logo
    از سایت: درگاه پاسخگویی به مسایل دینی (http://www.porsojoo.com)

حکم یهودیان در رابطه با بهشت و جهنم , چگونه است ؟

توسط: 11
تاریخ: 20/9/1385

حکم یهودیان در رابطه با بهشت و جهنم: آنچه که از آیات و روایات وارده در این زمینه میتوان استفاده کرد، نکات ذیل است: 1ـ مردم بر حسب وضعشان در برابر وعده و وعیدهای خداوند متعال به شش دسته تقسیم میشوند: مؤمنان،کافران، مستضعفان ،مرجون لامر الله، معترفان به گناه که عمل صالح و ناصالح را مخلوط کرده‏اند و اهلاعراف. مؤمنان افرادی هستند که به خداوند ایمان آورده‏اند و جایگاهشان بهشت است. کافران کسانی اند که از روی علم حق را شناخته‏اند ولی به علت عناد و لجاجت از آن سر بر تافته‏اند. این گروهمقصرند و جایگاهشان به طور حتم جهنم است. امّا گروه مستضعف و مرجون الی الله هم کسانیاند که دارای عذرند.یعنی اگر نتوانسته‏اند به دین حق بپیوندند و بدان عمل بکنند به لحاظ تقصیر و یا کوتاهی کردن آنان نبوده است، بلکه ازجهت یک سلسله عواملی بوده که از اختیار آنها خارج بوده است. همین عوامل موجب جهل یا غفلت و یا عملنکردن آنها به دستورات دین اسلام شده است. بدیهی است که چون این صورت ترک به اختیار آدمی مستند نبوده ومعلول عوامل خارج از اختیار آدمیاند، برای آدمی نه نفعی خواهند داشت و نه ضرری. مرجع کار چنین کسانیخداوند خواهد بود. خداوند خودش به نحوی که حکمت و رحمتش ایجاب میکند عمل خواهد کرد. 2ـ آیات 96 و 97 و 98 از سوره نساء بر مطلبی که در بالا گذشت دلالت میکنند. خداوند در آن آیات عذر افراد رابه دلیل مستضعف بودن با شرایطی قبول کرده است. در آیه 106 از سوره توبه هم کار این گونه افراد را به خود خداوند احاله کرده است. مراد از مستضعف در اینجا فقراقتصادی نیست، بلکه در ضعف قرار داده شدن از جهت دسترسی به منبع هدایت است. این است که در آیات سورهنساء جمله لا یستطیعون حیلة و لا یهتدون سبیلاً به عنوان شرط و علت عذر برای مستضعفین ذکر شده، از اینصفت میتوان این مطلب را استفاده کرد که علت معذور بودن همه جا و بطور عموم راه و چاره نداشتن است که شاملجاهل غافل غیر معاند هم میشود. افزون بر اینها، آیه 286 از سوره بقره بر همین گفته دلالت دارد زیرا در ذیل آیه فوقاین مطلب آمده که انسان، هر چه خوبی کرده، به نفع او و هر چه بدی کرده بر ضرر اوست. به طور روشن مفهوم سخنفوق این خواهد بود که اگر چیزی به اکتساب یعنی آنچه مسؤولیتش به عهده خود شخص است، مستند نباشد گناه ومسؤولیت برای انسان نخواهد داشت. 3ـ به عقیده علامه طباطبایی، بر اساس استدلالی که در بند 2 گذشت، معنای مستضعف علاوه بر این که افراد ساکندر سرزمینی را که بر اثر نبودن دانشمند راهی برای قرار گرفتن دین اسلام در آنجا نیست، شامل میباشد. همچنین بهفردی هم که ذهنش به یک مطلب حق منتقل نشده و فکرش به حق راه نیافته، شامل میگردد. یعنی شخصی که به حقرهبری نشده ودر عین حال از کسانی است که با حق عناد ندارد. بلکه طوری است که اگر حق برایش واضح گردد از آنپیروی خواهد کرد ولی به عوامل مختلف حق برای او مخفی مانده، چنین کسی جزء افراد مستضعف خواهد بود چراکه آدم غافل قدرت ندارد و با چنان جهالتی هم که نمیشود راهی به حقیقت یافت. 4ـ حاصل سخن این که، وضعیت کسی که در اسرائیل مثلاً زندگی میکند باید بررسی کرد. اگر توانایی و امکاناتشدر جهت فرا گرفتن حق داشت. در صورتی که از روی علم و عمد به اسلام ایمان نیاورد و یا با فراهم بودن شرایط وعدم غفلت تعمدا از تحقیق و جستجوی حقیقت سرباز زد جزء افراد مقصر شناخته خواهد شد. در غیر این صورتفرد قاصر شناخته شده و تعیین تکلیف او در روز قیامت با خداوند خواهد بود.برای اطلاع بیشتر ر.ک:1ـ ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، ص 80 به بعد2ـ ترجمه تفسیر المیزان، ج 9، ص 6013ـ اصول کافی، ج 3، باب کفر و ایمان4ـ مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص 352


آدرس:
http://www.porsojoo.com/fa/node/30915