چگونه می توانیم آینده مناسبی را برای خود ترسیم کنیم؟
T{مقدمه}T تقریبا همه انسانها طالب آیندهی روشن و توأم با خوشبختی و سعادت هستند و همه در همین جهت تلاش میکنند گرچه ممکن است مصداق خوشبختی و سعادت نزد افراد متفاوت باشد که این تفاوت نیز ناشی از طرز تفکر و نگرش آنها نسبت به زندگی است همهی انسانها دارای یک نوع شناخت و همراه با یک سلسله باورها هستند به عبارت دیگر نوع نگرش افراد به زندگی خواستههای
جهان بینی و ایدئولوژی آنها است یعنی هست و نیستها و باید و نبایدها. بنابراین هر چه نگرشها و بینشهای انسان از قوّت بیشتری برخوردار باشد و هر چه ساختار منطقیتر و سازمان یافتهتری داشته باشد زندگی انسان بارورتر و آیندهی بهتری دارد و هر چه ساختار فکری و اعتقادی از انسجام کمتری برخوردار باشد رفتار انسان غیرمنطقیتر و نابهنجارتر خواهد بود در نتیجه برای آیندهی او نیز افق
روشنی را نمیتوان پیشبینی کرد. با توجه به آنچه به عنوان مقدمه بیان شد رعایت راهکارهای زیر نقش بسیار مؤثری در ترسیم آیندهای روشن خواهد داشت.
1. واقعبینی: یعنی انسان بر اساس واقعیتهای موجود زندگی، امکانات و تواناییها خود باید اهدافی را برای خود ترسیم کند. یکی از مشکلات اساسی افراد بویژه جوانان اینست که ایدهآلهای آنها با واقعیت زندگی آنها فاصلهی بسیار زیادی دارد این افراد معمولاً در ارزیابیهای خود دچار نوعی افراط میشوند و بیشتر بر اساس تخیلات زندگی میکنند در نتیجه اهداف آنها با استعداد و توانمندیهای آنها همخوانی ندارد و قاعدتا به اهداف خود نمیرسند و با گذشت زمان دچار یأس و ناامیدی و سرخوردگی از زندگی و
نهایتا مبتلا به افسردگی میشوند بگونهای که حتی نمیتوانند از حداقل امکانات خود نیز استفاده کنند. بنابراین یکی از رمزهای موفقیت واقعنگری و اجتناب از افراط و تفریط است.
2. استفادهی بهینه از وقت و امکانات: با در نظر گرفتن واقعیتهای زندگی، باید با یک برنامهریزی صحیح بیشتری استفاده را از فرصتها و امکانات نمود. لازمهی استفاده از فرصتها و امکانات شناسایی آنهاست یعنی ابتدا هر فردی باید فرصتهای مفید و امکانات و توانمندیهای خود را شناسایی کند و در مرحلهی بعدی با تلاش و پشتکار از این سرمایهها استفاده نمود مثلاً ورود به دانشگاه و قرار گرفتن در کسوت دانشجویی یک فرصت بسیار مهم برای یک جوان میباشد همچنانکه خود دوره جوانی نیز از فرصتهای بسیار ارزشمندی است یک انسان واقع بین و فرصتشناس میداند که همیشه جوان نیست و همیشه این فرصت برای او فراهم نیست که در دانشگاه باشد بلکه یک دورهی محدودی میتواند از امکانات دانشگاه و نیروی جوانی استفاده کند در نتیجه برای دستیابی به آیندهای روشن از این فرصت پیش آمد نهایت استفاده را میکند و سعی مینماید مهمترین وظیفهای که یک جوان دانشجو دارد یعنی رشد علمی و معنوی را وجهی همت خود قرار دهد و از پرداختن به کارهای جنبی و حاشیهای اجتناب میکند.
3. انتخاب دوستانی خوب: به تجربه ثابت شده است که دوست بویژه در دوران نوجوانی و جوانی نقش تعیین کنندهای در زندگی انسان دارد افراد زیادی بودهاند که علیرغم داشتن امکانات فراوان بدلیل انتخاب دوستانی نامناسب و نایاب نه تنها از توانمندیها و ظرفیتهای خود استفاده نکردند بلکه سیر قهقرایی را طی کردند و نهایتا در سراشیبی سقوط قرار گرفته و هلاک شدند از جملهی این افراد پسر حضرت نوح(ع) است که داستان آنرا قرآن به عنوان عبرتآمیزی برای همهی جوانان در قرآن بیان کرده است.
در جای دیگر قرآن از زبان اهل جهنم نقل میکند که میگویند ای کاش فلانی را بعنوان دوست انتخاب نکرده بودیم یعنی جهنمی شدن خود نتیجهی دوستی با افراد ناباب میدانند بنابراین یکی از راههای دستیابی به موفقیت انتخاب دوستان مناسب یعنی مؤمن و اهل تلاش و کوشش و وظیفه شناس است.
4. تعیین هدف یا اهداف: از جمله عوامل مهمی که در موفقیت انسان نقش مؤثری دارد مشخص بودن هدف یا اهداف است، چه این که تعیین هدف از چند جهت مفید است:
الف: هدف موجب افزایش انگیزه انسان میشود و انگیزه در واقع موتور محرکهی انسان برای تلاش و فعالیت است اگر انسان دارای انگیزهای قوی باشد بیشتر تلاش میکند و در نتیجه سریعتر به اهداف خود دست مییابد در حالی که انسان بدون انگیزه هیچگونه رغبتی برای کار و فعالیت ندارد. ب: تعیین اهداف موجب میشود که انسان ملاک و معیاری برای ارزیابی کارهای خود داشته باشد و دائما میتواند خود را ارزیابی کند. ج: با مشخص بودن هدف انسان میتواند بفهمد چه مقدار از راهی را که باید طی کند پیموده است و چه مقدار از راه باقی مانده است.
5. نهراسیدن از شکستها: زندگی همواره دارای فراز و نشیبهای زیادی است و بیشتر انسانها خواه ناخواه شکست را در زندگی خود تجربه میکنند اما از این میان عدهای با شکست خوردن زانوی غم در بغل گرفته و خود را در بن بست قرار میدهند و دچار یأس و ناامیدی میشوند ولی افراد هدفمند نه تنها از شکستها نمیهراسند بلکه آنرا سکوی پرش خود قرار میدهند و با علتیابی از آنچه باعث شکست آنها شده سعی میکنند شکستها را جبران کنند بنابراین برای دستیابی به آیندهای روشن باید واقعبین، هدفمند، با برنامه و دارای دوستانی خوب بود و هرگز از شکستها نهراسید و همواره با توکل به خداوند و اهتمام به امور معنوی امید را در دلهای خود زنده نگاه میدارند.

