نقش اهل‏بیت(ع) در نگارش قرآن-سید على‏نقى میرحسینى

اشاره
تاریخِ نگارش و تدوین قرآن، یکى از مهم‏ترین مباحث مربوط به این کتاب آسمانى است که از دیرباز، مورد توجّه و کنکاش محقّقانِ رشته علوم قرآن قرار داشته است.
از کاوش در تاریخچه این بحث، به دست مى‏آید که مفهوم «جمع قرآن» به دو معنى زیر است:
1. حفظ و به خاطر سپردن آیات؛ بر اساس این برداشت، به حُفّاظ قرآن «جَمّاع القرآن» مى‏گویند.
2. نگارش قرآن؛ و اینکه سیر تاریخى نگارش قرآن چگونه و داراى چه مراحلى است؟
این نوشتار، به بررسى اجمالى نوع دوم و «نقش اهل‏بیت‏علیهم السلام در نگارش قرآن» پرداخته است. اما قبل از آغاز، اشاره به «انواع خط در زمان رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم» و «کُتّاب وحى» - که با موضوع مورد نظر ارتباط مستقیم دارند - ضرورى به نظر مى‏رسد.

انواع خط در عصر رسالت
در ایّام کتابت قرآن، ساکنان شبه جزیره عربستان، با دو نوع خط آشنایى داشتند:
1. خطّ کوفى
از برجسته‏ترین خوشنویسان این نوع خط، حضرت على‏علیه السلام بود. در آن زمان، نگارش با این خط بیشتر معمول بود و تا اوائل قرن پنجم، اقبال عمومى از این خط ادامه داشت.
2. خطّ نسخ
هرچند این نوع خط در زمان رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم کاربرد داشته و آن حضرت معمولاً در نامه‏نگارى‏هایش از این خط استفاده مى‏نموده است؛ از اوائل قرن پنجم به بعد، استفاده از این خط، گسترش یافت و دیگر خط کوفى از رقابت با آن عاجز ماند.
در یک جمع بندى مى‏تواند گفت که: در زمان حیات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم قرآن را بیشتر با خطّ کوفى و سایر متون را با خطّ نسخ مى‏نگاشتند.1

کُتّاب و نویسندگان وحى
یکى از معجزات قرآن این بود که آورنده آن از داشتن سواد خواندن و نوشتن محروم بود. به این جهت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در قرآن و روایات به «امّى»2 شهرت یافت. لذا خود آن حضرت قدرت نگارش آیات قرآن را نداشت، و نیز انبوه کارهاى تبلیغى و ابلاغ وحى به مردم، به حضرت اجازه نمى‏داد تا با فراگیرى این فن به نگارش قرآن بپردازد. همین طور، ضرورت نگارش قرآن، روز به روز بیشتر احساس مى‏شد؛ بهترین گزینه در این مورد، استفاده از افراد دلسوز، هنرمند و کاتبى بود که کم و بیش در بین یاران رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم وجود داشت. به جمعى از اصحاب رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم که در زمان آن حضرت به نگارش قرآن پرداختند، «کُتّاب وحى» مى‏گویند. در تعداد نویسندگان وحى، اختلاف است و برخى تعداد آنها را بالغ بر 45 نفر دانسته‏اند. کاتبان وحى، قرآن را بر روى هر چیزى که قابل نوشتن بود، مى‏نگاشتند. کتاب مقدّسى که ما امروز، به عنوان «قرآن کریم» مى‏شناسیم، حاصل تلاش و دلسوزى آنان است و اگر جانفشانى‏هاى آنان به ویژه حضرت على‏علیه السلام نبود، بدون تردید، قرآن در امتداد سیر تاریخى‏اش، دستخوش نظرها و سلیقه‏هاى ناسالم مى‏شد.
آنچه که بیانش ضرورى مى‏نماید، این است که بهترین و بدترین یاران پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در این «کانون نویسندگان» عضویت داشتند. بهترین آنها، على‏علیه السلام و بدترین آنها، معاویة بن ابى‏سفیان و عبداللّه بن سعد بن ابى‏سرح - برادر رضاعى عثمان - است که فرجام کارش به ارتداد گرایید و دیگر بار، در ایّام فتح مکّه به اسلام بازگشت. نخستین کاتب وحى در مکّه عبداللّه بن سعد و در مدینه، أُبَىّ بن کعب و زید بن ثابت، و شایسته‏ترین و موفّق‏ترین آنها، على بن ابى‏طالب‏علیه السلام بود.3

تدوین قرآن در عصر نبوى
به طور کلّى در «تدوین قرآن» دو دیدگاه مهم وجود دارد:
الف) تدوین قرآن در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم.
ب) تدوین قرآن در زمان خلفا. شایان ذکر است که هریک از دیدگاه‏هاى فوق، دلایل و طرفدارانى دارد که نگارنده درصدد بیان آراء و اندیشه‏هاى آنان نیست؛ ولى از آنجایى که این نوشتار بحث «نقش اهل‏بیت‏علیهم السلام در نگارش قرآن» را پى‏گرفته، ناگزیریم به صورت اجمال، به سیر تدوین و نگارش قرآن - بویژه در زمان خاتم‏الأنبیاءصلى الله علیه وآله وسلم - اشاره کنیم.
از بررسى روایات و شواهد تاریخى چنین استفاده مى‏شود که در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم چینش کلمات، ترتیب و تدوین سوره‏ها به صورت کنونى انجام گرفت؛ ولى در زمان خلفا دو مرحله زیر بر تدوین قرآن کریم افزوده شد.
در زمان ابوبکر، مصحف‏هاى پراکنده در یک مجلّد قرار داده شد. او، زید بن ثابت را مأمور کرد تا مصحف‏هاى پراکنده را یک‏جا جمع نموده و به صورت کتابِ مدوّن در آورد و در جلدى قرار دهد. ابوبکر این عمل را زمانى آغاز کرد که خطر قتل و نابودى حافظان و حاملان قرآن به طور جدّى احساس مى‏شد. در زمان او حدود 70 نفر از قاریان قرآن در جنگ با مسیلمه کذّاب و صدها نفر در جنگ‏هاى قبل از آن کشته شده بودند، و بیم آن مى‏رفت که در آینده نزدیک تمام حاملان قرآن کشته شوند و قرآن بدون سر و سامان باقى مانده و دستخوش حوادث احتمالى گردد.
سخن دیگر اینکه: قرآنِ تدوین شده، بعد از ابوبکر، به دست عمر رسید و بعد از او در اختیار دخترش حفصه قرار گرفت. عثمان در عصر خویش، با فراخواندن آن قرآن از حفصه، به توحید مصاحف پرداخت. زیرا در زمان او بیش از 15 سال از رحلت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم گذشته بود. در این مدّت سرزمین اسلام گسترش یافته، زبانها و لهجه‏هاى گوناگون در حوزه اسلام به وجود آمده و باعث تشدید اختلاف قرائات شده بود. عثمان براى جلوگیرى از این اختلافات 12 نفر را به سرپرستى زید بن ثابت تعیین کرد تا به توحید مصاحف بپردازند.

على‏علیه السلام نخستین جامع قرآن
نخستین کسى که بعد از رحلت رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم کمر به تدوین قرآن پرداخت و عنوان پرافتخار «اوّلین خادم و جامع قرآن» را از آنِ خود ساخت، حضرت على‏علیه السلام بود.
در مورد اینکه نخستین «جامع قرآن» چه کسى است؟ اندکى اختلاف وجود دارد، تشیّع این عنوان ارزشمند را از آنِ مولاى متقیان على ابن ابى‏طالب‏علیه السلام؛ ولى اهل‏سنت علاوه بر آن حضرت، ابوبکر، عمر و سالم را نیز جزو نخستین تدوین کنندگان قرآن مى‏شمارند.
قدر جامعِ هردو دیدگاه، این است که بعد از رحلت رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم نخستین کسى که کمر به تدوین قرآن پرداخت و عنوان پرافتخار، «اوّلین خادم قرآن» را از آنِ خود ساخت، حضرت على‏علیه السلام است. چرا که افضلیت و جامعیت آن حضرت برکسى پوشیده نیست و فریقین به این مطلب تصریح کرده‏اند. و نیز این دیدگاه با سخن رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم سازگارى دارد که در آخرین لحظات عمر شریفش خطاب به على‏علیه السلام فرمود:
«یا عَلىِّ، القُرآنُ خَلْفَ فَراشى‏ فى‏الصُّحُفِ وَالحَریرِ وَالقَراطیس فَخُذُوهُ وَاجْمَعُوا وَ لا تُضَیِّعُوهُ؛ اى على! قرآن در پشت بستر من در صحف (انواع الواح)، حریر، و کاغذها قرار دارد، آن را جمع آورى کنید و ضایع نسازید.»4
بر اساس این وصیّت ارزشمند رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم بود که على‏علیه السلام به تدوین کامل و جامع قرآن پرداخت. خودش در این مورد مى‏فرماید:
«آلَیْتُ أَنْ لا آخُذَ رِدائى‏ إلاَّ لِصَلوةِ جُمُعَةٍ حَتَّى أَجْمَعَ القُرآنَ فَجَمَعْتُهُ‏5؛ سوگند یاد کردم که رداء در برنگیرم جز براى نماز جمعه تا آنگاه که قرآن را جمع‏آورى نمایم، و در نهایت، موفّق به تدوین آن شدم.»
على‏علیه السلام نسبت به قرآن مجید، در ابعاد مختلف تلاش ورزید. تدوین و نگارش قرآن یکى از این محورهاست.

نگارش قرآن
حضرت على‏علیه السلام از یک سو، با خطّ خوش کوفى آشنا بود و از دیگر سو، از برجسته‏ترین شاگردان رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم و همراه و همراز آن حضرت محسوب مى‏شد. و نیز تنها کسى بود که همواره در پیدا و پنهان، با رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم حشر و نشر داشت و از همین روزنه، به شأن نزول، محکم، متشابه، ناسخ و منسوخ‏هاى قرآن آگاهى کامل داشت. خودش در این مورد چنین اشاره مى‏کند:
«هر آیه‏اى نازل مى‏شد، رسول اللّه آن را بر من قرائت و املا مى‏نمود و من مى‏نوشتم و تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آن را آگاه مى‏نمود.»6
چنین شد که حضرت على‏علیه السلام بعد از رحلت رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم به یکى از اساسى‏ترین دغدغه‏هاى اساسى آن بزرگوار جامه عمل پوشاند و به جمع‏آورى و تدوین قرآن - که ضرورت بسیار داشت - پرداخت.

قرآن على‏علیه السلام‏
حضرت على‏علیه السلام در مورد تدوین مصحف خود فرمود:
«لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللّه‏صلى الله علیه وآله وسلم أَقْسَمْتُ أَو حَلَفْتُ أَنْ لا أَضَعَ رِدائى عَنْ ظَهْرِى حَتَّى أَجْمَعَ ما بَینَ اللَّوحَینِ فَما وَضَعْتُ رِداىِ حَتَّى جَمَعْتُ القُرآن‏7؛ وقتى رسول اللّه‏صلى الله علیه وآله وسلم رحلت کرد، قسم یاد نمودم که ردا بر دوش نگیرم تا وقتى که قرآن را جمع آورى کنم، و ردا برنگرفتم تا قرآن را تدوین نمودم.»
شایان ذکر است که متن و محتواى قرآن حضرت على‏علیه السلام هیچ تفاوتى با قرآن موجود نداشت، تنها تفاوت مصحف آن حضرت با قرآن موجود، در امور زیر بود:
1. سوره‏ها بر اساس «شأن نزول» ترتیب و تدوین یافته بود؛ مثلاً سوره علق اوّل، سوره مزمّل دوم، سوره مدثّر سوم و...
2. در حاشیه قرآنِ آن حضرت برخى شأن نزول‏ها، ناسخ و منسوخ‏ها، محکم و متشابه‏هاى قرآن شرح داده شده بود. در این مورد، اصبغ بن نباته از آن حضرت نقل مى‏کند که فرمود:
«إِنّى‏ لأعرِفُ ناسِخَهُ وَ مَنْسُوخَه وَ مُحکَمَه وَ مُتَشابِهَه... أَعْرفُ فیما اَنْزَلَ وَ فى‏ أىِّ یَومٍ وَ فى‏ أَىِّ مَوضِعٍ؛ من به ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، شأن نزول‏ها، و اینکه کجا و در مورد چه کسى نازل شده‏اند، آگاهى دارم.»8

خلفا و ردّ قرآن على‏علیه السلام‏
همان‏طور که بیان شد، حضرت على‏علیه السلام با آن همه آگاهى‏هایى که از درون و بیرون قرآن داشت، به تدوین قرآن پرداخت؛ ولى متأسفانه مورد پذیرش واقع نشد. چون، نگارش شأن‏نزول‏ها و تفسیر برخى آیات با خواسته خلفاى زمان، سازگار نبود!
ابوذر غفارى - صحابه گرامى رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم - نقل مى‏کند که على‏علیه السلام قرآنش را نزد بزرگانى از مهاجر و انصار برد: «فَلَمَّا فَتَحَهُ اَبُوبکر خَرَجَ فى أَوّلِ صَفْحَةٍ فَتَحَها فَضائِحُ القَومِ فَوَبَثَ عُمَرُ وَ قالَ: یا عَلِىٌّ أَرْدُدْهُ فَلاحاجَةَ لَنا فِیهِ فَأَخَذَهُ عَلِىٌّ وَ انْصَرَفَ‏9؛ وقتى ابوبکر قرآن على‏علیه السلام را گشود، در همان صفحه اوّل فضایح و طعن‏هایى نسبت به برخى مشاهده کرد. لذا عمر از جا پرید و گفت: ما نیازى به این قرآن نداریم برگردان. و امام على‏علیه السلام آن را برگرداند.»
و نیز از خلیفه دوم در این مورد نقل شده که گفت:
«اِنَّ عَلیّاً جاءَنا بِالقُرآنِ وَ فِیهِ فَضائِحُ المُهاجِرینَ وَالأَنصارِ؛ على قرآنى آورد که در آن طعن‏هایى بر مهاجرین و انصار وجود داشت.»10
مدّت نگارش قرآن توسّط على‏علیه السلام‏
در مدّت نگارش و تدوین قرآن به وسیله على‏علیه السلام نیز اقوال مختلفى وجود دارد. ابن ندیم نگارش قرآن آن حضرت را سه روز دانسته و مى‏نویسد:
«آن حضرت سوگند یاد کرد که رداء بر دوش نگیرد، مگر آنگاه که قرآن را فراهم آورد. سه روز از خانه بیرون نیامد تا قرآن را جمع کرد.»11
علاّمه مجلسى مدّت نگارش آن قرآن را شش ماه دانسته و نقل مى‏کند:
«جَمَعَهُ بَعْدَ مَوْتِ النَّبىّ‏ سِتَّةَ أَشْهُرٍ»12.
شایان ذکر است که: تدوین کامل قرآن توسّط حضرت على‏علیه السلام چه در مدّت سه روز انجام شده باشد و یا شش ماه، خیلى اهمیّت ندارد؛ مهم آن است که آن حضرت به انجام چنین کارى موفّق شد و دیْن خودش را نسبت به اسلام و قرآن انجام داد. گرچه برخى قرائن بر غیر واقعى بودن نظر ابن ندیم، دلالت مى‏کند.
در اینجا شایسته مى‏نماید که به این سؤال پاسخ داده شود: سرانجام قرآن على‏علیه السلام چه شد و اکنون آن مصحف شریف کجاست؟

سرنوشت قرآن على‏علیه السلام‏
همان طورى که قبلاً اشاره شد، حضرت على‏علیه السلام قرآن را به ترتیب نزول (مکّى و مدنى بودن سوره‏ها» و با افزودن شأن‏نزول‏ها و تفسیر برخى آیات تدوین کرد و به حضور بزرگان قوم آورد؛ ولى آنها بنا به عللى از پذیرفتن آن خوددارى کردند. در آن هنگام فرمود:
«هان! سوگند به خدا! از امروز به بعد، هرگز آن را نخواهید دید، فقط بر من لازم بود که پس از فراهم کردن و جمع نمودن آن، شما را آگاه سازم تا آن را بخوانید.»13
از این روایت استفاده مى‏شود که دسترسى افراد عادّى به قرآن آن حضرت امکان‏پذیر نیست.
با این وجود، از ابن ندیم نقل شده که گفت: «در زمان خود، نزد «ابى‏یعلى حمزه حسنى» مصحفى دیدم که از آن، اوراقى افتاده بود. این مصحف به خطّ على‏علیه السلام نگارش شد(ه‏بود) که آن را بنوحسن (فرزندان حسن) در طىّ مرور زمان به میراث گرفته بودند.»14
در این سخن ابن ندیم، دو اشکال وجود دارد:
1. اینکه ابن ندیم مى‏گوید: «آن مصحف شریف را نزد ابى‏یعلى دیدم»، با آن سخن حضرت على‏علیه السلام که فرمود: «از این به بعد هرگز آن را نخواهید دید»، سازگارى ندارد!
2. نصوص صریحى که از امامان معصوم - بویژه على‏علیه السلام - در اختیار داریم، همه گویاى آن است که قرآن آن حضرت نباید از خاندان امامان جدا شود؛ چگونه آن مصحف شریف از خاندان امامان بیرون رفت و به دست ابى‏یعلى رسید؟
در پاسخ باید گفت: شاید على‏علیه السلام چندین مرتبه دست به نگارش قرآن زده و آن مصحفى که براى نخستین بار نگاشت و به نزد خلفا برد، همچنان در خاندان امامان به عنوان «میراث امامت» باقى مانده است. به احتمال قوى، مصاحف دیگرى هم آن حضرت نگاشته که خارج شدن آن از خاندان امامان و مشاهده دیگران، اشکال ندارد. پرواضح است که وجود چنین مصاحفى در نزد برخى از نوادگانش، از جمله ابى‏یعلى، اشکال ندارد. اکنون از آن مصحفى که ابن ندیم در نزد ابى‏یعلى دیده، اثرى نمانده است.
با این بیان، مصاحف منسوب به على‏علیه السلام که اکنون وجود دارند، قابل توجیه و پذیرش است. در صورتى که بتوانیم این مصاحف را ثابت کنیم که از حضرت على‏علیه السلام است، باید بگوییم که هیچ یک از آنها، آن مصحفى که حضرت دیدنش را نفى کرد، نیست؛ و ممکن است نگارش‏هاى بعدى آن حضرت باشد.

قرآن على‏علیه السلام، میراث امامت‏
سرنوشت نخستین مصحف على‏علیه السلام هنوز کاملاً براى ما روشن نیست. تنها راهنماى ما در این مورد که فرجام آن مصحف شریف چه شد؟ روایات است. روایات، قرآن على‏علیه السلام را به عنوان «میراث امامت» دانسته و آن را اکنون در اختیار حضرت صاحب الامرعلیه السلام مى‏دانند. روایات زیر، بر این نکته تأکید دارند:
1. حضرت على‏علیه السلام در گفت وگویى که با طلحه انجام مى‏دهد، بعد از آنکه قرآن موجود را مورد تأیید قرار مى‏دهد و طلحه و دیگران را به پیروى از آن فرا مى‏خواند، مى‏افزاید:
«... أَمَرَنى رَسُولُ اللّهِ أَنْ أَدْفَعَهُ اِلى‏ وَصیّى وَ أَولَى النَّاسِ بَعْدى‏ بِالنَّاسِ ابْنِى الْحَسَن ثُمَّ یَدْفَعَهُ ابْنِى الحَسَنُ إِلَى ابْنى‏الْحُسَینِ ثُمَّ یَصیرُ واحِداً بَعدَ وَاحِدٍ مِنْ وُلْدِ الحُسَینِ حَتَّى یَرِدَ آخِرُهُمْ عَلى‏ رَسُولِ اللّهِ...15؛ رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم به من فرموده تا قرآنى که جمع‏آورى نمودم را نزد برترین و سزاوارترین انسان بعد از خودم براى زمامدارى مسلمانان، که فرزندم حسن باشد، تحویل دهم. او نیز به حسین تحویل دهد و در نزد اوصیا، یکى پس از دیگرى، قرار گیرد تا آخرین آنها به رسول اللّه‏صلى الله علیه وآله وسلم برگرداند...»
2. کلینى از امام صادق‏علیه السلام روایت مى‏کند که فرمود:
هنگامى که قائم‏علیه السلام قیام کند، کتاب خدا را در حدّ واقعى آن خواهد خواند و مصحفى که على‏علیه السلام نوشته بود را، ارائه خواهد داد.»16
از این روایات استفاده مى‏شود که قرآن على‏علیه السلام، به عنوان یک «میراث ماندگار»، در اختیار امامان بعد از آن حضرت قرار مى‏گرفت و هر امامى آن را به امام بعدى تحویل مى‏داد و به صورت امانت، در نزد آنان نگهدارى مى‏شد.

مصاحف منسوب به على‏علیه السلام‏
مصاحفى در نقاط مختلف جهان وجود دارد که منسوب به على‏علیه السلام است. معرّفى اجمالى و ذکر محلّ نگهدارى آنها خالى از لطف نیست:

1. کتابخانه‏اى در نجف اشرف‏
ابوعبداللّه زنجانى مى‏نویسد:
«من در ذى حجّه سال 1353 ق. در کتابخانه امیرالمؤمنین نجف، قرآنى را به خطّ کوفى دیدم که در پایان آن آمده است: «کَتَبَهُ عَلىُّ بْنِ أبیطالِبٍ فى سَنَةِ أَرْبَعینَ مِنَ الْهِجْرَةِ؛ این قرآن را على‏علیه السلام در سال چهلم هجرى نوشته است.»
وى سپس مى‏افزاید:
«چون کلمه «ابو» و «ابى» در شیوه نگارش کوفى، همانند یکدیگر نوشته مى‏شود، افرادى که به خطّ کوفى آشنایى کافى نداشتند، پایان این مصحف را به صورت «کتبه على بن ابیطالب...» خواندند.»17
لازم به ذکر است که این قرآن بر روى پوست آهو و با مشخّصات املایى «ابوالأسود» نگاشته شده و مربوط به قرن سوم است. در تصویر شماره 1 که مربوط به این قرآن است، مى‏خوانیم:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم والسّماء ذات البروج والیوم الموعود و شاهد...»

2. موزه ایران باستان
نسخه‏اى از قرآن منسوب به على‏علیه السلام در موزه ایران باستان، نگهدارى مى‏شود. در پایان آن چنین مى‏خوانیم: «کَتَبَهُ وَ ذَهَبَهُ عَلىُّ بْنِ أبیطالِبٍ». این قرآن بر روى پوست، به خطّ کوفى نوشته شده که فاقد تاریخ نگارش است.
سیّد محمّد باقر حجّتى، در مورد این قرآن مى‏نویسد:
«اگر این نسخه واقعاً از على بن ابیطالب‏علیه السلام باشد، هیچ نسخه قرآن، قدیمى‏تر از آن وجود نخواهد داشت؛ ولى این انتساب، بسیار بعید است. زیرا در این نسخه نقطه‏هاى اعراب به کار رفته و تزئیناتى در آن دیده مى‏شود که آن را به قرن‏هاى سوم و چهارم مربوط مى‏سازد و مسلّماً از على بن ابیطالب‏علیه السلام نیست؛ بلکه آن را یک نویسنده ایرانى، شاید از روى نسخه منسوب به امیرالمؤمنین‏علیه السلام استنساخ و کپیه کرده است و شامل 154 صفحه است.»18 این نسخه در قطع 5/23 * 34 سانتیمتر مى‏باشد.

3. موزه آستان قدس رضوى
قرآنى منسوب به على‏علیه السلام در موزه آستان قدس رضوى است که از سوره هود آغاز و تا پایان سوره کهف ادامه دارد. این قرآن به خطّ کوفى و روى پوست آهو نوشته شده و در پایان آن، عبارت: «کَتَبَهُ عَلىُّ بْنِ أبیطالِبٍ» دیده مى‏شود. مشخّصات املایى ابوالأسود و تزئینات موجود در آن، این قرآن را به قرن سوم پیوند مى‏دهد. در هر صفحه این قرآن 15 سطر گنجانده شده است.
این نسخه قبلاً 69 و اکنون داراى 68 برگ، به قطع بیاضى و به اندازه 2/32 * 5/23 سانتیمتر مى‏باشد.
این نسخه در موزه قرآن آستان قدس رضوى در ویترین شماره 10 نگهدارى مى‏شود.

4. کتابخانه سلطنتى سابق تهران‏
نسخه‏اى از قرآن در کتابخانه سلطنتى سابق تهران در 17 برگ، روى پوست و با خطّ کوفى موجود است که منسوب به حضرت على‏علیه السلام است. این قرآن نیز با داشتن ویژگى‏هاى املایى ابوالأسود، نمى‏تواند مصحف آن حضرت باشد.
در مورد سایر قرآن‏هاى منسوب به على‏علیه السلام یکى از پژوهشگران چنین مى‏نویسد:
«شاید نسخه‏هاى دیگرى از قرآن منسوب به على‏علیه السلام در کنار و گوشه دنیا موجود باشد، ولى آنچه از نسخه‏ها[یى‏] که دیده شد، با دلائل علمى و تاریخى نمى‏توان به عنوان مصحف دستخطّ امیرالمؤمنین على‏علیه السلام تلقّى گردد.»19
قرآن منسوب به امام مجتبى‏علیه السلام‏
این قرآن به خطّ کوفى، روى پوست آهو و در قرن سوم نگاشته شده و از اوّل جزء 23 تا پایان جزء 25 را در بر دارد. در صفحه اوّل آن وقفنامه شاه عباس ماضى و با خطّ و امضاى شیخ بهائى قرار دارد:
«این جزء قرآن مجید را که به خطّ شریف حضرت امام همام سبط الرّسول و قرّة عین الوصى والبتول ابى محمّدالحسن علیه الصّلوة والسّلام است، وقف نمود بر روضه مقدّسه منوّره مطهّره سدره مرتبه رضیّه رضویّه على صاحبها الف الف سلام و تحیّة حرّره الدّاعى بهاءالدّین محمّد العاملى.»
شایان ذکر است که در هر صفحه این قرآن 7 سطر قرار داده شده است. در صفحه آخر آن، عبارتِ «کَتَبَهُ حَسَنُ بْنِ عَلىّ ابْنِ أبیطالِبِ فى سَنَةِ إحْدى وَ أرْبَعینَ» به چشم مى‏خورد.
این قرآن در ابعاد 5 / 6 × 5 / 12 سانتیمتر و جلد نوساز آن در اندازه 5/16 × 7/11 سانتیمتر است که در موزه قرآن آستان قدس رضوى نگهدارى مى‏شود.
قرآن منسوب به امام حسین‏علیه السلام‏
این قرآن به خطّ کوفى و بر روى پوست آهو نگاشته شده که متعلّق به قرن سوم است. این قرآن تنها جزء 16 از یک سى‏پاره مى‏باشد. در هر صفحه آن 7 سطر با اعراب و اعجام گنجانده شده و اندازه آن 5 / 6 × 12 سانتیمتر مى‏باشد. در صفحه آخر آن، عبارت «کَتَبَهُ حُسَیْنُ بْنِ عَلّى» نگاشته شده است. واقف این قرآن، مجهول و در موزه قرآن آستان قدس رضوى نگهدارى مى‏شود.

قرآن منسوب به امام سجّادعلیه السلام‏
این قرآن از آیه 180 سوره بقره تا سوره ناس - آخرین سوره قرآن - را شامل مى‏شود. خطّ آن کوفى و بر روى پوست آهو نگاشته شده و متعلّق به قرن سوم مى‏باشد. در هر صفحه آن 16 سطر با اعراب و اعجام و به فاصله هر 10 آیه، یک ستاره (*) نقش بسته است. در پایان آن، بعد از سوره ناس، عبارت «قَولُهُ الْحَقّ وَ لَهُ الْمُلْکُ انّ اللَّهَ لایُخْلِفُ الْمَعادَ، کَتَبَهُ الْمُنْتَظِرُ بِوَعْدِهِ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلىِّ بْنِ أبیطالِب» نگاشته شده است.
این نسخه در قطع بیاضى و به اندازه 6/9 * 5/15 سانتیمتر مى‏باشد که داراى 369 برگ است. واقف آن، نامعلوم و در موزه قرآن آستان قدس رضوى نگهدارى مى‏شود.

قرآن منسوب به امام صادق‏علیه السلام‏
این نسخه به احتمال قوى به صورت کامل تدوین شده و تعداد سوره‏هاى آن به یکصد و سیزده سوره مى‏رسیده است. سوره توبه در این قرآن، قبل از سوره مائده قرار داشته و ترتیب نگارش سوره‏ها به ترتیب نزول آنها بوده است.20
این قرآن که با نقطه و اعراب مزیّن است، در «دارالفنّ الاسلامى» قاهره نگهدارى مى‏شود.

قرآن منسوب به امام رضاعلیه السلام‏
این قرآن شامل سوره‏هاى نور، قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، مؤمن، فصّلت، جاثیه، احقاف، واقعه و حدید مى‏باشد. خطّ آن کوفى و در قرن سوم با اعراب،اعجام، شدّ، مدّ، تنوین و همزه، نگارش یافته است.
آیه 60 سوره نور «بزینة و ان یستعفف» اوّلین و آیه 5 سوره حدید «وَ هُوَ مَعَکُمْ أیْنَ ما کُنْتُمْ» آخرین آیه نگاشته شده در آن مى‏باشد.
در هر صفحه آن 16 سطر جاى گرفته و مجموع صفحات آن به 27 برگ مى‏رسد.
قطع آن بیاضى و در اندازه 25 × 7 / 17 سانتیمتر مى‏باشد. در صفحه دوم آن که پایان سوره نور است، عبارت «کَتَبَهُ عَلىُّ بْنِ مُوسى‏» خودنمایى مى‏کند. آیةاللّه العظمى میلانى در بالاى صفحه 18 آن چنین مرقوم داشته‏اند:
«بسمه جلّ اسمائه، هذه سبعة و عشرون ورقاً من القرآن المجید المعنونة بأنّها خطّ مولانا الامام علىّ بن موسى‏الرّضا صلوات اللّه و سلامه علیه، و قد کانت فى‏النّجف الاشرف فى بیت العلاّمة النّحریر الحجّة الشّیخ عبدالحسین الامینى، صاحب کتاب الغدیر دامّت ایّامه لأجل ان تنتقل الى مکتبة الامام علیه آلاف التّحیّة والسّلام، محمّد هادى الحسینى المیلانى، جمادى الثّانیّة 1367.»
این قرآن نیز در موزه قرآن آستان قدس رضوى نگهدارى مى‏شود.21

قرآن منسوب به امام عسکرى‏علیه السلام‏
این قرآن شریف روى پوست و به خطّ کوفى نگاشته شده است. قطع آن وزیرى کوچک و بیاضى است که داراى 324 ورق، در ابعاد 17 * 5/23 سانتیمتر مى‏باشد.
این اثر ارزشمند در دوره صفویه به آستانه مقدّسه حضرت معصومه‏علیها السلام وقف شده و به شماره 1204 به ثبت رسیده است.22

کوثر، شماره 62