آیا سیستم بانکداری کشور ما, اسلامی است ؟ چرا زمانی که امام خمینی (ره ) قدرت و نفوذ کاملی برای اصلاح سیستم بانکی داشتند, آنرا اصلاح نکردند؟
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تحولات مهمی در نظام بانکی کشور پدید آمد که نقش قابل توجهی در تغییر انون عملیات بانکی از بانکداری ربوی به بانکداری بدون ربا داشت؛ از جمله:
1. ملی شدن بانکها؛ بر اساس مصوبه 17/3/1358 شورای انقلاب اسلامی.
2. ادغام بانکها؛
3. برقراری سیستم سود تضمین شده و کارمزد. در جلسه 3/10/1358 شورای پول و اعتبار بهره را از نظام بانکی حذف و سیستم سود تضمین شده و کارمزد را جایگزین آن کرد.
4. تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا؛ عدم تطابق سیستم تضمین شده و کارمزد با شرع مقدساسلام موجب شد مجلس شورای اسلامی قانون عملیات بانکی بدون ربا را در هشتم شهریور 1363 به تصویب نهایی برساند. این قانون در تاریخ دهم شهریور مورد تأیید شورای نگهبان نیز قرار گرفت. از تحولات بعد از انقلاب اسلامی مکانیسم بانکهای جمهوری اسلامی مبتنی بر عقوداسلامی است و مورد تأیید شورای نگهبان است سود حاصله از آن ربا نمیباشد. عقود بانکی فعلی از این قرارند:
1- قرض الحسنه اعطایی (بدون سود) 2- مضاربه 3- مشارکت مدنی 4- مشارکت حقوقی 5- سرمایهگذاری مستقیم 6- فروش اقساطی 7- اجاره به شرط تملیک 8-سلف 9- جعاله 10- مزارعه 11- مساقات 12- خرید دین 13- ضمان.
بانکها به عنوان وکیل سپردهگذاران طبق هر یک از عقود فوق میتوانند به تناسب نوع نیاز تسهیلاتی درخواست کنندگان وارد معامله شوند و طبق اصول شرعی - جز در مورد اول - سود دریافت دارند. از طرف دیگر بانک سود مقرری را به سپرده گذار میدهد؛ زیرا در واقع سپرده گذار با توکیل بانک طرف معامله اصلی با تسهیلات گیرندگان است. سپس بانک مازاد آن سود را به عنوان حق الوکاله برای خود برمیدارد. به عنوان مثال در عقد مضاربه به طور معمول یک طرف عهدهدارسرمایه میشود که او را «مالک» میگویند و طرف دیگر که تجارت با سرمایه را به عهده میگیرد «عامل مضاربه» نامیده میشود. بر طبق مقتضای اولیه این قرارداد عامل امین محسوب شده و در صورتی که از شرایط مندرج در قرارداد تخطی نکند زیان احتمالی شامل حال او نخواهد شد وفقط بر طبق قرارداد در نسبتی از سودی که به دست میآید سهیم میباشد. قرارداد ممکن است بین سپردهگذار به عنوان الک» و بانک به عنوان «عامل» و یا بین بانک به عنوان «مالک» و متقاضی تسهیلات به عنوان «عامل» منعقد شود و این احتمال نیز وجود دارد که بین دهگذار به عنوان«مالک» و متقاضی به عنوان «عامل منعقد شود. نقش بانک در ن میان فقط وساطت یا وکالت بین آنها باشد. در این صورت بانک فقط حق وکالت خود را دریافت میکند. در قانون تصریح شده است که بانک در به کار گرفتن سپردههای سرمایهگذاری مدتدار وکیل میباشد (عملیات بانکی داخلی ج 2 ص 231). نحوه دیگری نیز ممکن است تحقق یابد که به آن مضاربه سه جانبه گفته میشود. در این الگو سپردهگذاران با بانک قرارداد میبندند که در سود و زیان متعلق به بانک سهیم شوند. بانک نیز طی قراردادی با استفاده کننده از تسهیلات توافق میکند که وینسبت معینی از سود حاصل از فعالیتهای خود را به بانک رداند بانک بخشی از این سود را به سپردهگذاران انتقال میدهد. این الگو بر این اس استوار است که عامل بتواند تمام یا بعضی از قراردادی که مالک منعقد کرده دیگران واگذار کند. البته باید به این نکته توجه داشت که کاربرداین قرارداد است و نظایر آن در روابط بانکی از صورت فردی خارج است. پس هم در جانب سرمایهگذاران (مالکها) و هم در جانب مجریان قرارداد (عاملین مضاربه) یک یا چند گروه یا موءسسه میتوانند نقش داشته باشند و در بعضی از صورتها ترکیبی حاصل از شرکت و مضاربه بهوجود خواهد آمد. مسأله دیگر درباره محدوده این عقد میباشد که به نظر فقهای امامیه منحصر در امور بازرگانی است؛ اما برخی از فقها فرمودهاند: هرگاه همین عمل در امور دیگر مانند صنعت دامداری و... انجام گیرد - هر چند عنوان مضاربه ندارد - اما با توجه به «وفای به عقد» و«صحت معاملات» بعید نیست حکم به صحت آن شود و همچنین بعید نیست بگوییم داخل در عنوان مضاربه هم میشود (عروه الوثقی ج 1 ص 641). از آنچه که گفته شد روشن میشود پولهایی که مردم به عنوان سپردههای کوتاهمدت و درازمدت در بانکها میگذارند و سود دریافتمیدارند براساس عقد مضاربه است که بانک نقش عامل و سپردهگذار نقش مالک را دارا میباشد و در عقد لازم دیگری (غیر از این مضاربه مثل بیع و شرأ یک خودکار) مالک پول شرط میکند که من در ضرر شریک نباشم (به فتوای برخی از فقها مالک میتواند حتی در خود عقد مضاربههم چنین شرطی نماید). گاهی هم بانک به عنوان مالک در اختیار اشخاص سرمایه قرار میدهد و در سود حاصل از بازرگانی آن اشخاص سهیم میگردد در نتیجه مقدار بیشتری نسبت به آنچه که به اشخاص پرداخته دریافت میکند و نام این عقد قرض نیست تا عنوان ربا پیدا کند.بنابراین یکی از متداولترین راههایی که بانکها براساس آن سپردههای مردم را دریافت کرده و در اختیار بخش دیگری تسهیلات قرار میدهند عقد مضاربه است. در این عقد بانک معمولاً به وکالت از جانب سپردهگذاران با متقاضیان تسهیلات عقد مضاربه منعقد مینماید. سود به دستآمده پس از کسر مخارج بانک بین متقاضی تسهیلات و سپردهگذار تقسیم میشود. بانک ممکن است از منابع خود تسهیلاتی را در اختیار تقاضیان قرار دهد که در این صورت خود مستقیما نقش مالک را در مضاربه دارد. این امکان نیز وجود دارد که قبل از تقسیم سود قطعی بانک بهطور علیالحساب سودی در اختیار سپردهگذاران قرار دهد. از آنچه گفته شد معلوم میشود که چنین عمل از نظر ظاهر شرع محکوم به صحت است و حکم به ربوی بودن نمیتوان کرد. فروش اقساطی؛ همانگونه که اشاره شد یکی از انواع معاملات معامله نسیه میباشد. بدین جهت بانکمیتواند بنا بر تقاضای متقاضیان ابزار وسایل و... مورد نیاز آنها را خریداری کرده و به طور نسیه به قیمتی بالاتر به آنها تجهیزات بفروشد. عقد شرکت؛ شرکت عقدی است که براساس آن دو یا چند نفر با هم رداد میبندند که با مال مشترک بین آنها تجارت تولید و... انجام شود و در سود وزیان حاصل از آن - متناسب با سرمایه خود - شریک باشند. در اصطلاح این نوع رکت را «شرکت عقدی» میگویند که احتیاج به ایجاب و قبول دارد و سایر شرایط عقود مالی از جمله بلوغ عقل قصد و... در آن معتبر است. متعلق چنین عقدی فقط اموال میتواند باشد - اعم از پول یاکالا - اما شرکت در اعمال صحیح نیست رکت أبدان)؛ یعنی این که درست نیست که دو یا چند نفر قرارداد ببندند که هر چه در آوردند و هر چقدر اجرت گرفتند بین آنان مشترک باشد (تحریرالوسیله ج 1 ص 623 و 624 مسألههای 3 2 و 5). بر طبق نظر برخی از فقها همچون امام خمینی(ره) میتوان در قرارداد شرط کرد که بیشتر ضرر یا تمام آن به عهده یک یا چند نفر باشد. اما اگر در عقد شرط شود که تمام سود برای یک طرف باشد صحیح نیست (رساله مراجع ج 2 ص 257 مسأله 2147). عقد شرکت در قانون مصوب بانکداری بدون ربا در ایران در دوشکل مشارکت حقوقی و مشارکت مدنی مطرح شده است. مشارکت حقوقی؛ بر طبق آییننامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا مشارکت حقوقی عبارت است از: تأمین قسمتی از سرمایه شرکتهای سهامی جدید و یا خرید قسمتی از سهام شرکتهای سهامی موجود. از تعریففوق نکات زیر استنباط میشود: الف) مشارکت حقوقی فقط با اشخاص حقوقی که به صورت شرکتهای سهامی عام یا خاص تأسیس شدهاند یا تأسیس میشوند امکانپذیر است و ارتباطی با اشخاص حقیقی ندارد. ب ) بانکها میتوانند فقط قسمتی از سرمایه شرکتها را تأمین کنند ونه تمام آن را. ج ) در صورتی که وجوه سهام بانک در این شرکتها از محل سپردههای سرمایهگذاران أمین شده باشد بانک به وکالت از آنان مبادرت به تشکیل شرکت میکند. در این صورت شرکت از جمله شرکتهای دولتی محسوب نمیشود؛ اما اگر بیش از 51درصد سهام شرکتمتعلق به وزارتخانهها و سایر موءسسات دولتی باشد و یا وجوه سهام بانک از محل منابع خود بانک (سرمایه و حسابهای قرضالحسنه) تأمین شده باشد شرکت دولتی محسوب میشود. توجه به این نکته ضروری است که بانکها واسطه گردش وجوه هستند و نباید منابع خود را حبس ومعطل کنند؛ از تأمین نیاز مالی متقاضیان (از طریق مشارکت با آنان) و تأمین هدف مورد بلکه نظر بایستی وجوه را (با فروش سهام) جمعآوری نمایند و مجددا به مصرف برسانند (حقوق بانکی خاوری رضا ص 232 - 236). مشارکت مدنی؛ در ماده 18 آیین نامه فصل سوم قانون عملیاتبانکی بدون ربا شرکت مدنی چنین تعریف شده است: «در آمیختن سهمالشرکه نقدی و یا غیرنقدی متعلق به اشخاص حقیقی یا حقوقی متعدد به نحو مشاع به منظور انتفاع طبق قرارداد». ویژگیهای مشارکت مدنی عبارت است از: 1- این عقد از لحاظ ماهیت عقدی جایز بوده و هر یکاز طرفین میتواند نسبت به گرفتن سهم خود اقدام نماید مگر این که ضمن عقد لازمی اختیار فسخ از طرفین قرارداد گرفته شود. 2- سهمالشرکه میتواند وجه نقد باشد یا کالا و همچنین ممکن است سهم یا شریک نقد و سهم دیگری کالا باشد. 3- در مشارکت مدنی هم اشخاص حقیقیمیتوانند حضور داشته باشند و هم اشخاص حقوقی. 4- سهمالشرکه بانک و شرکا باید به هم آمیخته شده و به صورت مشاع در آید. 5- میزان سهمالشرکه بانک نمیتواند بیش از 80درصد کل سرمایه شرکت مدنی باشد. 6- سود حاصل از شرکت به نسبت سرمایه تقسیم میشود وبه همین ترتیب در صورتی که زیانی بدون ارتکاب تقصیر و یا تعدی و تفریط از ناحیه شریک متوجه شرکت مدنی شود به طور طبیعی این زیان هم بایستی مطابق سهمالشرکه بین شرکا تقسیم شود؛ اما بانک معمولاً در قراردادهای خود شرط میکند که در صورت ورود هرگونه زیان وضرری به سرم

