چرا قرآن در اینجا تعبیر به« شجر اخضر» ( درخت سبز ) كرده است ؟...؟

پرسش:
چرا قرآن در اینجا تعبیر به« شجر اخضر» ( درخت سبز ) كرده است ؟ در حالی كه آتش افروختن با چوب تر مشكل است، بهتر بود به جای آن « شجر الیابس» ( چوب خشك ) می‏فرمود ، تا با آتش سازگار باشد!
در پاسخ می‌توان گفت: تنها درختان سبزند كه می‏توانند عمل كربن - گیری و ذخیره نور آفتاب را انجام دهند ، درختان خشك اگر صدها سال در معرض تابش آفتاب قرار گیرند ذره‏ای به ذخیره انرژی حرارتی آنها افزوده نمی‏شود ، تنها موقعی قادر بر این كار مهم هستند كه سبز و زنده باشند .و در این صورت رستا خیز انرژیها بهتر روشن می شود.1
اما شاید تعبیر به «شجر اخضر» از جهت بعید بودن ایجاد آتش از درخت سبز نیز باشد چرا كه انسان آتش افروختن با درخت سبز را بعید می داند و خداوند می خواهد بفرماید كه آنچه را كه به نظر شما بعید است او انجام می دهد و در درخت سبز آتش قرار داده است پس او می تواند مرده ها را زنده كند و به آنها دوباره حیات بدهد.
این تفسیر یكی از شگفتیهای علمی قرآن است كه بدون شك این معنی در زمان نزول آیه برای مردم روشن نبود ، آری آیات قرآن دارای معانی عمیقی است ، كه در سطوح مختلف و برای استعدادهای متفاوت بیان شده است . آنها از این آیه چیزی می‏فهمیدند ، و امروزه چیزی بیشتر فهمیده می‌شود، و شاید آیندگان از اینهم فراتر روند و بیشتر كشف كنند و در عین حال جمع بین این معانی مانعی ندارد و می‌تواند همه موارد صحیح باشد.
معرفی منابع برای مطالعة بیشتر:
1. تفسیر نمونه ؛ ج18؛ ص 461 ـ 465 ذیل آیة 80 ، سوزة یس.
2. تفسیر من هدی القرآن ؛ سید محمد تقی مدرسی؛ ج 11، ص 177، ذیل آیة 80 ، سوزة یس.
3. تفسیر المیزان ؛ ج 17 ص 116، ذیل آیة 80 ، سوزة یس ( به زبان فارسی ترجمه شده است)
4. تفسیر مجمع البیان ؛ج 4 ؛ ص95، ذیل آیة 80 ، سوزة یس( به زبان فارسی ترجمه شده است)
5. تفسیر طنطاوی (الجواهر ) ؛ ذیل آیة 80 ، سوزة یس ( در این تفسیر از نطر علمی بحث مفصل كرده است)
6. الكاشف ؛ محمد جواد مغنیه ،ج 6 ص 326 ، ذیل آیة 80 ، سوزة یس
7. برای مبحث معاد رجوع شود به تفاسیر موضوعی مانند: تفسیر موضوعی آیت الله جوادی آملی(مد ظله) ؛ منشور جاوید آیت الله سبحانی(مد ظله) ؛ كتاب معاد شهید مطهری (ره)
8. در مورد مطالب علمی به كتابهای زیست شناسی مبحث (عمل فتوسنتز گیاهان)مراجعه نمایید

1 . آیت‌الله ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، (دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1353 ـ 1366 هـ ش) ج 18، ص 461 ـ 465.