چه زمینههایی سبب قیام حضرت امام حسین شد؟
فلسفه و زمینههای قیام ان حضرت از جهات گوناگونی قابل بررسی است، یکی از آنها تبیین فلسفه نهضت حضرت براساس آیات قرآن است. در این بررسی قرآنی، چند محور میتواند مورد مطالعه واقع شود. الف ـ موضع قرآن در مقابل ستمگران و سرکشان; ب ـ وظیفهای که قرآن در این زمینه بر دوش مسلمانان متعهد قرار داده است; ج ـ شیوه برخورد و رویارویی با سرکشان و ستمکاران; د - نتایج برخورد میان حق و باطل. با توجه به اختصار در چنین نوشتارها، در این پاسخ تنها به برخی از عللی که خود حضرت به آنها اشاره کردند و در قرآن به آنها تصریح شده است اشاره میشود: 1. بلند کردن نام خدا و یاری دین او جهاد برای جلب خشنودی پروردگار، برقرار ساختن عدالت اجتماعی، حمایت از کسانی که در معرض فریب و گمراهی قرار گرفتهاند، برچیدن بساط شرک و بتپرستی از محیط جامعه انسانی و بیان دستورات خداوند، جایز; بلکه واجب است: "وَقَـَتِلُوهُمْ حَتَّیَ لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْاْ فَلاَ عُدْوَ َنَ إِلآ عَلَی الظَّـَـلِمِین;(بقره،193) با آنان بجنگید تا دیگر فتنهای نباشد، و دین مخصوص خدا شود، سپس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمگران روا نیست". حضرت امام حسیندربارة علت قیام خود میفرمایند: "و من با کفایتترین فرد برای دین خدا هستم و این که شریعت او را عزیز کنم و در راه خدا جهاد کنم تا نام او بلند و پرآوازه باشد." 2. اصلاح امت به وسیله امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، به همان اندازه که از فساد انتقاد و با آن مقابله شده است، نسبت به اصلاح سفارش و تأکید شده است. قرآن، تنها ایمان و تقوای درونی را کافی نمیداند; بلکه حرکت در راه او و تلاش برای هدایت جامعه را نیز ضروری میداند; (مائده، 35) قرآن، بهترین امت بودن را به انجام امر به معروف و نهی از منکر مشروط کرده است; "کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَر"(آلعمران،120) همچنین برخی از آیات به صراحت اشاره دارند که امر به معروف و نهی از منکر وظیفة تمام انبیأ در طول تاریخ است.(نحل، 36) امام حسیندربارة علت قیام خود به برادرشان محمد بن حنفیه میفرمایند: "من برای فساد، طغیان و ظلم قیام نکردم، تنها برای اصلاح امت جدم قیام کردم، میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بنمایم و به روش پیامبر9 و علیعمل کنم".(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44، ص 328، مؤسسة الوفأ.) 3. فسق یزید و فساد دستگاه حکومتیاولین شرط حاکم اسلامی، عمل به قوانین الهی است: "إِنَّـآ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الْکِتَـَبَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَآ أَرَغکَ اللَّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآغنِینَ خَصِیمًا;(نسأ،105) ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، تا میان مردم به ]موجب[ آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی و زنهار جانبدار خیانتکاران مباش". از دیگر ویژگیهای حکومت اسلامی، اطاعت آحاد ملت و به ویژه کارگزاران حکومت اسلامی از فرامین خداوند است، آیات متعددی، از حکومتهایی که در آنها، خدا اطاعت نمیشود، به شدت نکوهش کرده است. "وَ تِلْکَ عَادٌ جَحَدُواْ بِ ?‹?ایَـَتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْاْ رُسُلَهُو وَ اتَّبَعُوَّاْ أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِید;(هود،59) طبق فرمایشات حضرت امام حسین، یزید و حکومت او هیچ یک از شرایط حکومت و رهبری اسلام را نداشت حضرت در این باره میفرمایند: یزید مردی فاسق است; قاتل افراد بیگناه است; شراب مینوشد;(همان، ص 324.) و... "ای فرزدق این مردم ملزم به اطاعت شیطان شدهاند و اطاعت خدا را ترک کردهاند و فساد را در زمین ظاهر کردهاند. حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کردهاند".(همان، ص 57.) 4. بیعت نکردن با حاکمان ستمگر در آیات قرآن، از تکیه و اعتماد به ظالمان نهی شده است; "وَ لاَ تَرْکَنُوَّاْ إِلَی الَّذِینَ ظَـلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَآءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُون;(هود،113) به کسانی که ستم کردهاند متمایل نشوید که آتش ]دوزخ[ به شما میرسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سرانجام یاری نخواهید شد." حضرت امام حسیننیز یکی از دلایل خود را وجوب قیام علیه سلطان ستمگر دانسته و میفرمایند: "هر کسی حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و عهد الهی را نقض نموده و با روش پیامبر9 مخالفت میکند و در بین مردم به ظلم و گناه عمل میکند و علیه او سخنی نگوید و شورشی نکند، بر خدا لازم است در محل خود (جهنم) داخل کند.(همان، ص 8 .) علل دیگری، غیر از علل یاد شده، مانند: پاسخ به دعوت کوفیان، شکستن جو رعب و وحشت حاکم بر جامعه و... وجود دارد. توضیح این علل را میتوانید در کتاب حماسه حسینی، اثر شهید مطهری ملاحظه کنید.

