بركت در قرآن به چه عنوان آمده است؟ و معنای اشارهای، تفسیری و تحت اللفظی آن چیست و چه چیزهایی شامل بركت میشود؟
پرسش:
بركت در قرآن به چه عنوان آمده است؟ و معنای اشارهای، تفسیری و تحت اللفظی آن چیست و چه چیزهایی شامل بركت میشود؟
پاسخ:
الف: برای اینكه معنای لغوی و اصطلاحی بركت معلوم شود اول نظرات اهل لغت و بعد نظرات مفسرین را نقل میكنیم سپس به جمع بندی مطالب میپردازیم:
واژه شناسان نوشتهاند:
«بركت» در اصل «از بَرَكَ البعیر» میباشد وقتی شتر روی زمین می نشیند و سینهی او به زمین میرسد و به حالت ثبات و قرار میرسد عرب میگوید بَرَكَ البعیر. پس بركت به معنای ثابت بودن میباشد. و همچنین معنای رشد و نمو و زیاد شدن هم می دهد.1
و برخی نوشتهاند:
«بركت» به معنای خیر و فضل و زیاده است چه مادی و چه معنوی.2
نظر مفسران در مورد معنای بركت:
1. در تفسیر گرانسنگ المیزان علامه طباطبائی(ره) پس از اشاره به معنای لغوی و سینه شتر مینویسند:
چون این معنا مستلزم یك نحو قرار گرفتن و ثابت شدن است لذا این كلمه را در ثبوت، كه لازمهی معناى اصلى است نیز استعمال كرده و مىگویند: «ابتركوا فى الحرب»؛ «در جنگ پاى برجا شدند و به عقب برنگشتند»؛ و به همین مناسبت آن محلى را كه مردان دلیر و شجاعان لشكر موضع مىگیرند «براكاء» و «بروكاء» مىنامند؛ و نیز در جایى كه حیوان از راه رفتن باز مىایستد و به هیچ وجه تكان نمىخورد مىگویند: «ابتركت الدابة» و «آب انبار» را نیز به همین جهت «بركه» مىنامند، براى اینكه آب انبار محل ثابت شدن و قرار گرفتن آب است.
و بركت ثبوت خیر خداوندى است در چیزى، و اگر در قرآن میفرماید: «لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ»3 براى این است كه خیرات در زمین و آسمان قرار گرفته، همچنانكه آب در بركه جاى مىگیرد. و مبارك چیزى است كه این خبر در آن باشد و به همین معنا است آیهی «هذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ»4
سپس مىگوید: از آنجایى كه خیرات الهى از مقام ربوبیتش به طور نامحسوس صادر مىشود، و مقدار و عدد آن هم قابل شمردن نیست، لذا به هر چیزى كه داراى زیاده غیرمحسوسى است مىگویند: این چیز مبارك و داراى بركت است، روایتى هم كه مىگوید: «هیچ مالى از صدقه دادن كم نمىشود.» مقصودش همین نقصان غیرمحسوس است.5
بنابر این ، بركت به معناى خیرى است كه در چیزى مستقر گشته و لازمهی آن شده باشد ، مانند بركت در نسل كه به معناى فراوانى اعقاب یا بقاى نام و دودمان است ، و بركت در غذا كه به معناى سیر كردن مردم بیشترى است ، و بركت در وقت كه به معناى گنجایش داشتن براى انجام كارى است.
از آنجا كه غرض از دین تنها سعادت معنوى و یا سعادت حسى است كه به سعادت معنوی منتهی میشود، لذا مقصود از بركت در زبان دین آن چیزى است كه در آن خیر معنوى و یا مادى منتهى به معنوى باشد ، مانند آن دعایى كه ملائكه در حق ابراهیم (علیهالسلام) كرده و گفتند : «رحمة الله و بركاته علیكم اهل البیت» كه مراد از آن، بركت معنوى مانند دین و قرب خدا و سایر خیرات معنوى میباشد، و نیز بركت حسى مانند مال و كثرت و بقاى نسل و دودمان و سایر خیرات مادى است كه برگشت آن به معنویات مىباشد.
بنا بر آنچه گفته شد، معناى بركت مانند امور نسبى با اختلاف غرضها، مختلف مىشود، چون خیر بودن هر چیزى به حسب آن غرضى است كه متعلق به آن مىشود، مثلا طعامى كه انسان مىخورد بعضى غرضشان از خوردن آن سیر شدن است، و برخى غرضشان از خوردن آن تنها حفظ سلامت است، ... وعدهای دیگر غذایى را كه مىخورند به قصد شفا و بهبودی یافتن و رفع كسالت است، بعضى دیگر نظرشان از فلان غذا تحصیل نورانیتى است در باطن كه بدان وسیله بهتر بتوانند خداى را عبادت كنند. پس وقتى عمل واحدى غرضهای گوناگونی به آن تعلق میگیرد بركت در آن نیز معنایش مختلف مىگردد، ولى جامع همهی آن معانى این است كه خداوند خیر منظور را با وسیله قراردادن برداشتن اسباب و موانع در آن غذا قرار داده؛ و در نتیجه غرض از آن حاصل میگردد.6
در جای دیگر ایشان چنین میفرماید:
«بركت» به معنای خیر بسیار، و «مبارك» به معنای محلی است كه خیر كثیر بدانجا افاضه و داده شود.7
2. صاحب تفسیر مجمع البیان چنین می نویسد:
«بركت» در اصل به معنای ثبوت است یعنی چیزی كه بحال خود ثابت است. و بركت ثبوت و ماندن خیر است در حال نمو. «بركه» همان گودال شبیه حوض كه آب را در خود نگه می دارد از همین ماده است كه به واسطه ثبوت آب در آن، به این نام خوانده میشود.8
3. اما در تفسیر نمونه چنین می خوانیم:
«بركات» جمع «بركت» است و همانطور كه سابق گفتیم، این كلمه در اصل به معناى ثبات و استقرار چیزى است و به هر نعمت و موهبتى كه پایدار بماند اطلاق مىگردد، در برابر موجودات بىبركت، كه زود فانى و نابود و بى اثر مىشوند.9
نتیجه گیری:
معنای لغوی بركت: استقرار یا افزایش و رشد نمودن یا نیكبختی میباشد.
از مجموع مطالبی كه گذشت چنین بدست میآید: چنانچه خیری استقرار یابد و از طرفی رشد نموده و غرضی را كه از آن انتظار میرفت تأمین نماید به آن «شیء با بركت» گویند.
ب: بركت شامل چه چیزهایی میشود؟
با مراجعه به آیاتی كه این لفظ به شكلهای مختلف در آنها آمده است معلوم می شود كه از نظر قرآن كریم هر موجودی می تواند مصداقی برای بركت باشد و قرآن كریم خیلی چیزها را «با بركت» توصیف نموده است كه برای مثال چند نمونه از این آیات را ذكر میكنیم:
1. از ذات خداوند متعال با عنوان «تبارك» یاد شده است و او سرچشمهی بركت است.10
2. خود قرآن نیز مبارك است.11
3. اهل بیت حضرت ابراهیم بركت الهی نصیبشان شده است.12
4. حضرت عیسی(ع) نیز مبارك معرفی شده است.13
5. شب قدر نیز از زمانهای با بركت دانسته شده است.14
6. بعضی از زمین ها و قریه ها مثل سرزمین مكه و همچنین بعضی از خانهها با بركت معرفی شده است.15
7. بارش باران نیز از اسباب بركت میباشد.16
8. در فرهنگ قرآنی رعایت تقوی توسط افراد جامعه، باعث میشود كه بركات زمین و آسمان بر جامعه نازل شود.17
یادآوری: بركت در موارد فوق هرچند در یك معنای كلی مشترك است، اما در بین آنها تفاوت هم وجود دارد. مثلاً مبارك بودن مكانها با مبارك بودن قرآن با مبارك بودن ذات اقدس اله تفاوت دارد كه شما برای اطلاع بیشتر می توانید به تفسیر آیات مربوطه مراجعه نمایید.
اما در روایاتی كه از اهل بیت ـ علیهم والسلام ـ نقل شده است بسیاری از اشیاء را یا «بركت» معرفی كردهاند یا راه رسیدن به بركت دانستهاند. كه در زیر به تعدادی از آنها اشاره میكنیم:
1. نامها و اسماء خداوند مایهی بركت هستند.18
2. اهل بیت پیامبر ـ علیهم السلام ـ سرچشمهی انواع بركت هستند.19
3. شیعیان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ برای دیگران بركت هستند.20
4. مؤمنین نیز صاحبان بركت هستند.21
5. زیارت امام حسین ـ علیه السلام ـ از اسباب جریان بركت در بدن و مال و... میباشد.22
6. همسر انسان نیز از مجاری بركت میباشد.23
7. غذا خوردن در سحر.24
8. شیر مادر.25
9. قرص نان.26
10. وجود حیواناتی مثل گوسفندیا خروس یا گاو.27
11. طعامی كه به صورت وزن كردن خریده شود.28
12. خواندن تشهد در نماز از اسباب بركت میباشد.29
13. زكات دادن، بخشش مال، صله ارحام.30
14. تجارت كردن.31
15. اجتماع و جماعت از اسباب نزول بركت است.32
16. خوردن عسل نیز مایهی بركت میباشد.33
17. خوردن غذای سرد شده نیز بركت دانسته شده است.34
نكات:
1. همانطور كه اشاره شد بعضی از موارد مذكور راههای بدست آوردن بركت هستند مانند تجارت یا دادن زكات و بعضی، از اسباب نزول بركت میباشند.
2. اگرچه با پرداختن به همهی موارد فوق بركت حاصل میشود، اما واضح است كه این موارد در «با بركت بودن» یكسان نیستند. بلكه مثلا تمسك و توسل به اهل بیت پیامبر بركتی میآفریند كه مثلا در تجارت یا غذا خوردن در سحر یافت نمیشود.
3. و معنای بركت داشتن در هر كدام با هم فرق میكند؛ مثلاً با «بركت بودن» عسل، در تحصیل سلامتی و نیرو می باشد و «با بركت بودن» تجارت در پرسود بودن آن است.
كتابنامه:
1. قرآن كریم.
2. ثقة الاسلام كلینى، الكافی، 8 جلد، دار الكتب الإسلامیة تهران، 1365 هجرى شمسىشیخ طوسى.
3. التهذیب، 10 جلد، دار الكتب الإسلامیه تهران، 1365 هجرى شمسىشیخ حر عاملى.
4. وسائل الشیعة، 29 جلد، مؤسسه آل البیت(ع) قم، 1409 هجرى قمرىمحدث نورى.
5. مستدرك الوسائل، 18 جلد، مؤسسه آل البیت(ع) قم، 1408 هجرى قمرىعلامه مجلسى.
6. بحارالأنوار، 110 جلد، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجرى قمرىشیخ صدوق.
7. من لا یحضره الفقیه، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجرى قمرى.
8. ترجمه مجمع البیان، 27جلد، انتشارات فراهانی، تهران،1350، شمسی، علامه طبرسی.
9. ترجمه تفسیر المیزان،20جلد، انتشارات جامعه مدرسین ، قم، 1363شمسی علامه طباطبائی.
10. تفسیر نمونه،27جلد، انتشارات دارالكتاب الاسلامیه،1366شمسی، آیه الله ناصر مكارم شیرازی.
11. التحقیق 8 جلد، ناشر بنگاه ترجمه و نشر كتاب،1360شمسی، تهران، علامه مصطفوی.
1 . لسان العرب، ج 10، ص 395.
2 . التحقیق، ج 1، ص 242.
3 . اعراف / 96.
4 . انبیاء / 50.
5 . نه كاهش مخصوص كه بعضى از زیانكاران پنداشته و در رد آن گفتهاند : ما ترازو مىگذاریم و از فلان مال ، مقدارى صدقه داده سپس آنرا مىسنجیم و مىبینیم كه به مقدار صدقه كم شده است.
6 . ترجمه المیزان، ج 7، ص 390.
7 . ترجمه المیزان، ج 3، ص 542.
8 . ترجمه مجمع البیان، ج 4، ص 170.
9 . تفسیر نمونه، ج 6، ص 326.
10 . اعراف / 39، فرقان / 1 و 10 و 61، زخرف / 85، الرحمن / 78 و ملك / 1.
11 . انعام / 92 و 155، انبیاء / 50، ص / 29.
12 . هود / 73.
13 . مریم / 31.
14 . دخان / 3.
15 . اعراف / 137، اسراء / 16، انبیاء 71 و 81، سبا / 18، صافات / 113، آل عمران / 96، قصص / 30، مومنون / 29.
16 . اعراف / 96، ق / 9.
17 . اعراف / 96.
18 . وسائل 2 / 425.
19 . كافی 1481، من لایحضر 2/609.
20 . كافی 2 / 236.
21 . كافی 2/237.
22 . وسائل 14/450.
23 . كافی 3/481.
24 . كافی 4/94.
25 . كافی 6 / 40.
26 . كافی 6 / 303.
27 . كافی 6 / 545.
28 . كافی 5 / 167.
29 . كافی 3 / 381.
30 . مستدرك 7 / 202.
31 . مستدرك 13 / 9.
32 . مستدرك 16 / 233.
33 . مستدرك 16 / 467.
34 . كافی 6 / 318.

