logo
    از سایت: درگاه پاسخگویی به مسایل دینی (http://www.porsojoo.com)

در تورات و انجیل مطالبی آمده که آدمی از بیانش شرم دارد و نسبت‌هایی به خداوند و برخی پیامبران داده که صحیح نمی‌باشد. ولی برخی از اهل کتاب به استناد آیه‌ای از قرآن که "اگر نمی‌دانید از اهل کتاب بپرسید" معتقد هستند که تورات و انجیل تحریف نشده و می‌گویند: اگر تحریف شده بود در قرآن شما چنین آیه‌ای وجود نداشت؟ توضیح دهید.

توسط: 11
تاریخ: 20/9/1385

با توجه به شواهدی که در دست است تورات و انجیل در بسیاری از موارد در طول تاریخ دستخوش تحریف شده و حتی برخی از نویسندگان و صاحب نظران یهود و مسیحیت هم به این مسئله اعتراف کرده‌اند از جمله "ایان بار بور" در مقدمه‌ی کتاب "علم و دین" می‌نویسد: برخی از قسمت‌های تورات 800 سال بعد از وفات حضرت موسی(ع) نوشته شده(1) و داستان رحلت حضرت موسی در تورات نگاشته شده(2) و خود به خود این مطالبی که صدها سال بعد از رحلت حضرت موسی جمع‌آوری شده، برخی از مطالب عامیانه‌ی انحرافی در آن داخل شده، یا کم شده یا برخی مطالب به آن اضافه شده است." حال پرسش این است که با این اوصاف چرا قرآن می‌فرماید: "اگر نمی‌دانید از اهل کتاب سوال کنید؟" برای پاسخ لازم است اول این آیه را معرفی و بررسی کنیم تا معلوم شود چرا قرآن این جمله را فرموده است؟ خداوند متعال در سوره‌ی نحل می‌فرماید: "فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُم لاَتَعْلَمُونَ"(3) در مورد اینکه "اهل ذکر" چه کسانی هستند؟ مفسران قرآن چند دیدگاه دارند: نظر مشهور این است که "ذکر" یعنی تورات و اهل ذکر یعنی دانشمندان یهود، که قرآن می‌فرماید: اگر نمی‌دانید از آنها بپرسید! برای فهم این آیه لازم است که فضای آیه و آیات قبل و بعد این آیه را در نظر بگیریم، با دقت و بررسی در این آیات در می‌یابیم که روی سخن در این آیات با مشرکان است، زیرا مشرکان می‌گفتند: "چرا خدا پیامبری فرستاده که می‌خورد، در بازار راه می‌رود و... چرا خدا یک فرشته‌ای نفرستاد، که برای ما پیامبری کند، و آیا می‌شود بر بشر هم وحی شود؟" اینگونه سوالات مطرح بوده که در این سوره و سوره‌های دیگر به آن اشاره شده است. آیه‌ی مذکور در مقام پاسخ‌گویی به مشرکان است و می‌فرماید: "وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالاًنُوحِی إِلَیْهِمْ"1 ای پیامبر اسلام قبل از تو نیز مردانی فرستادیم که به سوی آنها وحی می‌شد موسی را فرستادیم انسان بود و به او وحی می‌شد عیسی را فرستادیم انسان بود و به او وحی می‌شد، و همچنین پیامبران دیگری که هم بشر بودند پس خطاب به مشرکان می‌فرماید: "ای مشرکان شما که اشکال می‌کنید که آیا ممکن است به انسان‌ها وحی شود؟ بروید از کسانی بپرسید که قبل از شما پیامبرانی به سوی آنها فرستاده شد: "فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُم لاَتَعْلَمُونَ"؛ "اگر نمی‌دانید بروید از یهود بپرسید!" یهود و مسیحیت در جزیرة‌العرب همسایه‌ی مشرکان بودند در بخش‌هایی از جزیرة‌العرب مثل مدینه ساکن بودند، و از لحاظ فرهنگی و علمی از عرب جاهلی سطح بالاتری داشتند و حتی مرجعیت علمی یهود و مسیحیت را قبول داشتند زیرا اینها از لحاظ فرهنگ و سطح علمی نسبت به مشرکان، بالاتر بودند چرا که آنها جاهل بودند و اهل کتاب نسبت به آنها عالم بودند لذا قرآن به مشرکین می‌فرماید: شما چرا این اشکال را می‌کنید که پیامبر چرا فرشته نمی‌باشد ما قبل از این پیامبر، نیز پیامبرانی فرستادیم که از جنس بشر بودند، اگر شما شک دارید بروید از اهل کتاب بپرسید از یهودی‌ها و مسیحی‌ها بپرسید که آیا پیامبران قبلی فرشته بودند یا انسان بودند. و این موضوع با تحریف یا عدم تحریف تورات ارتباطی ندارد. زیرا در این آیه خطاب به مسلمان‌ها نمی‌باشد، که مسلمان‌ها بروند از اهل ذکر یعنی مسیحی‌ها و یهودی‌ها سوال کنند؛ بلکه خطاب به مشرکان است که از اهل کتاب در مورد یکی از اصول کلی و مشترک ادیان سوال کنند که پیامبران قبلی هم، بشر بودند. دیدگاه دوم: تفسیر دیگری از آیه شده، که برخی بزرگان بر این باورند که این تفسیر، به نوعی باطن آیه است، که در برخی روایات اشاراتی به مصادیق آن شده است. توضیح اینکه: قرآن کریم در موارد فراوانی آیاتی دارد که ظاهرش مربوط به یک واقعه‌ی خاصی است اما با الغاء خصوصیت (یعنی خصوصیات زمان و مکان را کنار بگذاریم) یک قاعده‌ی کلی بدست می‌آید. برخی مفسرین از این آیه یک قاعده‌ی کلی بدست آورده‌اند به این ترتیب که آیه می‌فرماید: "فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ"؛ "سوال کنید از کسانی که اهل ذکرند!" در حقیقت آیه می‌فرماید: "انسان‌های جاهل، به انسان‌های عالم مراجعه کنند." که یکی از مصادیق رجوع جاهل به عالم، مراجعه‌ی مشرکان به اهل کتاب می‌باشد. نمونه‌ی دیگر رجوع جاهل به عالم، همان رجوع افراد به متخصص است اگر فردی از ناحیه‌ی قلب بیمار است به متخصص قلب مراجعه کند، و همچنین در مسائل شرعی نیز اگر توانایی استنباط احکام را ندارد به متخصص آن یعنی به مراجع تقلید مراجعه کند. و این یک قاعده‌ی کلی می‌باشد. از این روست که در برخی از روایات شیعه و اهل سنت این مطلب وارد شده که "اهل ذکر همان اهل‌بیت(ع) هستند."(4) و اگر در این آیه آمده "فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ" یعنی "از اهل بیت(ع) بپرسید." و این همان قاعده‌ی کلی است که ما بدست آوردیم که یکی از مصادیق بارزش اهل بیت(ع) می‌باشند. اهل بیت به عنوان دانایان امت هستند که اگر شخصی پرسشی دارد و در موضوعی جاهل است از آنها سوال کند. بنابراین این آیه، یک قاعده‌ی کلی رجوع به متخصص را برای ما بیان می‌کند که مصادیق متعددی دارد در یک زمان، یکی از مصادیقش مراجعه‌ی مشرکان به اهل کتاب بوده یا مراجعه‌ی هر انسان غیرمتخصص به افراد متخصص بوده است و مصداق بارزش مراجعه‌ی مسلمان‌ها به اهل بیت می‌باشد. یادآوری: هر کدام از این دیدگاه‌ها را بپذیریم این آیه ارتباطی با تحریف یا عدم تحریف تورات و انجیل ندارد البته آیاتی از قرآن کریم، اشارتی به تحریف معنوی از تورات و انجیل دارد و علاوه بر آن در روایات پیامبر اکرم(ص) هم از اینکه ما مراجعه بکنیم به اهل کتاب نهی شده است. و چنانچه بیان شد صاحب نظران یهودی و مسیحی نیز ادعای عدم تحریف تورات و انجیل را ندارند. پاورقی:1 . علم و دین، ایان باربور، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، ص 130.2 . کتاب مقدس، سفر تثنیه، باب 34.3 . نحل / 43.4 . نحل / 43.


آدرس:
http://www.porsojoo.com/fa/node/30909