اولاً؛ فرقههای مختلف یهود با یکدیگر اختلافات عمیقی دارند. برای نمونه هماکنون در بین صهیونیستها و دیگر یهودیان نیز تنشهای عظیمی وجود دارد. ثانیا؛ القای عداوت و کینه در بین یهود صرفا به معنای خصومت در بین خودشان نیست (گرچه آن نیز در تاریخ یهود به وفور مشاهده میشود). بلکه وجود دشمنی و کینه در بین آنان نسبت به دیگران را نیز شامل میشود. این حقیقت نیز در اخلاق یهودیان بر کسی پوشیده نیست. آنها مشهور به کینهتوزی هستند و عملکرد آنان در همین قرن گذشته شاهد صادقی بر این مدعا است. در مورد قدرت یهود؛ چنان که گفته شد یهود اگر سر و صدایی داشته باشند تنها با تکیه بر قدرت دیگران است الا بحبل من اللّه و حبل من الناس . کشور اشغالی آنان نیز از روز تشکیل تاکنون روی آرامش ندیده است و نخواهد دید. تنها پشتیبانی قدرتهای جهانی است که آنان را نگاه داشته است واگر روزی در این جهت خللی پدید آید (که پدید خواهد آمد) موجودیت آنها در خطری جدی قرار خواهد گرفت. در اختیار داشتن چند شرکت مهم و قدرت اقتصادی آنان نیز گرچه قابل توجه است ولی هرگز قابل رقابت با قدرت پیروان دیگر ادیان نیست و همواره در خطر اضمحلال است.