بعضی از صوفیان قائلند نقشه گنج تا زمان رسیدن گنج به کار می آید و همین طور نماز برای رسیدن به خداست وقتی انسان به خدا رسیده دیگر نیازی به خواندن آن یست جواب شیعه چیست
برخی از جاهلان ریا کار که خود را منصوب به صوفیه کردهاند با اشاره یا تصریح، چنین اظهار نظر میکنند که گویا حقیقت یافتگان، و واصلان، بی نیاز از شریعت و عبادت میگردند و پس از دستیابی به گوهر حقیقت، صدف شریعت را وامر مینهند! در پاسخ به اینها گفتنی است که:
یکم: عارفان حقیقی و راستین، حقیقت را بدون شریعت دست نیافتنی میدانند. اینان هیچ گاه دست از اعمال ظاهری بر نمیدارند و احوال و ملکات باطنی را جز از راه عبادت و ریاضتهای شرعی، نمیجویند؛ برای اینها مهمترین مساله، دستور خدا و تکلیف خداوند است و میدانند که در هیچ حالی نماز و عبادت از انسان ساقط نمیشود و هر چه مقام و منزلت شخص بالاتر رود، عبادات و تکالیف او نیز سنگینتر میگردد؛ چنان که نماز شب - علاوه بر نمازهای یومیه - بر حضرت رسول الله(ص) واجب بود.
دوم: نماز، ابعاد، فلسفه، آثار و حکمتهای مختلفی دارد و با تحقق یکی از آنها، نمیتوان ابعاد دیگر را نادیده گرفت. پس اگر کسی با نماز و عبادت، به مرحله وصال و تقرب الهی دست یافته است؛ به یک بعد مهم نماز توجه کرده است.
اما بعد دیگر آن - به عنوان مثال - شکر و سپاس الهی است که همیشه و همواره، بر انسان واجب عقلی و شرعی است.
سوم: سیر و سلوک معنوی، مانند سفرهای جسمانی نیست؛ در سفر معنوی و روحانی، تنها در صورتی قدم به وادی حقیقت میگذاریم که منزلگاه شریعت را از دست ندهیم.
هنگامی که عقل و نقل بر نیاز همیشگی انسان به عبادت تاکید میورزند، باید شریعت را همچون پوستی بدانیم که وجود آن همواره برای محافظت از مغز ضروری است و با کنار گذاشتن آن، نه تنها پوست که مغز را نیز از دست میدهیم.
چهارم: در آیه "و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین" عدهای به اشتباه گفتهاند که: خدا را عبادت کن تا به مرحله یقین برسی؛ پس وقتی که به این مرحله رسیدی دیگر نیازی به عبادت نیست!! در حالی که علما و مفسران گفتهاند "یقین" در این آیه، به معنای مرگ است که با فرا رسیدن آن، پردههای جهل و نادانی کنار میرود و همگان به یقین کامل دست مییابند. در حالی که این صوفیان مدعی (!) هیچ وقت و هیچ گاه به مقام یقین دست نیافته ونخواهند یافت.
پنجم: نماز و عبادتهای فراوان و بی نظیر امام علی(ع) بطلان تمامی این ادعاها را ثابت میکند؛ چون آن حضرت در عمل نشان داد که انسانی کامل و عابدی واقعی است و همواره مراحل تکامل را طی میکند؛ نه مانند این افراد دروغین که برای سرپوش گذاشتن به تنبلیها و انحرافات خود، به این گونه تضادهای پوچ، تمسک میجویند.

