بعضی از صوفیان قائلند نقشه گنج تا زمان رسیدن گنج به کار می آید و همین طور نماز برای رسیدن به خداست وقتی انسان به خدا رسیده دیگر نیازی به خواندن آن یست جواب شیعه چیست

ارسال توسط 11 در 20/9/1385.

برخی از جاهلان ریا کار که خود را منصوب به صوفیه کرده‏اند با اشاره یا تصریح، چنین اظهار نظر میکنند که گویا حقیقت یافتگان، و واصلان، بی نیاز از شریعت و عبادت میگردند و پس از دستیابی به گوهر حقیقت، صدف شریعت را وامر مینهند! در پاسخ به اینها گفتنی است که:
یکم: عارفان حقیقی و راستین، حقیقت را بدون شریعت دست نیافتنی میدانند. اینان هیچ گاه دست از اعمال ظاهری بر نمیدارند و احوال و ملکات باطنی را جز از راه عبادت و ریاضت‏های شرعی، نمیجویند؛ برای اینها مهم‏ترین مساله، دستور خدا و تکلیف خداوند است و میدانند که در هیچ حالی نماز و عبادت از انسان ساقط نمیشود و هر چه مقام و منزلت شخص بالاتر رود، عبادات و تکالیف او نیز سنگین‏تر میگردد؛ چنان که نماز شب - علاوه بر نمازهای یومیه - بر حضرت رسول الله(ص) واجب بود.
دوم: نماز، ابعاد، فلسفه، آثار و حکمت‏های مختلفی دارد و با تحقق یکی از آنها، نمیتوان ابعاد دیگر را نادیده گرفت. پس اگر کسی با نماز و عبادت، به مرحله وصال و تقرب الهی دست یافته است؛ به یک بعد مهم نماز توجه کرده است.
اما بعد دیگر آن - به عنوان مثال - شکر و سپاس الهی است که همیشه و همواره، بر انسان واجب عقلی و شرعی است.
سوم: سیر و سلوک معنوی، مانند سفرهای جسمانی نیست؛ در سفر معنوی و روحانی، تنها در صورتی قدم به وادی حقیقت میگذاریم که منزلگاه شریعت را از دست ندهیم.
هنگامی که عقل و نقل بر نیاز همیشگی انسان به عبادت تاکید میورزند، باید شریعت را همچون پوستی بدانیم که وجود آن همواره برای محافظت از مغز ضروری است و با کنار گذاشتن آن، نه تنها پوست که مغز را نیز از دست میدهیم.
چهارم: در آیه "و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین" عده‏ای به اشتباه گفته‏اند که: خدا را عبادت کن تا به مرحله یقین برسی؛ پس وقتی که به این مرحله رسیدی دیگر نیازی به عبادت نیست!! در حالی که علما و مفسران گفته‏اند "یقین" در این آیه، به معنای مرگ است که با فرا رسیدن آن، پرده‏های جهل و نادانی کنار میرود و همگان به یقین کامل دست مییابند. در حالی که این صوفیان مدعی (!) هیچ وقت و هیچ گاه به مقام یقین دست نیافته ونخواهند یافت.
پنجم: نماز و عبادت‏های فراوان و بی نظیر امام علی(ع) بطلان تمامی این ادعاها را ثابت میکند؛ چون آن حضرت در عمل نشان داد که انسانی کامل و عابدی واقعی است و همواره مراحل تکامل را طی میکند؛ نه مانند این افراد دروغین که برای سرپوش گذاشتن به تنبلیها و انحرافات خود، به این گونه تضادهای پوچ، تمسک میجویند.