بین عرفان و تصوف فرق هایی وجود دارد.
عرفان غالباً اصطلاحی است که مربوط به شناخت میشود، در حالی که تصوف غالباً اشاره به یک جریان اجتماعی دارد که گروهی با این نام شناخته میشوند و دارای آداب و رسومی بودند و بسیاری از آنها دارای سلسله هستند. آنچه عرفان اهل بیت را (که برگرفته از منبع وحی است) از تصوف رسمی(خواه در ایران یا در کشورهای دیگر اسلامی) جدا میکند، دو چیز است:
در بعضی از اعتقادات خاصی که برخی از عرفا و متصوفه داشتند و آنها را اصل صهو و سکرمی نامیدند، در مسئلهای مانند توحید به حلول و اتحاد اعتقاد داشتند، و یا معتقد بودند که انسان پس از وصول و دست یافتن به مرتبه حقیقت، ضرورتی ندارد که به اعمال ظاهری شرعی بپردازد.
فرق دیگر در روش هایی بود که برای خود در ریاضتها تعیین میکردند که بعضی از آنها اعمال، خلاف شرع بود و با تعالیم دینی سازگاری نداشت.
البته در ایران زمین از قدیم تصوف و روشهای صوفیانه وجود داشته که همه آنها در اعتقادات و روشها واحد نبودند.
در عرفان آنچه مورد تأیید اسلام است و روش اهل بیت(ع) بوده، آن است که هیچ عملی بر خلاف موازین شریعت اسلام نباشد. اهل بیت که در بالاترین مرتبه عرفان بودهاند، هیچگاه خود را بی نیاز از عبادت و دیگر احکام شرعی نمیدانستند و هر چه بر مراتب آنها افزوده میشد، بندگی و اظهار عبودیت آنها نیز افزایش مییافت.
در واقع در سایه شریعت و احکام دین الهی و عمل به آنها به مراتب عرفان رسیده بودند وبر آن تأکید داشتند. البته عارفان و صوفیانی نیز بودند که همین روش و اعتقاد را داشتند که غالب عرفای شیعه از این دست بودند.