انسان برای شناخت خود و خودسازی و دیگرسازی چه راه‏هایی را باید در پیش بگیرد؟

ارسال توسط 11 در 21/9/1385.

نخست باید در صفات منفی و مثبت و خوب و بد خود، دقیق شود و هریک از آنها را بشناسد و به نشانه‏ها و آثار خصلت‏های خوب و یا بد خود پی ببرد. او در این مسیر باید به خویشتن با دیده بیطرفی بنگرد چون اگر با خوش‏بینی به سراغ خودشناسی برود موفق نمیشود. زیرا محبت و عشق به خویشتن و حبّ ذات انسان را کور و کر میسازد و مانع از دیدن حقایق میگردد.
در درجه دوم اگر در خود صفات خوبی همانند گرایش مذهبی، سخاوت، ایثار، نوع‏دوستی و یتیم نوازی یافت، آنها رإ؛
ّّ تقویت نماید، به آنها عمق بخشد و قلمرو آنها را گسترش دهد و اگر تعدادی از صفات ناپسند همانند حسادت، خسیس بودن، سخن چین بودن، فحّاش و بد دهن بودن را در خود مشاهده کرد، آنها را ترک گوید و به معالجه و درمان آنها بپردازد.
بهترین راه خودشناسی، شکستن سدّ غرور و کبر و نخوت است. افرادی که خود را شخصی شایسته و لایق و بدون عیب و نقص میدانند، در خودشناسی و خودسازی ره به جایی نمیبرند و از چاه خودبینی نمیرهند ولی افرادی که به خود سوءظن دارند، هر روز زوایای اخلاقی خود را میکاوند تا نقطه ضعف خود را بیابند و آن را برطرف نمایند. چنین کسانی گام نخست خودشناسی را برداشته‏اند و راه را هموار کرده‏اند و به هدایتشان باید امیدوار شد.
در این رابطه یعنی در شناختن خود، مطالعه کتاب‏های »انسان‏شناسی نظری« و »انسان‏شناسی عملی« از آقای شهریار بهاری توصیه میشود و نیز کتاب »انسان در قرآن«؛ مرتضی مطهری فراموش نشود.
اما راه‏های خودسازی: در خودسازی باید شاهراه‏هایی را پیمود تا به قله‏های رفیع سعادت صعود نمود. از جمله:
1- در شناخت خدا و صفات جلال و جمال او و اثبات یگانگی او باید بیشتر مطالعه نمود. در آیات آفاقی و انفسی و شگفتیهای جهان آفرینش و آسمان و زمین و شب و روز و ماه و خورشید و رمز و راز این عالم، بیش از پیش باید اندیشید و تفکر کرد. با نظر به ارزش و اهمیت توحید، یعنی خداشناسی است که قرآن بیش از هر موضوع، آن را مطرح کرده و 1400 آیه به آن اختصاص داده است. اگر کسی در شناخت کامل و جامع خدا کوتاهی کند به یقین در مراحل بعدی خودسازی ناتوان خواهد بود.
2- حاضر و ناظر دانستن خداوند در همه‏جا و در همه کارها. انسان نباید در هیچ شرایطی حتی در خلوت‏ترین مکان‏ها خود را تنها ببیند، چرا که خداوند همواره همراه او و ناظر به کردار و گفتار او است. افزون بر آن، دو فرشته »رقیب« و »عتید« پیوسته در کنار انسان‏اند و گفته‏ها، شنیده‏ها، خطورات ذهنی و خاطره‏ها و حرکات و سکنات و رفتار و گفتار او را لحظه به لحظه کنترل میکنند. شخصی که این ویژگی در او پیدا شده باشد یعنی خود را تحت کنترل خدا و فرشته‏ها بداند، کمتر گناه میکند. چون خود را هیچ وقت غایب از دید و منظر خدا و فرشته‏ها نمیداند.
3- باور قطعی و یقینی به جهان آخرت و ایمان به قبر و قیامت، حساب و کتاب و برزخ و دوزخ و پاداش و
مجازات. وقتی که انسانی به یقین دریافت که هیچ عملی از او هر چند به مقدار ذرّه بسیار کوچک، بدون محاسبه نخواهد ماند، چنین کسی در صدد انجام کار خلاف بر نمیآید و از خودسازی لحظه‏ای غفلت نمیورزد. در قرآن کریم بیش از 1200 آیه مربوط به معاد است. به عنوان مثال در آیه ذیل هشدار میدهد که تمام اعمال انسان در پیشگاه خدا ثبت شده و در روز قیامت مورد مشاهده او قرار میگیرد.
(فَمَن یعمل مثقال ذرّةٍ خَیراً یَره و مَن یَعمل مثقالَ ذَرَّةٍ شرّاً یَره) (زلزال)
به همین جهت، عارفان نامدار و انسان‏های نمونه و حق مدار پیوسته به یاد مرگ و برزخ و عذاب و عقاب و بهشت و جهنم بودند. علامه طباطبایی(ره) مفسر بزرگ قرآن، با خط زیبایی این جمله را نوشته و در گوشه کتابخانه‏اش، در منظر دید خود نصب کرده بود که: »ما ابد در پیش داریم«. او پیوسته آن جمله را میدید و به یاد مراحل عظیم و عقبه‏های سخت قیامت میافتاد.
4- انجام تکالیف دینی و ارزش دادن به آنها؛ همانند نماز، روزه، حج، خمس و...
5- رعایت حقوق دیگران به ویژه پدر و مادر و استاد و برادران و خواهران دینی.
6- ترک گناه و تصمیم بر انجام کارهای مثبت و خداپسند.
7- به قدر ضرورت حرف زدن و به قدر ضرورت تغذیه نمودن. یعنی صحبت‏های زیاد و مازاد بر نیاز و ضرورت و نیز تغذیه زیاد به طور طبیعی مانع از خودسازی و تزکیه نفس میشوند.
8- در راه خودسازی برای خود الگو و اسوه ثابت برگزیند و از تکروی بپرهیزد که به گمراهی میانجامد. به ویژه به فتاوای مرجع تقلید بها بدهد و فتواهای آنان را توجیه و تحریف ننماید. همچنین کتاب‏ها و دستورالعمل‏های عارفان بلند پایه شیعه را مورد مطالعه و توجه قرار دهد. کُتبی نظیر رساله لقاءالله، ترجمه المراقبات و ترجمه اسرارالصلوة از آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی و معراج السعادة، تألیف احمد نراقی و کیفر گناه اثر رسولی محلاتی را مطالعه کند.
و اما درباره دیگر سازی که در آخر سؤال آمده است، باید گفت در واقع همان معیارهای خودسازی را باید به دیگران القا کرد و آنان را تحت نظر گرفت که بر طبق توصیه‏های انجام شده عمل کنند وگرنه ممکن است گمراه شوند.