الف ـ حضرت موسی و حضرت عیسی، از پیامبران اولواالعزم و دارای شریعت بودند. عده بسیاری با تبلیغی که این دو پیامبر در زمان خود داشتند، پیرو آنان شده و شریعت آن دو را پذیرفتند. پیروان حضرت موسی را یهودی و پیروان حضرت عیسی را مسیحی مینامند. هم چنان که پیروان پیامبرمکرم اسلام را مسلمان مینامند بنابراین، اولین دلیل اعتقاد یهودیان و مسیحیان به آن دو پیامبر بزرگوار، پیروی آنها از این دو پیامبر است. دلیل دیگر تبلیغات گسترده کلیساها و کنیسهها است که با وجود نسخ این دو شریعت با شریعت کاملتر که همان اسلام باشد، هنوز افراد زیادی پیرو این دو شریعت باقی ماندند. چنان چه مرادتان از اعتقاد بیشتر این است که مسیحیان و یهودیان به حضرت عیسی و موسیبیشتر از مسلمانان به حضرت محمد9 اعتقاد دارند مطلبی است که اثباتش مشکل است. تحریف تورات و انجیل و نسبت دادن برخی از امور ناهنجار به این دو پیامبر بزرگ، عمل نکردن به تعالیم آنان، خالی بودن کلیساها و کنیسهها از مسیحیان و یهودیان، دلایلی است که ثابت میکند همة مسیحیان و یهودیان اعتقاد عمیقی به این دو پیامبر ندارند و تنها در ظاهر خود را مسیحی یا یهود مینامند. ب ـ برخی از علل تحریف شرایع مذکور از نظر قرآن کریم عبارت است از: 1. نژادپرستی و تعصب نژادی یهودیان، یکی از گفتههای بیاساس یهود که آنان را به خود مغرور ساخته و سرچشمة قسمتی از انحرافات آنها شده بود این بود که: "وَ قَالُوا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلآ َّ أَیَّامًا مَّعْدُودَةً;(بقره،80) و گفتند: هرگز آتش دوزخ جز چند روزی به ما نخواهد رسید." 2. حسد و منافع شخصی و هواپرستی; یهود با عشق و علاقة مخصوصی برای ایمان به رسول خدا6 در سرزمین مدینه سکنی گزیده بودند و نشانههای پیامبر6 را در کتاب آسمانی خود تورات میخواندند و با بیصبری در انتظار ظهورش بودند، اما پس از ظهور پیامبر اسلامتنها به خاطر اینکه او از بنیاسرائیل نیست و یا منافع شخصیشان را به خطر میاندازد به او کافر شدند و به تحریف شریعت خویش پرداختند: "...وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ ءَامِنُوا بِمَآ أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَیْنَا وَ یَکْفُرُونَ بِمَا وَ رَآءَهُ...;(بقره، 91) و هنگامی که به آنها گفته شود، به آنچه خداوند نازل فرموده است ایمان بیاورید، میگویند: ما به چیزی ایمان میآوریم که برخود ما نازل شده است و به غیر آن کافر میشوند، در حالی که حق است; و آیاتی را که بر آنها نازل شده، تصدیق میکند، بگو: اگر راست میگویید و به آیاتی که بر خودتان نازل شده ایمان دارید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این به قتل میرساندید؟" آری، اگر به راستی آنها به تورات ایمان داشتند، توراتی که قتل نفس را گناه بزرگی میشمرد نمیبایست پیامبران بزرگ خدا را به قتل برسانند و دست به تحریف شرایع آنها بزنند! 3. اغراض سیاسی و اقتصادی; جمعی از دانشمندان یهود و اهل کتاب، هنگامی که موقعیت اجتماعی خود را در میان یهود در خطر دیدند، کوشش کردند که نشانههایی که در تورات دربارة آخرین پیامبر وجود داشت و شخصاً در نسخی از تورات با دست خود نگاشته بودند، تحریف نمایند و حتی سوگند یاد کنند که آن جملههای تحریف شده از ناحیه خدا است! "إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَیْمَـَنِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلاً أُولَـََّئِکَ لاَ خَلَـَقَ لَهُمْ...; (آل عمران، 77) کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را ]به نام مقدس او[ با بهای کمی معامله میکنند، بهرهای در آخرت نخواهند داشت..." 4. حرص شدید آنها به مادیات در قبضه کردن دنیا و انحصارطلبی; این حرص باعث میشد که در جمعآوری اموال از هر راهی باکی نداشته باشند و کتاب و شریعت خود را نیز زیر پا بگذارند: "وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَیَ حَیَوَةٍ...;(بقره،96) آنها را حریصترین مردم حتی حریصتر از مشرکان بر زندگی ]این دنیا و افروختن ثروت[ خواهی یافت."( ر. ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 1، ص 348 ـ 361; ج 2، ص 459 ـ 484; ج 4، ص 313، دارالکتب الاسلامیة. ) ج ـ تحریف تورات: خدای متعال در آیه 13 سوره مائده میفرماید: "اما به خاطر پیمانشکنی، آنها ]بنیاسرائیل[ را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم، ]تا آنجا که[ سخنان خدا ]خدا[ را از مورد خود تحریف میکنند و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند، و هر زمان، از خیانتی ]تازه[ از آنها آگاه میشوی، مگر عدة کمی از آنها; ولی از آنها درگذر و صرف نظر کن که خداوند نیکوکاران را دوست دارد!" در آیه 41 همین سوره نیز بار دیگر بر تحریف تورات تأکید شده و آمده است: "...یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِه; آنان ]یهودیان[ سخنان را از محل خود تحریف میکنند". همچنین در آیه 75 سوره بقره در خطاب به مسلمانان میخوانیم: "شما چگونه انتظار دارید که این قوم ]یهود[ به دستورات آیین شما ایمان بیاورند، با اینکه گروهی از آنان سخنان خدا را میشنیدند و پس از فهم و درک، آن را تحریف میکردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟!" بنابراین، اگر میبینید آنها تسلیم بیانات زندة قرآن و اعجاز پیامبر اسلامنمیشوند، نگران نباشید، اینها فرزندان همان کسانی هستند که به عنوان برگزیدگان قوم، همراه موسیغ به کوه طور رفتند و سخنان خدا را شنیدند و دستورهای او را درک کردند، و به هنگام بازگشت، آن را تحریف نمودند.( ر.ک: تفسیر نمونه، ج 1، ص 313; نیز بنگرید ج 1، ص 547 تفسیر آیه 159 سوره بقره; ج 4 تفسیر آیات 13 و 41 مائده. ) تحریف انجیل: خداوند در آیات متعددی، افکار انحرافی مسیحیان را که بر انجیل آنها منطبق و برخاسته از آن است، مطرح کرده و مردود دانسته است; برای مثال، خدای متعال در آیة 30 سورة توبه، به شدت مسیحیان را به خاطر عقیده باطل و تحریف شده "خدا و فرزند خدا دانستن حضرت عیسیغ" توبیخ کرده است: "یهود گفتند: "عزیر" پسر خداست و نصاریَ گفتند: مسیح پسر خداست! این سخنی است که با زبان خود میگویند که همانند گفتار کافران پیشین است، لعنت خدا بر آنها باد، چگونه دروغ میگویند؟!"( برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، ج 7، ص 361 ـ 367. ) اعتقاد به فرزند بودن حضرت مسیحغ برای خدا و تثلیث (خدای سه گانه)، هنوز هم در کتابهای مقدس مسیحیان موجود است.( ر.ک: قاموس کتاب مقدس، بحث "مسیح" و "اقانیم سه گانه". ) این در حالی است که اصل "توحید" از اصولی است که رکن اصلی همه ادیان تاریخ بشر را تشکیل داده، همه تلاش انبیأ برای ترویج این باور بوده است.