آیات و روایاتی درباره اهمیت عرفان و تصوف بنویسد.
عرفان و تصوفی که آمیخته به اوهام متصوفه و افکا باطله و آداب مخصوص آنها باشد، به هیچ وجه مورد تأیید اسلام نمیباشد و فقها آننان رامنحرف و عقایدشان راغیر اسلامی میدانند.(1)
عرفان به معنی شناخت خدا و اساس دین واصل معارف بشری است. امام علی(ع) فرمود: "اوّل الدین معرفته؛ سرآغاز دین معرفت او (خدا) است".(2) عرفان بدین معنی مقول به تشکیک است و دارای درجات میباشد، یعنی هر مؤمن در حد خود نسبت به خدا شناخت دارد، بی سواد ر حد خود و دانشمندی که عمرش را در کسب معارف و تفکر گذرانده است، به اندازه قدرت شناختش، تا برسد بهامامان معصوم(ع) و نبی گرامی اسلام(ص) که در اعلای عرفان و شناخت حضرت حق قرار دارند. فاصله شناختها از زمین تا آسمان است.(3)
علی(ع) فرمود: "منزلت هر انسان به معرفت او است"(4)
قهراً آن که عرفانش بیشتر است، ارزشش نیز افزون است. کسی که "هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن" را شهود کرده باشد، شناخت او دارای اهمیت ویژهای است. قلب عارف معدن بهترین توشه آخرت و عالیترین سرمایه سعادت یعنی تقوا است. امیرمؤمنان(ع) فرمود: "بهترین زاد و توشه سفر آخرت، تقوا است".(5)
و فرمود: "هر چیز معدنی دارد و معدن تقوا قلبهای عارفان است".(6)
نیز فرمود: "ای خدایی که منتهای همت عارفان هستی".(7) قرآن صاحبان دانش را در ردیف فرشتگان دانست و فرمود: "خدا گواهی میدهد که معبودی جز او نیست، و فرشتگان و صاحبان علم (هر کدام به گونهای بر این مطلب) گواهی میدهند".(8) از طرفی علی(ع) فرمود: "شناخت خدای سبحان عالیترین معارف است".(9)
نتیجه: از نظر قرآن و حدیث معرفت خدا اصل و با ارزشترین معارف است و هر کس در این زمینه به درجه بالای شناخت نایل آید، به کمال بیشتری رسیده و عارف کسی است که خدا را از راه مهر و محبت پرستش کند، نه به امید ثواب و نه ترس از عذابها.(10) آن چه صوفیان بدون تکیه بر قرآن و عترت و من درآوردی گویند یا عمل کنند(مثل مراسم سرسپردگی و تلقین ذکر و خرقه و استعمال موسیقی و غنا و وجد در موقع ذکر(11) و ادعای عرفان و عارف بودن نمایند، ربطی به عرفان حقیقی ندارد و خروج از صراط مستقیم میباشد.
پی نوشتها:
1 - محمد تقی مدرسی، مبانی عرفان اسلامی، ص 182 - 184؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج 2، ص 36 - 37، سؤال 36 - 37؛ لطف اللَّه صافی گلپایگانی، معارف دین، ص 349 - 350 و 370؛ مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، کلام - عرفان، ص 78.
2 - نهج البلاغه (فیض)، ص 14، خطبه 1.
3 - لطف اللَّه صافی، معارف دین، ص 350.
4 - غرر الحکم، ج 2، ص 341 (قیمة کل امرء ما یعلم).
5 - نهج البلاغه (فیض)، ص 1137، کلام 125.
6 - محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 1889، ماده: المعرفه، شماره: 12280.
7 - همان، شماره 12281.
8 - آل عمران (3) آیه 18.
9 - محم محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج 3، ص 1886، ماده المعرفه، شماره 12235.
10 - علامه طباطبایی، شیعه در اسلام، ص 109.
11 - همان، ص 111.

