سوالات جدید المستقله

ارسال توسط ali_110 در 30/8/1387.وهابيت

با عرض سلام و خسته نباشید.
سول اینجانب در رابطه با شبهات جدید شبكه المستقله است كه امروزه از طرف وهابیت بسیار مطرح میشود.

طرح شبهه:
1- خداوند متعال در سوره نساء آیه 165 میفرماید:
رُّسُلاً مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلاَّ یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِیزًا حَكِیمًا
پیامبرانى که بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکیم است.

وقتی خداوند با این صراحت به اتمام حجت بعد از رسولان اشاره میكند چرا شیعه به وجود حجج الهی بعد از پیامبران معتقد است؟

بنده خودم وقتی به آیه نگاه كردم متوجه شدم كه اگر به آیات قبل نظر كنیم متوجه خواهیم شد كه "رسلا مبشرین و منذرین" به پیامبران قبل از حضرت رسول مكرم اسلام صلی الله علیه و آله اطلاق میشود. و اگر بخواهیم اینطور به كلمه حجت نگاه كنیم پس نعود بالله حضرت رسول صلی الله علیه و آله داخل این حجت نمیشود!
و البته این پاسخ یك پاسخ نقضی است. و بنده تشكر میكنم كه مرا در این موضوع یاری كنید.

2- خداوند متعال در سوره نساء آیه 59 میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیاى پیامبر] را! و هرگاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

بالفرض بپذیریم كه اولی الامر همان اهل بیت علیهم السلام هستند. اما اگر آنها دارای مقام هستند چرا خداوند در هنگام نزاع در چیزی آنرا به خدا و رسولش ارجاع میدهد؟ و چرا اولی الامر دارای این مقام نیستند؟!
و البته كلمه شئ به همه چیز اعم از جاندار و بیجان اطلاق میشود.
و نه فقط به موضوع ولایت و انتخاب اولی الامر از طرف مردم.

اینجانب با وهابی ها در سایتهای مختلف مناظره دارم و اكنون با این دو شبهه مواجه شده ام. ممنون میشوم كه مرا یاری كنید.
و البته شیعه امیرالمومنین علیه السلام هیچوقت مقهور نخواهد شد به مدد حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه.
یا علی...

ارسال توسط behrooz42 در 18/9/1387.

مهمترین مسئله ای که در باره قرآن کریم باید به آن توجه داشت اینست که فهم معانی الفاظ قرآن و مراد خداوند یکی از مسائلی است که باید کاملا اصولی و طبق قواعد تفسیری باشد لذا هر کسی هر جور که خواست نمی تواند معانی آیات قرآنی را بیان کند چون قرآن کریم دارای مفاهیمی عام و خاص و مطلق و مقید و محکم و متشابه است و درک اینها برای هر انسانی به سادگی ممکن نیست و شاهد اینکه فهم قرآن اسلوب خاص خودش را دارد همین اختلافاتی است که بین مفسرین به وجود آمده، که علت اصلی این اختلافات اینست که بجای اینکه آیات قرآن را بوسیله آیات دیگر قرآن یا بوسیله اهل بیتِ عصمت و طهارت : تفسیر کنند به فهم ناقص خود اکتفا کرده اند چنانکه حضرت علی (علیه السلام) از جمله کارهایِ امام زمان (عج)را در عصر ظهور حضرت برگرداندن هواپرستی های داخل شده در دین به حقایق هدایت کننده دین و همچنین برگرداندن تفسیرهای شخصی وارد شده در قرآن به حقایق قرآنی بیان نموده است« يَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى وَ يَعْطِفُ الرَّأْيَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْيِ »1
درباره پرسش شما هم، غفلت از همین مسئله است که باعث شده وهابیون چنین استنباطی داشته باشند چون معنایی را از آیه استفاده کرده اند که این آیه نه تنها آنرا بیان نمی کند بلکه دقیقا نقیض آنرا بیان می کند که ما در ادامه این مطلب را بیان می کنیم.
آیه مورد بحث:
«رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيماً»(2)
معنای لغوی آیه:
پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند، تا براى مردم، پس از پيامبران، در مقابل خدا حجّتى نباشد، و خدا توانا و حكيم است‏
تفسیر آیه:
این آیه یکی از مهمترین اهداف بعثت انبیاء را بیان می کند و می فرماید که ما پیامبران را فرستادیم تا به مردم بگویند که بهشت و جهنمی وجود دارد و هدف از این بشارت و هشدارِ پیامبران اینست که کسی نتواند در روز قیامت این بهانه را بیاورد که خدایا من نمی دانستم که جهنم و بهشتی وجود دارد چنانکه در آیه 19 سوره مائده خداوند متعال می فرماید «اى اهل كتاب! رسول ما پس از فاصله زمانى او با پيامبران به سوى شما آمد كه حق را براى شما بيان كند، تا نگوييد براى ما مژده‏رسان و هشدار دهنده‏اى نيامد پس [اينك‏] بشير و نذير به سوى شما آمد، و خدا بر هر چيزى تواناست.» « يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشيرٍ وَ لا نَذيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشيرٌ وَ نَذيرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير» همچنین در آیه 134 سوره طه می فرماید «و اگر ما پيش از فرستادن پيغمبر، كافران (و مشركان قريش) را همه به نزول عذاب هلاك مى‏كرديم البته آنها مى‏گفتند: پروردگارا چرا بر ما رسولى نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم پيش از آنكه به اين عذاب و ذلت و خوارى گرفتار شويم؟ «وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُواْ رَبَّنَا لَوْ لَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ ءَايَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَ نخَْزَى‏» بنابراین آیه 165 سوره نساء در مقام بیان این مطلب است که هدف از ارسال رسل این بوده که کافران در روز قیامت حجت و استلالی بر علیه خدا نداشته باشند و بهانه نیاورند که خدایا ما بی خبر بودیم و نمی دانستیم که بهشت و جهنمی وجود دارد بنابراین حکمت الهی اقتضاء می کند که پیامبرانی فرستاده شوند و مقصدِ مطلوب را بشناسانند چون اگر پیامبران الهی بر روی زمین وجود نداشتند انسان مقصد خود را نمی شناخت و قادر به رسیدن به هدف از خلقت خود نمی شد و عدم شناخت مقصد باعث عبث و بی فایده شدن خلقت انسان می شد لذا می بینیم که خداوند متعال در پایان همین آیه خود را حکیم می خواند. این آن چیزی بود که این آیه در صدد بیان آن بود. اما آنچه که به نقل از شبکه المستقله بیان کردید در پاسخ باید گفت که اشتباهی که ایشان در استنباط از این آیه نمود ه اند و مدعی شده اند که طبق این آیه بعد از رسل الهی حجت نمی ماند ناشی از دو سفسطه است اول اینکه معنای« بعد رسل» را به معنای« بعد اتمام رسل» گرفته اند در حالیکه مراد از «بعد رسل» در آیه« بعد اتمام رسل» نیست بلکه« بعد ارسال رسل است» چون آنچه باعث بطلان احتجاج کافران می شود فرستادن رسل الهی و نشان دادن راه صحیح بندگی و سعادت اخروی است و مراد این نیست که بعد از اتمام رسل مردم حجت و دلیلی ندارند چون این معنا واضح البطلان است و این معنا متناقض با با غرض از بیان این آیه می شود چون بعد ار اتمام رسل و نبودن رسل در بین مردم، کافران می توانند بهانه بیاورند که ما رسول و راهنمایی نداشتیم بنابراین معنا ندارد که ما ما بگوییم بعد از اتمام رسل، اتمام حجت می شود .
و سفسطه دومی که ایشان در برداشت از این آیه انجام داده اند اینست که اینان، حجتِ مردم بر خدا را با حجتِ خدا بر مردم خلط کرده اند و حکم یکی را به دیگری داده اند چون آنچه این آیه می فرماید اینست که بعد از فرستادن رسولان، حجتی برای مردم بر علیه خدا نمی ماند نه اینکه حجتی برای خدا بر مردم بعد رسل نمی ماند زیرا در آیه می فرماید َ« لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » و نمی فرماید: لئلا یکون لله علی الناس حجه بعد الرسل و ائمه ما شیعیانِ اثنی عشری ، حجت خدا بر مردم هستند نه حجت مردم بر خدا.
نکته دیگری که شایان ذکر است اینست که این آیه نه تنها امامت ائمه :را نفی نمیکند بلکه امامت ائمه و لزوم بودنِ امام بعد از خاتم النبیین را اثبات هم می کند چون اگر در زمان ما حجت خدا بر روی زمین نباشد افراد گمراه در روز قیامت می توانند این حجت و استدلال را بیاورند که خدایا ما نمی دانستیم که راه صحیح رسیدن به مقصد مطلوب چیست و حجت تو هم در روی زمین نبود که ما را هدایت کند. بنابراین همان هدفی که اقتضای ارسال رسل را داشت اقتضای بودن حجت خدا بر روی زمین بعد از خاتم رسل را هم دارد چنانکه خداوند متعال در آیه 24 سوره فاطر می فرماید«... إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ» یعنی « ...هيچ امتى نيست مگر اینکه انذاركننده‏اى‏ در آن بوده است‏»
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه ، خطبه 138
2. 1. سوره نساء آیه 165

به سحن نگاه کنید نه به صاحب سخن

ارسال توسط kushesh در 21/9/1387.

باسلام لازم است به موارد ذیل توجه نمایند:
1-  باتوجه به اینکه این ایه ازایات متشا0به میباشد به جلد دوم تفسیر ال میزان ص 167تا 234 و ایه 213 سوره بقره مراجعه نمایبد 2- در خصوص سئوال دوم به جلد ششم صفحه 59تا89 وصفحه 13تا34 و همچنین تفسیر سوره مائده ایه 673, 3- لازم به ذکر است که وهابیت در طراحی شبهات فقط به ظواهر معمولی ایات نگاه میکند تا مخاطب عادی را تحت تاثیرگذارد. اگر کسی مسلط به قواعد عربی وتفسیر باشد سریعا متوجه میشود انشا الله موفق باشید .

ارسال توسط alireza2099 در 8/11/1387.

غیبت

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار ديگران) تجسّس نکنيد؛ و هيچ يک از شما ديگرى را غيبت نکند، آيا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر کراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه کنيد که خداوند توبه‏پذير و مهربان است!

حجرات 12 نرم افزار المبین 2

بانک » اخلاق » کلیات » توبه

با توجه به این که گفته اید اگر نیاز به مطالعه داریم بگویید. احساس می کنم مدت درازی است شیطان در دلم رخنه کرده برای خواندن نمازم سست شده ام یعنی آنرا سر وقت و با حضور قلب و خلوص کامل نمی خوانم. گاه گاه تمایل دارم که برای نمازم ارزش خاص قائل شوم در صورتی که در گذشته این طور نبودم همچنین بسیار غیبت می کنم با صدای بلند زیاد صحبت می کنم دروغ و تهمت و ... در گفته هایم به چشم می خورد و اطرافیان در خانواده از نوع رفتارم ناراضیند چرا که در آنچه که به من مربوط نیست نظر خود را اعلام می دارم یا احترام به بزرگترها را فراموش می کنم. از خودم بدم می آید و توانایی توبه را ندارم. مرا راهنمایی کنید؟

ارسال توسط 11 در 22/9/1385.

همین که شما چنین احساسی دارید که نسبت به انجام واجبات سستی می کنید، و وجود پلید شیطان را در خود احساس می کنید، پله اول ترقی شماست. و اینکه شما از چنین حالتی در وجودتان نگران هستید، توفیقی است از جانب پروردگار که شامل حال شما شده است؛ که با مدد از خداوند متعال نسبت به مبارزه با آنها اقدام کنید،‌و به نکاتی که بیان شده دقت کنید، و با به کار بستن آنها، وارد جهاد بزرگی علیه شیطان و نفس اماره شوید.
1. برای اینکه بر افکار شیطانی غلبه کنید، باید هر کاری را که انجام می دهید، بگویید : "بسم ا...الرحمن الرحیم". یعنی هرکاری که می خواهید انجام دهید، طوری باشد که در مدخل و ورودی آن، بتوان گفت : "خدایا، به نام تو" این عمل دو دستور به ما می‌دهد، یکی این که هر کاری را بدون مطالعه و تفکر و عاقبت سنجی انجام ندهیم، دوم این که کاری را انتخاب کنیم، که بتوانیم بگوییم : "خدایا به نام تو." چنین کاری یا واجب است، یا مستحب. کارهای حرام و مکروه را نمی شود با نام خدا انجام داد. اگر ما این کار را انجام دادیم، شیطان در اسارت قرار می گیرد. و دیگر اینکه یاد کردن خداوند، باعث می شود که توکّل ما به خداوند بیشتر بشود. وقتی که ما انسانی شدیم که در تمام کارها به خداوند توکّل می کنیم، آن وقت شیطان از ما دور می شود. زیرا خود قرآن می‌فرماید : "انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون" (1) یعنی "شیطان برکسی که ایمان آورده،‌ برپروردگارش توکّل می کند، سلطنت ندارد."
2. برای اینکه از گناهان زبانی مثل غیبت و ... جلوگیری شود، یکی از اعمال پرثمر سکوت است. اگر انسان می فهمد که با سخن گفتن به غیبت یا دروغ دچار می شود، باید همواره سکوت را رعایت نموده، و از پر حرفی اجتناب نماید. پیامبراکرم( می‌فرماید :
"در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید. زیرا سخن زیاد در غیر یاد خدا، سبب قساوت قلب می شود. چه این که، دورترین مردم از خدا،‌کسی است که قساوت قلب داشته باشد." (2) و در روایت دیگر آمده است : "چون فرزندان و نبیره های حضرت آدم( بسیار شدند، در نزد وی سخن می گفتند، و وی ساکت بود. گفتند : "ای پدر! چه شد شما را که سخن نمی گویی؟" حضرت آدم( گفت : "ای فرزندان من! چون خداوند "جل جلاله" مرا از جوارش به بیرون فرستاد،‌ با من عهد کرد و گفت: "گفتارت را کم کن تا به جوار من برگردی." " (3)
پس باید تمرین سکوت کنید به موقع سخن بگویید، زیرا آدمی از لغزش زبانش آسیبی می بیند،‌ که هرگز از لغزش پایش چنان آسیبی نمی بیند. چه این که لغزش او در گفتار، ممکن است سرش را برباد دهد، ولی لغزش پایش به آرامی بهبود می‌یابد.(4)
3. هیچ گاه از توبه مأیوس نشوید، که همین مأیوس شدن از رحمت خدا، خود گناه بزرگی است. قرآن کریم می‌فرماید :
"قل یا عبادی الذین أسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة ا... ان ا... یغفر الذنوب جمیعا" (5) یعنی "به بندگان گناه‌‌کار من بگو: "از رحمت الهی ناامید نباشند، خداوند تمام گناهان را می بخشد.""و اینکه خیال می کنید توانایی توبه را ندارید، از القائات شیطانی است. آدم دارای اراده و اختیار قوی است. این تفکرات شیطانی را از خود دور کنید. ودر هر وقتی که مناسب دیدید، هر چه زودتر بهتر است، با خدای خود مناجات کنید؛ که امام باقر( می فرماید : "کسی که از گناهانش توبه کرده است همچون کسی است که اصلاً گناه نکرده باشد." (6)
و حضرت رسول اکرم( دستوری برای توبه فرمودند، که جبرئیل در شب معراج به حضرت تعلیم داد. و آن اینکه فرمود : "غسل کنید، و وضو بگیرید، و چهار رکعت نماز بخوانید؛ در هر رکعت حمد یکبار، و سورة توحید 3 مرتبه، و سوره فلق و ناس هر کدام یک مرتبه، و پس از آن 70 مرتبه "استغفرا...ربی و اتوب الیه" بگویید، و آن را با "لاحول ولا قوة الا باا... العلی العظیم" ختم کنید. و پس از آن یک مرتبه بگویید : "یا عزیزُ یا غفارُ اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات" وبعد رسول اکرم( فرمودند : "هر کس از امت من این اعمال را انجام دهد، از آسمان ندا می رسد : "ای بندة خدا، توبه‌ات قبول شده، و گناهانت بخشیده شده است، اعمالت را دوباره آغاز کن."(7)

منابع و مآخذ:
1.سوره مبارکة نحل/آیه 99
2.امالی شیخ طوسی، حدیث اول
3.نامه ها برنامه ها، آیت ا...حسن زاده آملی، ص263
4.هزار و یک کلمه،آیت ا...حسن زاده آملی،ج1،ص442
5.سوره مبارکة زمر/آیه 53
6.سفینة البحار،ج2،ص322
7.کتاب اقبال در اعمال ماه ذی القعده، سیدبن طاووس/ و کتاب صراط السلوک،حسن زاده آملی،ص178

ارسال به دوست | نسخه چاپ

http://www.porsojoo.com/fa/node/38605

ارسال توسط hag در 16/11/1387.

با اهداء سلام و آرزوي موفقيت براي شما
از علاقه‌ي شما به طرح سؤال و گرفتن پاسخ مناسب و حسن اعتماد شما نسبت به مؤسسه و بخش پاسخ به سؤالات بسيار قدرداني و تشكر مي نماييم.
بخش پاسخ به سؤالات مؤسسه در راه حق در پاسخ به سؤال‌هاي معارف اسلامي(علوم قرآني، احکام، اخلاقي، تربيتي، خانوادگي، روانکاوي، فرهنگي، تاريخي و...) در خدمت شماست.
شما مي‌توانيد، براي دستيابي سريع‌تر به جواب سؤالات خود؛ به عنوان کاربر سايت، عضو سايت مؤسسه در راه حق شويد.
لطفاً، در مكاتبات با اين بخش حتماً مشخصات كامل خود (نام و نام خانوادگي، شماره تلفن، آدرس و كد پستي) را قيد نماييد تا اگر ضميمه‌اي (كتاب يا جزوه و... نياز بود) از طريق پست برايتان ارسال نماييم.
آدرس الكترونيكي بخش پاسخ به سؤالات
answer@darrahehaq.com
پايگاه مؤسسه در راه حق darrahehaq.com
قـم ـ خيابان آيت الله نجفي مرعشي(ره) كوچه 20 پلاك 10
صندوق پستي: 137 ـ 37185
تلفن مؤسسه: 2ـ7743221
تلفن بخش پاسخ به سؤالات: 7742966 (مستقيم) و يا داخلي 15
با تقديم احترام
دفتر بخش پاسخ به سؤالات
مؤسسه در راه حق

ارسال توسط kushesh در 22/6/1388.

به نام خدا
هر چند مدت زیادی از این بحث توسط هم دوستانم گذشته اما سوالی برایم پیش آمده ..اکنون مختصات وهابیون در کشور ایران چگونه است؟

تنظیمات نمایش نظرات

روش مورد نظر خود را برای نمایش نظرات انتخاب نموده و گزینه "ثبت تنظیمات" را انتخاب کنید تا تغییرات اعمال شوند.