حجاب باطنی به چه معناست و چگونه می توان آن را به دست آورد (برطرف نمود)؟
انسانی که در مسیر سلوک الی الله می باشد در طول مسیر با موانع بیرونی و درونی بسیاری مواجه می گردد که برای رسیدن به مقصد والای خود باید این موانع را رفع و این حجاب ها را کنار بزند وگرنه راه وصول او به مقصد بسته و حرکت ناممکن است. موانع بیرونی همان حجاب های مادی و تعلقات دنیوی و دلبستگی هایی است که قدرت حرکت به سوی معنویت و عالم مجردات و ملکوت را از انسان می گیرد و پر پرواز روح انسان را می شکند و انسان را در قفس تعلقات مادی و علاقه های طبیعی و جسمانی محبوس و زندانی می سازد. دلبستگی به مال و ثروت و پست و مقام و شیفتگی به زر و زیور دنیا و بی توجهی به بعد روحانی و معنوی انسان، از موانع بیرونی است که به آن حجاب های مادی گفته می شود. برطرف کردن این حجاب ها کاری است دشوار و طاقت فرسا که نیازمند سال ها مجاهده و تلاش و کوشش همراه با توفیقات الهی و دستگیری های خداوند است.
وقتی انسان سالک راه خدا با هدایت و توفیق الهی این موانع را پشت سر گذاشت و این حجاب ها را برطرف نمود با موانع سخت تر و محکم تری روبه رو می گردد که رفع آنها از موانع بیرونی دشوارتر است و مقابله با آنها نیازمند مجاهدت و استقامت بیشتر و عزم جدی تری است. این موانع و حجاب ها مربوط به درون و باطن انسان است و به آنها حجاب های باطنی یا حجاب های نوری می گویند. دلبستگی به حالت های خوش معنوی و توجه به عبادت ها و ذکرها و شب زنده داری ها و کارهای خیر و تصور این که این امور موجب رشد معنوی و قرب او به خدا شده اند و به طور کلی نسبت دادن این توفیقات و پیشرفت ها به خود و عبادت خود و حساب باز کردن برای خود و اعمال و توجهات خود به گونه ای که در کنار لطف و عنایت خداوند نقشی هم برای کارهای خود قایل باشیم و سهمی از تعالی و ترقی و معنویت را به خود نسبت دهیم از حجاب های نورانی به شمار می آید که رفع آن و پشت سر گذاشتن آن نیازمند هدایت خاص خداوند است. حتی علاقه به قرب الی الله و شوق پیش روی در معنویات و پیمودن منازل سلوکی که در آن بهره ای از خودبینی و توجه به خود و میل و شوق آن وجود دارد از حجاب های نورانی محسوب می گردد. خداوند انسان را به گونه ای آفریده که به خود و ذات خود و آثار خود علاقه مند است و خود را شدیدا دوست می دارد و نیز دارای وجودی طماع و حریص است که می خواهد به عالی ترین درجه کمال نایل گردد. این ویژگی هر چند برای مراحل اولیه و رفع حجاب های مادی و بیرونی نافع و سودمند است و اگر این میل و ویژگی در نهاد انسان قرار داده نشده بود، نمی توانست دست از تعلقات مادی و دلبستگی های دنیوی خود بردارد ولی برای مراحل بالاتر که انسان به قرب خداوند نزدیکتر می شود و وارد در عوالم روحانی و معنوی می گردد نه تنها مفید و کمک کار نمی باشد بلکه خود مانع و حجاب محسوب می گردد. در این مرحله انسان سخت احساس بیچارگی می کند، چون هیچ کاری از او برای رفع این حجاب ساخته نیست و تنها راه حل دست برداشتن از رسیدن به کمال بالاتر و طمع نداشتن در آن است که این هم با میل ذاتی و سرشت او منافات دارد. در اینجا تنها لطف خاص الهی می تواند نجات دهنده سالک باشد؛ یعنی باید سالک با التجاء و تضرع به پیشگاه خداوند عرضه بدارد: خدایا تو وجود مرا طماع و خواستار کمال قرار داده ای و من نمی توانم بدون طمع و میل به کمال باشم. اگر این حالت خاصی برای سالک پیش آید، این حجاب نوری و باطنی از او برداشته می شود و راه برای صعود و عروج به کمالات بالاتر برای او فراهم می گردد.

