گویند خدا روزی رسان است یعنی به همه به اندازة نیازشان روزی می دهد. حتی آن کسی که کاری نمی کند و تلاشی ندارد. آیا این درست است؟ منظور از کار کردن به این عنوان که کار مستمر یا شخصی ندارد اما در همه احوال بیکار و بی تلاش نیست چون خیلی کارها و تلاشها اصلاً روزی آور نیست. آیا می توان بر این اصول توکل بر خدا کرد و پیش رفت که او می رساند! مثلاً تربیت انسانها و تعلیم به آنها ممکن است هیچ وقت درآمد زا نباشد.
اجازه بدهید یک بار دیگر پرسش شما را طرح کنیم :
"خداوند روزی رسان است،اما خیلی از مردم تلاش و جهدشان از نوعی است که رزق و روزی چندانی به همراه ندارد، مثلاً معلمان یا مربیان!چرا؟"
1. ظاهراً روزی و رزق منحصر به درآمدهای مادی یا رزق مادی در نظر گرفته شده و حال آنکه رزق در منابع اسلامی معنای گسترده ای دارد و شامل مصادیق متنوعی همچون علم، امنیت، سلامتی،توفیق، شرح صدر، تخلق به اخلاق انسانی و الهی و ...می شود.
روی همین اصل در تاریخ اسلام و جهان، انسانهای بزرگی داریم که در عین کوشش فراوان و کم نظیر به رزقهای مادی و زودگذر روی نیاوردند و حیات طیبه را برگزیدند.
2. در همه دورانها و همه تمدنها و ملل، معلمان و مربیان از یک جایگاه اجتماعی خاص برخوردار نبوده اند. بعضی وقتها و در میان بعضی از مردم دانشمندان و معلمان از جایگاه اجتماعی ویژه ای برخوردار بوده و از جنبه مالی و مادی نیز درآمد مُکفی داشته اند چنانکه در کشور ژاپن، عالمان، اساتید و معلمان یکی از پر درآمدترین اقشار محسوب می شوند.
3. اگر از رزق صرفاً مفهوم مادی و مالی آن رادر نظر آوریم برای بدست آوردن آن، تنها شرط کوشش و تلاش نیست بلکه غیر از کوشش و کاردانی خود انسان، شرایط و علل دیگری از جنبه های زمانی و مکانی وجود دارد
که از حد شمار بیرون است. این شرایط لازمه نظام جاری در عالم ماده است که با همه وسعتش از قوت و استحکام مداومی برخوردار است و کوشش و تلاش ما آدمیان در بطن این نظام به ثمر می نشیند.
حاصل آنچه گفته شد این است که در راه انجام وظایف و رفع نیازمندی ها و ضرورت ها می باید کوشا و تلاشگر بود به مقداری که یک سوم اوقات انسان راشامل شود و این مقدار یعنی موضوع تلاش و مقدار آن بر عهده انسان است اما آنچه می رسد از جانب خدای متعال به فرموده مولای متقیان( "لست بسابق اجلک و لا مرزوق ما لیس لک" "1" دو چیز محال عقلی است : مردن پیش از وقت معلوم، خوردن بیش از رزق مقسوم. "وقد تکفل لکم بالرزق" "2" و نیز فرمودند شما از نظر روزی مورد تکفل خداوند هستید. "وامرتم بالعمل" وامر شده اید که عمل کنید.
نکته مهم در توضیح این عمل این است که مولای متقیان ( تلاش برای اصلاح جامعه و تهذیب نفس و تحصیل معارف الهی را از جمله وظایف بر می شمارند و می فرمایند شماعکس عمل می کنید، آنچه را خداوند بر شما واجب نکرده است، (روزی) آنطور عمل می کنید گو اینکه واجب کرده و آن را که واجب قرار داده است آنطور عمل میکنید گو اینکه خود او ضمانت کرده و متکفل آن شده است.
"و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا" (طلاق/2-3)
هر کس پرهیزکاری کند خداوند راه خروجی برای رهایی وی از مشکلات قرار می دهد و از طریقی که گمان ندارد روزی اش را می رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند و کار خود را به وی واگذارد، خدا برای او کفایت است. همانا خدا فرمان خویش را به نتیجه می رساند و آنچه را که بخواهد تخلف ندارد. راستی که خدا برای هر چیزی قدر و اندازه ای معین کرده است.
ــــــــــــــــــــــــــــ
(1-2) نهج البلاغه،نامه 72

