چرا قبر میرزا جوادآقای تهرانی سنگ قبر ندارد؟ علت آن چیست؟ اگر طبق وصیت نامة ایشان است لطفاً شرحی در این مورد بفرمایید.
مسأله نداشتن سنگ قبر، موضوع وصیّت این عارف وارسته بوده است، و قطعاً مصالحی را مدّ نظر قرار داده بودند، که پیرامون آن حدسهایی می توان زد. از جمله اینکه :
وارستگان مکتب توحید، برای خود در پیشگاه حضرت دوست، وجودی قائل نیستند، و وجودشان یکسره خضوع و خشوع در پیشگاه حضرت احدیّت است، و فانی در او می شود. و خود را ذره ای ناچیز بشمار می آورند. چنانکه عظمت خالق یگانه و هستی بخش مطلق را، به وسعت لایتناهی در می یابند. و خود را به تمامه ربط به معدن فیض می بینند، و رسالت خویش را در این می دانند که مبیّن شرع مقدس اسلام، و مشعل فروزان طریق هدایت باشند، نه مانع و سدّ راه. و همت خویش را در طول عمر شریفشان به این اخلاص می گذرانند، تا زلال وجودشان، نور هدایت الهی به تمامه به بندگان و سالکان کوی دوست برسد، و وجودشان آئینه تمامنمای مکارم اخلاق و عمل صالح باشد، و مشوق بندگان برای ورود به وادی ایمان. و از اینکه مبادا بندگان خدا محو جلوه های معنوی ایشان شوند، و از مقصد اصلی دور بیفتد، در مدّت حیاتشان، معمولاً برای عامه مردم ناشناخته اند. و جز با خواصی که ظرفیت درک حضورشان را دارند، آنهم تا حدی، ظهور نمی یابند. و هر کجا این اشتباه برای کس پیش بیاید که نظری مستقل به توانمندیهای روحی این بزرگواران کند، و در آئینة وجودشان جمال و زیبایی های الهی را دنبال نکند، سریع واکنش نشان می دهند، تا نکند مایة ترک و دوری افراد از پروردگار مالک الملوک گردند. و افراد را با توجهات صحیح از کمند شیطان می رهانند، و از مسیر اشتباه برمی گردانند. این مطلب در داستان زندگانی عرفا و صالحین، به کرّات نقل شده. همچنان که در ایام زندگانی مبارک حضرت مولی الموحدین( نیز بودند افرادی که این وجود را تا به حدالوهیّت بالا می بردند، و مواجه با توبیخ و تنبیه حضرت میشدند.
در مورد عارف و اصل حضرت آیت ا...میرزا جواد آقای تهرانی، که شهرة بندگی و خضوع و اخلاص بودند، نیز همینطور بود. چنانکه داستانهای فراوان از ایشان، مؤیّد این برداشت است. مسألة مذکور دربارة این روح پاک، و وجود پیراسته از گزند خودیّتها و خودخواهی ها، ممکن است چنین توجیهی بیابد، که ایشان در بعد از حیات پربرکتشان نیز نسبت به توجّهات بندگان خدا، و تأثیر مناسب بر احوالاتشان، بی اقتضا نبودند، و سعی می نمایند بعد از مرگ نیز تابلوی افتادگی و عبودیّت از سیمایشان مخدوش نگردد، و همچنان تصور صحیحی از خود در اذهان بندگان خدا داشته باشند، و هدایتگر و داعی به سوی پروردگار باشند.

