آیا خداوند همه انسانها را دوست دارد؟

ارسال توسط فروزان ت... در 8/10/1387.قرآنی

بارها شنیده ایم كه خدا همه را دوست دارد پس چرا در قران خیلی جاها خداوند میگوید لا یحب

ارسال توسط kushesh در 12/10/1387.

سلام دوست عزيز پاسخ اين پرسش شما در آيه ذيل آمده است:
ان الله يدفع عن الذين امنوا ان الله لا يحب كل اخوان كفور(آيه 38 سوره حج) كه بدين معني است:قطعا خداوند شر مشركان را از كساني كه ايمان آورده اند دور مي كند(زيرا طبق تفسير الميزان آنان را دوست دارد)ولي مشركان را چون به امانت الهي (فطرت خداجويي خويش) خيانت كرده و نعمت هاي او را نا سپاسي نموده اند دوست نمي دارد كه او هيچ خيانت كار ناسپاسي را دوست نمي دارد.

ارسال توسط soongjoong در 21/10/1387.

اگر خدا همه ی انسان ها را دوست ندارد پس چرا خلق شان می کند؟؟؟؟

ارسال توسط kushesh در 25/10/1387.

خداوند همه انسان ها را دوست دارد، و همه آنها را خوب آفريد ولي اين ما انسان ها هستيم، كه بعدا راه كجي را در پيش مي گيريم.اگر دقت كنيد جواب اين سوال هم در آيه بالا آمده است.
دوست عزيز بهتر است بپرسيم چرا ما با اين همه لطف خداوند باز راه كجي را در پيش مي گيريم... همه ما در ابتدا خوب آفريده شديم يا علي مدد..

ارسال توسط rrppjj در 27/10/1387.

اين کيست که در درون، می‌انديشد، سخن می‌گويد، تصميم می‌گيرد، برمی‌گزيند، فرمان می‌دهد و.. ؟! اگر آن تنها منم، پس به چه سبب او متفاوت حرف می‌زند، متناقض فکر کرده و رفتار می‌کند، گوناگون امر کرده و مهم‌تر از همه شک می‌کند؟ اگر او تنها يکی‌ست، پس به چه جهت گاه بازخواست کرده و گاه چشم‌پوشی می‌کند، زمانی اعتراف کرده و زمانی انکار می‌کند و لحظه‌ای مصمم رفتار کرده و لحظه‌ای ديگر وسوسه می‌شود، هم لذت برده و هم متنفر می‌شود، و گاه بی‌شرمی کرده و گاه شرمنده و منزجر می‌شود؟! او خداست يا شيطان؟
حقايقی که با بستن ديدگان بر روی‌شان نمی‌توان ناديده‌شان گرفت يا تحت تأثير آن‌ها نبود: در هر لذتی، هر کاميابی، هر خواستن و توانستنی در زندگی، همواره ردپای شيطان هست، همان‌گونه که حضور خداوند مستتر است! بشر فرزند شيطان نيز هست، همان‌سان که روح خدايی نيز در اوست. او نه می‌تواند هيچ يک را انکار کند و نه می‌تواند نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت باشد. ما در هر انتخاب، هر تصميم و مهم‌تر از همه، هر ترديدی برمی‌گزينيم: خداگونه يا شيطان‌گونه خواستن را؟! آن گزينشی نيست که يک بار برای هميشه صورت گيرد، بل معنايی‌ست که در هر گزينشی مدام بازآفرينی می‌گردد..

اگر بخواهیم همه تقصیرها را متوجه انسان بدانیم که سنگ روی سنگ بند نمی شود برادر.. گرچه فلسفه های بشری خود به قدر کفایت ما را ویران و سرگشته کرده اند

خانه ی حکمت کجاست؟

ارسال توسط kushesh در 28/10/1387.

استاد فيزيكم هميشه مي گفتن: حتي اگه غلطم بلديد بنويسيد، ولي سفيد نذاريد!
1- خدا بد خلق نمي كند، بد بودن عارضي است. خداوند« بدي »خلق نمي كند و بدي حاصل كاربرد نادرست انسان هاست بدليل اختيارشان. خالق مي توانست با جبري كردن انسان« موجود مسئول» اين عارضه«بدي» را لغو كند ، اما اختيار موهبتي است عطا شده تا از راه تعقل ، رشد معنوي را موجب شود. پيمودن راه كمال و در نتيجه بكارگيري اختيار، وجود بدي ها را لازم مي دارد ؛ در مواجهه با بدي هاست كه انسانمي تواند به معناي واقعي هر چيز دست يابد . مثلا در مقابل بي رحمي است كه انسان رحم را درك مي كند پس تا موجوات مختار وجود دارد نبايد انتظار داشت كه سرچشمه بدي بخشكد...
بدي «موجودات منفي» خلخقتا و به خودي خود بد نيستند و حتي وجودشان لازم است زيرا از طريق مبارزه با اثرات آنهاست كه انسان مي تواند در معنويت پيشرفت كند و به كمال خود برسد.
و اما برادر  خواهر دوست عزيز و استاد بزگوار... مي توان گفت انسان هيچ گونه دخالتي در سرنوشت ندارد و از چيزي جز توهم آزادي برخوردار نيست + مي توان گفت خداوند با اعطاي عقل و اختياربه انسان ، او را آزاد گذاشته و لذا سرنوشتش كاملا در دست خودش است اما پذيرفتن اين دو موضع افراط گرايانه است ، پس به گفتار امام علي (ع) كه فرمودند:«لا جبر ولا تفويض بل امربين امرين » ؛ پس،،، برخي امور نتيجه اعمال خود انسان است در حاليكه برخي از اراده او نيست و گاهي حتي خلاف خواسته اوست و اين يعني تضاد بين  اراده انسان و تقدير كه مي توان آنرا با قانون امر بين امرين توضيح داد. همان گونه كه هركس مسئول سرنوشت خويش است (چون اختيار دارد) همانطور هم قسمتي از سرنوشت بستگي به خواست واراده الهي دارد پس از اراده انسان خارج است و هم چنان به قول استادالهي اگر كسي خانه اي محكم ساخت و زلزله خرابش كرد از حيطه اختيار خارج است  اما اگر در خانه اي فرسوده زندگي مي كند ، كوتاهي در تعمير كرده، اگر ريخت مسئول انسان است...
2- اما انسان هم فرزند خداست هم فرزند شيطان؟ نه،نه . انسان و شيطان آفريده خدا هستند و انسان فرزند نيست، بلكه پيرو است و پيرو با فرزند متفاوت است.
3- انسان يك موجود معنوي در قالب جسم است ( 2بعدي).

4- و در پايان خانه حكمت ،خانه حكيم است و آدرس آن علم ودانش در همه زمينه هاست.

ارسال توسط rrppjj در 28/10/1387.

اینهمه را آزمودم و گفتم به حکمت خواهم پرداخت اما آن بسیار از من دور بود.. آنچه هست دور و بسیار عمیق است پس کیست که بتواند آنرا دریابد؟

خانه حکمت نزد خداست.
آیا ندا نمیکند؟ و آواز فطانت را بلند نمی نماید؟
بر سر مکانهای بلند٬ به کناره ی راهها یا در میان آن نمی ایستد؟
به جانب دروازه هاست و بر دهنه شهر
نزد مدخل صدا میزند و فریاد بر میآورد:
که شما را میخوانم و آواز من به بنی آدم است
ای جاهلان زیرکی را بفهمید
و ای نا آگاهان تعقل را درک نمائید
بشنوید زیرا که به امور عالیه تکلم میکنم
و گشودن لبهایم "استقامت" است ..
دهانم به راستی تنطق میکند و لبهایم شرارت را مکروه میدارد
همه جان کلامم بر حق است و در آن هیچ کج و معوج نخواهی یافت
تمامی آنها نزد مرد فهیم واضح است
و نزد یابندگان معرفت مستقیم
بیائید و تادیب مرا قبول کنید و نه نقره را
و معرفت مرا دریابید نه طلای خالص را
زیرا که حکمت از لعلها بهتر است و جمیع نفایس را با آن برابری نتواند بود
من حکمتم و در زیرکی سکونت دارم و صاحب معرفت تدبیرم
مشورت و حکمت کامل صنعت انگشتان من و از آن من است
من فهم هستم و قوتم
به من پادشاهان فتوا میدهند
و سروران و شریفان و جمیع داوران جهان حکمرانی میکنند
من دوست میدارم آنانی که مرا دوست بدارند
و هر که به جد و جهد مرا پیوسته و بی واسطه طلب نماید مرا خواهد یافت
ثمره ی لبهای من از طلا و زر ناب بهتر است و حاصل من از نقره ی خالص
تا مال حقیقی را نصیب محبان خویش گردانم
و خزینه های ایشان را مملو سازم
تادیب مرا گوش گیر تا فطانت را بفهمی
شش چیز است که از آن متنفرم بلکه هفت چیز که نزد من بسیار مکروه است
چشمان متکبر و زبان دروغگو و دستهایی که خون میریزند ودلهایی که تدابیر فاسد اخنراع میکنند و پایهایی که در زیان رساندن تیز رو اند و شاهد دروغگو که به کذب متکلم میشود و کسی که در میان برادران نزاع میپاشد
با اینهمه بدان در کثرت حکمت غم است و هر که بر آن بیفزاید حزن بر دل خود افزوده است و حزن از خنده بهتر است زیرا که از غمگینی صورت دل اصلاح میشود و دل حکیمان و طالبان آن در خانه ی ماتم است و دل احمقان در شادمانی زیرا خنده ی احمق مثل صدای خارها در زیر دیگ است وقتی میسوزند و میترکند
کسی نیست که بر روح خود تسلط داشته باشد
و چون بر تمام اینها دل خود را مشغول میداشتم دریافتم که جان من هیچ دریافت ننموده و هر چه زیاده غور کرده ام دو چندان در یافته ام که هیچ نمی دانم
یک مرد از ده هزاران دیدم اما از جمیع آنها زنی نیافتم!
همینقدر بر من واضح گردید که خدا آدمی را راست آفرید اما ایشان مخترعات بسیار طلبیدند
کیست که تفسیر امر را بفهمد

ارسال توسط kushesh در 29/10/1387.

به نام آنكه جان را فكرت آموخت
اول براي رفع ابهاماتي كه به من مكررا ميل زده شده است !
دوستان بزرگوار من جواني هستم كه موقعيت زندگيم به گونه اي بوده كه با اساتيد زيادي ارتباط داشته ام و كتب خارج از درس ونامربوط به رشته ام را زياد خوانده ام و هر حرفي مي زنم از آموخته هايم از اساتيد بزرگوارم و كتب مي باشد و تا وقتي به دانسته هايم اعتقاد داشته باشم  از آنها دفاع مي كنم و هرگاه خلاف آن به من  ثابت شد آنرا مي پذيرم پس اگر در بحثي شركت مي كنم نه با كسي دشمني دارم نه قصد توهين و نه غرور جواني و خود خواهي ... اما اهل بحث و مشورت مي باشم و از اين كار  ترسي ندارم، و اشكال هم ندارد... و از ايشان بدليل پاسخهايشان هم سپاسگذارم...
سخن درست بگويم نمي توانم ديد 
كه مي خورند حريفان ومن نظاره گر باشم
ما وليلي همسفر بوديم اندر راه عشق
او به مطلبها رسيد و ما هنوز آواره ايم...
استاد بزرگوار گفتند خداوند انسان را راست آفريد اما او زياده طلبيد ؛ حال از نظر من اگر زياده به علم اسلامي برسد به حق است اما اگر غير اين باشد همان است كه گفتيد.
و ای نا آگاهان تعقل را درک نمائید ::::در حديثي از امام صادق (ع) در اصول كافي ج1 ص 26و27: لا يفلح من لا تعقل ولا تعقل من لا يعلم: كسيكه تعقل نمي كند ودرست نمي انديشد هرگز رستكار نمي شود و كسيكه  علم ندارد ، تعقل صحيح ندارد يعني عقل به علم زياد است عقل يعني قدرت تجزيه و تحليل و ربط دادن قظايا ، يعني مقدمات را بدست آوردن و نتايج را پيش بيني كردن . عقل از علم مايه مي گيرد . عقل چراغي است كه نفت آن چراغ علم است ... استاد بزرگوار ، و سوف ينجب من يفهم، هر كس كه بفهمد ، عاقبت كارش نجابت است ، عاقبت موجود نفيسي از كار در مي آيد . يعني از علم نبايد ترسيد علم را نبايد خطر به شمار آورد .
بله استاد ، خانه حكمت خداست و خداوند همان حكيم است اما حكمت چكونه بطلبم اگر علم نداشته باشم و اگر زياده نطلبم؟ و اگر زياده نطلبند از كجا بدانم چگونه درست بطلبم؟
 اما در پايان فرموديد : يك مرد از ده هزار ديدم اما رني نيافتم!!!!!!!! استاد به شرفم سوگند كه به اين سخن ايمان پيدا كرده ام كه از دامان زن است كه مرد به معراج مي رود  پس از ده هزار اگر مردي ديدم به حقيقت زني نيز ديده ام و اين را بگويم:
كه در اين قوم نه عقل است و نه  ننگ است و نه نام
داد از دست عوام
دل من خون شد در آرزوي فهم درست
اي جگر نوبت توست
جان به لب آمد و نشنيد كسي جان كلام
داد از دست عوام
...
پيش جهال ر دانش نسرائيد سخن
پند گيريد ز من
كه حرام است حرام است حرام است حرام
داد از دست عوام

و استاد ::::، منبع بدبختي ما دنيايي است كه در سينه داريم ، نه آن دنيايي كه در اطراف ماست.
اين را قبول دارم: اینهمه را آزمودم و گفتم به حکمت خواهم پرداخت اما آن بسیار از من دور بود.. آنچه هست دور و بسیار عمیق است.

ارسال توسط rrppjj در 30/10/1387.

RpJ
از منزل کفر تا به دين يک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

منهم مثل شما جوانی هستم اما بدون شانس داشتن تحصیلات عالیه یا احیانا در حاشیه ی زندگیم موهبت همنشینی یا لااقل دیدار استادی٬ فرزانه ای..
اسم من علی است. من استاد نیستم.
اطلاعات من بسیار محدود و ناچیز است و دایره ی فکرم از آنجا که انسانم بعضا" خودخواهانه محصور در باورهائی میشود که ممکن است طبق ساده ترین ادله بتوان کلیت آنرا هم در هم شکست تصورم بر اینست که قطعیتی وجود ندارد زیرا چیزی که تو در تو جهان فکری انسان را در خود گرفته همه یا نسبیات است یا دروغ محض و منشاء حقانیت که در طول تاریخ پیوسته مجهول مانده بسان خوابیست که هرگز تعبیر روشنی از آن شاهد نبوده و نیستیم.. تنها همین اندک را دریافته ام که بر هیچ چیز تصلب نکنم و برای هر گونه اظهارات اینچنینی (بخوان دلی..) هرگز به منابع موثق ارجاع ندهم
آنچه درباره ی حکمت آوردم یک نقل قول دست و پا شکسته از متنی باستانی بود

ارسال توسط kushesh در 30/10/1387.

بسم الله الرحمن الرحيم
استاد جوان موفق باشيد.
به يقين كه همين است. اما حق پذيرفتني است.

ارسال توسط alireza2099 در 8/11/1387.

غیبت

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار ديگران) تجسّس نکنيد؛ و هيچ يک از شما ديگرى را غيبت نکند، آيا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر کراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه کنيد که خداوند توبه‏پذير و مهربان است!

حجرات 12 نرم افزار المبین 2

بانک » اخلاق » کلیات » توبه

با توجه به این که گفته اید اگر نیاز به مطالعه داریم بگویید. احساس می کنم مدت درازی است شیطان در دلم رخنه کرده برای خواندن نمازم سست شده ام یعنی آنرا سر وقت و با حضور قلب و خلوص کامل نمی خوانم. گاه گاه تمایل دارم که برای نمازم ارزش خاص قائل شوم در صورتی که در گذشته این طور نبودم همچنین بسیار غیبت می کنم با صدای بلند زیاد صحبت می کنم دروغ و تهمت و ... در گفته هایم به چشم می خورد و اطرافیان در خانواده از نوع رفتارم ناراضیند چرا که در آنچه که به من مربوط نیست نظر خود را اعلام می دارم یا احترام به بزرگترها را فراموش می کنم. از خودم بدم می آید و توانایی توبه را ندارم. مرا راهنمایی کنید؟

ارسال توسط 11 در 22/9/1385.

همین که شما چنین احساسی دارید که نسبت به انجام واجبات سستی می کنید، و وجود پلید شیطان را در خود احساس می کنید، پله اول ترقی شماست. و اینکه شما از چنین حالتی در وجودتان نگران هستید، توفیقی است از جانب پروردگار که شامل حال شما شده است؛ که با مدد از خداوند متعال نسبت به مبارزه با آنها اقدام کنید،‌و به نکاتی که بیان شده دقت کنید، و با به کار بستن آنها، وارد جهاد بزرگی علیه شیطان و نفس اماره شوید.
1. برای اینکه بر افکار شیطانی غلبه کنید، باید هر کاری را که انجام می دهید، بگویید : "بسم ا...الرحمن الرحیم". یعنی هرکاری که می خواهید انجام دهید، طوری باشد که در مدخل و ورودی آن، بتوان گفت : "خدایا، به نام تو" این عمل دو دستور به ما می‌دهد، یکی این که هر کاری را بدون مطالعه و تفکر و عاقبت سنجی انجام ندهیم، دوم این که کاری را انتخاب کنیم، که بتوانیم بگوییم : "خدایا به نام تو." چنین کاری یا واجب است، یا مستحب. کارهای حرام و مکروه را نمی شود با نام خدا انجام داد. اگر ما این کار را انجام دادیم، شیطان در اسارت قرار می گیرد. و دیگر اینکه یاد کردن خداوند، باعث می شود که توکّل ما به خداوند بیشتر بشود. وقتی که ما انسانی شدیم که در تمام کارها به خداوند توکّل می کنیم، آن وقت شیطان از ما دور می شود. زیرا خود قرآن می‌فرماید : "انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون" (1) یعنی "شیطان برکسی که ایمان آورده،‌ برپروردگارش توکّل می کند، سلطنت ندارد."
2. برای اینکه از گناهان زبانی مثل غیبت و ... جلوگیری شود، یکی از اعمال پرثمر سکوت است. اگر انسان می فهمد که با سخن گفتن به غیبت یا دروغ دچار می شود، باید همواره سکوت را رعایت نموده، و از پر حرفی اجتناب نماید. پیامبراکرم( می‌فرماید :
"در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید. زیرا سخن زیاد در غیر یاد خدا، سبب قساوت قلب می شود. چه این که، دورترین مردم از خدا،‌کسی است که قساوت قلب داشته باشد." (2) و در روایت دیگر آمده است : "چون فرزندان و نبیره های حضرت آدم( بسیار شدند، در نزد وی سخن می گفتند، و وی ساکت بود. گفتند : "ای پدر! چه شد شما را که سخن نمی گویی؟" حضرت آدم( گفت : "ای فرزندان من! چون خداوند "جل جلاله" مرا از جوارش به بیرون فرستاد،‌ با من عهد کرد و گفت: "گفتارت را کم کن تا به جوار من برگردی." " (3)
پس باید تمرین سکوت کنید به موقع سخن بگویید، زیرا آدمی از لغزش زبانش آسیبی می بیند،‌ که هرگز از لغزش پایش چنان آسیبی نمی بیند. چه این که لغزش او در گفتار، ممکن است سرش را برباد دهد، ولی لغزش پایش به آرامی بهبود می‌یابد.(4)
3. هیچ گاه از توبه مأیوس نشوید، که همین مأیوس شدن از رحمت خدا، خود گناه بزرگی است. قرآن کریم می‌فرماید :
"قل یا عبادی الذین أسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة ا... ان ا... یغفر الذنوب جمیعا" (5) یعنی "به بندگان گناه‌‌کار من بگو: "از رحمت الهی ناامید نباشند، خداوند تمام گناهان را می بخشد.""و اینکه خیال می کنید توانایی توبه را ندارید، از القائات شیطانی است. آدم دارای اراده و اختیار قوی است. این تفکرات شیطانی را از خود دور کنید. ودر هر وقتی که مناسب دیدید، هر چه زودتر بهتر است، با خدای خود مناجات کنید؛ که امام باقر( می فرماید : "کسی که از گناهانش توبه کرده است همچون کسی است که اصلاً گناه نکرده باشد." (6)
و حضرت رسول اکرم( دستوری برای توبه فرمودند، که جبرئیل در شب معراج به حضرت تعلیم داد. و آن اینکه فرمود : "غسل کنید، و وضو بگیرید، و چهار رکعت نماز بخوانید؛ در هر رکعت حمد یکبار، و سورة توحید 3 مرتبه، و سوره فلق و ناس هر کدام یک مرتبه، و پس از آن 70 مرتبه "استغفرا...ربی و اتوب الیه" بگویید، و آن را با "لاحول ولا قوة الا باا... العلی العظیم" ختم کنید. و پس از آن یک مرتبه بگویید : "یا عزیزُ یا غفارُ اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات" وبعد رسول اکرم( فرمودند : "هر کس از امت من این اعمال را انجام دهد، از آسمان ندا می رسد : "ای بندة خدا، توبه‌ات قبول شده، و گناهانت بخشیده شده است، اعمالت را دوباره آغاز کن."(7)

منابع و مآخذ:
1.سوره مبارکة نحل/آیه 99
2.امالی شیخ طوسی، حدیث اول
3.نامه ها برنامه ها، آیت ا...حسن زاده آملی، ص263
4.هزار و یک کلمه،آیت ا...حسن زاده آملی،ج1،ص442
5.سوره مبارکة زمر/آیه 53
6.سفینة البحار،ج2،ص322
7.کتاب اقبال در اعمال ماه ذی القعده، سیدبن طاووس/ و کتاب صراط السلوک،حسن زاده آملی،ص178

ارسال به دوست | نسخه چاپ

http://www.porsojoo.com/fa/node/38605

ارسال توسط kushesh در 23/6/1388.

سوال ...کافر چه کسیست؟آیا توبه منافقان پذیرفتنیست ؟آیا آنها هم میتوانند روزی دوست داشتنی شوند در نزد پروردگار...؟ اراده در اینجا چه میگوید؟

تنظیمات نمایش نظرات

روش مورد نظر خود را برای نمایش نظرات انتخاب نموده و گزینه "ثبت تنظیمات" را انتخاب کنید تا تغییرات اعمال شوند.