راستی خدای تو كیست؟
داشتم دنبال یه كتاب می گشتم چشمم به یه مطلبی افتاد،گفتم : به ظاهر برای دانشجو اما برای همه!! شاید اولش فكر كنید این همون مطلب تكراریس !!ولی تو مثل من زود قضاوت نكن و تا آخرش بخون !! تو بجای دانشگاه هر مكان دیگه ای بذا ری صدق می كنه،قول میدم بهت!توش این نوشته شده بود:((((((و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم كحب الله و الذین امنوا اشد حبا الله و لو یری الذین ظلموا اذ یرون العذاب ان القوة لله جمیعابعضی از مردم معبود هایی غیر از خدا انتخاب می كنندو آنها را همچون خدا دوست می دارند اما آنها كه ایمان آوردند عشقشان به خدا از مشركان نسبت بهمعبود هایشان بیشتر است!و آنها ستم كردند،هنگامیكه عذاب را ببیند،خواهند دانست كه تمام قدرت از آن خداست.(سوره نحل آیه 73)فكر نكنید می خواهم برایتان آیه منسوخ و قدیمی،یا به قول برخی ،از مد افتاده بخوانم! استغفرالله!این ما هستیم كه فكر می كنیم بعضی از آیات قرآن دیگر به درد زندگی امروزمان نمی خورند و وقتی برایمان صحبت از بت می كنند با خود می گوییم: الحمدالله! ما كه نه هبل را دیده ایم و نه عزّی را پرستیده ایم! البته همین جا هم عرض كنم كه اگر تصور می كنید دستم را خوانده اید و فهمیده اید كه می خواهم سخن از« بت نفس» به میان بیاورم و از نفسانیاتی سخن بگویم كه صدها مرتبه از هبل و عزّی بزرگتر شده اند،ضمن اینكه نتیجه گیری زیبایتان را می ستایم، به عرض می رسانم كه متاسفانه حدستان دقیق نبوده است! از عارفی پرسیدم خدا كیست؟ گفت :« خدا همان یگانه محبوب من است كه حاضرم تمام زندگی ،جوانی، عقل و تمام قوای بیرونی و درونیم را صرف او كنم و از هر نعمتی كه در اطرافم است وسیله ای بسازم تا مرا به وصالش برساند و آنگاه عاشقانه در آغوشش كشم...خدای من همان دلربایی است كه نه تنها دل، بلكه تمام فكر و روح مرا ربوده است ... با یاد او به خواب می روم و اولین اندیشه ای كه به محض بیدار شدن به ذهنم قدم می گذارد اوست و چگونگی رسیدن به وصال او.»نمی دانم چرا پاسخ او و شنیدن این اوصاف ،به یكباره مرا بیاد اتومبیل گرانقیمتی انداخت كه از اولین سال دانشجویی عكس محبوبش را ،هم پشت درب كمدم چسبانده ام و هم بر قلبم! حیف كه هنوز به ایران نیامده...شاید این جمعه بیاید !...شاید!هم اتاقیم... شوری دیگر در سر دارد!از وقتی كه گوشی جدیدش را گرفته ،محبوب قبلی اش را فراموش كرده!منظورم از محبوب قبلی دانشگاه است! همانكه به خاطر قبول شدن و وصال مدركش،از زمین و زمان و فوتبال دست شست! و دیگر پای 90 ننشست!شبها با لالایی هندزفری بی سیمش به خواب می رود وصبحها با زنگش بیدار می شود. وای كه نمی دانی چه دلی به هم داده اند! در روزها هم كه امان از این بلوتوث های سبك بال! كه در فصای دانشكاه پرواز می كنندو دلهای بی قرار را به سوی خودش می كشند...راستی خدای تو كیست؟!!))))))

