منظور از مکاشفه‌ که‌ بعضی‌ از بزرگان‌ دین‌ انجام‌ می‌دهند، چیست‌؟

ارسال توسط 11 در 20/9/1385.

مکاشفه‌ عبارت‌ از این‌ است‌ که‌ انسان‌ بر اثر پاکی‌ روح‌ و صفای‌ باطن‌ و تقرب‌ به‌ پروردگار عالم‌ و عبادت‌های‌ خالصانه‌، بر حقایق‌ و علومی‌ که‌ در شرایط‌ عادی‌ بر ما مخفی‌ است‌، دست‌ یابد و آن‌ حقایق‌ و علم‌ برای‌ وی‌ آشکار گردد، مثل‌ مکاشفه‌ای‌ که‌ شهید مطهری‌ نقل‌ کرده‌ است‌:
مرحوم‌ آقای‌ سید جمال‌ گلپایگانی‌ (رضوان‌ الله‌ علیه‌) یکی‌ از مراجع‌ تقلید تقریبا عصر حاضر بودند که‌ حدود پانزده‌ سال‌ پیش‌ تهران‌ هم‌ آمدند و اکنون‌ حدود ده‌ سال‌ است‌ که‌ فوت‌ کرده‌اند. من‌ در تهران‌ خدمت‌ ایشان‌ رسیده‌ بودم‌ و قبلا هم‌ ایشان‌ را می‌شناختم‌. مردی‌ بود که‌ از اوایل‌ جوانی‌ که‌ در اصفهان‌ تحصیل‌ می‌کرده‌ است‌، اهل‌ تقوا بود و افرادی‌ که‌ در جوانی‌ با این‌ مرد محشور بوده‌اند، او را به‌ تقوا و معنویت‌ و صفا و پاکی‌ می‌شناختند و اصلا وارد این‌ دنیا نبود و شاید مسیرش‌ هم‌ این‌ نبود که‌ بیاید درس‌ بخواند و روزی‌ مرجع‌ و رئیس‌ شود. این‌ حرف‌ها در کارش‌ نبود تا آخر عمر به‌ این‌ پیمان‌ خودش‌ باقی‌ بود. به‌ طور قطع‌ و یقین‌ آثار فوق‌ العاده‌ای‌ در ایشان‌ دیده‌ می‌شد. آقای‌ لطف‌ الله‌ صافی‌ گلپایگانی‌ - که‌ الان‌ از فضلای‌ قم‌ است‌ و مرد خوبی‌ است‌.[5] قصه‌ای‌ را برای‌ من‌ نقل‌ کرد، بعد من‌ از پسر مرحوم‌ آقا سید جمال‌ هم‌ پرسیدم‌، گفت‌ که‌ آقا خودش‌ برای‌ خود من‌ هم‌ نقل‌ کرد. قضیه‌ این‌ بود که‌ مرحوم‌ آقا ضیا عراقی‌ که‌ از مراجع‌ نجف‌ بود ظاهرا در سنه‌ 22 فوت‌ کرد. آن‌ وقت‌ ما قم‌ بودیم‌، یک‌ سال‌ قبل‌ از فوت‌ آقا سید ابوالحسن‌ بود و از نظر تدریس‌ و اعلمیت‌، حوزة‌ نجف‌ را مرحوم‌ آقا ضیا و مرحوم‌ آقا شیخ‌ محمد حسین‌ اصفهانی‌، معروف‌ به‌ کمپانی‌ اداره‌ می‌کردند، ریاست‌ با مرحوم‌ آقا سید ابوالحسن‌ بود. مرحوم‌ آقا شیخ‌ محمد حسین‌ استاد آقای‌ طباطبایی‌ بود. او غیر از مقام‌ علمیت‌، در معنویت‌ هم‌ مرد فوق‌ العاده‌ای‌ بود. از آن‌ اشخاصی‌ بود که‌ نمونه‌ سلف‌ صالح‌ بود که‌ می‌گفتند گاهی‌ در عبادات‌ لیلة‌ الرکوع‌ و لیلة‌ السجود داشت‌..... با این‌ که‌ به‌ کارهای‌ علمی‌ اش‌ می‌رسید، وقتی‌ هم‌ به‌ عبادت‌ می‌پرداخت‌، یک‌ چنین‌ کسی‌ بود، که‌ آقای‌ طباطبایی‌ خودمان‌ قصه‌ها و حکایت‌ها از ایشان‌ دارند و حتی‌ خواب‌های‌ خیلی‌ فوق‌ العاده‌ از این‌ استاد بزرگوارش‌ دارد. وقتی‌ مرحوم‌ آقا ضیا فوت‌ کرد نجف‌ که‌ دو پایه‌ تدریس‌ داشت‌، یک‌ پایه‌اش‌ خراب‌ شد. مرحوم‌ آقا شیخ‌ محمد حسین‌ تنها پایه‌ای‌ بود که‌ باقی‌ ماند. بعد از یک‌ هفته‌ مرحوم‌ آقا شیخ‌ محمد حسین‌ هم‌ ظاهرا با سکته‌ مغزی‌ از دنیا رفت‌. گفته‌ بودند از بس‌ که‌ زیاد فکر می‌کرد و کتاب‌ هایی‌ که‌ از او باقی‌ مانده‌ نشان‌ می‌دهد. می‌گفتند که‌ شاید همین‌ فکر خیلی‌ زیاد منجر به‌ سکته‌ مغزی‌ شد. به‌ هر حال‌ یک‌ هفته‌ بعد ایشان‌ سکته‌ و فوت‌ کرد. مرحوم‌ آقا سید جمال‌ در حالی‌ که‌ نماز شب‌ می‌خواند و در قنوت‌ وتر مکاشفه‌ می‌کنند: مرحوم‌ آقا ضیا را می‌بیند که‌ دارد می‌آید و از او یا خود ایشان‌ می‌پرسد یا می‌پرسند کجا می‌روی‌؟ می‌گوید آقا شیخ‌ محمد حسین‌ فوت‌ کرده‌، می‌روم‌ برای‌ تشییع‌ جنازه‌اش‌. بعد مرحوم‌ آقا سید جمال‌ می‌فرستد که‌ بروید ببینید خبری‌ هست‌، آیا آقا شیخ‌ محمد حسین‌ فوت‌ کرده‌؟ می‌روند می‌بینند ایشان‌ سکته‌ کرده‌. آقای‌ صافی‌ گفت‌: من‌ خودم‌ از آقا سید جمال‌ قضیه‌ را شنیدم‌. بعد من‌ از پسرش‌ آقا سید احمد هم‌ که‌ الان‌ در تهران‌ است‌، قضیه‌ را پرسیدم‌، گفتم‌ من‌ چنین‌ قضیه‌ای‌ شنیده‌ام‌،
گفت‌ اتفاقا من‌ خودم‌ آن‌ شب‌ آن‌ جا بودم‌ و کسی‌ که‌ آقا مأمور کرد من‌ بودم‌ و گفت‌ که‌ در مکاشفه‌ این‌ جور دیدم‌ که‌ آقا ضیا می‌آمد و گفت‌ من‌ می‌روم‌ برای‌ تشییع‌ جنازه‌ آقا شیخ‌ محمد حسین‌، آقا شیخ‌ محمد حسین‌ فوت‌ کرده‌ یا نه‌؟ رفتم‌ دیدم‌ ایشان‌ فوت‌ کرده‌".[6]
این‌ مکاشفه‌ در حال‌ نماز وتر قطعا رحمانی‌ است‌، صحت‌ دارد، ولی‌ ما مکاشفات‌ شیطانی‌ داریم‌ که‌ باید از آن‌ بر حذر باشیم‌. البته‌ مکاشفه‌ اگر رحمافی‌ و حامل‌ پیامی‌ باشد، حجحت‌ شرعی‌ نیست‌، یعنی‌ عمل‌ به‌ مقتضای‌ مکاشفه‌ واجب‌ نیست‌. وظیفه‌ ما عمل‌ به‌ کتاب‌ و سنت‌، نه‌ مکاشفه‌.
[5]الان‌ از مراجع‌ معظم‌ تقلید است‌.
[6]مرتضی‌ مطهری‌، مجموعه‌ آثار، ج‌ 4، ص‌ 519.