در مورد اینکه چرا کاری که امام حسین( انجام دادند در زمان امام حسن( انجام نگرفت، می توان به دلایل متعددی اشاره کرد. از آن جمله اینکه : معاویه در دوران زمامداری خود، با نقشه و سیاستهای عوام فریبانة خود، همواره سعی می کرد به حکومت خود رنگ شرعی و اسلامی بدهد. او از اینکه افکار عمومی، انحراف وی را از مسیر صحیح سیاست اسلامی بفهمد جلوگیری می کرد و اگر چه حکومت اشرافی را جایگزین خلافت ساده و بی پیرایه اسلامی ساخته و جامعه اسلامی را به یک جامعة غیر اسلامی تبدیل کرده بود، ولی با وجود اینها ظواهر اسلام را نسبتاً حفظ می کرد، مقررات اسلامی را ظاهراً اجرا می نمود. بعلاوه معاویه در حل و فصل امور و مقابله با مشکلات، سیاست فوقالعاده ماهرانه ای داشت و مشکلات را به شیوه های مخصوصی حل می کرد که فرزندش یزید فاقد مهارت در به کارگیری آنها بود و همین دو موضوع، پیروزی قیام و تأثیر مثبت شهادت در زمان حکومت معاویه را مورد تردید قرار می داد. در واقع شهادت نیز مانند بسیاری از پدیده ها، زمینه مساعدی می خواهد تا بتواند از صورت یک شهادت و اخلاص فردی درآید و شکل یک پدیدة اجتماعی مؤثر به خود گیرد و خون شهید در رگ دیگر مردم، حیات بیافریند. در این شرایط افکار عمومی دربارة قیام و انقلاب ضدّ اموی، داوری صحیح نمی کرد و موج نفرت مردم نسبت به حکومت بنی امیه برانگیخته نمی شد، چون هنوز افکار عمومی به میزان انحراف معاویه از اسلام، آشنا نبود و به همین جهت، عناصر ناآگاه، جنگ حضرت مجتبی( را با معاویه بیشتر یک اختلاف سیاسی و کشمکش بر سرقدرت و حکومت به شمار می آوردند، تا قیام حق در برابر باطل. اما این مطلب در مورد یزید درست بر عکس بود زیرا یزید نه تنها پختگی و تدبیر و سیاست پدر را نداشت بلکه از رعایت ظواهر اسلام نیز که می خواست با نام آن بر مردم حکومت کند، فرسنگها دور بود. یزید جوانی ناپخته، شهوت پرست، خودسر و فاقد دوراندیشی و احتیاط بود. او فردی بی خرد، متهوّر، خوشگذران، عیاش و دارای فکری سطحی بود. در چنین شرایطی مردم قیام حسین بن علی( را قیام فرزند پیامبر(، بر ضدّ حکومت باطل به منظور حفظ اسلام تلقی می کردند، نه اختلاف سیاسی یا کشمکش بر سر تصاحب مقام و قدرت.(1) برای کسب اطلاع بیشتر می توانید به کتاب سیرة پیشوایان، آقای مهدی پیشوائی مراجعه نمایید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمنابع و مآخذ :* سیرة پیشوایان، مهدی پیشوائی. ص 127-125