ادیان و مکاتب گوناگونِ الهی و بشری , نظریات گونه گونی دربارهء شخصیت انسان , اعم از زن و مرد, ارایه کرده اند; از این رو, هرگز یک بینش دربارهء انسان , در جهان وجود نداشته است . در طول زمان , از دیر باز تا کنون , زن گاه مقامی الهی یافته و مظهر همهء عشق ها و زیبایی ها تلقی شده و گاه در مقام فریبایی فتنه انگیزی قرار گرفته است .در منطق زن موجودی پاک نشدنی بود و از هرگونه کاری جز خدمتگزاری و ارضای غریزهء جنسی منع می گشت . زورپای یونانی , زنان را موجوداتی با می شمرد! این ضرب المثل درمیان ملت ها دهان به دهان گشت و در ادبیات هر کشور ترجمه می شد. سلوک با زن را یک نوع زجر و ریاضت سخت می شمرد که برای تقویت اراده و مالکیت برنفس , چشیدن این زهر و کشیدن این زجر سودمند بود!در روغن داغ بر بدن زن های بدبخت می ریختند! آن ها را به دُم اسب ها می بستند و اسب ها را به سرعت می راندند! زن های بیچارهء دست و پا شکسته را به ستون ها می بستند و از فراز مجسمه ها آتش بر بدنشان می ریختند!در زن ها آب های گِل آلودی نامیده می شدند که نیک بختی و ثروت را می شویند! در و گروهی دیگر در آن دیار, زنان را پس از مرگ شوهر, به علت فقدان روح باقی , فدای شوهرمی نمودند و آنان را با تشریفاتی خاص در کنار جسد شوهر آتش می زدند و می سوزاندند!تاریخ از این گونه جنایات انباشته است .ملاحظه می فرمایید عدمِ شناخت صحیح زن , از دیرباز, سبب انحرافات بسیاری در جوامع بشری شده است ;گروهی به آزار و شکنجه و تضییع حقوق انسانیِ او برخاستند; گروهی دیگر تنها به استفادهء ابزاری از او همت گماردند و شخصیتش را در حدّ یک خدمتکار و ابزار اطفای شهوات پایین آوردند; گروهی دیگر سعی کردندجنسیت او را فراموش کنند و نقش اصلی و مهم او را نادیده بگیرند و در تساوی و برابری او با مردان تلاش کنند. حال آن که همهء اینان , با افراط و تفریطهایشان , شخصیت و فضیلت و منزلت زن را به نحوی پایمال کردند و ارزش های این مخلوق الهی را نابود ساختند.این ها فراموش کردند زن همچون موجودات دیگر, دارای ظرفیت ها و توانمندی ها و خصوصیات خود می باشدو تا هدف از خلقتش شناخته نشود, احقاق حقوق او ناممکن و ناشدنی است .بدین ترتیب , تنها راه بازگرداندن شخصیت پایمال شدهء زن در طول تاریخ , شناخت دوبارهء او و ارزش های وجودی او است . یکی از مهم ترین سؤالاتی که در ابتدای تحقیق دربارهء شخصیت زن باید به آن پرداخت , این است که آیا مرد و زن در اصل آفرینش با هم تفاوت دارند؟قرآن می گوید: .(1)آیت اللّه جوادی آملی دربارهء این آیه می نویسد: منظور از نفس در این آیه گوهر و ذات و ا صل و واقعیت عینی شیء است . مفاد آیهء مزبور اوّلاً این است که همهء انسان ها از هر صنف خواه زن و خواه مرد (زیرا کلمهء ناس شامل همگان می شود) از یک ذات و گوهر خلق شده اند و مبدأ آفرینش همهء افراد یک چیز است . ثانیاً اولین زن که همسراولین مرد است , او هم از ذات و گوهر عینی آفریده شد, نه از گوهر دیگر و نه فرع بر مرد و زاید بر او و طفیلی وی .(2)زن و مرد از یک اصل ریشه می گیرند و کسی را بر دیگری برتری و فضیلتی از جهت آفرینش نیست و خداوندیکی را کامل و دیگری را ناقص نیافرید.به هیچ مبحث و دیباچه ای قضا ننوشت برای مرد کمال و برای زن نقصان (3)چرا خداوند زنان را آفرید؟این دومین سؤالی است که در شناخت شخصیت زن باید بدان جواب داد. جواب آن در یک جملهء کوتاه این است که زن مایهء آرامش و سکون انسان است . در عهد عتیق می خوانیم : بخفت و یکی از دنده هایش را گرفت (4) و گوشت در جایش پرکرد و خداوند آن دنده را که از آدم گرفته بود, زنی بنا کرد و وی را نزد آدم آورد و آدم گفت : این است استخوانی از استخوان هایم و گوشتی از گوشتم . از این سبب نامیده می شوند, زیرا از انسان گرفته شد. از این سبب , مرد, پدر و مادر خود را ترک کرده , به زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود.(5) ملاحظه می کنید علاقه و محبت میان زن و مرد, سبب گرایش آن ها به هم شده و در حقیقت با همبستگی , یک تن خواهند بود. زن , جزء مکمّل مرد در زندگی است . در آیه ای از قرآن همین معنا را می یابیم : .(6)در این آیه خلقت زنان , از نشانه های خداوند ذکر شده و علت آن سکون و آرامش بیان شده است . مهر و محبت میان زن و مرد از نعمت ها و سنت های خداوند است که در میان انسان ها بر قرار نمود. بنابراین حبّ زنان به مردان ومهر مردان به زنان , امری خدادادی است . از همین آیه , نقش حساس زن در حفظ آرامش حیات آدمیان را می تواندفهمید و به جایگاه حساس و مهم او پی برد.همچنین در روایتی می خوانیم : زراره از امام صادق سؤال کرد: نزد ما مردهمی هستند که می گویند خداوند حوا رااز بخش نهایی ضلع چپ آدم آفرید؟ امام صادق فرمود: خداوند از چنین نسبتی منزّه است ! آیا خداوند توان آن رانداشت ! آیا خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غیر دندهء او خلق کند, تا بهانه به دست شفاعت کنندگان ندهدکه بگویند بعضی از اجزای آدم با بعضی دیگر نکاح نمود؟! خداوند بعد از آفرینش آدم , حوا را به طور نوظهور پدیدآورید. آدم بعد از آگاهی از خلقت وی از پروردگارش پرسید: این کیست که قرب و نگاه او مایهء انس من شده است ؟خداوند فرمود: حوّا است ! آیا دوست داری با تو باشد و مایهء انس تو شود و با تو سخن بگوید و تابع تو باشد؟ آدم گفت :آری , پروردگارا! تا زنده ام سپاس تو بر من لازم است ! خداوند فرمود: از من ازدواج با او را بخواه , چون صلاحیت همسری تو را جهت تأمین علاقهء جنسی نیز دارد. سپس آدم عرض کرد: من پیشنهاد ازدواج با وی را عرضه می دارم ,رضای شما در چیست ؟ خداوند فرمود: رضای من در این است که دین مرا به او بیاموزی . پس آدم به حوا گفت : نزد من بیا! حوا گفت : تو نزد من بیا! خداوند امر کرد آدم از جای خود برخیزد و به طرف حوّا برود.(7)مطالب مهم و سودمندی از این روایت استفاده می گردد که به بعضی اشاره می شود:1 خلقت حوا از ضلع و دندهء چپ آدم صحیح نیست ;2 آفرینش حوا همانند خلقت آدم بدیع و نو و مستقل بود;3 نزدیکی و نگاه آدم به حوا, مایهء انس وی شد و خداوند همین اصل را پایهء برقراری ارتباط بین آن ها قرار داد.این اُنس انسانی قبل از ظهور غریزهء شهوت جنسی بود, زیرا غریزه بعداً مطرح می شود; 4 خداوند گرایش جنسی و شهوت را بر آدم القا نمود, در حالی که انس و دوستی بر قرار شده بود.(8)]متأسفانه , ابزار انگاری زنان امروزه بسیار شایع است . ای کاش مردان و زنان می دانستند خلقت انسان اهداف بلندتر و والاتری دارد و هیچ یک ابزار رفاه دیگری نیست .5 بهترین مهرین و صداق , تعلیم علوم الهی و آموختن دین است که خداوند آن را به عنوان مهر حضرت حوا قرارداده ; 6 بعد از ازدواج , آدم به حوا گفت : نزد من بیا و به من رو کن و حوا به او گفت تو به من رو کن , و خداوند امر کردآدم برخیزد و به طرف حوا برود و این راز خواستگاری مرد از زن است .(9)بهره های مشترک زن و مرداز آیات و روایات بسیاری به دست می آید زن و مرد دارای بهره های مشترک بسیاری در زندگی هستند که به چند نمونه اشاره می کنیم :1 بهره برداری از نعمات بهشت و نهی مشترک از درخت ممنوع : .(10)2 اغوای هر دو توسط شیطان : .(11)3 توبهء هر دو نزد پروردگار: .(12)4 اشتراک در روح انسانی : .(13)5 تسویه و تعدیل در خلقت : .(14)6 ابزار ادراک : .(15)7 فطرت الهی : .(16)8 وجدان اخلاقی : .(17)9 حمل امانت الهی : .(18)10 عبادت : .(19)در بیان ارزش های مشترک زن و مرد این حکایت از قرآن بسیار زیبا است .سپس این آیه نازل شد: .(20)از این آیه می توانیم میزان ارزش زنان را در مقایسه با مردان به دست آوریم . کاملاً واضح است که زن و مرد هردو در ایمان , تقوا و طی مدارج کمال با هم تفاوتی ندارند و خداوند در مقابل اعمال نیک ایشان . پاداشی یکسان به آنان خواهد داد.بنابراین دانستیم زن مانند مرد یک انسان است و دارای روح و رشد و کمال و فطرت الهی است . اختلاف زن ومرد, تنها در سایهء اختلاف خصوصیات ذاتی آن ها شکل می گیرد, بدین ترتیب که به علت وضع خاص فیزیکی , یکی مأمور به جهاد می شود و دیگر مأمور به تربیت فرزند; یکی به رسیدگی به امورات خانه و یکی به کسب روزی درخارج آن و.... این خصوصیات و احکام آن به صورتی است که هر یک از زن و مرد شخصیت مستقل و ممتاز خود راحفط می کند و احساس پوچی و بیهودگی نمی نماید.متأسفانه شما در نامهء خودتان , به یأس رو آورده و فضایل و جوانی خود را فراموش کرده اید. دلیلی ندارد چون یک عده یا جامعه ای قدر و منزلت انسان را نمی شناسند, آدم از بودن خود احساس ناراحتی کند و غمگینانه آوای یأس سردهد و کاسهء چه کنم , دست بگیرد.(پـاورقی 1.نساء (4 آیهء 1(پـاورقی 2.زن در آیینهء جلال و جمال , ص 44با تلخیص .(پـاورقی 3.پروین اعتصامی .(پـاورقی 4. در تأیید این مطلب که زن از دندهء چپ مرد آفریده شد, روایاتی آمده است , ولی وجود روایات معارض این مطلب ـ در درجهء اوّل ـ وبه قول استاد جوادی آملی , ضعف سند و ناتمامی دلالت ـ در درجهء دوم ـ این روایات را مخدوش می کند. متأسفانه این عقیده از قدیم در میان مردم وجود داشته است و شعرای بسیاری هم در هجو زنان آن را به کار برده اند; به طور مثال مکتبی می گوید: ]زن از پهلوی چپ شد آفریده کس از چپ , راستی هرگز ندیده ]اما همان طور که گفتیم این مطلب صحیح نیست .(پـاورقی 5.تورات , سفر پیدایش , باب 2و 3 ص 3ـ 4 با تلخیص .(پـاورقی 6.روم (30 آیهء 21(پـاورقی 7.علل الشرایع , شیخ صدوق , ج 1 باب 17 با تلخیص .(پـاورقی 8.فروغ فرخزاد (1313ـ 1345ش ) در گلایه های خود از دیدگاه مردان به زنان و در بیان علت عصیان خود می گوید: ]به او غیر از هوس چیزی نگفتنددر او جز جلوهء ظاهر ندیدند]به هر جا رفت , در گوشش بگفتندکه زن را بهر عشرت آفریدند(پـاورقی 9.زن در آیینه جلال و جمال , ص 45ـ 46 با تلخیص .(پـاورقی 10.بقره (2 آیهء 34(پـاورقی 11.همان .(پـاورقی 12.اعراف (7 آیهء 23(پـاورقی 13.حجر (15 آیه 28(پـاورقی 14.تین 95 آیه . 4(پـاورقی 15.مؤمنون (23 آیه 20(پـاورقی 16.روم (30 آیهء 20(پـاورقی 17.شمس (91 آیه 7ـ 8(پـاورقی 18.احزاب (33 آیه 72پاورقی19 .ذاریات (51, آیه 56(پـاورقی 20.احزاب (33 آیهء 35