
امام شهدا... اولا در خاطرات جناب هاشمي و هم در جاهاي ديگر اگر مطالعه كرده باشيد امام خميني هيچ گاه علنا همچين چيزي رو نگفتند بلكه امام در خانه نشسته بودند و تلوزيون سفري از آقا رو نشون مي دادند كه امام خميني هم در جمع هاشمي و يك نفر ديگر كه نامشان خاطرم نيست مي گويند :ايشون( امام خامنه اي) گزينه شايسته تري هستند. بعدم بر فرض علني گويي چرا پس در مجلس خبرگان در آن سال با وجود سخن امام خميني (ره) ،باز هم در ابتدا به اين نتيجه رسيدند كه بجاي يك رهبر بايد شواراي رهبري داشته باشيم؟ ا
اگر ملاك حرف امام بود و چيزي تحميل شده بود پس چرا در همان دم بي چون و چرا انجام نشد و در ابتدا مي خواستند شوراي رهبري داشته باشند؟؟؟در ضمن در كجاي ولايت الهي آمده كه مشورت نكنيد؟ ؟؟؟ يا رهبري حق راهنمايي ندارند؟؟؟؟!!!!در ضمن و از طرفي جناب آپادانا اگر رأي و نظر رهبر آنقدر روي سايرين تأثير دارد كه منجر به تغيير رايشان مي شود پس مگر مردمي تر از اين هم هست؟ پس چرا مي گوييد حكومت طاغوتي است؟؟؟ لابد ايشان انقدر مردمي و البته و صد البته شايسته هستند كه حرفشان انقدر تاثير گذار است و موجب تعيين راي از سوي مردم مي شود...
احمدي نژاد...قبل از انتخابات 1 سال قبلش 2 سال قبلش در دور اول وسطش بالاش پايين اين ور اون ور مگه آقا حمايت نكردند؟ مگر حمايت به حق ايشان فقط و فقط قبل از انتخابات بود و در دقايق نود؟؟نخيرم جانم اگر كمي و فقط كمي روزنامه جناح چپ و راست را خاطرتان باشد بايد ديده باشيد كه آقا در همه زمان ها حمايت و البته گاهي انتقاد هم مي كردند كه هر موقع انتقاد بود تيتر اول روزنامه هاي مخالف حرف آقا مي شد و هر وقت تعريف بود شايد و شايد در حاشيه نوشته مي شدو به چشم مي خورد!!! در ضمن مگر آقا از رياست جمهوري هاي قبلي حمايت نمي كردند ؟ بله با وجود دشمنان مملكت، آقا در همه دوره ها از رياست جمهوري حمايت كردند فقط كافيست سرچي انجام دهيد تا ببينيد البته البته حمايت آقا از احمدي بيشتر بود و دلايل روشني هم دارد كه البته نبايد در پذيرفتن سخن حق لجبازي كنيم مثلا احمدي كار هاي بيشتر و بهتري كرد احمدي به امريكا نه گفت و زيباتر از همه احمدي آخوند نبود . و دلايل ديگر كه 2دليل گفته شده بدور از لجبازي واضح اند و دليل آخر را هم از يك حجت الاسلام بپرسيد!!!و اما حمايت : اگر در سخنراني آقا در مشهد يا كردستان را مي گوييد كه بايد بگويم مگر آقا نام بردند؟؟آقا راهنمايي كردند و ملاك را گفتند ! مردم خود فهميدند . از طرف ديگر به جايي هم رسيديم كه روزنامه مخالف و موافق بر سر اينكه منظور آقا چه بوده بحث كردند و بگوش رسيد كه برادر گرانسنگ اقا در كردستان گفته منظور آقا مير حسين بوده نه احمدي نژاد!!حال با اين همه چطور سياسيون و دانشمندان محترم نفهميدند منظور كه بود اما مردم فهميدند و از طرفي اگر آقا سخن حق و راست نمي گفتند مردم مي پذيرفتند؟ به هر حال مردم ناظر كارهاي احمدي بودند. بعدم اگر سخن آقا اين همه در بين مردم سنديت دارد پس طاغوتي بودن معني ندارد.
راستي براي تعيين همه امامان وحي آمد ؟ هر امام امام بعد خود را تعيين نكرد ؟ آيه ولايت اولوالأمر حديث امام زمان ؟..هان ؟
من به همه سوالات پاسخ دادم اكنون نوبت شماست جناب آپادانا ! آيا بهتر از امام خامنه اي وجود د ارد ؟بگوييد نام ببريد تا رويش بحث كنيم.
....از هر چه بگذريم حرف دل من مانده ...باز هم مي گويم از نمازتون از روزه هاتون از الحمد و از شهادتينتون ،از سلامتون از شيعه بودنتون توبه كنيد ! كه اگر همه اين كارها براي خدا بود وضع اين نبود...توبه كنيد كه حالم از شعارهاتون بهم ميخوره..از شعارهاي مرگ بر آمريكايي كه بعدش براي رفع خستگي پپسي و راني ميل مي كنيد!!از پيامكايي كه براي امر به معروفتون از گوشي نوكيا منتقل مي شه!! شديد شعار شعار شعار..از دفن شهدا توبه كنيد كه وقتي ازتون بپرسن شهيد كيه نميدونيد بگيد!! توبه كنيد كه قرآن خوندنتون فقط شده ماه رمضون! توبه كنيد از مردونگيتون كه دختر مملكت زير دست و پاي يه عده نامحرم مرد نام له ميشه!! توبه كنيد كه با اين همه ادعاتون با شنيدن حرف دل و خشم يه دختر خانم بهش ميگيد برو پيش روانپزشك!!توبه كنيد كه هنوز فرق توهين با انتقاد رو نمي دونيد..آهاي مخالف تو هم توبه كن! تو هم توبه كن چرا كه فرياد مرگ بر ديكتاتور و طاغوت مي دهيد اما هنوز نون و اب جمهوري اسلامي رو داري مي خوري و در سايه اون داري زندگي مي كني ! جمهوري اسلامي كه امام خامنه 20 ساله حفظش كرده و كثافت هاي اونوري نتونستن بيان و خونتو ازت بگيرن. آره از همه چيتون توبه كنيد...آره ! عدالت تعطيل است تا اطلاع ثانوي! عقرب شدست سازمان ملل! شوراي امنيت دوباره در آفسايد است ! اسكولاري پاس مي دهد به سپ بلاتر! مارادونا به پله ، پله به كلوزه! فردوسي پور از بهشت گزارش مي كند و تمام ستاره ها جمع اند! نبرد شيعيان يمن و انگليس ، داور اوباما و و خط نگه دار كلينتون!!!..
آره شمشير علي باش در اين خيبر بي خويش .يا نوح نبي باش بر اين خيل خموشان..
خدايااااااااااااااااااااا..اللهم ايما عبد من عبادك سمع مقالتنا العادلة غير الجائرة و المصلحة في الدين و الدنيا غير المفسدة فأبي بعد سمعه لها إلا النكوص عن نصرتك و الإبكاء عن اعزاز دينك فانا تستشهدك عليه با اكبر الشاهدين شهادة و نستشهد عليه جميع ما اسكنته أرضك و سمواتك ثم أنت بعد المغني عن نصره و الاخذ له بذنبه...

منابع : نهج البلاغه – فلسفه امامت و رهبري استاد ري شهري – ولايت فقيه مصباح و جوادي آملي – عقلي كه خدا عطا كرده – قربآن كريم – اصول كافي – جبران خليل جبران -
در ضمن از قصد به عربي نوشتم و ترجمه نداره چون فكر كنم مدعيان بدانند!

ارسال توسط مصباح در 17/6/1388.

سلام
ایمه علیهم السلام همونطور که به اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجت الله عليهم اشاره کردند. به لینت و نرم خویی هم اشارات زیادی داشتند. لحن شما نه تنها مشکلی رو حل نمیکنه بلکه وجهه اسلام عزیز رو هم خراب میکنه.
امید وارم مطلب تندی در جواب ننویسید
ضمنا بنده صرفا به خاطر اینکه بحث اصلی فراموش نشه این رو نوشتم و خطابم به همه دوستان هست

ارسال توسط kushesh در 17/6/1388.

لطفا بحث را کامل بخوانید هدایت گران کوشش!! کوشش قسم یاد میکند که برای هدایت کردن عده ای نیامده!!! و این را هم در این بحث گفته لطفا کامل بخوانید بعد زبان بگشایید! من برای آدم کردن هدایت کردن حرف خور را به کرسی نشاندن نیامدم نیامدم نیامدم

ارسال توسط kushesh در 17/6/1388.

خلیفه نیستی / سلطان هم / فقط امام اول مظلومانی / و جای 5 سال میشد که پنجاه سال حاکم باشی اما شد 4 سال! / میشد که شامات را چون دندانی کند و پراکند که سهم بچه های ابوسفیان باشد / و در امارت کوفه / کاری هم به ابن ملجم و قطام داد / می شد هر سال به هند و پاریس ،به چین و ماچین دعوت شد / سلطان روم به افتخارت برپا کند / چیزی شبیه همین ضیافت های شام / در تالارهای آینه و مرمر / پشت در های بسته ، می شد حسین(ع) و حسن (ع) را با خود همراه کرد / یکی مشاور اعظم / یکی وزیر خزانه داری کل / کیشد کاری کرد که جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده دار باشد / یا کاره ای که زهر نریزد یا نه / حکومت ایران هم می شد که سهم حسن (ع) باشد / حکومت عراق سهم حسین (ع) / حتی عقیل را می شد سه چهار سالی با حقوق ارزی آن روز به اندلس فرستاد / می شد محمد حنفیه / سفیر سازمان ملل باشد / مانند این پسر خاله ها که تا هنوز و همیشه سفیرند ! می شد کنار رود فرات کاخی سبز ساخت / برای تابستان ها / سری به بغداد زد / بر بالای کوه ابو قبیس کاخی سپید داشت / چیزی شبیه کاخ سعد آباد / شبیه کاخ ملک فهد(!!!!خدایش بیامرزد)/ کاخی بلند تر از خانه خدا/ می شد که بعد از خود /به فکر پادشاهی فرزندان بود/ کثل همین ملک حسین و ملک حسن / مپل همین حیدر علی اف / و اف بر این دنیا.../ می شد امام علی بود و با تمام جهان ارتباط داشت / مپل همین امام علی رحمانف/ میشد با خانم امثال رایس که کلینتون نام دارد دست داد/ می شد انبان خود را پر کرد / از شیر مرغ و جان آدمیزاد /از وعده و وعید /و فطاری داد از بیت المال /جامه های اطلس و ابریشم پوشید / با میمون و سک بازی کرد /رقاصه های روم را دعوت کرد / با چشم بندی و آتش بازی / شب را به صبح رساند / در برج های دوبی سهمی داشت / در بازار بورس دستی.. / نشست بالای تختی و کلاهی از مردارید و زر بر سر گذاشت/ یا دست کم / هر روز یک اسب پیشکش قبول کرد/یک شکشیر مرصع / که نام تو بر آن حک شده باشد /- این تحفه ها از هند است / - آن جامه ها از روم/- این فرش های ابریشمین از ایران... از ابطحی و تاج زاده../ جشنی بگیر / بگو شاعران قصیده بخوانند / شب را زود بخواب / که کاترینا و سونامی در راه است / برای کندن چاه / به بردگان سیاه فرمان بده / به شرکت های چند ملیتی/ برای بردن نان فرصت نیست / این را به سازمان غله و نان بسپار! /این وقت شب نشسته ای و به من لبخند می زنی/ می دانم / این گونه شعر ها خوب نیست /اما مولای من! آن کفش های وصله دار هم مناسب حضرت حاکم نیست!...
یا علی ..هیچ کس حرف دل کوشش را نمی فهمد فقط میگویند اشتباه می کنی اشتباه ! روانی شده ای روانی!...

ارسال توسط mmd.apadana در 7/6/1388.

من همین جا اعلام میکنم که این خانم کوشش دیگه من رو نا امید کرده و من هرچی با زبون خوش باهاش حرف می زنم اون نمی فهمه ، واقعا متاسفم برا همچین آدمایی که تحمل مخافلت با اعتقاداتشون رو ندارند و با زبون فحش و ناسزا فقط و فقط باعث میشن که چهره اسلام خدشه دار بشه
باید بگم خانم کوشش شما ظرفیت این سایت رو ندارید ، ÷س بهتره دیگه اینجا نیایید
شما به یک نوع بیماری به نام «امولیسم» مبتلا هستید و باید روی خودتون کار کنید تا بتونید توی جامعه زندگی کنید
از حرفاتون معلوم که خیلی با اطرافیان مشکل دارید ، من فقط یه نصیحت دوستانه (یا از نظر شما دشمنانه) بهتون میکنم :
«اگر میخواید یکی رو به راه راست هدایت کنید و بهش کمک کنید اینجوری جلو نیایید (با زبون ...) ، چون که مخاطب شما نه تنها به افکارتون احترام نمیگذاره بلکه کاملا مخالفت میکنه باهاتون ، و بدتر از اون اینه که شما حرفاتون رو با نام اسلام و ایران تموم میکنید و این طوری چهره اسلام رو هم خدشه دار میکنید
خواهشا با نفرات بعدی چه در اینجا و چه جاهای دیگه این طوری برخورد نکنید چرا که خودتون هم مشکلاتتون با اطرافیان زیادتر میشه

دوستان دیگه من فقط بحث رو با شماها ادامه می دم و کاری به کار این خانوم بی ادب ندارم ، ادامه میدیم

ارسال توسط kushesh در 7/6/1388.

فکر کنم با حرف هایی که زدم بخصوص این اخری که جواب سوالاتتون رو دادم در پایانش مشخص شده باشه بنده از همه حجت الاسلام ها و دانشمندان دینی ابراز جدایی کردم و نه مرده مخالفین هستم و نه موافقین. بنده در این مملکت یک نفر را قبول دارم و آن امام خامنه ایست . و معتقد هستم تمامی مسئولین اعم از دینی و غیرش و سیاسیون باید در مقابل تریبون آزاد مردم و در مقابل چشمانشان توبه کنند و از مردم عذر خواهی کنند و 40 شبانه روز به درگاه الهی عجز و لابه کنند.اسلام شناس هم نیستم و برای مسلمان کردن نیومدم .
وقتی امام خمینی (ره) به ایران آمدند در میان جمعیت زمانی که امام در ماشین بودند یک نفر از مردم در کنار شیشه به شاه در مقابل امام تا میتواند ناسزا می گوید و چه چیزها که نمی گوید ...راننده امام با ایما و اشاره هی به طرف می گوید : جلو امام زشت است نگو نگو ،بعد امام خمینی (ره) خطاب به ایشان می گوید : بذار ذکرش رو بگه!!...
.جواب سوالم رو ندادی هنوز؟

ارسال توسط Raynak در 10/6/1388.

به نظر میرسد که برخی از افراد به دنبال جنجال و حرافی هستند و اصلا برایشان تفاوتی نمیکند که مضوع مورد بحث چه بوده و تنها به دنبال سخن پراکنی یا به عبارتی از هر دری سخنی هستند. البته اینکه کسی عنوان میکند که من فقط فلان را قبول دارم و یا فلان را قبول ندارم به نظر میرسد کمی کودکانه باشد
ما در اینجا در مورد ایت الله خامنهای و قبول داشت و یا قبول نداشت ایشان بحث نمیکنیم بلکه ما در حال بحث در مورد مقام ولایت فقیه هستیم که الته روزی امام خمینی بودند و امروز ایت الله خامنه ای و باید بگودم شخص اینجانب بدنبال یافتن برخی از اصول مذهبی و دینی جهت اثبات شرعیت مقام ولایت به عنوان یک مقام دینی که اطاعت از آن از طریق شرع مقدس سفارش میشود هستم چراکه معتقدم اگر مقام ولایت یک مقام الهی بوده و ما از طریق شرع ملزم به اطاعت از آن باشیم و این کار را نکنیم گویی که یک حکم الهی را معطل گذارده ایم و اگر این مقام تنها یک مقام سیاسی بوده و ما به آن به چشم یک مقام الهی نگاه کنیم باز هم خلاف احکام الهی عمل کرده ایم و هدف در اینجا نوعی یافتن این موضوعات است که البته هیچ ارتباطی به این ندارد که شخصی که در این جایگاه نشسته چه اسمی داشته باشد با این حال جهت یافتن پاسخ برای سوال خویش مجددا آن را مطرح کرده و کمی توضیح نیز دز این خصوص خواهم داد.
انتخاب ولایت یا به دست مردم است یا به دست امام یا خدا و یا ترکیبی از آنها
و جهت پاسخ گویی به آن ابتدا میبایست تعریف ولایت فقیه را دانست و حدود اختیارات ایشان را درک کرد به همین منظور من یک انجمن دیگر تعریف میکنم با عنوانی سه بخشی :
1. آیا ولایت فقیه یک پدیده سیاسی است یا یک پدیده دینی مذهبی ؟
1. آیا ولایت فقیه محدود به مرزهای جغرافیایی است یا خیر ، بدین معنی که تنها ایرانیان الزام دینی یا قانونی جهت اطاعت از ایشان را دارند یا هر شخص شیعه ای میبایست از ایشان اطاعت کند ؟
2. ایا اطاعت از ایشان حجیت شرعی دارد یا تنها یک بخش از سبستم حکومتی ایران است؟

امیدوارم دوستان عزیز یک بحث عقلانی و دینی را شروع کنند تا به نتایج بهتری در این زمینه برسیم و از ارجاع دادن به کتب خود داری کنند چراکه در خلال هیچ بحثی هیچ یک از طرفین نمیگویند نظر من در فلان کتاب است یا اول فلان کتاب را بخوانید سپس بحث را ادامه دهید
با تشکر فراوان

ارسال توسط kushesh در 10/6/1388.

پادشاه دانا
در شهر دور دست پادشاه ستمکار ودانائی حکومت می کرد که از ستمکاری اش می ترسیدند وبرای دانائی اش دوستش می داشتند
در وسط این شهر چاهی بود که آب سرد و گوارائی داشت و همه مردم شهر و پادشاه ودرباریانش از آن آب می نوشیدند زیرا چاه دیگری در شهر نبود.
در یکی از شبها که همه خواب بودند جادوگری به شهر آمد و هفت قطره از مایع عجیبی را رد چاه ریخت و گفت:«از این به بعد هر کسی از این آب بنوشد دیوانه خواهد شد.»
صبح روز بعد ،همه ساکنان شهر ار آن آب نوشیدند وهمانطورکه جادوگرگفته بود ، دیوانه شدند.ولی پادشاه و وزیر ازآن آب ننوشیدند.
آن روز مردم شهر در کوچه ها می گشتند و به هم می گفتند :« پادشاه و وزیرش دیوانه شده اند . پادشاه و وزیرش عقل خود را از دست داده اند. ما نمی خواهیم پادشاهی دیوانه داشته باشیم . باید اورا از مقامش خلع کنیم!»
در آن شب پادشاه ماجرا را شنید و فورا دستور داد جام زرین را که از پدرانش به ارث برده بود از آب چاه پرکنند. جام را فورا پر کردند و بحضور او آوردند.پادشاه جام را گرفت و نوشید بعد دوباره جام را پر کردند و این بار وزیرش نوشید.
مردم شهر فهمیدند و همه جا فریاد شادمانی کشیدند که پادشاه و وزیرش عقل خود را باز یافته اند.
1- بحث باید جامع باشد. بحث مثل زمین فوتبال است . در خارج از زمین افراد مسابقه را تماشا می کنند در داخل ورزشگاه همچنین . داور هم هست بازیکنان هم همینطور توپ به اوت و چشم تماشاگران و عکاسان و جیب داور هم می رود خلاصه اما همه اش می شود فوتبال منچستر عزیز و بارسلونا!! میلان هم باشه که نور علی نور!! . در همه بحث ها کتاب اگر معرفی شود که در اکثر بحث هایی که مثلا بین اساتید صورت می گیرد از کتاب تنها به عنوان منبع یاد نمی شود بلکه معرفی هم می شود تا جلو سوالات وقت گیر و بی مورد گرفته شود. حال کتاب که هیچ برخی اصلا مشخص است یا تمام بحث را نمی خوانند یا لجبازند و فقط می خواهند بگویتند ما هستیم!! سولاتی که پرسیده شده مجددا کاملا تکلیبفشان در متن بالایم هست جای تعجب دارد که کلام ما کودکانه خطاب می شود!! جای پادشاه قصه بالا خالی!!!!!!! به سوال شما به صراحت پاسخ داده شد اما بحث امام خامنه ای برای کس دیگر بود با هدف اینکه بعد از گذشت بسی بحث های زیاد هنوز موضع گیری اینجانب را نمی دانند و چه بسا خارج از این هم نمی دانم با چه فرمولی بحث کودکانه شد البته اگر با یک مادر بزرگ در حال بحث هستم که دیگر فرق می کند!!! باز هم بیخیال...بنده در احادیثی که نوشتم هوای این را هم داشتم که نامی برده نشده بلکه قضیه کلیست هم امام هم امام خامنه ای و کلا به قول شما مقام را شامل می شود..از هر دری سخنی بکار برده نشده لطفا همه این عنوان و نظرات همه را بخوانید بنده فقط به شما پاسخ ندادم!!!! بلکه بیشترش خطاب به جناب آپادانا بود ! سوال شمارا به صراحت پاسخ دادم!!!در ضمن اول اثبات بعد پاسخ به سوال! این اصل بحث است . در کتاب مدیر کل این اصل و اصل های دیگر به نقل از دانشمندان برجسته موجود است...
ج1- دین از سیاست جدا نیست. و اساسا یکی از شرایط رهبری توانایی موضع گیری های سیاسیست... خود ولایت فقیه که دیگر نامش رویش است ولایت یا حکومت برای یک مملکت است در آیات بالا ولایت برای یهودیان هم توصیه شده.
هر دو پدیده را شامل می شود .و الهیست و از روی سیاست نیامده . بلکه امده تا هم مذهب هم سیاست هم همه چیز را شامل باشد به عبارتی ولایت فقیه یک بحث دینی ست. حکومتی در قالب برنامه الهی و دین الهی.
ج2- اطاعت از ایشان بر همه مسلمانان واجب است در احادیث بالا هم بود. چه در اینجا چه در انجا چه مسلمان ایرانی و چه مسلمان افریقایی اما اینکه آنان بخواهند بپذیرند دیگر اما شاکرا اما کفورا. نوشته اید الزاما دینی یا قانونی!! قانون این مملکت هم از دین رسمی این مملکت است.
نکته : عدالت کامل الهی با ظهور منجی برقرار می شود.
ج3- خودت می گویی حکومت ایران ! حکومت و ولایت و کسی که رهبر است آیا فقط مال بخشیست؟یا فقط مال مسلمان ایران؟ همه چیز همه چیز همه چیز در سایه ولایت. اطاعت بر همه مسلمانان طبق احادیث و آیاتی که در بالا گفتم واجب و حجیت دارد.

ارسال توسط Katarzyna در 11/6/1388.

هنوز نفهمیدی؟

ضمنا منافق یه حقیقت موجود هست و نه یه فحش !
میشخ بگی کوشش چه ناسزایی بهت گفته؟

به آپادانا

ارسال توسط mmd.apadana در 10/6/1388.

سلام
امیدوارم نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق قرار گرفته باشه
من حرفای ra1383 را تا یه حدودی می پذیرم ولی ناسزاهایی رو که گفتن نمی دونم منظورشون کی بود و این رو بگم که ایشون که می فرمایند «شماها کی هستید که میخواهید در مورد ولایت فقیه صحبت کنید» باید بگم هدف از قرار دادن بحث توی انجمن از بین رفتن شبهات و کمک به همدیگه هستش نه اینکه ببینیم کی چی گفت بریم سریع مچ گیری کنیم و فحشش بدیم...

Raynakمن در تاریخ 31/5/1388 متنی با عنوان «دستورات اسلام اساسی و بدون اشکال اس» را برایتان ارسال کردم که تقریبا بطور کامل تعریف و مفهوم ولایت فقیه رو گفته بود براتون ارسال کردم ، فکر نکنم اون رو درست خونده باشید چون به بخشی از سوالاتتون که دوباره پرسیدید میرسیدید
لطفا باز اون رو بخونید و روش فکر کنید.
با تشکر - التماس دعا

ارسال توسط آریوبرزن در 17/6/1388.

سلام به دوستان
نمی دونم این داستانهای بیهوده و عبث چیه که کوشش توی این انجمن ها مینویسه
خواهش میکنم دیگه این داستانها و متنهای ادبی یا مذهبی رو اینجا ننویسید ، این کارها برای وبلاگها و سایتها خوبه نه جایی که دارید بحث میکنید ، از قدیم گفتند هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد...
ببخشیدا من نمیخوام وارد بحث بشم چون تخصص چندانی ندارم ولی آقا یا خانم کوشش وقتی میبینی هیچ کسی حرفت رو نمیفهمه ( همونجور که خودتون نوشتید) بدونید که اشکال از خودتونه...
امشب شب قدره - التماس دعا از دوستان

ارسال توسط kushesh در 18/6/1388.

این داستان ها برگرفته از نهج البلاغه بود! التماس دعا در این شبها میگیرید اما دریغ از مطالعه یک بار نهج البلاغه!! اگر نهج البلاغه خوانده بودی نمی گفتی عبث و بیهوده بلکه به شباهت بسیار بسیا بسیار نزدیکشان با کلام امیر المومنین پی می بردی...آره دیدید همتون شعاریددددد!!!! شب قدر بخوره تو سرتون که کلام علی (ع) براتون ناآشناست... کی وقتتونو گرفته؟ کلام امیر که التماس دعا و توبه می خواید؟ میگی عبث بعد پس پاش شب قدر التماس دعا می خواید؟خوبه کم کم لو بدید خودتونو...ملتمسین دعاااااااااااااااااااااااااا!!!!خانم کوشش وبلاگم کار میکنه! میخواید با هم به بحثی راه بندازیم ببینیم تو وبلاگا چی می نویسن فرقش با این چیه ؟ نه من میدونم اسم ابطحی و تاج زاده و.... داغتون میزنه ! آره ه ه ه ه ؟ در ضمن سوالات این بحث به صراحت پاسخ داده شده ...
یا علی مدد.

ارسال توسط آریوبرزن در 18/6/1388.

خانم کوشش واقعا که...
شما هنوز دست از این کلام زشت و ...بر نداشتی؟این جور حرف زدن ها برای ...(نگم بهتره - آخه اونوقت منم میشم مثل تو...)
شما که ادعای نهج البلاغه خونی تون میشه بگو ببینم حضرت علی گفته با برادران و خواهران دینیتون چطور باید حرف بزنید؟شما نوشتید که:
«شب قدر بخوره تو سرتون که کلام علی (ع) براتون ناآشناست...»
بزارید یه چیزی بگم : دیشب که احیا بودم ، وقتی جاج آقا رفت بالا منبر ، گفت که توی این شبا همه بخشیده میشن ، ما هم نباید کاری داشته باشیم به دور و برمون که آیا اینی که اومده احیا گرفته آیا نماز میخونه یا نه ، روزه میگیره یا نه... لب کلامش این بود که از پیامبر حدیثی گفت: «هرکس مسئل اعمال خودشه»
حال من ، من از شما می پرسم : آیا شما امام علی رو می شناسید؟؟؟
با خوندن یا نوشتن(البته اگر copy - paste نباشه) این داستانها هیچ وقت ادعا نکنید که امام علی رو میشناسید ، ماها کی هستیم که بتونیم به 1% وجود نازنین امام علی پی ببریم.
من فقط گفتم که این داستانها فقط الکی فضای سایت رو اشغال میکنه و از طرفی به موضوع ما مربوط نمیشه ، شما خیلی خیلی ادعاتون می شه و فکر میکنید که ائمه رو میشناسید...یک توصیه برادرانه بهتون میکنم :
شمایی که نمیتونید بحث کنید و همش بحث رو به بیراهه میکشونید خواهشا از این سایت و درگاه انصراف بدید تا مابقی دوستان به آرامی و صمیمیت با هم حرف بزنند ، شما خودتون رو میکنید نخود هر آشی با این تفاوت که خیلی زود می پرید توی دیگ و در آخر هم خودتون له میشید هم آش خراب می شه ، منظورم اینه که با گفتن این حرفها اسلام رو خراب نکنید ، شما از یه طرف مثل دشمنهای اسلام حرف میزنید(منظورم لحنتونه) و از طرف دیگه اندیشه های اسلام رو بیان میکنید - این دو تا در کنار هم مورد قبول نیست - پس خواهشا یا بحث نکنید یا اینکه توهین نکنید ...
ولی من میدونم باز هم شما میایید و به من یا بقیه توهین می کنید
راستی منظورتون از خانم ابطحی و تاج زاده کیه؟شما فکر کنم چون با همه دعوا دارید گفته ها و توهینهای ذهنی تون رو هم که به اونا میخواستید بگید یکجا به من گفتید ، آره؟؟؟
و در آخر باز هم التماس دعا دارم هم از شما (خانم کوشش ) و هم از سایر دوستان-البته اگر دوباره حاج خانوم بهمون ایراد نگیرند که چرا گفتی التماس دعا

ارسال توسط kushesh در 19/6/1388.

لطفا بحث را کامل بخونید تا متوجه بشید که حاشیه و بحث و اصل بحث به چه معنیست در جایی در همین جا پاسخ داده ام...امیدوارم در تمامی عرصه های زندگی موفق و موید باشید ..خانم ابطحی و تاجزاده!!!!!خانم؟!!!!...بگذریم موفق باشید..بنده به یاد ندارم در جایی ادعا کرده باشم که ائمه را می شناسم و سایرین خیر بنده میگویم شعار مرگ بر امریکا وقتی ارزش دارد که پس پایش کوکاکولا میل نکنید! ...ادعای علی شناسی هم نکردم بلکه گفتم ان کلام هایی که می گویی بیهوده و عبث بود از نهج البلاغه بود....بگذریم...
یا علی و به امید هدایت کوشش...التماس دعا هم بخواهید ...

ارسال توسط آته ئیست در 20/6/1388.

با درود جناب آپادانای عزیز.

برای من جالب بود که شما هم سخن مخالف خود را بر می تابید و هم فحشهای او را! حال آنکه مخالفین شما، حتی سوال شما را نیز تحمل نکرده و آنرا با فحشنامه پاسخ میدهند!

جناب آپادانا، واقعا به شما بابت شکیبایی و بزرگ منشی تان تبریک میگویم.

همچنین خیلی جالب است که میبینم سوال در مورد نحوه ی انتخاب ولی فقیه بود، اما بعضی ها بدون اینکه به سوال جواب بدهند، مدام به دیگران فحش میدهند یا "مرگ بر امریکا" میگویند یا کوکاکولا را نفرین میکنند. آخر یکی نیست بگوید که امریکا و کوکاکولا چه ربطی به نحوه ی انتخاب ولی فقیه دارند! البته دلیل این رفتارشان بر کسی پوشیده نیست!

جناب آپادانای عزیز، بنده پیشنهاد میکنم که حتما فصل سوم کتاب "ملاحظاتی در تاریخ ایران" نوشته ی «علی میرفطروس» را بخوانید. اگر جستجویی در نت بکنید، کتاب را برای دانلود می یابید. یا پیام بدهید تا برایتان ارسال کنم.

بدرود.

ارسال توسط Raynak در 1/7/1388.

با سلام
برادران و خواهران محترم
لطفا جواب سوال مطروحه را تنها با استفاده از يكي از دو كلمه " خدا " يا " مردم" بدهيد و از توصيه به مطالعه فلان كتاب و نوشته خودداري كنيد زيرا بنده اين مطالب را مطالعه كرده ام و تنها قصدم يك نوع نظر سنجي در اين مورد بوده است
لطفا از سردادن هركونه شعار و غوغا سالاري خودداري كنيد
با تشكر

تنظیمات نمایش نظرات

روش مورد نظر خود را برای نمایش نظرات انتخاب نموده و گزینه "ثبت تنظیمات" را انتخاب کنید تا تغییرات اعمال شوند.