زمینه‏هاى کودتا - فریدون مجلسى

ایران، 83/5/29ù28
مطلب حاضر تلخیصى است از مصاحبه با فریدون مجلسى (حقوقدان، نویسنده و مترجم).
ایشان در مورد موضوع بحث بیان مى‏کنند: پس از کشف نفت در مسجد سلیمان و تأسیس شرکت نفت انگلیس و پارس بین دو کشور قرارداد بسته شد و قرارداد قبلى که شانزده درصد سهم براى ایران مشخص مى‏کرد را لغو کرد و قرارداد جدید به مدت 60 % تمدید گردید.
اما وضعیت دولت ایران پس از جنگ جهانى دوم و عدم تأمین وام توسط خارجیان براى بازسازى کشور، باعث شد نظر دولتمردان به نفت معطوف گردد. در همین ایام دکتر محمد مصدق توسط مجلس به عنوان نخست وزیر انتخاب شد و اولین اقدام او امضا نکردن قرارداد تنصیف سهم ایران و انگلیس در بخش نفت بود و عواملى همچون انگلیس، امریکا و برخى عناصر داخلى باعث کودتاى 28 مرداد گردیدند.
آقاى مجلسى اساساً ملت ایران را در قضاوت عجول و احساسى معرفى مى‏کند و بالعکس، غربیان را با عقل و منطق مى‏ستاید و علت عدم دسترسى ما به علوم روز را قضاوت‏هاى این‏گونه مى‏داند و راه جبران آن را زیاد شدن افراد تحصیل کرده دانشگاهى مى‏داند که به عقل‏گرایى شهره مى‏باشند و بقیه افراد جامعه را در مقابل این گروه قرار مى‏دهد.
ایشان اظهار مى‏کند که 28 مرداد یک واقعیت بود و سر منشأ بروز آن دولتمردان ما بودند که اگر با کمى سازش با حکومت‏هاى خارجى روبه رو مى‏شد از کودتا و سودطلبى عناصر دیگر جلوگیرى مى‏کرد و به صراحت مى‏گوید: اگر ما شاهد ملى شدن صنعت نفت هستیم به خاطر رأى یک انگلیسى در دادگاه لاهه مى‏باشد که به نفع ما رأى داد.
ایشان در نقد عملکرد دکتر مصدق مى‏گوید: ایشان نزد فرهیختگان، روشن‏فکران و با سوادان ایرانى هرگز افول نکرد، ولى محبوبیت او نزد گروه‏هاى بزرگ جامعه که نود درصد افراد را تشکیل مى‏دادند فروکش کرد و مخالفان او را در یک حرکت پوپولیستى تلقى مى‏کند که داراى عقلانیت نبودند، ولى گروه روشن‏فکر را داراى عقل و منطق معرفى مى‏کند.
در ادامه اضافه مى‏کند: دکتر مصدق به دو علت یکى بخاطر تحصیل در فرانسه (اروپا)، در رشته حقوق و آشنایى با روح مبارزه با استبداد در غرب نسبت به شاه انقیاد نداشت و دوم آن‏که یک اشرافى بود و وابستگى او به خاندان قاجار سبب شد تا با تلاش خود، خود را از انقیاد فکرى رهایى بخشد. هر چند ایشان با جمهوریت هم موافق نبود، ولى با گرفتن حق تعویض قوانین از طرف شاه، خود دچار استبداد رأى گردید. آقاى مجلسى بر این باورند اگر مصدق تن به سازش مى‏داد و با قبول تنصیف مشارکت راضى مى‏شد، حادثه 28 مرداد اتفاق نمى‏افتاد. او مى‏گوید: مصدق کار درستى انجام داد، ولى بهترین راه را انتخاب نکرد. او درصدد قهرمان شدن ملى بود. درحالى‏که، سازش به موقع بهتر از قهرمان شدن و شاهد بروز حادثه‏هاى ناگوار است.