توطئه علیه تشیع/ فرزان شهیدی
با مرور تحولات منطقه ای، نشانه هایی از توطئه های رنگارنگ به چشم می خورد که مآلا جمهوری اسلامی ایران وتفکر شیعی را نشانه رفته است. این توطئه ها در حال حاضر در قالب صف بندی های جدیدی دنبال می شود که به عناوینی همچون جبهه اعتدال در برابر جبهه افراطی گری موسوم شده است. چاشنی این صف بندی ها دامن زدن به اختلافات طائفه ای ومذهبی وطرح مقوله هلال شیعی است که به زعم آنان از سوی ایران برخاسته ومنطقه خاورمیانه را مورد تهدید قرار داده است.
برای نمونه آمریکا از دیرباز تلاش داشته است اعراب را از قدرت هسته ای ایران بترساند وبرای تحکیم این رعب در دل اعراب، موضوع سلاح هسته ای را ـ که هنوز در دست ایران نیست واساسا ایران قصد دست یابی به آن را ندارد ـ وسیله ای برای ترویج تشیع صفوی در جهان عرب سنی معرفی می کند! این در حالی است که اعراب هیچ گونه نگرانی نسبت به بیش از دویست کلاهک هسته ای رژیم صهونیستی احساس نمی کنند، هر چند نخست وزیر این رژیم صراحتا از وجود وکاربرد این سلاح ها سخن گفته باشد!
در قضیه اعدام صدام نیز تلاش شد این اعدام تاریخی وعادلانه، ابعاد طائفه ای ومذهبی بیابد. آن چه در اکثر رسانه های منطقه ای به طور حساب شده القاء شد، آن بود که شیعه با اعدام صدام از اهل سنت انتقام ستانده است! این در حالی بود که در ایران از تعجیل در اعدام صدام وعدم طرح پرونده جنگ تحمیلی اظهار نگرانی شده بود. روزنامه الشرق الاوسط صراحتا نوشت اعدام صدام یک طرح ایرانی بود وایادی ایران در دولت جدید عراق فرمان جمهوری اسلامی ایران را اجرا کردند! در برخی کشورهای عربی از صدام با عناوینی چون قهرمان، اسطوره وشهید امت عرب یاد شد وبر او گریستند. حتی برخی نویسندگان مزدور از صدام به عنوان حلاج زمانه تعبیر کردند ومدعی شدند صدام به ملت عراق وامت عرب خدمات زیادی کرد!
این روند تبلیغاتی که متضمن دروغ های آشکاری است، از یک سو نوعی خیانت واهانت آشکار به ملت ستمدیده عراق محسوب می شود که سال ها رنج جانکاه استبداد بعثی را چشیده واکنون فرعون زمانه را به مجازات عادلانه بخشی از جنایات بی شمارش رسانده است. این روند حساب شده از سوی دیگر حاکی از یک سناریوی ضد شیعی وضد ایرانی است که نه تنها ایران، بلکه حزب الله لبنان ورهبر قهرمان آن را نشانه رفته است. تبدیل صدام به قهرمان امت عربی در واقع تلاشی است مذبوحانه برای خدشه دار کردن چهره سید حسن نصرالله که بالواقع قهرمان واسطوره امت عربی واسلامی است. اما کارگردانان این سناریو خود نیز نیک می دانند که تفاوت یک رهبر جنایتکار ورشکسته عربی، با قهرمان واقعی مبارزه با آمریکا واسراییل، از خاک تا افلاک است!
از سوی دیگر در بحران داخلی لبنان نیز که بیش از همه صبغه سیاسی دارد، تلاش می شود اختلافات میان معارضان وموافقان دولت در چهارچوب مذهبی تفسیر شود. در این راستا چنین القاء می شود که حزب الله به عنوان یک جنبش شیعی ووابسته به ایران تلاش دارد دولت سنی فؤاد سنیوره را ساقط کند وقدرت را در لبنان در دست گیرد. ترجمان این القاءات در مواضع وسخنان سران گروه 14 مارس ونیز برخی کشورهای غربی وعربی به خوبی مشهود است. جالب آن است که گاه این مواضع تا سرحد اتهاماتی واهی بالا می گیرد وشخصیتی همچون ولید جنبلاط از فرط دستپاچگی از «طرح مجوس» در لبنان سخن می گوید!
این در حالی است که بررسی واقعیت های صحنه لبنان روایتی متفاوت با ادعاهای فوق به دست می دهد. سید حسن نصرالله اعلام کرده است مشکل ما با دولت مذهبی نیست واگر نخست وزیر فعلی با ویژگی های موجود شیعه بود، باز هم خواستار برکناری او بودیم. از طرفی حزب الله چیزی فراتر از قانون نمی خواهد وتنها خواستار حقوق اولیه طائفه شیعه بر اساس قراداد طائف وقانون اساسی لبنان می باشد. اما حرکت اعتراض آمیز معارضه ـ که تنها منحصر به حزب الله نیست ـ نگرانی دولت وحامیان منطقه ای وبین المللی آن را برانگیخته است، لذا به ایراد اتهام علیه حزب الله وایران پرداخته اند.
در فلسطین نیز درگیری های داخلی میان دو گروه فتح وحماس محمل مناسبی برای اعمال فشار علیه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. در همایش سالگرد تاسیس جنبش فتح که در استادیوم برگ غزه برگزار شد برخی از تظاهرکنندگان فلسطینی ضمن آن که تصاویری از عرفات وصدام در دست داشتند علیه حماس شعار داده واین جنبش را شیعی(یعنی وابسته به جمهوری اسلامی ایران) خواندند.
قطعا چنین اقداماتی خودجوش نیست وهمان گونه که در زدوخوردهای مسلحانه میان هواداران فتح وحماس ردپایی از دشمن صهیونیستی به چشم می خورد، در تبلیغات علیه حماس وایران نیز دست هایی پشت پرده مشغول فعالیت است، چرا که حماس همچنان بر مواضع اصولی خود پایدار مانده وبه صفوف جبهه اعتدال وشناسایی اسراییل نپیوسته است!
در مجموع می توان گفت اعمال فشار وجنگ روانی علیه شیعه وجمهوری اسلامی ایران وارد مرحله تازه ای شده است. اگر زمانی به ایران اتهاماتی چون حمایت از تروریسم وارد می ساختند، امروزه ایران را به عنوان پایگاه تشیع وصدور هلال شیعی معرفی می کنند که قصد سیطره بر منطقه خاورمیانه را دارد وتلاش دارد این سیطره را با سلاح هسته ای کامل سازد.
سخن از مخاطرات ایران هسته ای وشیعی در منطقه ای که اکثریت آن اعراب سنی بوده وآبستن درگیری های مذهبی حاد می باشد، شاید نشان از ذکاوت دشمنان در شرایط حساس کنونی داشته باشد، اما معلوم است که اعمال فشار علیه ایران بیش از همه وسیله ای است برای رهایی از ناکامی های مستمری که در عراق ولبنان وفلسطین ودیگر مناطق خاورمیانه، گریبانگیر استعمارگران فرانوین شده است.
"
منبع: باشگاه اندیشه 26/10/85

