رجعت
پرسش : رجعت به چه معنا مىباشد؟
پاسخ : شیعه امامیه معتقد است که پس از ظهور حضرت مهدى (ع) وتشکیل حکومت عدل الهى در سرتاسر جهان، گروهى از اولیاى الهى ودوست داران خاندان رسالت، وبرخى از معاندان ودشمنان خاندان وحى که از دنیا رفتهاند، به دنیا باز مىگردند. اولیاى الهى وصالحان با دیدن حاکمیت حقّ وعدل در گستره گیتى شادمان مىشوند. ونیز پرتویى از ثمرات ایمان واعمال صالح خود را در دنیا مشاهده مىنمایند. معاندان ودشمنان اهل بیت: نیز بخشى از جزاى اعمال ناشایست خود را در این دنیا مشاهده کرده وبه کیفر آن خواهند رسید.
پرسش : سابقه اعتقاد به رجعت از چه زمانى است؟
پاسخ : اعتقاد به رجعت از مباحث ریشهدارى است که اعتقاد به آن از خصوصیات مکتب اهل بیت: است. گر چه اصل این عقیده سرچشمهاى قرآنى داشته ودر احادیث رسول خدا (ص) نیز به آن اشاره شده است. لذا با مراجعه به کتابهاى تراجم اهل سنّت مشاهده مىنماییم که از امامیه با این اعتقاد یاد مىکنند. در بین اصحاب امامان نیز مشاهده شده که با مخالفان خود بر سر این عقیده مباحثات زیادى داشتهاند. که از آن جمله به مباحثات مؤمن الطاق با ابوحنیفه مىتوان اشاره کرد.
به همین جهت در طول تاریخ اسلام، علماى شیعه سعى زیادى در راه تثبیت این عقیده داشتهاند به حدّى که برخى در این باره کتاب تألیف کردهاند.
شیخ صدوق؛ مىفرماید: «قول صحیح آن است که رجعت در میان امتهاى پیشین بوده است، وپیامبر (ص) فرمود: هر آنچه در بین امّتهاى پیشین اتفاق افتاده در این امّت نیز اتّفاق خواهد افتاد، پس واجب است که در این امّت نیز رجعت باشد».( اعتقادات صدوق، ص 42ù41)
شیخ مفید؛ مىفرماید: «خداوند متعال گروهى از امّت محمّد (ص) را بعد از وفاتشان وقبل از روز قیامت محشور خواهد نمود، واین عقیده مختصّ به آلمحمّد: است وقرآن نیز بر آن شاهد مىباشد».( المسائل السرویة، ص 32 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 136)
سید مرتضى مىفرماید: «از اعتقادات شیعه آن است که خداوند متعال هنگام ظهور امام مهدى (ع)، گروهى از شیعیان را که از دنیا رفتهاند باز مىگرداند تا به ثواب یارى ونصرت آن حضرت نایل شده ودولت او را مشاهده نمایند. همچنین گروهى از دشمنان را باز مىگرداند تا انتقامش را از آنان بستاند».( رسائل الشریف المرتضى، ج 1، ص 25)
پرسش : آیا رجعت از ضروریات تشیع است؟
پاسخ : اصل اعتقاد به رجعت مطابق رأى گروهى از علماى امامیه از ضروریات مذهب به حساب مىآید؛
شیخ حرّ عاملى مىفرماید: «همانا ثبوت رجعت نزد همه علماى معروف ومصنفین مشهور از ضروریات مذهب امامیه به حساب مىآید، وحتى عامه نیز از این موضوع باخبرند».( الایقاظ من الهجعة، ص 60)
مرحوم مجلسى مىفرماید: «همانا اعتقاد به رجعت در همه عصرها مورد اجماع شیعه بوده، واین مسأله مانند خورشید در وسط روز معلوم است».( بحارالأنوار، ج 53، ص 123)
علامه طباطبایى؛ مىفرماید: «روایات رجعت از طریق اهل بیت: به تواتر معنوى به ما رسیده است».( المیزان، ج 2، ص 107)
گرچه در معناى «رجعت» بین علما اختلاف شده وبرخى آن را به معناى رجعت دولت گرفتهاند، امّا در اصل عقیده به رجعت اتفاق است، بلکه معناى معهود آن، که همان بازگشت به این دنیا در عصر ظهور است، معناى مشهور نزد علماى شیعه است.
پرسش : چرا متکلمین بحث از رجعت را در علم کلام مطرح مىکنند؟
پاسخ : عوامل مختلفى در بحث از رجعت در علم کلام وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
1 - رجعت از امور اعتقادى است که در روایات بسیارى به آن اشاره شده است.
2 - رجعت با مسأله امامت ارتباط دارد؛ زیرا به این نکته اشاره دارد که امامان شیعه مورد ظلم وتعدى قرار گرفتهاند ولذا در عصر حکومت حضرت مهدى (ع) بازگشته وحکومت خواهند کرد.
3 - رجعت از آنجا که از علایم قیامت ومربوط به معاد است لذا در عقاید بحث مىشود.
4 - رجعت زمینهساز اعتقاد به معاد است، زیرا همان گونه که غیبت صغرا زمینهساز غیبت کبرا وهموار کننده آن بود، قیامت صغرا نیز که همان رجعت است هموار کننده قیامت کبرا خواهد بود.
5 - رجعت با مسأله ثواب وعقاب نیز ارتباط دارد، زیرا در آن نشانههایى است از عقاب وثواب براى کسانى که در کمال کفر ویا ایمان به سر بردهاند.
پرسش : درباره رجعت چه دیدگاههایى وجود دارد؟
پاسخ : در مورد رجعت در این دنیا دیدگاههایى وجود دارد:
1 - رجعت همانند تمثّلاتى است براى ارواح مؤمنین وائمه اهل بیت: که از دنیا رفتهاند ودوباره روح آنان ظهور کرده، تصرفاتى در این عالم خواهند نمود.
این تفسیر گر چه به برخى از فلاسفه از قبیل: شاهآبادى ورفیعى قزوینى نسبت داده شده ولى با ظواهر ادله سازگارى ندارد.
2 - مقصود از رجعت، ظهور امام زمان (ع) و رجوع او به مردم به جهت اقامه توحید وعدل است. اصل این معنا گرچه صحیح است ولى اطلاق رجعت بر آن، خلاف ظاهر ادله است.
3 - مقصود از رجعت، رجوع عدهاى از اموات به این دنیا به جهت مصالحى خاص در عصر حکومت حضرت مهدى (ع) است. این قول رأى مشهور وموافق ظواهر ادله مىباشد.
پرسش : آیا دلیل عقلى بر ضرورت رجعت وجود دارد؟
پاسخ : برخى از بزرگان براى اثبات ضرورت رجعت به ادلهاى عقلى تمسک کردهاند. اینک به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
دلیل اول: قسر دائم یا اکثرى محال است
تقریر دلیل:
الف. روح ونفس ناطقه، علاقه تام به بدن عنصرى دارد ولذا هر گاه بعد از مرگ توجه آن به بدن طبیعى به نحو کامل حاصل شود، زندگى جدید ممکن است.
ب. هر حقیقت، خاصیّت واثرى دارد، لذا پیامبر وامام داراى قوه تکمیل وتعلیم نسبت به جمیع بشر است تا روز قیامت.
ج. در حکمت به اثبات رسیده که قسر دائمى یا اکثرى محال است، یعنى هر طبیعت وحقیقتى، محال است که در هیچ وقت یا در اکثر اوقات از خاصیتش محروم گردد.
نتیجه اینکه رجوع پیامبر وامامان: به دنیا از آنجا که در زمان حیاتشان نسبت به تعلیم عموم بشر به فعلیت نرسیده، ضرورى است.
دلیل دوم: ضرورت تداوم راه مصلحان
تقریر دلیل:
الف. هر شخص انقلابى که درصدد برپایى نهضتى بزرگ در سطح جامعه است، احتیاج به جانشینانى دارد که اصول ترسیم شده از ناحیه او را تبیین وتطبیق نمایند، ولذا بعد از پیامبر (ص) دوازده امام: منصوب شدند.
ب. مطابق روایات شیعه وسنّى امامان بعد از پیامبر (ص) تا روز قیامت دوازده نفرند.
ج. امام دوازدهم، حضرت مهدى (ع) بزرگترین قیام کننده جهانى است که با هدف برپایى حکومت عدل توحیدى در سطح جهان قیام خواهد نمود.
د. این گونه قیام، نیاز به آمدن اشخاصى بعد از او دارد که ادامه دهنده راه او در زمینه تبیین وتطبیق منویات واصول نهضت او باشند که همانند او از مقام عصمت برخوردارند.
نتیجه: ضرورت رجعت اهل بیت:.
دلیل سوم: فطرى بودن رجعت
تقریر دلیل:
الف. ضرورت حکومت عدل عالمى، فطرى بشر است.
ب. عمر حضرت بعد از ظهور عادى خواهد بود، زیرا اصل در عدم اعجاز است.
ج. مطابق قاعده وروایات، مدت حکومت عدل توحیدى طولانى خواهد بود.
د. باید کسانى باشند مثل خود حضرت که ادامه دهنده راه او هستند.
نتیجه: ضرورت رجعت.
غیر از این ادلّه عقلى، جهات دیگرى وجود دارد که اعتقاد به رجعت را ضرورى مىسازد:
1 - وجود روایات فراوان در موضوع رجعت.
2 - رجعت، با مسأله امامت گره خورده واشاره به مظلومیّت اهل بیت: دارد.
3 - رجعت، زمینهساز اعتقاد به معاد است واعتقاد مردم را به قیامت کبرا هموار مىسازد.
4 - عقیده به رجعت، اثر ترتیبى در جامعه دارد، زیرا از آنجا که عصر ظهور به مانند بهشت روى زمین است که در آن انسانهاى بسیار خوب وبسیار بد رجعت مىکنند، لذا این عقیده مشوّق انسان بر کار خوب است تا به این فضیلت یعنى زندگى در بهشت زمین در عصر ظهور با رجعت نایل آید.
پرسش : آیا قرآن به رجعت کسانى به این دنیا اشاره نموده است؟
پاسخ : در قرآن به رجعت به معناى رجوع کسى به این دنیا در موارد زیادى اشاره شده است. اینک به برخى از نمونههاى آن اشاره مىکنیم:
1 - خداوند متعال مىفرماید: «أَلَمْتَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ المَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ»؛ «آیا ندیدید کسانى را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزاران تن بودند، خداوند فرمود: بمیرید، همه مردند سپس آنان را زنده کرد.»( سوره بقره، آیه 243)
آیه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند».( درالمنثور، ج 1، ص 311 ؛ جامع البیان، ج 2، ص 797)
2 - خداوند مىفرماید: «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِى اللَّهُ المَوْتى وَیُرِیکُمْآیاتهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»؛ «پس دستور دادیم که پارهاى از اعضاى آن گاورا بر بدن کشته بزنید تا ببینید که خداوند این گونه مردگان را زنده خواهد نمود وقدرت کامل خویش را آشکار خواهد ساخت، شاید شما به خرد درآیید.»( سوره بقره، آیه 73)
آیه مربوط به کشته بنىاسرائیل است که به قدرت خداوند زنده شد.( در المنثور، ج 1، ص 79 ؛ جامع البیان، ج 1، ص 509)
3 - خداوند مىفرماید: «وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ × ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»؛ «وبه یاد آرید وقتى را که گفتید: اى موسى! ما به تو ایمان نمىآوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد وآن را به چشم خود مشاهده کردید. سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم، باشد که خدا را شکر گزارید.»( سوره بقره،آیات 56و55)
آیه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى (ع) است که تقاضاى رؤیت خدا به چشم را کردند که این خواسته سبب نزول عذاب ومرگ آنان شد ولى خداوند بار دیگر آنها را زنده کرد.( درّ المنثور، ج 1، ص 70 ؛ کشاف، ج 1، ص 27)
4 - ونیز مىفرماید: «أَوْ کَالَّذِى مَرَّ عَلى قَرْیَةٍ وَهِىَ خاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنّى یُحْیِى هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ»؛ «یا به مانند آن کسى که به دهکدهاى گذر کرد که خراب وویران شده بود، گفت: به حیرتم که خداوند چگونه این مردگان را دوباره زنده خواهد کرد، پس خداوند او را صد سال میراند وسپس زندهاش کرد.»( سوره بقره، آیه 259)
آیه مربوط به یکى از انبیاى الهى است که پس از صد سال دوباره زنده شد.( کشاف، ج 1، ص 295 ؛ درالمنثور، ج 1، ص 331 ؛ جامع البیان، ج 3، ص 40)
5 - خداوند از حضرت عیسى (ع) حکایت کرده که فرمود: «وَأُحْیِى المَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ «من مرده را به اذن خدا زنده مىکنم.»( سوره آل عمران، آیه 49)
طبرى مىگوید: «حضرت عیسى (ع) مردگان را با دعایش زنده مىکرد». مطابق روایات نبوى که هر آنچه در امتهاى پیشین اتفاق افتاده در این امت نیز واقع خواهد شد، مسأله رجوع به دنیا بعد از مرگ در این امت نیز امرى واقع شدنى است.( جامع البیان، ج 3، ص 375)
پرسش : چه آثارى بر اعتقاد به رجعت مترتب است؟
پاسخ : در اعتقاد به رجعت، آثار وفواید بسیارى مترتب است از آن جمله:
1 - از آن جهت که عصر ظهور به مانند بهشت روى زمین است، واز طرفى دیگر مفاد روایات، رجعت مخصوص انسانهاى بسیار خوب وبسیار بد به این دنیا است، لذا این اعتقاد، انسان را تشویق مىکند تا بکوشد ومصداق انسان خوب گردد تا بتواند در عصر ظهور وحکومت حضرت مهدى (ع) به این فضیلت نایل آید.
2 - از آنجا که انسان قبل از ظهور باید زمینهساز ظهور مهدى (ع) باشد لذا بحث از رجعت اثر تربیتى وجنبه عملى دارد.
پرسش : آیا رجعت با عقل وفلسفه سازگارى دارد؟
پاسخ : برخى معتقدند که رجعت با عقل وفلسفه ناسازگارى دارد:
1 - اشکال عقلى
ولى اللَّه دهلوى مىگوید: رجوع معصیتکاران به جهاتى است:
الف. به جهت عذاب، که این ظلم است، زیرا عذاب آنها در آخرت است، وتکرار آن در دنیا ظلم به حساب مىآید.
ب. به جهت اذیت وآزار اوست، که در قبر تحقق یافته ولذا دوباره با رجعت عبث وبیهوده است.
ج. به جهت اظهار خیانت آنها به مردم است، که این جهت در زمان وعصر آنها سزاوارتر است تا مردم آن عصر عبرت بگیرند.
د. با رجعت نیکان لازم مىآید که به جهت دو بار مردن اذیت شوند.( تحفه اثنى عشریه، ص 484)
اولاً: عذاب کافران وگناهکاران بعد از رجعت از جمله عقوبات آنها به حساب مىآید که مصلحت اقتضا کرده بخشى از آن در این دنیا صورت پذیرد. پس محظور عقلى در بین نیست.
ثانیاً: اظهار خیانت گناهکاران نسبت به مردمى که در عصر آنها نبودهاند نیز مؤثر است، واگر در عصر آنها این رجعت وعذاب صورت نگرفت به این جهت است که مردم به اجبار والجاء نیفتند.
ثالثاً: مطابق روایات، مرگ ونزع روح نسبت به اولیاى الهى خصوصاً انبیا واوصیا همانند استشمام بوى خوش است.
2 - اشکال فلسفى
مىگویند: مرگ بدون استکمال حیات وخروج از قوه به فعل حاصل نمىشود. ورجوع به دنیا بعد از مرگ در حقیقت رجوع به قوّه بعد از فعلیّت است که در فلسفه بطلان آن به اثبات رسیده است.
این اشکال در مرگهاى طبیعى صادق است نه مرگهاى اخترامى از قبیل قتل ومرض که حیات آنها در این موارد به فعلیت تامه نرسیده است.
پرسش : آیا اعتقاد به رجعت برگرفته از یهود است؟
پاسخ : احمد امین مصرى مىگوید: «یهود در قول واعتقاد به رجعت در تشیّع نیز تأثیر داشته است».( فجر الاسلام، ص 33)
1 - این گونه نیست که اسلام با یهودیت در همه امور مخالف باشد، ولذا پیامبر اکرم (ص) در توصیف قرآن خطاب به آنان مىفرماید: «مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ»؛ «این قرآن تصدیق کننده چیزى است که با شماست.»( سوره بقره، آیه 41)
ونیز قرآن مىفرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ...»؛ «روزه بر شما مکتوب شد آن گونه که بر امتهاى پیشین نوشته وفرض شده است.»( بقره، آیه 183)
2 - اعتقاد به رجعت به تبع روایاتى است که از طرق اهل بیت عصمت وطهارت: رسیده است، روایاتى که فوق حدّ تواتر است.
پرسش : آیا تمام احادیث رجعت از طرق شیعه وارد شده است؟
پاسخ : اسخ : برخى از اهل سنّت اشکال مىکنند که احادیث رجعت تنها از طرق شیعه رسیده ولذا اعتبارى ندارد.
پاسخ:
1 - روایات شیعه در باب رجعت از طریق اهل بیت عصمت وطهارت است که به نصّ قرآن وحدیث، کلامشان از عصمت برخوردار است، ولذا اعتقاد به آن حتى بر اهل سنّت نیز واجب است.
2 - سرّ عدم طرح این مسأله در کتب اهل سنّت شاید به این جهت باشد که «رجعت» تجلّى امامت امامان شیعه است، ودر حقیقت اشاره به این نکته دارد که چون حقّ آنها غصب شده، لذا خداوند دوباره آنها را به دنیا ارجاع داده وبه ولایت کامل خواهد رسانید.
پرسش : آیا قول به رجعت مستلزم تناسخ باطل است؟
پاسخ : برخى مىگویند: رجعت همان تناسخى است که در علم کلام به اتّفاق آراء بطلان آن به اثبات رسیده است، زیرا با رجعت، روح انسان به بدن باز مىگردد.
این اشکال ناشى از سوء برداشت وعدم فهم دقیق معناى تناسخ است. تناسخ به معناى انتقال روح است در این دنیا از بدنى به بدن دیگر که مباین با بدن اول است واین عمل تا پایان عمر دنیا ادامه پیدا کند. در حالى که مورد رجعت در عصر وزمان خاصّى است که در مورد برخى از اموات اتّفاق خواهد افتاد ودر آن وقت روح آنها به جسمشان منتقل خواهد شد، آن گونه که در قیامت خواهد بود.
پرسش : آیا قرآن مخالف قول به رجعت است؟
پاسخ : دهلوى مىگوید: مطابق برخى ازآیات، رجعت انسان به این دنیا امکانپذیر نیست زیرا خداوند متعال درخواست کسانى را که تقاضاى رجوع به دنیا را نمودهاند ردّ کرده است آنجا که مىفرماید: «... قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ × لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قآئِلُها وَمِنْ وَرآئِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛ «مىگوید: پروردگار من! مرا باز گردانید. شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهى کردم] عمل صالحى انجام دهم. [ولى به او مىگویند:] چنین نیست! این سخنى است که او به زبان مىگوید [و اگر باز گردد، کارش همچون گذشته است]، وپشت سر آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند.»( سوره مومنون،آیات 100ù99)
پاسخ:
1 - مورد بحث، رجعت گروهى خاص از مؤمنین وفاسقین است در حالى که آیه عموم واطلاق دارد، لذا مىتوان اطلاق آن را به اخبار متواتر رجعت برخى از افراد، تقیید زد.
2 - ظهور آیه در تقاضاى رجوع به دنیا قبل از مرگ وهنگام دیدن ملک الموت است نه بعد از مرگ، ومورد رجعت بعد از مرگ است.
3 - آیه ظهور در عدم تحقق رجعت به دنیا با طلب کافر دارد، ومنافات ندارد که با امتهاى پیشین چنین اتّفاقى افتاده است.
4 -آیات بسیارى نص در تحقق رجعت در این دنیا دارد، ولذا بر فرض ظهور آیه مورد نظر در عدم رجوع باید ظهور آن را تأویل نمود، زیرا نصّ مقدّم بر ظاهر است.
5 - آیه اخصّ از مدّعى است، زیرا مربوط به درخواست رجعت از طرف کفّار است، در حالى که مورد بحث اعم است.
پرسش : آیا رجعت عمومى وهمگانى است؟
پاسخ : در پاسخ به این پرسش باید گفت: آنچه از روایات اهل بیت: استفاده مىشود این است که:
1 - رجعت همانند معاد عمومى وهمگانى نیست، بلکه مخصوص کسانى است که ایمان محض وخالص یا کفر محض وخالص دارند.
امام صادق (ع) فرمود: «إنّ الرجعة لیست بعامّة وهى خاصّة لایرجع إلّا من محض الإیمان محضاً أومحض الشرک محضاً»؛ «رجعت عمومى نیست بلکه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى بازگشت مىکنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند.»( بحارالأنوار، ج 53، ص 39)
2 - روایاتى که اشاره به بازگشت افراد به طور خصوص دارد.
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «نخستین کسى که زمین براى او شکافته مىشود وبه زمین باز مىگردد، حسین بن على (ع) است».( الزام الناصب، ج 2، ص 360)
ونیز از حضرت نقل شده که فرمود: «نخستین کسى که به دنیا رجعت مىکند حسین بن على (ع) است، او به قدرى حکومت مىکند که از کثرت سنّ، ابروهایش روى دیدگانش مىریزد».( بحارالأنوار، ج 53، ص 46)
پرسش : آیا در عصر ظهور بانوان نیز رجعت مىکنند؟
پاسخ : در عصر ظهور، یک گروه از یاوران حضرت مهدى (ع) زنانى هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان (ع) آنها را زنده خواهد کرد وبار دیگر به دنیا رجعت نموده ودر رکاب حضرت مهدى (ع) قرار خواهند گرفت. برخى با نام ونشان از زنده شدنشان خبر داده شده وبرخى دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است.
در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مىشود که به هنگام ظهور قائم آل محمد: زنده خواهند شد ودر لشکر امام زمان (ع) به مداواى مجروحان جنگى وسرپرستى بیماران خواهند پرداخت.( دلائل الإمامة، طبرى، ص 314)


