logo
    از سایت: درگاه پاسخگویی به مسایل دینی (http://www.porsojoo.com)

با وجود روایات زیاد در مورد خروج دجال و سفیانی , چگونه ممکن است مردم با آنها همراه شوند؟

توسط: 11
تاریخ: 21/9/1385

}اگر اندکی به تاریخ بنگریم، خواهیم دید که در برابر پیامبران الهی (با وجود معجزات و دلایل روشن) عده‏ای لجاجت به خرج داده‏اند و به خاطر منافع خود و یا هوس‏های دیگر با ایشان به جنگ و جدال پرداخته و چه بسا خون آنان را بر زمین ریخته‏اند. در آخرالزمان نیز موضوع به همین صورت است. حتی در برخی از اخبار وارد شده که عده‏ای از علمای دین نیز با آن حضرت مخالفت خواهند کرد. دجال نیز مظهر تمامی قدرت‏ها و شیطان‏هایی استکه حکومت حق الهی را بر زمین نمیپذیرند. از همین‏رو از سر جنگ با حضرت درمیآیند و نهایتا شکست میخورند. بنابراین در آن زمان نیز انسان، انسان است و فضای انتخاب باز است. از همین‏رو دنیاپرستان و... به رویارویی با حضرت اقدام خواهند کرد و طبیعی است عده‏ای نیز با آنان همراه خواهند شد. در این جا بعضی نظریات در مورد دجال که در کتاب دادگستر جهان، ابراهیم امینی آمده است برای شما نقل میکنیم: جلالی: خروج دجال را یکی از علائم الظهور میشمارند و او را چنین توصیف مینمایند: مردی است کافر، یک چشم بیش ندارد آن هم در پیشانیش واقع شده و مانند ستاره‏ای میدرخشد، در پیشانی وی نوشته: کافر است به طوری که هر باسواد و بیسواد آن را میخواند. کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با او است. بر الاغ سفیدی سوار میشود که هر گامش یک میل راه است. آسمان به دستور وی باران میدهد و زمین گیاه میرویاند، اختیار گنج‏هایزمین با او است. مرده را زنده میکند، با صدایی که تمام جهانیان میشنوند ندا میکند: من خدای بزرگ شما هستم که شما را آفریده روزی میرسانم، به سوی من بشتابید. میگویند: در زمان پیغمبر اکرم(ص) موجود بوده و نامش عبداللّه‏ یا صائدبن صید است. پیغمبر اکرم(ص) و اصحابش به قصد دیدار به خانه‏اش رفتند او مدعی خدایی بود. عمر خواست به قتلش برساند ولی پیغمبر(ص) مانع شد. تاکنون زنده است و در آخرالزمان، از شهر اصفهان قریه یهودیه خروج خواهد کرد، (بحارالانوار، ج 52، ص 193 تا 197 و صحیح مسلم، ج 18، ص 46 تا 87 و سنن ابی داود، ج 2، ص 212). از قول تمیم الداری که ابتداء نصرانی بوده و در سنه نهم هجری اسلام آورده، حکایت کرده‏اند که گفته است: من دجال را در یکی از جزائر مغرب دیدم که در غل و زنجیر بود، (صحیح مسلم، ج 18، ص 79 و سنن ابی داود، ج 3، ص 214). هوشیار: دجال را به زبان انگلیسی انتیکریست (Antichrist) گویند یعنی ضد یا دشمن مسیح. کلمه دجال نام شخص معینی نیست بلکه در لغت عرب هر دروغگو و حیله‏بازی را دجال نامند. در کتاب انجیل هم لفظ دجال زیاد دیده میشود. در رساله اول یوحنا نوشته است: دروغگو کیست، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند، آن دجال است که پدر و پسر را انکار مینماید، (رساله یوحنا، باب 2، آیه 22). باز در همان رساله مینویسد: شنیده‏اید که دجال میآید الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده‏اند، (رساله اول، باب 2، آیه 18). در همان رساله میگوید: و هر روحی که عیسی مجسم شده را انکار کند از خدا نیست و این است روح دجال که شنیده‏اید میآیدو الان هم در جهان است، (رساله اول یوحنا، باب 4، آیه 3). در رساله دوم یوحنا نوشته است: زیرا گمراه کنندگان بسیار به دنیا بیرون شدند که عیسی مسیح ظاهر شده در جسم را اقرار نمیکنند، آن است گمراه کننده و دجال، (رساله دوم یوحنا، آیه 7). از آیات انجیل استفاده میشود که: دجال به معنی دروغگو و گمراه کننده است و استفاده میشود که: داستان خروج دجال و زنده بودنش، در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‏اند. ظاهرا حضرت عیسی(ع) خروج دجال را خبر داده و مردم را از فتنه‏اش بر حذر میداشته است، لذا نصاری در انتظارش بوده‏اند و به احتمال خیلی قریب، دجال موعود حضرت عیسی، همان مسیح کاذب و دجالی بوده که در حدود پنج قرن بعد ازعیسای مسیح ظاهر شد و به دروغ ادعای پیغمبری نمود و او است که به دار آویخته شد نه مسیح پیغمبر، (در موضوع تعدد وجود مسیح رجوع شود به تفسیر المیزان، ج 3 و کتاب «تاریخ و تقویم در ایران»). میفرمود: تمامی پیامبرانی که بعد از نوح مبعوث شدند قوم خویش را از فتنه دجال میترسانیدند، (بحارالانوار، ج 52، ص 197). «عن ابی هریرة قال؛ قال رسول اللّه‏(ص): لاتقوم الساعة حتی یخرج ثلاثون دجالون کلهم یزعم انه رسول‏اللّه‏ ؛ پیغمبر(ص) فرمود: قیامت بر پا نشود تا این که سی نفر دجال که خود را پیغمبر میپندارند ظاهر شوند{M، (سنن ابی داود، ج 2). علی(ع) فرمود: از دو دجالی که از اولاد فاطمه به وجود میآیند برحذر باشید. دجالی هم از دجله بصره خروج میکند که از من نیست و او مقدمه دجالهاست، (ترجمه الملاحم والفتن، ص 113). پیغمبر(ص) فرمود: قیامت برپا نمیشود تا این که سی نفر دروغگو و دجال ظاهر شوند و برخدا و رسولش دروغ بندند، (سنن ابی داود، ج 2). پیغمبر(ص) فرمود: پیش از خروج دجال، متجاوز از هفتاد نفر دجال ظاهر خواهند شد، (مجمع الزوائد، ج 7، ص 333). از احادیث مذکور نیز استفاده میشود که دجال نام شخص معینی نیست و به هر دروغگو و گمراه کننده‏ای اطلاق میشود. خلاصه: ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس و در بین نصاری پیدا کرد. بعد از آن، اکثر احادیث آن و تفصیلاتش در کتب اهل سنت و به طرق آنها است. به هر حال اصل قضیه دجال به طور اجمال، بعید نیست صحت داشته باشد لیکن تعریفات و توصیفاتی که درباره‏اش شده مدرک قابل اعتمادی ندارد (زیرا مدرک عمده آن تصویفات، دو حدیثی است که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نوشته شده است، به این سند: «محمد بن عمر بنعثمان بهذا الاسناد عن مشایخه عن ابی یعلی المصولی عن عبدالاعلی بن حماد عن ایوب عن نافع عن ابن عمر عن رسول اللّه‏ و حدیث دیگر: الطالقانی عن الجلودی عن الحسین بن معاذ عن قیس بن حفص عن یونس بن ارقم عن ابی سیار الشیبانی عن الضحاک بن مزاحم عن نزال بن سبرة عن علی». بر دانشمندان پوشیده نیست که سند این دو حدیث قابل اعتماد نیست زیرا مامقانی درباره محمد بن عمربن عثمان مینویسد: مجهول الحال است و درباره نافع نوشته:غلام ابن عمر میباشد و گمراه و گمراه کننده بوده است و درباره عمر نوشته: احوالش معلوم نیست و درباره ضحال بن مزاحم نوشته: مدرکی که او را از نیکان قرار دهد نیافتیم. و درباره نزال بن سبره نوشته: احوالش معلوم نیست). پس بر فرض این که اصل قضیه دجال صحت داشته باشد اما بدون تردید با افسانه‏هایی آمیخته شده و صورت حقیقی خود را از دست داده است. میتوان چنین گفت: در آخرالزمان و نزدیک ظهور حضرت صاحب‏الامر(عج)شخصی پیدا خواهد شد که در دروغگویی و حقه‏بازی سرآمد اقرانش میباشد و در دروغگویی بر تمام دجالهای گذشته برتری دارد، با ادعاهای پوچش گروهی را گمراه میکند. چنین جلوه میدهد که: حیات و آب و نان مردم به دست اوست. مردم به طوری اغفال میشوند که گمان میکنند: آسمان و زمین در اختیار اوست. در دروغگویی کارش به جایی میرسد که کارهای خوب را بد و کارهای بد را خوب معرفی میکند. بهشت را جهنم و جهنم را بهشت جلوهمیدهد. لیکن کفرش بر هر بیسواد و باسوادی واضح است. لیکن دلیل معتبری نداریم که صائدبن صید، دجال موعود و از زمان رسول خدا تا حال زنده باشد زیرا علاوه بر این که سند حدیث ضعیف است، پیغمبر(ص) درباره دجال فرمود: داخل مدینه و مکه نمیگردد در صورتی که صائدبن صید در این دو شهر وارد شده در مدینه وفات نمود و گروهی از مردم شاهد مرگش بودند، (بحارالانوار، ج 52، ص 199) بر فرض این که پیغمبر اکرم(ص) صائدرا دجال نامیده باشد، دجال لغوی یعنی دروغگوست نه دجال موعود از علائم‏الظهور. به عبارت دیگر پیغمبر اکرم(ص) صائد را ملاقات نمود و او را به عنوان یکی از مصادیق دجال به اصحاب خویش معرفی کرد و چون بعدا از خروج دجال در آخرالزمان خبرداد، این دو مطلب سبب اشتباه مردم شد و گمان کردند صائد که پیغمبر او را دجال نامیده همان دجالی است که باید در آخرالزمان خروج کند و از همین موضوع، زنده ماندن و عمر طویل را برایش نتیجهگرفتند.{


آدرس:
http://www.porsojoo.com/fa/node/35764