اکراه در قتل مجوز آن نیست و رافع مسوولیت از مباشر نیست , علت چیست ؟

ارسال توسط matin در 23/9/1385.

پیش از پاسخ، نخست باید تأمل بیشتری در مفهوم «اکراه» و تفاوت آن با «اجبار» داشت. اکراه آن است که شخص دیگری را وادار کنید که فلان عمل خاص را انجام دهد، یا ترک کند، وگرنه خود و یا وابستگان و متعلقین به او تهدید به قتل یا ضرب و جرح یا ایراد خسارت(مادی یا معنوی) میشوند و فرد مُکرَه (مورد اکراه) با اختیار خود و به منظور رهایی از آسیب‏های ناشی از تهدیدات مُکرِه (اکراه کننده)، آن کار را انجام دهد و یا کاری را که باید براساس وظیفه یا تعهدش انجام میداد، ترک کند و به جا نیاورد.
در حالی که «اجبار» در آن جای صدق میکند که طرف مقابل دیگر اراده‏ای نداشته باشد و شخص دیگری تصمیم‏گیری و در واقع اجرا میکند. نهایت این که فرد مجبور، مانند یک ابزار و وسیله، واسطه اقدام میشود. در این جا مسؤولیت با فرد مجبورکننده است و در حقیقتمباشر او است؛ چه این که فرد مجبور نقشی نداشته و در حد وسیله‏ای بوده است که در دست دیگری و به اراده دیگری مورد استفاده قرار گرفته است، (شیخ النجفی، محمد بن حسن، جواهرالکلام، ج 41، تهران،المکتبة‏الاسلامیه، الط 6، ص 45).
در مورد اکراه و یا تقیه، به لحاظ جلوگیری از خسارت مهم‏تر و حفظ جان و ناموس دیگران، لطف الهی شامل بندگان شد واقدام ناشی از اکراه را مسؤولیت‏زا ندانسته‏اند و به مقتضای «حدیث رفع» [ قال رسول الله(ص) «رفعت عن امتیاربع خصال: ما اضطروا الیه و ما نسوا و ما اکرهوا علیه و ما لم یطیقوا و ذلک فی کتاب الله قوله «ربنا لا تؤاخذنا ان نسینا...» و قول الله: «الا من کره و قلبهمطمئن بالایمان »، (ر.ک: شیخ حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج 11، تهران، المکتبة‏الاسلامیه، الط 5 ،ص 470 (باب 25 از ابواب امر به معروف و نهی ازمنکر). [اکراه رافع مسؤولیت است. اما روشن است فلسفه این کار، حفظ جان و جلوگیری از خونریزی است. پس در موردی که این اکراه خودش به خونریزی و کشتار انسان بیگناه دیگر نینجامد، دلیلی برای سلب مسؤؤلیت از مباشر وجود ندارد [از امامباقر(ع) روایت شده که فرمودند: « انما جعل التقیة لیحقن بها الدم فاذا بلغ الدم فلیس تقیه »، (همان، ص 483)]؛ یعنی، فردی که تحت اکراه قرار گرفته،براساس چه مصلحتی اقدام به کشتار دیگری میکند؟ اگر این کار را نکند، چه مصلحتی مهم‏تر از حفظ جان این فرد مقتول، از بین خواهد رفت؟ پس تنها حفظ جان خویش یا بستگان نمیتواند مجوز کشتن افراد بیگناه دیگر باشد.
در روایتی امام باقر(ع) فرمودند: عن زرارة عن ابی جعفر(ع) فی رجل امر رجلاً بقتل رجل [فقتله] فقال: یقتل به الذی قتله و یحبس الامر بقتله فیالحبس حتی یموت ؛ اگر کسی به دیگری دستور داد فردی را بکشد و آن شخص اقدام کرد، همان فرد قاتل را قصاص میکند؛ ولی دستوردهنده را به حبس ابد محکوم کنند تا در همان حبس بمیرد{M، (وسائل‏الشیعه، ج 19، ص 32، باب 13 از ابواب قصاص النفس، ح 1).
به همین جهت محقق حلی (صاحب شرایع السلام میفرمایند: اصلاً مسأله اکراه در مسأله قتل واقع نمیشود و همان‏طور که صاحب جواهر در تفسیر و شرح آن نوشته‏اند، مقصود این است که گرچه موضوعا اکراه واقع میشود، اما شرعا این اکراه معتبر نبود آثار رافعیتمسؤولیت، بر آن مترتب نیست. اذا اکرهه علی القتل فالقصاص علی المباشر دون الامر ولا یتحقق الاکراه (شرعا) فی القتل و یتحقق فیماعداه... ، (جواهرالکلام، ج 41، ص 44).
خلاصه این که قصاص مربوط به قاتل است و به مسبب قاتل نمیگویند؛ مگر با عنایت و توجه خاص به این که او تأثیر در انگیزش به این امر داشته است وگرنه قاتل اصلی و حقیقی همان مباشر است.{J