مقدمه
مقدمه
جایگاه مؤثر جمهورى اسلامى ایران بویژه در معادلههاى سیاسى و فرهنگى در سطح بین المللى بر کسى پوشیده نیست و این نیز بر اهل انصاف پنهان نمانده است که بالندگى جمهورى اسلامى مرهون تلفیق دو اصل مبارک «اسلامیت» و «جمهوریت» نظام در آغاز انقلاب اسلامى بیست و دوم بهمن 57 به رهبرى حضرت امام راحلقدس سره بود.
در کشاکش دشواریهاى تثبیت انقلاب و مقابله با دشمنان قسم خورده نظام اسلامى، عواملى که پرداختن بدانها مجال دیگرى را مىطلبد، موجب گردیده است تا براى بعضى این نگرانى را پدید آورد که اسلامیت نظام رو به کم رنگ شدن است و عدهاى نیز بر این باورند که بعد جمهوریت نظام رو به افول گراییده است. اگرچه عملکردهاى قابل نقد برخى در طول این سالها مىتواند از عوامل بروز چنین نتیجهاى باشد، اما در تحلیل علل و ریشههاى آن مىتوان از عدم تعریف و درک صحیح از مفهوم اسلامیت و جمهوریت نظام نام برد که این ضعف تئوریک در نهایت، منجر به ظهور افکار نامتعادل در این زمینه گردیده است و عدم پاسخ به هنگام و شایسته به این نیاز فکرى مىتواند خطرهاى جبرانناپذیرى را در پى داشته باشد.
حقیقت آن است که تضعیف هر یک از این دو مىتواند نظام اسلامى را با چالشهاى جدى مواجه سازد و باید به این نکته توجه نمود که نه تضعیف باورهاى دینى مىتواند به تقویت مردم سالارى و جمهوریت نظام منجر شود; زیرا با اندک مطالعهاى در بافت تاریخى و فرهنگى جامعه ایرانى مىتوان دریافت که ملت ایران جمهوریت نظام را براى ویژگى اسلامیت آن پذیرفته است و نه با تعریف غربى آن که در این کشورها نیز با ناکارامدى روبرو شده است; و نه تضعیف جمهوریت نظام و نفى جایگاه واقعى و حقیقى مردم مىتواند در تقویت و ترویج تفکر دینى کارساز باشد آنگونه که برخى چنین پنداشتهاند.
در این میان بر اهل قلم و اندیشه است تا در تعریف مفاهیم این دو اصل و تبیین چگونگى رابطه و سازگارى میان این دو، فارغ از اهداف سیاسى به بررسى علمى آن همت گمارده و در پیشرفت روزافزون این نظام اسلامى و مردمى نقش مؤثر خویش را ایفا نمایند. اندیشمندان حوزه نیز باید در تبیین این مساله بویژه رکن اسلامیت نظام، تلاشى مضاعف را مبذول داشته و ضمن پرهیز از جمود ویرانگر به چالشهاى فکرى در این زمینه پاسخ گویند امرى که با توجه به توان فکرى و پشتوانههاى علمى موجود در حوزههاى علمیه، چندان دشوار هم نخواهد بود.
مجله رواق اندیشه در راستاى انجام این رسالتبدون توجه و دلبستگى به گرایشهاى سیاسى موجود، در این طریق گام برداشته و در دومین شماره نیز به فراخور توان خود پارهاى از این مسائل و پرسشهاى رایج در جامعه را مورد نقد و بررسى قرار داده است.
در پایان ضمن تشکر و قدردانى از همکارى صمیمانه ارزیابان علمى و نویسندگان محترم و نیز تلاش تمامى دستاندرکاران مجله، بر این نکته پاى مىفشاریم که در نقد مباحث و تفکرهاى موجود صرفا یک هدف علمى و فرهنگى مورد نظر است، از این روى به منظور رعایت احترام اشخاص حقیقى و حقوقى از هیچ کوششى دریغ نخواهد شد.
امید است آنچه بر دلها سارى و بر قلمها جارى است، در پیشگاه آن داننده آشکار و نهان مقبول افتد.
«انه ولى التوفیق»
«مدیریت پژوهشى مرکز پژوهشهاى اسلامى صدا و سیما»

