چهره شاد

ارسال توسط vhd در 1/3/1388.عمومي

تا حالا شده خیلی ناراحت باشی ولی به دلایلی نمی خواهی دیگران متوجه بشوند چه کار کردی؟ من خیلی فکر کردم و سعی می کنم این گونه باشم ولی در اکثر موارد نمی توانم. به نظر شما چطور می شو دمصداق این روایت بود که مومن غمش در دل و شادیش در چهره اش بود؟ لطفا راه کار عملی بدهید
تذکر: حدیث را به مضمون نوشتم.

ارسال توسط رهگذر در 3/3/1388.

شاید برای خیلی ها مهم نباشه ولی واقعا موضوع جالبیه.
بالاخص وقتی که بخواهی انجامش بدی

من خودم سالها پیش به این مساله فکر می کردم و خیلی وقتها که به خودم مراجعه می کردم ، می دیدم یک آدم اخمو و عبوس هستم و حتی ....

بعدها با دیدن این روایت و چند چیز دیگه تصمیم گرفتم که ظاهر م رو خندان و بشاش نگه دارم و خوشبختانه موفق هم شدم و البته باید بگم که خوشبختانه این قضیه فقط در صورت و چهرم خلاصه نشد و خیلی وقتها در باطنم هم احساس شادی و تازگی می کنم

راه کار من برای این کار خیلی ابتکاری و من درآوردی بود و شاید چون خجالت می کشیدم با دیگران مطرح کنم از نظرات مشاوران هم استفاده نکردم

من برای اینکه ظاهر خودم رو کنترل بکنم در فواصل خیلی نزدیک به هم به آینه نگاه می کردم و در هر بار به خودم یادآوری می کردم که باید لبخند بزنی و چهره گشاده داشته باشی و طوری شده بود که حتی اگه به خاطر شدت نور آفتاب یا موارد اینجوری هم به طور طبیعی چهرم گرفته و اخمو به نظر می رسید؛ خیلی سریع با حرکتی به صورتم این ظاهر اخمو رو کنار می گذاشتم و ....

ارسال توسط vhd در 4/3/1388.

سلام از توجه شما ممنون راه کار جالبیه تاحالا این طوری فکر نکرده بودم

ارسال توسط saeed67 در 6/3/1388.

با سلام به بچه های چهرۀ شاد:این اتفاق برای همه افتاده که گاهی به هر دلیل دوست دارن درد رنجشون رو تحکل کنن تا کس دیگری رو ناراحت نکنن جمله ای هست که شاید زیاد مرتبط نباشه اما خالی از لطف هم نیست.
در بد ترین لحظات و بهترین لحظات یک جمله را فراموش نکن«این نیز بگذرد»
برای من که تاثیر گذار بود

به نظر من(البته نظر همه است) مشکلات و سختی ها دو دسته هستن
1#یا مجازات کناهمونه(که چه بهتر تو این دنیا تحملش کنیم)
2#یا امتحان الهی(که حدیث داریم خداوند بنده ای رو که بیشتر دوست دار بیشتر امتحانش میکنه)
در هر صورت باید شکر گذار خدا بود پس در بدترین شرایط از ته دل بخند

ارسال توسط kushesh در 9/4/1388.

سلام
همه چيز قابله تحمله الا اينكه بهت تهمت بزنن و خيانت كنن! همه چيز قابله تحمله الا اينكه زحماتت رو ببرن زير سوال...

ارسال توسط kushesh در 10/4/1388.

سلام
... جبران خليل جبران
سپس زني گفت :« براي ما از شادي و اندوه بگو.»
در جوابش گفت:
شادي شما همان اندوه مقهور شماست.
چاهي كه خنده هايتان را از آن مي نوشيد با گريه هاي شما پر شده ..
آيا امكان دارد كه غير از اين باشد؟
هر چه اندوه بيشتر به وجودتان نيش بزند، شادي در اعماق قلبتان بيشتر مي شود .
زيرا مگر پياله اي كه شرابتان را نگه مي دارد همان پياله اي نيست كه قبل از رسيدن به دستتان در كوره سفالگر سوخته است؟
يا چنگي كه به روحتان آرامش مي بخشد همان چوبي نيست كه درونش را با تيشه تراشيده اند؟
هر گاه شاد مي شويد، به ‍‍‍ژرفاي قلبتان توجه كنيد و ببينيد كه شادي شما چيزي غير از اندوهتان نيست.
و هر گاه كه لشگر حزن بر شما مي تازد، باز به اعماق قلب خود برگرديد و دقت كنيد؟، مي بينيد كه شما بر چيزي كه مايه نهايت شادي تان بر روي زمين بوده ،مي گرييد.
گمان دارم كه گروهي از شما مي گوييد:« شادي برتر از اندوه است.»
و گروه ديگر اعتراض داريدو مي گوييد : « نه، اندوه برتر از شادي است.» اما من به راستي مي گويم:« اين دو از هم جدا نيستند، با هم مي آيند و با هم مي روند،پس اگر يكي به تنهايي بر سفره شما نشسته،؛ از ذهن خود دور نداريد دكه آن ديگري بر بستر شما خفته است.»
آري، به راستي شما چون كفه هاي ترازو بين شادي و اندوه خود آويخته ايد. و دائم بين آنها در حركتيدو از حركت باز نمي ايستيد مگر آنكه از اعماق وجود خالي شويد.
هر گاه خزانه دار زندگي، شما راغ وا مي دارد تا زر و سيم را وزن كنيدكفه شادي بالاتر نمي رود و بر اندوه پيشي نمي گيرد بلكه به يكسان باقي مي ماند.

تنظیمات نمایش نظرات

روش مورد نظر خود را برای نمایش نظرات انتخاب نموده و گزینه "ثبت تنظیمات" را انتخاب کنید تا تغییرات اعمال شوند.