با پی بردن به ضرورت حضور معلم همراه در سیر و سلوک که در هر موقعیتی بشود از او استفاده کرد تا به بیراهه نرویم (بنده نیز به نتیجه ای نرسیده ام) چه کسانی را پیشنهاد می کنید. اگر اشخاصی را سراغ دارید که با توجه به شرایط و موقعیت بتوان آسانتر با آنها ارتباط برقرار کرد لطفا معرفی نمایید.
نقش استاد در تهذیب نفس و سیر و سلوک، بسیار تعیین کننده است و عارفان تأکید فراوانی؛ آن کردهاند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسیر سلوک، میتواند آفتهایی برای انسان داشته باشد که گاهی جبرانناپذیر است. مانند وارد آوردن فشار بیش از حد بر خود و خروج از تعادل روحی و روانی بر اثر ریاضتهای شدید و غلبه اوهام بر ذهن انسان یا گرفتار شدن در دام کبر و عجب و یا عدم تشخیص القائات شیطانی از الهامات غیبی و آفات و مفاسد دیگر که هر یک از آنها، برای سقوط معنوی انسان کافی است.
البته در سیر و سلوک، کار اصلی را خود سالک انجام میدهد؛ اما استاد، نقش یک راهنمای با تجربهای است را دارد که از این راه آگاهی دارد و از خطرات و خصوصیات آن مطلع است و وسیله حرکت را به خوبی میشناسد و آن را در اختیار سالک قرار میدهد. گاهی انسان سالک، نیازمند ذکر خاصی است تا حالت ومقام معنوی خاصی در او ایجاد شود که استاد آن را تشخیص میدهد. همچنین مراقبتهایی که سالک باید انجام دهد - که دارای مراتب مختلف است - تشخیص آن با استاد است. اگر مراقبه سالک بیش از توان روحی و معنوی او باشد، نمیتواند دوام بیاورد و از ادامه راه منصرف خواهد شد. فواید وجود استاد، فراوان است و به همین اندازه اکتفا میشود.
البته این بدین معنا نیست که انسان بدون استاد، نمیتواند به سعادت برسد؛ بلکه عمل به دستوراتی که به صورت کلی و عمومی در قرآن کریم و روایات آمده است و عمل خالصانه، تقوا داشتن، پاک بودن وظیفه خود را به نحو شایسته انجام دادن، احترام به والدین و... همگی زمینهساز سعادت انسان میباشند و کم نبودهاند بندگانی که از این راهها به قرب الهی رسیده و شایسته لطف ویژه خداوند گشتهاند.
دسترسی به استاد سیر و سلوک از طریق کسانی میسّر است که در این راه گام برداشتهاند و اساتید این راه را میشناسند. اما نکته مهم در این رابطه، این است که کسانی که به اسم ارشاد و هدایت و داشتن منصب استادی در راه معنویت، جوانان را فریب داده و آنان را از مسیر حق منحرف کردهاند؛ در طول تاریخ اندک نبودهاند. کسانی که خود بویی از حقیقت و بندگی خداوند نبردهاند و قدمی در این راه برنداشتهاند و با کتاب و سنت آشنایی ندارند و تنها به قصد منافع دنیوی و کسب شهرت و دکان باز کردن خود را استاد راه معرفی کرده و دلهای پاک و با صفا و خداجوی جوانانی را که به دنبال ندای فطرت خدایی در جست و جوی حقیقت میباشند، منحرف نمودهاند. بنابراین نمیتوان به سادگی و بدون تحقیق کافی و اطمینان به کسی سرسپرد و او را به عنوان استاد انتخاب نمود.
پس در سیر و سلوک، ملازمت به دستورات شرع مقدس، اساس کار میباشد و نیاز به استاد را جبران میکند. از آیه شریفه سوره «عنکبوت» استفاده میشود که: هر کس در راه رسیدن به رضایت و خشنودی الهی تلاش کند، خداوند او را به راههای خود هدایت مینماید: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا ان الله لمع المحسنین»؛ «و کسانی که در راه ما مجاهده کنند، ما به سوی راههای خود هدایتشان میکنیم و خدا همواره با نیکوکاران است».
اینکه میفرماید بعد از مجاهده و تلاش، مؤمن مشمول هدایت الهی میشود، اشاره به این است که خداوند اسباب و وسایل هدایت و به عبارتی سیر در طریق صراط مستقیم را برایش فراهم میسازد.
وقتی از آیت الله بهجت پرسیده شد؛ استادی به ما معرفی کنید؛ فرمودند: «به هر آنچه میدانید صحیح است عمل کنید، اگر دیدید در سیرتان وقفهای رخ داده است، بدانید از دانستههای خود عدول نمودهاید»
در هر حال اگر استاد حضوری یافت نشد با مکالمه یا مکاتبه باید از اهل فن استفاده نمود و اگر این هم ممکن نیست باید از کتاب های مربوط بهره جست. برای آگاهی بیشتر ر.ک: جعفری، محمد تقی، عرفان اسلامی، نشر آثار علامه جعفری، چاپ 1378 طباطبایی، محمد حسین، طریق عرفان، نشر بخشایش محمود حقیقی، کریم، آداب و مراحل سلوک الهی، انتشارات فلاح

