فرقة انحرافی اِکِنْکار مدعی است که علمای شیعه آن ها را تأیید کرده اند. لطفاً در این مورد و راه مبارزه با این فرقه توضیح دهید.
برای پاسخ به سوال شما خوب است چند نکته را یاد آور شویم:
1_ اکنکار را تنها یک مذهب یا فرقه نباید دانست، بلکه باید آن را بیشتر نوعی علم و مکتب عرفانی شمرد که به قول ایشان "دانش باستانی سفر روح" نام دارد. ریشه های این علم مطابق معمول در شرق عالم یعنی در هند و تبت قرار دارد، اما امروزه اکثر مردم آن را با نوشته های فردی به نام "پال توئیچل" که یک امریکایی است می شناسند.
2_ حال لازم است به اختصار بگوییم اکنکار چیست و چه هدفی را دنبال می کند؟
هدف اکنکار آشنا کردن مردم با جهان های دیگر معنوی که فوق این عالم خاکی قرار دارند است که در نهایت به نزدیکی به مبدأ متعال هستی یعنی خدای عالم چشم دارد.
راهبران این گروه معتقدند که انسان پس از رهایی از جسم و ذهن که در پایین ترین درجات وجودی قرار دارند، به مسافران روح بدل می گردند. مسافرانی که باید جهت رسیدن به مبدأ هستی طبقات فراوانی از جهان های روحانی را طی کنند و گوهر وجود خود را جلا بخشند. آن ها اعتقاد دارند که "تمامیت وجود خدا آن چنان پر از شکوه و هیبت است که آنکه در تن خاکی می زید که هیچ، بلکه انگش شماری در جهان های دیگر شاید بتوانند درکی از این داشته باشند که چگونه می توان به این مقام عالی نزدیک شد. ما، خدا را نمی دانیم و نمی توانیم که بدانیم؛ ما می بایست او را از مجرای روح تجربه کنیم... ".1
البته منظور آنان از تجربه،علمی نیست بلکه درک شهودی است که در عرفان اسلامی نیز از آن سخن به میان آمده است. آن ها هم چنین برای طی مدارج روحی نوع بشر را نیازمند یک سفیر روح می دانند که نقش راهبر و راهنما را دارد. این سفیران روح که آن ها ایشان را ماهانتا، گورو، اولیا و پیامبران می نامند، نه فقط در زمان حیاتشان بر زمین، بلکه پس از وفاتشان نیز دارای قدرت روحانی عظیمی هستند: "آن سفیران روحی که من بالشخصه در جهان های ماوراء آن ها را می شناسم حکمتی عظیم، رحمتی بی پایان و محبتی بی دریغ به نوع بشر دارند، مگر مواری که آدمیان در جهل خود اصرار می ورزند. در چنین اوقاتی است که آنان از بی اشتیاقی نوع بشر در قبال آنچه اولیاء به آنان نثار می کنند دلگیر می شوند. در واقع، این چنین نیست که آنان از بشر توقع دارند که کاری برایشان انجام دهند، بلکه هر روح بزرگی که رسالتش دستگیری از نوع بشر است، با دشواری های بسیاری ناشی از سرباز زدن بشر از سنجش هدایای الهی ستیزه می کند. برای هیچ سفیر روحی پشیزی اهمیت ندارد که ما او و گفته هایش را بپذیریم . اما آرزومند است که به او لااقل گوش فرا دهیم، سنجش کنیم و بعد کلامش را قضاوت کنیم. نکته در همین جا است، چون اگر ما گوش فرا دهیم، سنجش کنیم و حکمتش را مورد قضاوت قرار دهیم هرگز همانی نخواهیم بود که پیش از آن بودیم".2
به طور کلی معتقدان اکنکار به وحدانیت خداوند، پیامبری بعضی از انبیای بشر، عدل الهی و جهان آخرت و بهشت و دوزخ معتقدند و از این حیث سخنانشان شرک آمیز و کفر آلود نیست. اما آنچه که به نظر ما نقطه افتراق مذهب ما و آنان است در مطالبی است که از مراتب و طبقات روحانی مطرح می کنند. در این جا نیز باید توجه داشت که این سخنان راهبران إک تجربه شخصی آن ها از جهان های ماورایی است و اگر در کتب آن ها ملاحظه کرده باشید نوشته اند که تجربة فردی تنها متعلق به همان فرد است، نه کس دیگر، لیکن این تجربه میتواند برای دیگران حکم اطلاعات را داشته باشد.
3_ ای کاش می نوشتید که کدام یک از علمای شیعه إک را تأیید کرده است. تا به حال در ردّ افکار این گروه به واسطه الحادی و انحرافی بودنش، فتوایی از علمای شیعه دیده نشده است. البته این به معنای تأیید نیست.
پیش از این گفتیم که تعالیم إک تا حدودی با تعالیم اسلام سازگاری دارد و نقاط اختلاف و افتراقشان طبیعی است، از این رو نمی توان آن را کلاً تأیید یا طرد کرد.
وظیفة ما در این گونه موارد، ابتدا درک درست و صحیح از عقاید ایشان و بازنمود نکات اشتباه و بعضاً انحرافی آنان است، به صورت نقد سالم و متقن، تا اذهان عمومی در طی یک تبادل فرهنگی درست، سره و ناسره و حق از باطل را تشخیص دهند.
1 پال توئیچل، دندان ببر، ص 8.
2 همان، ص 9.

