هدف از آفرینش انسان رسیدن به لطف و رحمت الهی می‌باشد كه انسان در سایة آن به بهشت رضوان الهی وارد شود و از طرفی با توجه به ... ؟

پرسش:
هدف از آفرینش انسان رسیدن به لطف و رحمت الهی می‌باشد كه انسان در سایة آن به بهشت رضوان الهی وارد شود و از طرفی با توجه به اینكه از جمعیت كل جهان فقط از آن‌ها مسلمان می‌باشند و از میان آنها نیز عدة كمی شیعه می‌باشند كه به بهشت الهی وارد می‌شوند. این چطور با لطف و رحمت الهی سازگار است؟
پاسخ:
با تشكر از شما پرسشگر محترم
قبل از پرداختن به پاسخ نظر جنابعالی را به دو نكته جلب می‌كنیم:
1. هدف از آفرینش انسان:
برخی آیات قرآن، هدف آفرینش را «آزمایش و امتحان»1 انسان‌ها معرفی كرده‌اند.
بعضی آیات، هدف آفرینش را دستیابی به «علم و آگاهی»2 از قدرت خدا می‌دانند.
و آیاتی نیز هدف آفرینش را «عبودیت و بندگی»3 معرفی كرده‌اند.
برخی آیات، هدف آفرینش را رسیدن به «رحمت الهی»4 عنوان كرده‌اند.
و اینكه برخی هدف خلقت را «لقاء الهی»5 شمرده‌اند.
با دقت در هدف‌هایی كه قرآن و روایات برای آفرینش بیان كرده‌اند در می‌یابیم كه شاید به ظاهر، این هدف‌ها، مختلف باشند ولی در واقع هر كدام مقدمه‌ای برای دیگری است، یعنی «علم و دانش» و «امتحان و آزمایش» هدف‌هایی هستند كه در مسیر «عبودیت» قرار می‌گیرند و «رحمت واسعه» خداوند نتیجه‌ی این عبودیت است كه به «قرب الهی» منتهی می‌شود. و در نهایت به «لقاء الهی» و ملاقات حضرت حق نائل می‌شود.
2. خداوند دو رحمت دارد: یك رحمت عام و یك رحمت خاص و مشهور بین مفسرین این است كه «صفت رحمانیت» اشاره به رحمت عام، و «صفت رحیمیت» اشاره به رحمت خاص پروردگار است. و كسانی مشمول رحمت خاص الهی قرار می‌گیرند كه مطیع و فرمانبردار الهی باشند.6
اما پاسخ:
به نظر می‌رسد در این پرسش بین اراده‌ی تكوینی و اراده‌ی تشریعی تفاوت گذاشته نشده است در حالی كه این دو اراده، كاملاً با هم فرق دارند.7
آری انسان خلق شده تا در سایه‌ی لطف و رحمت الهی به كمال و رشد برسد ولی این كار اجباری نیست بلكه انسان با اختیار و اراده‌ی خودش مسیر را انتخاب می‌كند و با اختیار خود وارد رحمت خاص الهی می‌گردد؛
به تعبیری دیگر: رحمت خاص الهی با آماده كردن زمینه‌ها بدست می‌آید به عنوان مثال هنگامی كه گفته شود من این مسجد را برای عبادت ساخته‌ام، مفهومش این است كه آن را برای عبادت آماده كرده‌ام نه اینكه مردم را به اجبار به عبادت وادارم.
مثال دیگر: اگر شخصی مدرسه‌ای را در محلی بسازد و بگوید: «من این مدرسه را ساختم تا افراد این محل از امكانات آن استفاده كنند و با سواد شوند.» حال اگر برخی از افراد این محل در این مدرسه شركت نكنند و بی‌سواد بمانند! تقصیر با كیست؟ آن شخص مسجد و مدرسه را برای عبادت و تحصیل ساخته است ولی ارزش كار به این است كه خود افراد با اختیار خود به مسجد و مدرسه بروند و اگر به صورت اجباری بروند آن وقت ارزش ندارد لذا خداوند می‌توانست افراد را مجبور به اطاعت و عبادت خود بكند ولی دیگر ارزشی نداشت از این رو خداوند متعال می‌فرماید: «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ»
كه در تفسیر این آیه می‌خوانیم:8
رحمت در این آیه هم می‌تواند اشاره به نعمت‌های دنیایی باشد كه همگان را در برگرفته و شخص خوب و بد از آن بهره می‌برند و هم می‌تواند اشاره به رحمت‌های مادی و معنوی باشد، چرا كه نعمت‌های معنوی به قوم و جمعیتی خاص اختصاص ندارد هر چند شرایطی دارد كه بدون آن شرایط آن رحمت نصیب كسی نمی‌شود.
به تعبیری ساده‌تر: درهای رحمت الهی به روی همگان گشوده است و این خود مردم هستند كه باید تصمیم بگیرند و از این در وارد شوند و اگر كسانی شرائط ورود به آن را فراهم نسازند دلیل بر تقصیر خود آنهاست نه محدود بودن رحمت خدا؛ چنانچه آیه می‌فرماید: «این نوع از رحمت ]رحمت خاص[ شامل 3 دسته می‌شود:
1. آنها كه تقوا پیشه می‌كنند. (تقوای از هر گناه و آلودگی)
2. آنها كه زكات می‌پردازند. (زكات به معنای وسیع كلمه تمام اعمال نیك را شامل می‌شود)
3. آنها كه به آیات ما ایمان می‌آورند. (ایمان به مقدسات)
بدین ترتیب آیه مشتمل بر یك برنامه‌ی جامع و كامل می‌باشد كه شخص را شایسته‌ی پذیرش رحمت خاص الهی می‌كند.
و در حدیث زیبایی از پیامبر اكرم(ص) حكایت شده:
«خداوند تبارك و تعالی صد رحمت آفریده است كه از آنها یكی در میان آفریدگان اوست كه به سبب آن به یكدیگر رحم و دلسوزی می‌كنند و 99 رحمت دیگر را برای دوستانش اندوخته است.»9
یادآوری:
در پایان لازم به ذكر است كه فقط شیعیان نیستند كه وارد بهشت و رضوان الهی می‌شوند و به رحمت الهی می‌رسند (چنانچه در پرسش آمده) بلكه تمام مومنین به خدا و پیروان انبیاء‌ كه قبل از پیامبر اكرم بودند به این رحمت الهی می‌رسند.
و بعد از پیامبر اكرم نیز غیر از شیعیان، مسلمانان نیز وارد بهشت می‌شوند. (مگر برخی فرقه‌ها مثل ناصبی‌ها)
و پیروان ادیان و مذاهب دیگر نیز اگر مستضعف10 باشند و ایمان به خدا و پیامبر خود داشته باشند و عمل صالح انجام ‌دهند مورد عفو الهی واقع می‌شوند.11
كه البته بهشت و عفو و رحمت الهی در موارد فوق دارای مراتب و درجات مختلف است.
منابع جهت مطالعه‌ی بیشتر:
1. تفسیر نمونه ذیل آیاتی كه در پاسخ آمده است.
2. هدف زندگی، شهید مطهری.
3. عدل الهی، شهید مطهری.

1 . ملك / 2 و هود / 7.
2 . طلاق / 12.
3 ذاریات / 56.
4 . هود / 119 ـ 118.
5 . انشقاق / 6.
6 . چنانچه از امام صادق(ع) حكایت شده: «والله اله كل شی، الرحمان بجمیع خلقه الرحیم بالمؤمنین خاصة» تفسیر عیاشی، ج 1، ص 20، ح 19 و معانی الاخبار، ص 3، ح 2.
7 . هدایت الهی بدون كسب علم و آگاهی و بدون اراده مخلوق را «اراده‌ی تكوینی» می‌نامند؛ مثلاً اینكه زنبور عسل به سراغ شهد كدام گلهای برود و چگونه آن را دریافت كند این را به صورت تكوینی خداوند در وجود او نهاده است. كه گاهی به آن غریزه نیز می‌گویند.
هدایت الهی همراه با آگاهی و اراده و اختیار مخلوق را «اراده‌ی تشریعی» می‌نامند. مثل انسان كه كارهایش از روی آگاهی و اختیار صورت می‌گیرد و آگاهی او از طریق پیامبران و ائمه(ع) می‌باشد.
8 . نمونه، ج 6، ص 393.
9 . «انّ الله تعالی خلق مأة رحمة، ‌فرحمة بین خلقه یتراحمون بها، و ادّخر لأولیائه تسعة و تسعین» مجمع الزوائد هیثمی، ج 10، ص 214؛ المعجم الكبیر طبرانی، ج 19، ص 417.
10 . «از بررسی آیات و روایات استفاده می‌شود افرادی كه از نظر فكری، بدنی یا اقتصادی آنچنان ضعیف باشند كه قادر به شناسایی حق از باطل نشوند، و یا اینكه با تشخیص عقیده‌ی صحیح بر اثر ناتوانی یا محدودیت‌هایی كه محیط بر آنها تحمیل كرده قادر به انجام وظایف خود به طور كامل نباشند و نتوانند ]از آن محیط فاسد[ مهاجرت كنند آنها را مستضعف می‌گویند.» (تفسیر نمونه، ج 4، ص 87)
11 ر.ك: ‌نسا / 98 و 99 و همچنین بقره / 62.