ابتداى ظهور

پرسش : از کجا که مهدى موعود ظهور نکرده باشد؟
پاسخ : مطابق مباحثى که قبلاً به آن اشاره شد ما به مهدى موعود شخصى معتقدیم نه نوعى، یعنى به ظهور شخصى به نام مهدى (ع) فرزند امام حسن عسکرى (ع) با خصوصیات ظاهرى وباطنى اعتقاد داریم، ولذا هیچ گاه در تطبیق آن اشتباه نخواهیم کرد، خصوصاً آنکه معجزه نیز مؤیّد ومثبت وجود او است. وامامان از اهل بیت، نیز هر کدام خصوصیات او را ذکر نموده‏اند.
البته ما منکر سوءاستفاده از مفهوم عالى مهدویت نیستیم، چنان که از مقام منیع ربوبیّت ومقام نبوّت نیز سوءاستفاده‏هایى شده است. وظیفه ما است که امام زمان (ع) را با تمام اوصاف مشخّص شده از طرف پیامبر وامامان: بشناسیم تا فریب مدّعیان دروغین مهدویت را نخوریم.

پرسش : امام زمان‏علیه‏السلام چگونه از زمان مناسب ظهور خود آگاهى مى‏یابد؟
پاسخ : این سؤال گاه از دیدگاه شخص غیرشیعى مطرح گشته وگاه نیز از شخص شیعه امامى مطرح مى‏گردد. در صورتى که سؤال از شخص غیر امامى مطرح گردد دو گونه مى‏توان به او پاسخ داد:
الف. اینکه این موضوع را باید همانند سایر مسائل اجتماعى بررسى کرد، به این معنا که هر گاه مصلحت اسلام وبشریّت اقتضاى ظهور حضرت را داشته باشد، به طور حتم امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد.
ب. اینکه امام (ع) از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تأیید است دستور ظهورش را مستقیماً از جانب او خواهد گرفت.
ودر صورتى که سؤال از شخصى امامى است در جواب سؤال او چند طرح ونظر داده شده است:
1 - اینکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت روایاتى که از آباء واجدادش رسیده آگاهى دارد. این احتمال در ادله نقلى به آن اشاره نشده است.
2 - اینکه امام (ع) به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهى دارد به این نحو که خداوند هنگام رسیدن وقت ظهورش معجزه‏اى ایجاد خواهد کرد و با آن، حضرت به وظیفه‏اش که همان ظهور است التفات پیدا مى‏کند. در روایات اشاره به این احتمال شده است:
راوندى مرسلاً از امام کاظم (ع) در حدیثى راجع به حضرت مهدى (ع) نقل کرده که فرمود: «... إذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه: أُخرج یا ولىّ اللَّه! فاقتل أعدآء اللَّه، وله سیف مغمّد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه السیف: أُخرج یا ولىّ اللَّه! فلایحلّ لک أن تقعد عن أعدآء اللَّه...»؛ «هر گاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که اى ولّى خدا! خروج کن ودشمنان خدا را به قتل برسان. وبراى او شمشیرى است، هنگامى که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بیرون مى‏آید وحضرت را ندا داده، مى‏گوید: اى ولىّ خدا! خروج کن، که براى تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنى.»( خرائج وجرائح، ج 3، ص 1167، ح 64 ؛ کمال الدین، ص 155 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 311، ح 4)
صدوق نیز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادق (ع) درباره تفسیر جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «... إنّ منّا إماماً مستتراً، فإذا أراد اللَّه عزّوجلّ إظهار أمده نکت فى قلبه نکتة وأمر بأمر اللَّه عزّوجلّ»؛ «همانا از ما امامى است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غیبت به در آورد، در قلب او علامتى مى‏نهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد.»( کمال‏الدین، ص 349، ح 42 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 57، ح 49 ؛ کافى، ج 1، ص 343، ح 30)
در حدیثى از امام زمان (ع) رسیده که فرمود: «علمنا على ثلاثة أوجه: ماضٍ وغابر وحادث، أمّا الماضى فتفسیر، وأمّا الغابر فموقوف، وأمّا الحادث فقذف فى القلوب ونقر فى الأسماع وهو أفضل علمنا...»؛ «علم ما اهل بیت بر سه نوع است: علم به گذشته وآینده وحادث. علم گذشته، تفسیر است. علم آینده، موقوف است. وعلم حادث، انداختن در قلوب وزمزمه در گوش‏هاست. این بخش بهترین علم ماست...».( دلائل الامامه، ص 524، ح 495)
3 - اینکه حضرت مهدى (ع) با آن ذکاوت وخُبْرَوِیّتى که دارد وقت ظهور را دریابد.
احتمال دوّم مطابق روایات وعقل است.

پرسش : حکمت معین نبودن وقت ظهور حضرت چیست؟
پاسخ : گاهى این سؤال در ذهن انسان خطور مى‏کند که چرا وقت ظهور در منابع اسلامى معین نشده است؟ در جواب این سؤال مى‏گوییم:
1 - کسى که منتظر شخص دوست‏داشتنى است ووقت آمدن او را نمى‏داند همیشه در حال انتظار است، همیشه آماده است، همیشه درصدد پیاده کردن دستورات او در خود واجتماع است. ولى در صورتى که زمان رسیدن او را بداند خصوصاً آنکه بداند که بسیار دور است، مأیوس شده وهرگز خود را به این زودى آماده نمى‏کند.
2 - معین نبودن وقت ظهور، یک نوع امتحانى است براى مردم تا معلوم گردد آیا مردم با این همه سختى‏هاى مختلف، روحیه خود را از دست مى‏دهند یا خیر.
3 - گاه مصلحت در تقدیم وتأخیر زمان غیبت است که این معنا با معین بودن زمان ظهور سازگارى ندارد. ولذا در قصه حضرت موسى (ع) به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سى روز تا چهل روز، عده‏اى به انحراف کشیده شدند.
4 - در صورت معین بودن ظهور، دشمنان حضرت (ع) درصدد تدارک برآمده وبا حضرت در همان زمان به مقابله برخواهند خواست. لذا در روایات اسلامى از عنصر «ناگهانى بودن ظهور» به عنوان عنصر اساسى در پیروزى حضرت یاد شده است.
امام صادق (ع) به ابن النعمان فرمود: «اى پسر نعمان! به راستى عالم نمى‏تواند به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد... پس عجله نکنید، به خدا سوگند! سه بار این امر -امر فرج- نزدیک شد ولى به جهت آنکه شما آن را فاش کردید خداوند آن را به تأخیر انداخت. به خدا سوگند! نزد شما سرّى نیست مگر آنکه دشمنان شما به آن از شما آگاه‏ترند».
5 - در صورت عدم تعیین وقت ظهور، حالت انقطاع وتوجه وتضرّع خاصّى بر انسان‏ها حاکم خواهد شد، که چه بسا این امر سبب تعجیل در فرج امام زمان (ع) گردد. ولى اگر وقت ظهور به طور قطع مشخّص باشد دیگر از این اثر معنوى خبرى نیست.
6 - از آنجا که وقت ظهور همانند علایم ظهور، متعلّق «بدا» واقع مى‏شود، لذا نباید به طور دقیق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به کارهایى تشویق شوند که مؤثّر در ظهور امام زمان (ع) است.
7 - از آنجا که ممکن است ظهور حضرت به طول انجامد، لذا وقت آن معین نشده است تا مردم مأیوس نباشند وبا احتمال ظهور حضرت در هر لحظه حالت انتظار مثبت را از دست ندهند.

پرسش : آیا تعیین وقت ظهور صحیح است؟
پاسخ : تعیین تاریخ ظهور امام زمان (ع) به چند نحو متصور است:
1 - اینکه تاریخ ووقت ظهور حضرت را به طور دقیق وتفصیلى معین کنیم که در فلان سال، وفلان ماه وفلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است، زیرا در هیچ روایتى به آن اشاره نشده است ومضافاً به اینکه در برخى از احادیث تعیین کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است.
2 - اینکه موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد، به اینکه بگوییم: هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالى نداشته وصحیح است.
3 - اینکه از طریق قواعد حساب وجفر، به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده واز آن خبر دهیم. این احتمال گر چه در برخى روایات به آن اشاره شده ولى از سند معتبرى برخوردار نیست. خصوصاً آنکه تاریخ ظهور، ممکن است مورد بدا واقع شود.( بحارالأنوار، ج 52، ص 106، ح 13)
4 - اینکه مطابق برخى از روایات به طور کلّى واجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:
طبرسى از امام صادق (ع) نقل کرده که: «لایخرج القآئم إلّا فى وتر من السنین، سنة إحدى أوثلاث أوخمس أوسبع أوتسع»؛ «قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.»( اعلام الورى، ج 2، ص 286 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 291، ح 36)
ونیز به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «ینادى باسم القآئم فى لیلة ثلاث وعشرین من شهر رمضان ویقوم فى عاشورآء، وهو الّذى قتل فیه الحسین بن على (ع)...»؛ «به اسم قائم در شب بیست وسوّم ماه رمضان ندا داده خواهد شد ودر روز عاشورا قیام خواهد کرد، وآن روزى است که حسین بن على در آن روز به شهادت رسید.»( همان)

پرسش : آیا جمله «کما ملئت ظلماً وجوراً» با صالح بودن مردم منافات دارد؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق مى‏گوییم:
اولاً: در بیشتر روایات جمله «کما ملئت...» به کار رفته نه «بعد ما ملئت»، واین جمله در حقیقت تشبیه حکومت پر از عدل است به حکومتى پر از ظلم، یعنى چگونه حکومتى پر از ظلم مى‏شود، همان گونه که حکومت حضرت پر از عدل خواهد بود.
ثانیاً: گسترش ظلم وتعدى وتجاوز، به نحو سببیت براى ظهور در این روایات ذکر نشده است، بلکه به عنوان شرط مقارن ظهور است.
ثالثاً: در این روایات خبر از واقعیتى خارجى هنگام ظهور مى‏دهد، نه اینکه مردم را تشویق به ظلم کند تا با گسترش آن، حضرت ظهور کند، بلکه ما وظیفه داریم گسترش دهنده عدالت، یعنى همان چیزى باشیم که حضرت به جهت آن ظهور مى‏کند ودر این امر بزرگ سهیم شویم.

پرسش : معناى ظهور امام زمان‏علیه‏السلام چیست؟
پاسخ : در اینکه معناى ظهور امام زمان (ع) چیست، سه احتمال داده شده که قابل جمع است:
1 - اینکه مقصود از ظهور، بروز وانکشاف بعد از محجوب بودن واستتار باشد. این معنا مختص فهم شیعى است که معتقد به غیبت براى امام زمان (ع) است.
2 - اینکه مقصود اعلان انقلاب وقیام به جهت پیاده کردن اسلام ناب ودر سایه حکومت عدل باشد. این مفهوم با دیدگاه امامى ودیگران نیز سازگارى دارد.
3 - مقصود از ظهور، پیروزى وسیطره بر عالم است. این معنا بعد از آن حاصل مى‏شود که حضرت از پرده غیبت به در آمده وامور او مرتّب گردد.

پرسش : مراد از ظهور اصغر واکبر چیست؟
پاسخ : همان گونه که براى تثبیت وجا افتادن غیبت کبرا، خداوند متعال براى امام زمان (ع) غیبت صغرا را مقدّر کرد تا زمینه براى غیبت کبرا فراهم گردد، در مورد ظهور حضرت نیز گفته شده که قبل از ظهور اکبر، خداوند براى ایجاد آمادگى براى آن، ظهور اصغرى را پیش‏بینى کرده است.
به این معنا که خداوند مدّتى قبل از ظهور اکبر، سطح علمى مردم را در طبقات مختلف جامعه بالا مى‏برد تا براى درک عصر حضرت مهدى (ع) قابلیت لازم را پیدا نمایند. این آمادگى از دو طریق حاصل مى‏شود:
1 - بالا بردن شعور وآگاهى مردم نسبت به احتیاج داشتن حکومت جهانى توحیدى.
2 - بالا بردن سطح علمى مردم براى پذیرش چنین حکومتى.

پرسش : چه عواملى زمینه‏ساز حکومت واحد جهانى است؟
پاسخ : ممکن است گفته شود با توجه به تشتّت آرا واختلاف مذاهب وتنوع حکومت‏ها وناسازگارى آنها نسبت به یکدیگر، تشکیل حکومت واحد جهانى ممکن به نظر نمى‏رسد؛ چگونه مى‏توان همه میلت‏ها را تحت حکومت واحدى جمع کرد. نه تنها تشکیل حکومت واحد جهانى ممکن ومیسور است، بلکه امرى حتمى ولازم به نظر مى‏رسد وعلل وعوامل زیادى در زمینه سازى آن دخیل مى‏باشند:
1 - خطر جنگ وخونریزى که همواره مانند کابوس وحشتناکى بر سر جوامع انسانى سایه افکنده، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان ویکپارچگى همه امت‏ها برطرف مى‏شود.
2 - به تصریح دانشمندان «تضاد منافع» ریشه اصلى واوّلى برخوردهاى خونین وپیکارهاى سهمگین حکومت‏ها با یکدیگر است. حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت، عدل وانصاف براى کلّ جامعه بشرى است، همگى به سوى حکومت عدل جهانى سوق داده مى‏شوند.
3 - یکى دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانى، تکامل عقول وادراکات بشر است که به نوبه خود مى‏تواند زمینه‏ساز حکومت جهانى گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوى کمال وترقّى وتکامل عقلانى است وهم در هنگام ظهور حضرت مهدى (ع) به کمال نهایى خود نایل مى‏گردد، ولذا مى‏توانند با یکدیگر تألّف کرده وبه حکومت جهانى تن دهند، زیرا همه تعارض وتزاحم‏ها از ناحیه کم عقلى وجهل وکم‏خردى است.

پرسش : ظرفیت کلّى براى ظهور حضرت مهدى‏علیه‏السلام چیست؟
پاسخ : شکى نیست که هر کار اجتماعى احتیاج به آماده کردن ظرفیت‏هاى مناسب دارد. در مورد ظهور منجى کل بشرى که پدیده اجتماعى عظیمى است احتیاج به تحقق مقدمات وشرایط خاصى است؛
1 - پیشرفت دینى در میان امت اسلامى ولو در طبقه خاصى از آنها.
2 - گسترش انحراف عمومى در بین مردم.
3 - گسترش ظلم وفساد در سطح عموم ودر نتیجه دور شدن مردم از دین ومتابعت از هواى نفس.
4 - پیشرفت بشر در صنعت وتکنولوژى.
5 - آماده شدن یاران خاص حضرت براى نصرت ویارى او.

پرسش : امام زمان‏علیه‏السلام در ظاهر با چه سنّى ظهور مى‏کنند؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه وسنّى، امام زمان (ع) در حالى که ظاهر او جوان وبه سنّ چهل سالگى است ظهور خواهند کرد. اینک به برخى از روایات اشاره مى‏کنیم:
1 - ابن صباغ مالکى به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که در حدیثى فرمود: «مهدى از اولاد من با سن چهل سال است...».( الفصول المهّمة، ص 217)
2 - شیخ صدوق؛ به سندش از اباصلت هروى نقل مى‏کند که گفت: به امام رضا (ع) عرض کردم: قائم شما هنگام خروج چه علامتى دارد؟ حضرت فرمود: «علامت او این است که او از حیث سنّ پیر است ولى در ظاهر جوان نشان داده مى‏شود، به حدى که هر گاه کسى به او نظر مى‏افکند گمان مى‏کند که او سى ساله یا کمتر است. واز جمله علامات او آن است که به مرور ایام وشب‏ها پیر نمى‏شود تا آنکه مرگ او فرا رسد».( کمال الدین، ص 652، ح 12)
نعمانى به سندش از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد؛ زیرا در حالى که جوان رشیدى است به سوى آنها باز مى‏گردد...».( الغیبة، نعمانى، ص 188)
ممکن است روایاتى که اشاره به سن چهل سالگى دارد مقصود آن باشد که جسد وجسم او در حدّ کمال است؛ زیرا بدن تا چهل سالگى به کمال رشد خود مى‏رسد. گر چه برخى روایات نیز به سنّ 18 سالگى و51 سالگى اشاره کرده است ولى روایت اوّل از محمّد بن حمیر نقل شده نه از یکى از معصومین:.
وروایت دوّم گر چه از پیامبر اکرم (ص) نقل شده ولى از صحت سند برخوردار نیست، خصوصاً آنکه هر دو روایت با روایات مستفیضى که دلالت بر ظاهر چهل سالگى دارد مخالف است.

پرسش : خصوصیات جسمى امام زمان‏علیه‏السلام هنگام ظهور چگونه است؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات سنّى وشیعى، امام زمان (ع) هنگام ظهور داراى صفات وخصوصیات جسمى خاص است از قبیل:
1 - أجلى الجبهه: یعنى پیشانى وسیع وعریض.( سنن ابى داوود، ج 2، ص 422)
2 - اقنى الأنف: وسط بینى او برآمده ولى دو سوراخ آن تنگ است.( همان)
3 - کأنّ وجهه کوکب درّى: گویا صورت او همانند ستاره‏اى درخشان است.( الفصول المهمة، ص 317)
4 - اللون لون عربى: با چهره‏اى گندم گون.( البیان، ص 94)
5 - افرق الثنایا: ما بین دندان‏هاى او باز است.( همان، ص 96)
6 - اکحل العینین: مژه‏هاى او سیاه است.( همان)
7 - براق الثنایا: با دندان‏هاى سفید.( همان)
8 - أزج الحاجبین: با ابروانى کشیده وباریک.( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 147)
9 - مربوع القامة: قامتش متوسط.( الغیبة، نعمانى، ص 281 ؛ ارشاد مفید، ص 342)
10 - الجسم جسم اسرائیلى: جسم او تنومند است.( البیان، ص 94)
11 - على خدّه الایمن خال اسود: بر گونه راست او خالى سیاه است.( الفصول المهمة، ص 317.)

پرسش : آیا علایم قریب براى ظهور، با اینکه حضرت به طور ناگهانى ظهور مى‏کند منافات دارد؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات، ظهور وقیام حضرت مهدى (ع) به طور ناگهانى خواهد بود، واین از عنایات خداوند در حق آن حضرت است تا دشمنان را غافلگیر کرده وجلو تدابیر آنها را گرفته وهر گونه اقدامى را بر ضد حضرت از آنها سلب کند.
طبرسى توقیعى را از ناحیه مقدسه به شیخ مفید؛ نقل کرده که در آخر آن چنین آمده است: «هر کس باید کارى کند که محبت ما را به خود جذب کرده واز کارى که کراهت وسخط ما را بر مى‏انگیزد دورى کند. پس همانا امر ما یک دفعه وبه طور ناگهانى اتفاق خواهد افتاد».( احتجاج، ج 2، ص 324)
در توجیه اشکال فوق مى‏گوییم:
علایم قریب براى ظهور حضرت مهدى (ع) همانند نداى آسمانى وفرورفتن زمین بیدا با اهلش ودیگر علایم، براى آگاهى مخلصین ومؤمنان است، تا از قرب ظهور آگاهى داشته باشند، ولذا ظهور براى آنها ناگهانى نخواهد بود. آرى عنصر اتفاق وظهور ناگهانى براى دشمنان حضرت مهدى (ع) است تا از این غفلتى که خداوند در آنها قرار مى‏دهد حضرت بتواند به مقاصد عالى خود که همان سلطه بر ظالمان وگسترش عدل وداد است برسد.

پرسش : خداوند متعال چه عنایتى به جهت پیروزى حضرت مهدى‏علیه‏السلام هنگام ظهور انجام خواهد داد؟
پاسخ : مطابق روایات، خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان (ع) امدادهاى غیبى را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است:
1 - عنصر ناگهانى وغفلت دشمنان
مطابق روایات، حضرت هنگامى ظهور مى‏کنند که دشمنان، همه از ظهور او غافلند. ودر دانش نظامى این مطلب به خوبى روشن است که چقدر عنصر غفلت وناگهانى هجوم در پیروزى بر دشمن تأثیر دارد.
امام زمان (ع) در توقیعى که به شیخ مفید؛ فرستاد فرمود: «...پس همانا امر ما به طور ناگهانى است...».( احتجاج، ج 2، ص 324)
2 - ایجاد رعب ووحشت
یکى دیگر از راه‏هاى نفوذ بر دشمن که در علم نظامى از آن بهره‏گیرى فراوان مى‏شود ایجاد ترس وخوف ورعب در قلوب دشمن است، تا از این راه تسلیم گردند.
نعمانى به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «أمر اللَّه عزّوجلّ أن لاتستعجل به حتّى یؤیده [اللَّه] بثلاثة [أجناد]: الملائکة، والمؤمنین، والرعب»؛ «خداوند عزّوجلّ امر نمود تا به آن عجله نکنى تا اینکه او -مهدى (ع)- را به سه لشکر تأیید نماید: ملائکه، مؤمنین ووحشت.»( الغیبة، نعمانى، ص 198)
3 - جذب تمام مسلمین
یکى دیگر از تأییدات الهى در حقّ حضرت آن است که به عنایت الهى از راهى قیام خود را شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است. از جمله آنکه:
الف. ظهور خود را از مسجدالحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب. خطابه‏اى که در مسجدالحرام هنگام ظهورش مى‏خواند به امور مشترک واتفاقى بین مسلمانان اشاره دارد.
ج. قیام خود را با همان شعارهاى رسول خدا (ص) شروع مى‏کند.
د. مطالبه خون امام حسین (ع) مى‏کند.
4 - تأیید از جانب ملائکه
از جمله تأییدات الهى نسبت به حضرت مهدى (ع) کمک فرستادن ملائکه براى یارى حضرت وقتال به همراه حضرت بر ضدّ ظالمان است.
گنجى شافعى به سند خود از على بن ابى‏طالب (ع) در حدیثى در رابطه با مهدى (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند او را با سه هزار از ملائکه یارى خواهد کرد...».( البیان، ص 96)
قندوزى حنفى از کتاب «اسعاف الراغبین» صبان نقل کرده که در روایات فراوان آمده است که هنگام ظهور حضرت بر بالاى سر او فرشته‏اى ندا مى‏دهد: «این خلیفه خداست او را متابعت وپیروى کنید... وهمانا خداوند متعال او را با سه هزار فرشته یارى خواهد کرد...».( ینابیع الموده، ص 563)
نعمانى به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند متعال او -مهدى (ع)- را با سه لشکر یارى خواهد کرد: با ملائکه...».( الغیبة، نعمانى، ص 128)
این تأیید به نوبه خود در توجه مردم به حضرت نقش به سزایى دارد، زیرا هنگامى که مخالفان مشاهده کنند که حضرت مشمول نصرت فرشتگان خداوند است ترس سراسر وجود آنها را فرا گرفته وپى به الهى بودن این قیام خواهند برد ودر نتیجه طوعاً یا کرهاً خود را تسلیم حضرت مى‏کنند.( همان)

پرسش : اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مى‏کند کجاست؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه واهل سنّت اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مى‏کند بین رکن ومقام است.
سیوطى به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «مهدى از مدینه به سوى مکه خروج مى‏کند، مردم از او مى‏خواهند که از میانشان خروج کند آن گاه با او بین رکن ومقام بیعت مى‏کنند در حالى که کراهت دارد...».( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 152)
شیخ طوسى به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، ایستاده بین رکن ومقام مشاهده مى‏کنم...».( همان، ص 102)
این اخبار به جهت کثرت وتظافر آنها قابل اثبات تاریخى است.

پرسش : حضرت مهدى‏علیه‏السلام بعد از ظهور چه عملى انجام مى‏دهند؟
پاسخ : مطابق روایات، بعد از ظهور، بین رکن ومقام خطبه‏اى خوانده، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت مى‏نماید:
نعمانى به سندش از جابر بن یزید جعفى از امام باقر (ع) نقل کرده که در حدیثى طولانى فرمود: «وقائم در آن روز در مکه است، تکیه بر بیت‏الحرام داده وبه آن پناه مى‏برد. آن گاه ندا مى‏دهد: «یا أیّها الناس!...».( الغیبة، نعمانى، ص 150)
مجلسى به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «همانا او -امام زمان (ع)- به سوى مسجدالحرام به حرکت در مى‏آید ودر آنجا کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز مى‏گزارد وبا تکیه بر حجرالأسود حمد خدا وثناى او را به جاى آورده ویادى نیز از پیامبر کرده وبر او درود مى‏فرستد. آن گاه سخنى را آغاز خواهد کرد که هرگز کسى چنین سخن نگفته است...».( بحارالأنوار، ج 13، ص 180)
نعمانى به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که در حدیثى فرمود: «گویا بر او نظر مى‏کنم در حالى که بین رکن ومقام مردم با او بیعت مى‏کنند...».( الغیبة، نعمانى، ص 139)

پرسش : اوّل کسى که با حضرت مهدى‏علیه‏السلام بیعت مى‏کند چه کسى است؟
پاسخ : مطابق روایات، اول کسى که با حضرت مهدى (ع) بیعت مى‏کند جبرئیل است.
ابان بن تغلب از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «همانا اول کسى که با قائم (ع) بیعت مى‏کند جبرئیل است...».
طبرسى از ابى‏عبداللَّه (ع) نقل کرده که در حدیثى فرمود: «...پس خداوند عزّوجلّ جبرئیل را مى‏فرستد تا نزد او آمده وسؤال کند، به او مى‏گوید: به چه چیزى دعوت مى‏کنى؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر مى‏دهد. جبرئیل مى‏گوید: پس من اوّل کسى هستم که با تو بیعت مى‏کنم. آن گاه مى‏گوید: کف دستت را بده، وآن را بر دست خود مسح مى‏کند...»( احتجاج، ص 431)
در اینکه بیعت جبرئیل به چه معنا است، دو احتمال وجود دارد:
1 - معناى رمزى: به این معنا که مقصود از آن تأیید الهى براى حضرت است، زیرا جبرئیل بزرگ‏ترین نماینده الهى است. ولى این معنا در صورتى صحیح است که حمل بر معناى صریح وظاهر آن ممکن نباشد، در حالى که چنین نیست.
2 - معناى رایج: به این معنا که مقصود به بیعت همان معناى رایج آن است که مردم با خلیفه ودیگران انجام مى‏دهند. وفایده آن دو چیز است:
الف. توجه مردم به لزوم بیعت با حضرت.
ب. تأیید حرکت وقیام امام زمان (ع).

پرسش : آیا جبرئیل بعد از وفات رسول خداصلى الله وعلیه وآله عهد کرده که بر زمین نازل نشود؟
پاسخ : اربلى در «کشف الغمه» از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «جبرئیل نزد رسول خدا (ص) به جهت عیادت آمد وعرض کرد: سلام بر تو اى محمّد! این آخرین روزى است که به سوى دنیا فرود مى‏آیم».( کشف الغمه، ج 1، ص 19و18)
ونیز از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «هنگامى که وفات رسول خدا (ص) نزدیک شد... در آن هنگام جبرئیل گفت: اى محمّد! این آخرین نزول من به دنیا بود...».( همان)
اولاً: همه این روایات مقید به قیدى است وآن اینکه تا مادامى که مصلحتى در بین نباشد.
ثانیاً: مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحى دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمى‏شود، زیرا شریعت با رحلت ایشان کامل خواهد شد.
ثالثاً: بر فرض تعارض، روایات نزول حضرت جبرئیل وبیعت با امام زمان (ع) از حیث تعداد بیشتر بوده واز حیث سند صحیح‏تر است.

پرسش : مقصود از اصلاح امر حضرت مهدى‏علیه‏السلام در یک شب چیست؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه وسنّى، خداوند متعال امر حضرت مهدى (ع) را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند عزّوجلّ امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود».
ونیز از امام حسین (ع) نقل است که فرمود: «قائم ما اهل بیت [کسى است که] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».
ابن ماجه از امام على (ع) نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «مهدى از ما اهل بیت است که خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».( سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر وپیروزى را در اسرع وقت، ودر یک شب فراهم کرده واو را مأمور به ظهور خواهد نمود. واولین اقدامى که براى او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولى چیزى که باقى مى‏ماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح وآماده مى‏شود در حالى که مطابق روایات، گروهى همانند جیش سفیانى ودجال ودیگران به مبارزه با او خواهند پرداخت.
اولاً: ممکن است مقصود از «یک شب» که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان (ع) باشد.
ثانیاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت (ع) پیروزى در یک شب باشد.
ثالثاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت، تنها مقدمه‏سازى براى اعلان ظهور باشد، گر چه پیروزى نهایى به طول انجامد.
رابعاً: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت وبا اعجاز انجام مى‏گیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.

پرسش : غلبه بر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است؟
پاسخ : اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنى 313 نفر اشاره شده است، ولى پیروزى آنان بر مستکبران به رهبرى حضرت مهدى (ع) از جهاتى دور از انتظار نیست زیرا:
1 - در روایات به یاران دیگرى در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدى (ع) ظهور نخواهد کرد.
2 - غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد، زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند.( سوره بقره، آیه 249)
3 - از طریق علل واسباب عادى وظاهرى نیز حصول چنین فتح وپیروزى امرى دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعى ظهور خواهند کرد که اوضاع واحوال اجتماعى، اخلاقى وسیاسى کاملاً مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگى از نظام‏هاى مختلف وقتل وغارت‏ها به تنگ آمده‏اند، ولذا در انتظار چنین حکومتى به سر مى‏برند، ومردم به مجرّد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت وحکومتش روى خوش نشان مى‏دهند، وایشان تنها با گروه خاصى درگیر خواهند شد.
4 - از آنجا که جهان به مانند دهکده‏اى کوچک درآمده وهر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگ‏تر خواهد شد، لذا با به دست گرفتن نقطه‏هاى کلیدى وبا استعانت از خداوند متعال، حکومت جهانى حضرت تحقق خواهد یافت.

پرسش : آیا پیروزى حضرت مهدى‏علیه‏السلام بر مخالفان وگسترش حکومتش همراه با اعجاز است؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - اینکه نصرت حضرت وپیاده کردن حکومت جهانى تماماً با اعجاز وقدرت خارق‏العاده الهى باشد. ولى این احتمال از جهاتى قابل مناقشه است:
الف. اگر اعجاز راه صحیحى براى دعوت الهى بود، حضرت مى‏توانست در خلال غیبت صغرا از آن براى سیطره بر عالم استفاده کند.
ب. با اعجاز احتیاج به تعداد زیادى از اصحاب نیست.
ج. مطابق برخى روایات بین حضرت ومخالفینش جنگ وخونریزى شدیدى در خواهد گرفت، ودر صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2 - اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدى (ع) به صورت عادى بر دشمنان خود غالب شده وحکومت عدل جهانى را گسترش دهد، بدون آنکه کوچک‏ترین کمکى از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالى از اشکال نیست زیرا مطابق روایات، حضرت مهدى (ع) مورد عنایت وتأیید خاص الهى در جهت ظهورش خواهد بود.
3 - با ردّ دو احتمال پیشین به این نتیجه مى‏رسیم که نصرت حضرت به طور طبیعى وعادى خواهد بود، گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئى وخاصّى از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که مى‏دانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم وستم فراوان است، واز طرفى از حیث فرهنگى ورشد عقلانى، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است، ولذا به دنبال چنین رهبرى الهى مى‏گردد که با لبیک به دعوتش از او پیروى نماید. هرگز ابرقدرت‏ها با همه امکاناتى که دارند نمى‏توانند در مقابل اراده ملت‏ها بایستند. اگر مردم همگى یکپارچه ویک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده ودعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامى که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعى خبر قیام مصلحى جهانى را بشنوند به او گرویده واز او حمایت خواهند کرد، وکسى نمى‏تواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. گر چه هر کجا که مانعى خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
ولذا در روایات آمده است که امام زمان (ع) با نصرت وترسى که در دل دشمنان مى‏افتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادى باشد؛ زیرا با نصرت مردم که به عنایت خداوند واقبال مردم است، چنان رعبى در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود.
امیر مؤمنان على (ع) مى‏فرماید: «هنگامى که حضرت مهدى (ع) ظهور مى‏کند نام مبارکش بر سر زبان‏ها خواهد بود، ووجود مردم سرشار از عشق به مهدى است، به گونه‏اى که جز نام او هیچ نامى در یاد وزبان آنان نیست، وبا دوستى او روح خود را سیراب مى‏کنند».( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 68)

پرسش : آیا حضرت مهدى‏علیه‏السلام با شمشیر قیام خواهد کرد؟
پاسخ : برخى سؤال مى‏کنند که مطابق برخى روایات، امام زمان (ع) با شمشیر قیام خواهد کرد وبا آن به مقابله با مخالفان حق وحقیقت وظالمان خواهد پرداخت. این مسأله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعى جدید ومخرّب که مى‏تواند کلّ کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده ومقابله کند.
اصل این مسأله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «... وأمّا شبهه من جدّه المصطفى (ص) فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله(ص) والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب...»؛ «وامّا شباهت مهدى به جدّش مصطفى (ص) به خروج با شمشیر وکشتن دشمنان خدا ودشمنان رسولش وجبّاران وطاغوت‏ها است. وهمانا او به توسط شمشیر وترس نصرت ویارى خواهد شد...».( بحارالأنوار، ج 51، ص 218)
ولى بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟آیا شمشیر موضوعیّت وخصوصیّت دارد، یا اشاره به چیزى دیگر است؟
اولاً: چه اشکالى دارد که شخصى با شمشیر ولى همراه با اعجاز الهى که حضرت را مساعدت مى‏کند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیاً: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوّت واسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال اسلحه‏اى به جز شمشیر نداشته وهرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمى‏کرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است.
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف. اینکه امام زمان (ع) نیز به قدرت واعجاز الهى ویا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان وظالمان استفاده مى‏کند.
ب. احتمال دیگر آن است که امام زمان (ع) با تسلط بر مراکز تصمیم‏گیرى واز کار انداختن وسایل جنگى آنها که با هسته‏هاى مرکزى ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مى‏اندازد.
ثالثاً: مطابق برخى روایات، شمشیرهاى اصحاب حضرت از آهن است، ولى نه مثل این آهن‏هایى که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به گونه‏اى است که اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم مى‏کند. وبنابر تعبیر دیگر، وسیله دفاعى آنان به گونه‏اى است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.( بصائر الدرجات، ص 141)
لذا ممکن است اسلحه‏اى را که حضرت ویاورانش به کار مى‏برند از وسایلى باشد که بتواند همه دستگاه‏هاى دشمنان را از کار بیندازد ولى در مقابل، هیچ دستگاهى بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان، بشقاب پرنده‏ها واشیاى نورانى شناخته نشده را مشاهده مى‏کنیم.
رابعاً: پیروزى عمده امام زمان (ع) وسیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمى به سوى ایشان است. ودیگر از راه ترس ورعبى است که خداوند در قلوب مخالفان وظالمان قرار مى‏دهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم مى‏شوند، خصوصاً آنکه در ابتداى ظهور، وقتى مقدارى از معجزات حضرت را مشاهده کردند مى‏فهمند که امر او الهى است ونمى‏توان با مرد الهى مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت مى‏شوند وگروه اندکى نیز که به مخالفت ومقابله مى‏پردازند نابود مى‏شوند.
خامساً: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدى (ع)، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقى مانده باشد؛ زیرا ممکن است که در اثر حوادث وآشوب‏ها وجنگ‏هاى جهانى که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق مى‏افتد این اسلحه‏ها نابود شود.
سادساً: جنگ‏ها وکشتارهاى بى‏رحمانه، نتیجه جهل وضلالت وبى خردى بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، بر فرض که سلاح‏هاى خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمى‏گیرند؛ ونیروهایى که آن سلاح‏ها را در اختیار دارند پى به حقّانیت حضرت برده ویا با ایجاد رعب ووحشت که در دلشان قرار مى‏گیرد از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خوددارى مى‏کنند.

پرسش : کشتارى که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتى اشاره دارد؟
پاسخ : اخبارى که در آنها، کشتار در حجم وسیعى را مطرح کرده‏اند بر دو قسم است:
الف. قسمتى از آنها مربوط به ملاحم وفتنه‏هاى قبل ظهور است وهیچ گونه ارتباطى به دوران ظهور ندارد وتنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است.
ب. دسته‏اى دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور وحکومت امام زمان (ع) است.
این نوع روایات نیز بر دو گونه‏اند:
1 - روایاتى که از طریق عامه واز نبویّات است وبیشتر آنها مشکل سندى دارد، به طورى که بعضى از آنها مرسل، وبرخى دیگر به پیامبر (ص) منتهى نمى‏شود، بلکه از افرادى مانند کعب‏الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفى وارد کتاب‏هاى روایى شده‏اند. عالمى از اهل سنّت مانند ابن‏کثیر، هنگامى که به روایات امثال کعب‏الاحبار مى‏رسد مى‏گوید: «خدا ما را از این همه اخبار دروغى که وارد تفسیرها وکتاب‏هاى روایى و... شده، بى‏نیاز کند...».( تفسیر ابن‏کثیر، ج 4، ص 17)
2 - روایاتى که از طرق اهل بیت: نقل شده ویا در کتاب‏هاى شیعه ذکر شده است. در این کتاب‏ها، اخبار منقول از اهل بیت: وبرخى دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهى نمى‏شود.

پرسش : حجم کشتارها وخونریزى‏ها در هنگام قیام حضرت مهدى‏علیه‏السلام چه مقدار است؟
پاسخ : نمى‏توانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمان (ع) هیچ گونه قتل وکشتارى رخ نمى‏دهد؛ زیرا مسلّماً این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها ودشمنان سر راه آن حضرت میسّر نخواهد شد.
ولذا در روایات مشاهده مى‏کنیم که اهل بیت: بر اصل قتل وخونریزى هنگام ظهور وقیام حضرت اشاره کرده‏اند.
بشیر بن ابى‏اراکه نبّال مى‏گوید: هنگامى که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابوجعفر امام باقر (ع) رفتم... عرض کردم: مرجئه مى‏گویند: هنگامى که قیام قائم روى دهد همه کارها براى او هموار خواهد شد وبه اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمى‏ریزد. حضرت فرمود: «... کلّا والّذى نفسى بیده حتّى نمسح وأنتم العرق والعلق...»؛( الغیبة، نعمانى، ص 283 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 356)
«هرگز چنین نیست، سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا مى‏انجامد که ما وشما عرق وخون بسته شده را پاک خواهیم کرد.»
به این مضمون روایات دیگرى نیز رسیده است. ولى از طرفى دیگر تاریخ گواهى مى‏دهد که پیامبر اسلام (ص) وامامان اهل بیت: سعى داشته‏اند امور را به طور عادى واز مسیر طبیعى آن انجام دهند، وحتّى‏الامکان دست به شمشیر نبرند، زیرا هدف آنان ارشاد وهدایت مردم است، جز آنکه گسترش عدل در جامعه اقتضاى کشت وکشتارى گر چه در حدّ محدود را دارد، وقرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حلّ شود، ولى اندیشه افراطى نیز در این مسأله صحیح نیست وهرگز دلیلى عقلى وعقلایى ونقلى بر گستردگى کشتارها در حدّى وسیع وجود ندارد، خصوصاً آنکه مطابق ادعاى برخى، از هر نه نفر هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته مى‏شوند.!

پرسش : مطابق روایات شیعه، قتل‏ها در چه وقتى خواهد بود؟
پاسخ : با توجه به احادیث اهل بیت: پى خواهیم برد که جهان اندکى قبل از ظهور شاهد جنگ‏هاى خونین خواهد بود. ولذا مى‏توان گفت که مردم با مشاهده ومواجهه با این جنگ‏ها به استقبال مصلحى عالمى خواهند رفت، وحضرت نیز از این موقعیت استفاده کرده وبا کمترین استقامتى از طرف مخالفین خود وظالمین، عالم را فتح خواهد کرد.
امام صادق (ع) فرمود: «لایکون هذا الأمر حتّى یذهب ثلث الناس. فقیل له: إذا ذهب ثلث الناس فما یبقى؟ فقال7: أما ترضون أن تکونوا الثلث الباقى؟»؛ «این امر -قیام امام زمان (ع)- واقع نمى‏شود تا اینکه دو سوّم مردم از بین بروند. راوى مى‏گوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوّم مردم از بین بروند، چه کسى باقى مى‏ماند؟ حضرت فرمود : «آیا راضى وخرسند نمى‏شوید که شما از یک سوم باقى مانده باشید.»( کمال الدین، ج 2، ص 656و655، باب 57، ح 29)
زراره مى‏گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: آیا نداى آسمانى حقیقت دارد؟ فرمود: «إى واللَّه حتى یسمعه کلّ قوم بلسانهم. وقال7: لایکون هذا الأمر حتى یذهب تسعة أعشار الناس»؛ «آرى به خدا سوگند، چنان است که هر قومى با زبان خودشان آن را مى‏شنوند. آن حضرت فرمود: «این امر محقّق نمى‏شود تا اینکه نُه دهم (910) مردم از میان بروند.»( الغیبة، نعمانى، ص 274، باب 14، ح 54)
سلیمان بن خالد مى‏گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى‏فرمود: «قدّم القائم موتتان: موت أحمر وموت أبیض حتى یذهب من کلّ سبعة خمسة: الموت الأحمر، السیف، والموت الأبیض: الطاعون»؛ «قبل از قیام قائم دو نوع مرگ رخ مى‏دهد، مرگ سرخ ومرگ سپید، تا اینکه از هر هفت نفر پنج نفر از بین برود. مرگ سرخ با شمشیر ومرگ سپید با طاعون است.»( کمال الدین، ج 2، ص 655، باب 57، ح 27)
با ملاحظه این احادیث واحادیث دیگر پى خواهیم برد که حجم وسیعى از کشتارها وخونریزى‏ها مربوط به دوران پیش از قیام حضرت مهدى (ع) وقبل از نداى آسمانى است.
گرچه برخى از روایات نیز از مجعولات واسرائیلیات بوده وبا اهداف وانگیزه‏هاى خاصّى مانند خدشه‏دار کردن چهره نهضت جهانى وحکومت حضرت مهدى (ع) ویا توجیه کشتارها در فتوحات و... وارد کتاب‏هاى روایى شده وکشتارهاى زیادى را به امام زمان (ع) نسبت داده است.
ونیز یک سرى از آنها مرسل ومرفوعه است ومشکل سندى دارد. همانند روایتى را که فضل بن شاذان مرفوعاً از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که حضرت فرمود: «یقتل القائم (ع) حتّى یبلغ السوق. فیقول له رجل من ولد أبیه...»؛ «حضرت قائم (ع) آن قدر از انسان‏ها را مى‏کشد که تا ساق پا را خون فرا مى‏گیرد، تا آنکه شخصى از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید مى‏کند...».( بحارالأنوار، ج 52، ص 387، باب 27، ح 203)
البته همچنان که اشاره شد این حدیث مرفوعه بوده ومشکل سندى دارد. واز طرفى محتوا ودلالتش ناتمام است، زیرا ممکن است که «سوق» که در روایت آمده مقصود از آن نام شهر یا محلّى همانند «سوق الاهواز» باشد. خصوصاً آنکه در حدیث مذکور سخن از خون به میان نیامده است. لذا چنین به نظر مى‏رسد که «سوق» محل ومکان مخصوص باشد.
ونیز برخى از روایات به جهات دیگرى ضعف سند دارد: در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «...وبه حدّى از ظالمان را خواهد کشت که جاهلان مى‏گویند: اگر این مرد از ذریّه محمّد بود ترحم مى‏کرد».
ولى این روایت از حیث سند مورد اشکال است؛ زیرا در سند آن احمد بن عثمان آدمى است که مجهول مى‏باشد.( مستدرک علم رجال الحدیث، ج 1، ص 365)
زرّ بن حبیش مى‏گوید: از على (ع) شنیدم که مى‏فرمود: «خداوند به واسطه مردى از ما فتنه‏ها وآشوب‏ها را برطرف مى‏سازد وآنان -فتنه‏گران- را خوار وذلیل مى‏گرداند وبر آنان جز شمشیر وارد نمى‏کند. شمشیر بر دوش نهاده وهشت ماه به شدت مبارزه مى‏کند تا اینکه مى‏گویند: به خدا سوگند این از فرزندان فاطمه نیست، اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم مى‏کرد».( کنز العمال، ج 1، ص 589)
واز عیسى بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن على (ع) عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «لا، ولکن صاحب الأمر الطرید الشرید الموتور بأبیه المکنّى بعمّه، یضع سیفه على عاتقه ثمانیة أشهر»؛ «خیر، ولى صاحب امر، رانده شده، دور افتاده، خونخواه پدرش وداراى کنیه عمویش مى‏باشد.شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود مى‏نهد.»( کمال الدین، ج 1، ص 318، باب 30، ح 5)
واز ابوبصیر نقل شده که فرمود: شنیدم که امام باقر (ع) مى‏فرمود: «یضع السیف على عاتقه ثمانیة أشهر هرجاً هرجاً حتّى یرضى اللَّه. فقلت: فکیف یعلم رضى اللَّه؟ قال: یلقى اللَّه فى قلبه الرحمة...»؛ «...شمشیر را هشت ماه بر دوش خود مى‏نهد وبه شدّت مبارزه مى‏کند تا اینکه خداوند راضى شود. عرض کردم: چگونه رضایت خدا را مى‏داند؟ فرمود: خداوند در دل ایشان رحمت قرار مى‏دهد.»( الغیبة، نعمانى، ص 164)
این روایات از حیث سند ضعیف هستند، زیرا در سند اول ودوم عمر بن قیس وعیسى بن خشاب وجود دارند که هردو مجعولند.
ودر سند روایت سوّم ابن ابى‏حمزه واقع شده که او هم مورد تضعیف قرار گرفته است.
از طرفى دیگر ممکن است که مقصود از این احادیث، مدّت عملیات تهاجمى لشکریان حضرت باشد که در طول هشت ماه ادامه مى‏یابد.
این نکته نیز قابل توجه است که کارى بس عظیم که حضرت انجام مى‏دهد یعنى همان گسترش حکومت عدل جهانى در سطح کره روى زمین اقتضاى چنین قتل وکشتارى گر چه در حدّى محدود را دارد، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولى این کشتارها را در مقابل قیام‏ها ونهضت‏هاى دیگر که ملاحظه مى‏کنیم چندان قابل توجه نیست.

پرسش : با امکان هدایت بشر از راه دعوت اخلاقى وتربیت انسانى، چرا امام زمان‏علیه‏السلام از شمشیر استفاده مى‏کند؟
پاسخ : از کارهاى حتمى امام موعود (ع) جنگى تمام عیار با تمام انسان‏هاى خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان وساختن جامعه بشرى با دعوت اخلاقى وتربیت درست، امکان‏پذیر است ونیازى به خونریزى وجنگ نیست.
مطالعه تاریخ بشرى -از روزى که تاریخى بر جاى مانده است- به خوبى این واقعیت را آشکار مى‏سازد که موانع راه رشد وتکامل انسان جز با قدرت وخونریزى از سر راه برداشته نمى‏شود، وتعالیم اخلاقى واصول تربیتى هر چند تأثیرهاى ژرف وگسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخى از افراد نجیب انسانى بوده است، ودر طبقه سلطه‏طلب ودنیادار واستثمارگر که منابع اقتصادى، سیاسى ونظامى جامعه‏ها را در دست داشته ودارند، یا هیچ تأثیرى نداشته و یا تأثیر آن تحوّل‏آفرین ودگرگون‏ساز نبوده است. براى تربیت وهدایت آنان باید عامل دیگرى به کار مى‏رفته است تا سدّ راه انسان‏ها نگردند وراه رشد را بر توده‏ها نبندند، تا همگان بتوانند بى‏هیچ‏گونه مانعى به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مسأله جنگ وکاربرد نیروبه عنوان یک ضرورت براى دستیابى به هدف‏هاى انسانى مطرح مى‏گردد. اسلام، با توجه به همین واقعیت‏ها جنگ را نه به عنوان هدف وآرمان بلکه به عنوان راه ووسیله براى تحقق توحید و عدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است: {وَقاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ...}؛
«با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه‏اى نباشد ودین، همه‏اش براى خدا گردد...».( سوره بقره، آیه 193)
از این رو پیامبر اسلام که «رحمة للعالمین» است فرمود:«الخیر کلّه فى السیف وتحت ظلّ السیف، ولایقیم الناس إلّا السیف، والسیوف مقالید الجنّة والنار»؛«تمام نیکى وخیر در شمشیر است ودر زیر سایه شمشیر، ومردمان را جز شمشیر راست نمى‏کند. وشمشیرها کلیدهاى بهشت ودوزخند.»( وسائل الشیعة، ج 11، ص5)
امام باقر (ع) فرمود: «...إنّ فى القائم من آل محمّد شبهاً من خمسة من الرسل... وأمّا شبهه من جدّه المصطفى فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب ...»؛ «قائم آل محمد: شباهت‏هایى با پنج تن از پیامبران دارد... امّا شباهت او به جدّ خود رسول اکرم (ص) قیام با شمشیر است وکشتن دشمنان خدا وپیامبرش، وجبّاران وسرکشان، او با شمشیر وترس [که در دل جباران افکنده مى‏شود] مدد مى‏گردد.»( کمال الدین، ج 1، ص 7)

پرسش : شیوه ورفتار امام زمان‏علیه‏السلام با ظالمان ودشمنان چگونه خواهد بود؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات کسانى مورد غضب امام عصر (ع) قرار مى‏گیرند که حجت بر آنان تمام شده ولى عناد وسرکشى کرده وحجّت خدا را نمى‏پذیرند.
امام صادق (ع) فرمود: «...در این هنگام قائم (ع) ظهور مى‏کند وسبب نقمت خدا وخشم وغضب او بر بندگان مى‏گردد؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى‏گیرد مگر بعد از آنکه حجّتش را انکار کنند».

پرسش : آیا بیشتر قتل‏ها که توسط حضرت انجام مى‏گیرد از مسلمانان است؟
پاسخ : برخى مى‏گویند: مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتل‏ها در محدوده بلاد اسلامى وبین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد، سؤال این است: چگونه چنین خواهد شد با آنکه مى‏دانیم مشرک وکافر از حقّ دورترند تا مسلمان، ولذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان.
اولاً: روایات دلالت ندارد بر اینکه کشتارها وقتل‏ها فقط در محدوده مسلمانان است وحضرت کسى از کفار را به قتل نمى‏رساند، بلکه ظاهر برخى از روایات عموم است که شامل هر معاندى که درصدد ایجاد مانع از برپایى حکومت حضرت است، مى‏شود.
ثانیاً: گر چه اسامى برخى از جماعاتى که توسط حضرت واصحابشان به قتل مى‏رسند در روایات ذکر شده است، ولى این دلالت ندارد که قتل وکشتار در دسته‏ها وجماعات دیگر اتفاق نمى‏افتد وحضرت از کفار ومشرکان کسى را به قتل نمى‏رساند.
ثالثاً: بر فرض که روایات، ظهور در اختصاص کثرت قتل‏ها در مسلمین داشته باشد، این امرى غیرمنتظره نیست، بلکه مطابق با قواعد کلّى است؛ زیرا مطابق برخى از روایات، بسیارى از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد، وکثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاک‏سازى آنان از عناصر نامطلوب است. در میان امت اسلامى حجّت در تمام جوانب براى مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذرى پذیرفته نمى‏شود.
توضیح این مطلب اینکه: یکى از مشکلاتى که امام مهدى (ع) با آن روبه‏رو مى‏شود مشکل انحراف‏ها وبرداشت‏ها وتفسیرهاى نادرستى است که در راه وروش‏هاى دین خدا واصول وفروع احکام الهى پدید آمده وقرن‏ها در ذهن جامعه اسلامى نفوذ ورسوخ کرده است. این موضوع، مانعى عظیم بر سر راه امام مهدى (ع) است. مانع کفر وبى‏دینى وبى‏اعتقادى در برابر این مانع امرى ساده است. کفر به سلاحى مجهّز نیست وانسان بى اعتقاد حقّى را به نام اسلام واژگونه نیاموخته است، وبراى او اصل یا اصولى را نادرست تفسیر نکرده است، وچیزى را به شکل انحرافى ونادرست به نام دین خدا در ذهن جاى نداده است، وآیه یا حدیثى را به دلخواه خویش معنى نکرده است. ولى با مسلمان ومدّعى خداشناسى که تعالیم دین یا بخش‏هایى از آن را به گونه‏اى انحرافى آموخته ومعناى بسیارى از احادیث وآیات قرآنى را واژگونه فهمیده است، وبه اصول ومبانى وراه وروش‏هایى پاى‏بند ومعتقد است که در حقیقت ضدّ دین خدا وراه وروش پیامبران است، چگونه مى‏توان روبه‏رو شد؟ بخشى از برنامه‏هاى کشتار گسترده وفراگیر امام مهدى (ع) در جامعه‏هاى اسلامى شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافى -که در حقیقت ضدّ اسلام است- به جنگ با امام بر مى‏خیزند، وامام ناگزیر با قاطعیّت با آنان روبه‏رو مى‏شود وکار آنان را یکسره مى‏کند، البته در صورتى که از افکار واندیشه‏هاى نادرست خویش دست برندارند.
امام صادق (ع) فرمود: «... وإنّ القائم یخرجون علیه فیتأوّلون علیه کتاب اللَّه ویقاتلونه علیه»؛ «لیکن قائم [در هنگام رستاخیز خویش] با مردمى روبه‏رو مى‏شود که رو در روى او مى‏ایستند وآیه‏هاى کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل مى‏کنند، ودر همین راستا با او به نبرد بر مى‏خیزند.»( الغیبة، نعمانى، ص 297)

پرسش : آیا امام زمان‏علیه‏السلام بعد از ظهور با اعراب به جنگ برمى‏خیزد؟
پاسخ : مجلسى به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «ما بقى بیننا وبین العرب إلّا الذبح، وأومأ بیده إلى حلقه»؛ «بین ما وبین عرب چیزى به جز ذبح باقى نمى‏ماند. آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 349)
1 - ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیت: را به قتل خواهد رساند.
2 - احتمال دیگر اینکه امام صادق (ع) اشاره به جنایات وقتل وذبحى است که منصور عباسى در عصر آن حضرت نسبت به بنى‏هاشم وذریه پیامبر اکرم (ص) داشته است. ومطابق تاریخ تعداد زیادى از آنها را به قتل رسانید.

پرسش : اینکه امام زمان‏علیه‏السلام هنگام‏ظهوربر عرب شدید است به چه معناست؟
پاسخ : در غالب روایاتى که در آن سخن از سنت جدید، قضاوت جدید، امر جدید وکتاب جدید به میان آمده این تعبیر به چشم مى‏خورد: «على العرب شدید»، معناى این جمله چیست.
آنچه به ذهن مى‏آید -والعلم عند اللَّه تعالى- اینکه: حضرت مهدى (ع) قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامه‏اى اصلاحى وتوسعه همه جانبه، مقصد ومرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعى است که پیاده کردن این برنامه‏ها با مشکلات فراوانى همراه است، درگیرى با سفیانى‏ها ودجّال‏ها ودیگر منحرفان که با برنامه‏هاى حضرت به مقابله برخواهند خاست، در همین منطقه خواهد بود. طبیعى است که با چنین شرایطى برنامه حضرت در عصر سختى پیاده خواهد شد. لذا عرب سختى‏هاى فراوانى از آن خواهد کشید، گرچه امام زمان (ع) از امکانات اعجازى نیز استفاده وبهره خواهند برد. شاهد این معنا اینکه در برخى از روایات ذیل جمله «على العرب شدید» چنین آمده است: «ویل للعرب من شرّ قد اقترب» یعنى واى بر عرب از شرّى که بر او نزدیک شده است. واین ممکن است که به جهت اظهار ترحّم بر آنها باشد.( بحارالأنوار، ج 52، ص 294، ح 42)

پرسش : آیا امام زمان‏علیه‏السلام در مقابله خود با منحرفان، از منحرفان شیعه شروع مى‏کند؟
پاسخ : مفضل بن عمر مى‏گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى‏فرمود: «اگر قائم ما قیام کند از دروغ‏گویان شیعه شروع کرده، آنها را به قتل خواهد رساند».( اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 589)
در توجیه این حدیث مى‏گوییم:
اولاً: بعد از چشم‏پوشى از ضعف سند حدیث، مى‏دانیم که کلمه «شیعه» فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه ودیگر فرقه‏هاى شیعى را شامل مى‏شود، همان گونه که بر کسى که خود را به تشیّع نسبت داده ولى بعد از مدّتى از خطّ اهل بیت منحرف شده است اطلاق مى‏گردد. ابوالخطاب، مغیرة بن سعید، احمد بن هلال عبرتایى، ابن ابى‏العزاقر ودیگر منحرفین که ادعاى تشیّع داشتند، در حالى که اهل بیت: از آنها بى‏زار بودند از این دسته‏اند. لذا کشّى خبر فوق را تحت عنوان «ما روى فى محمّد بن ابى‏زینب» معروف به ابوالخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده مى‏شود، نقل کرده است. او کسى بود که احادیث زیادى از طرف امام در مورد لعن ونفرین او صادر شد واز خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.( همان، ص 591)
در نتیجه: مقصود از کذابین شیعه، همین افراد ویا فرقه‏هاى دیگر شیعه، غیر از امامیه‏اند که با نسبت‏هاى ناروا ودروغ، گروهى را منحرف کرده‏اند ولذا امامان شیعه آنها را لعن کرده وحکم به کفر آنها نموده واز آنها تبرّى جسته‏اند. وهنگام ظهور نیز امام زمان (ع) در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیاً: از آن جهت که حضرت مهدى (ع) مردم را دعوت به اسلام ناب محمّدى که در تشیّع اصیل متبلور است دعوت مى‏کند، باید در مرتبه اوّل منحرفین از این راه اصیل را از بین برده، تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانى که مقابله با آنها به مراتب سخت‏تر ودشوارتر از کفّار وصاحبان ادیان ومذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطى به راویان حدیث اهل بیت: ندارد، آن‏هایى که علوم اهل بیت را اخذ کرده وبا دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانى بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح وستایش قرار گرفتند که مى‏توان در رأس آنها از زراره، محمّد بن مسلم، برید عجلى، ابوبصیر نام برد.

پرسش : وظایف حضرت عیسى‏علیه‏السلام بعد از نزول از آسمان چیست؟
پاسخ : ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل مى‏کند که فرمود: «...او از آسمان فرود مى‏آید... با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده وخوک را مى‏کشد وجزیه وضع مى‏کند. خداوند در عصر او همه ملت‏ها به جز اسلام را نابود مى‏گرداند ومسیح دجال را نیز به هلاکت مى‏رساند. در روى زمین چهل سال درنگ مى‏کند وبعد از وفات، مسلمانان بر او نماز مى‏گزارند».( سنن ابى‏داوود، ج 2، ص 319، ح 4324 ؛ کنزالعمال، ج 14، ص 333، ح 38843)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. ومقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.( المسیح المنتظر ونهایة العالم، ص 240)

پرسش : حضرت عیسى‏علیه‏السلام بعد از نزول به چه شریعتى عمل مى‏کند؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مى‏شود که حضرت عیسى (ع) بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل مى‏کند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم در حالى که تصدیق کننده به محمّد (ص) وبر ملت او است نزول مى‏کند، آن گاه دجال را به قتل مى‏رساند...».( مسند احمد، ج 5، ص 13 ؛ المعجم الکبیر، ج 7، ص 221)
ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: «...وهنگامى که سر از رکوع برمى‏دارد «سمع اللَّه لمن حمده» مى‏گوید...».( صحیح ابن حبّان، ج 5، ص 223)

پرسش : منجى ورهبر در حکومت عدل توحیدى جهانى کیست؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - منجى ورهبر جهانى همان عیسى بن مریم است، ومنظور از مهدى نیز اوست.
2 - منجى ورهبر، مهدى موعود اسلامى است، که از او به مسیح نیز تعبیر شده‏است.
3 - منجى ورهبر، حضرت مهدى است که حضرت عیسى نیز از جانب خداوند به مساعدت او مى‏شتابد.
ادلّه احتمال اول
1 - لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات بخش ومنجى است لقب حضرت عیسى (ع) مى‏باشد.
2 - در برخى از اناجیل وروایات اسلامى به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.( انجیل متّى، 20-19/28)
3 - در برخى از روایات آمده: «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم»؛ «ومهدى به جز عیسى بن مریم نیست.»
اولاً: نامگذارى حضرت عیسى (ع) به مسیح بر استقلال او در برپایى حکومت عدل جهانى دلالت ندارد؛ زیرا نام «مسیح» را برخى از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند وقرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. ودیگر اینکه کافى است در لقب دادن حضرت عیسى به مسیح به جهت آنکه در تأسیس حکومت عدل جهانى مشارکت دارد.
ثانیاً: توافق اسلام ومسیحیت در بازگشت حضرت عیسى (ع) در آخرالزمان وطول عمر او دلالت بر استقلال ایشان در تشکیل حکومت ورهبرى ندارد.
ثالثاً: در مورد حدیث «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم» که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتى وجود دارد:
الف. این حدیث معارض با روایات متواترى است که مهدى را از ذریه رسول‏خدا (ص) معرفى کرده است.
ب. این روایت از منفردات محمّد بن خالد جندى است وتنها اوست که آن را نقل کرده است در حالى که او کسى است که به تعبیر آبرى، نزد اهل سنّت معروف نیست. وبه تعبیر حاکم نیشابورى، مجهول بوده ونقل حدیثش به جهت تعجب است.( المنار المنیف، ص 129) لذا قرطبى مى‏گوید: «احادیث نبوى که دلالت بر خروج مهدى (ع) از عترت پیامبر (ص) واز اولاد فاطمه (س) دارد اصحّ از این حدیث است وحکم، مطابق آن احادیث است».( التذکرة، ج 2، ص 299)
ابونعیم اصفهانى نیز حدیث را غریب مى‏داند.( حلیة الاولیاء، ج 9، ص 161)
دلیل احتمال دوم:
مسیح در لغت گر چه به معناى مسح شده است ولى این کلمه لقب کسى قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده وقابلیّت براى نجات عالم را دارد، ومطابق روایات این قابلیّت تنها براى حضرت مهدى (ع) است.
پاسخ:
اولاً: لقب دادن حضرت مهدى (ع) به «مسیح» به معنایى که ذکر شده گر چه امر معقولى است ولى در روایات به آن اشاره نشده است.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده مى‏شود که حضرت مسیح با تشریک مساعى با حضرت مهدى (ع) امر حکومت جهانى را به پیش خواهند برد.
ادلّه احتمال سوم:
از مجموعه قرائن وادله به دست مى‏آید که حکومت جهانى با رهبرى حضرت مهدى (ع) وتشریک مساعى حضرت عیسى (ع) بر پا خواهد شد زیرا:
1 - امام مهدى (ع) وارث طرح کامل حکومت عدل جهانى توحیدى از رسول اکرم (ص) است.
2 - در روایات اسلامى آمده است که حضرت عیسى از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده وامام مهدى (ع) را به عنوان امامت معرفى مى‏کند.
3 - حکمت اقتضا مى‏کند که رهبر حکومت جهانى از امت اسلام باشد.
4 - در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسى به کمک شخصى به نام «فرزند انسان» از آسمان فرود آمده وبا مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.

پرسش : زندگانى حضرت عیسى‏علیه‏السلام بعد از نزول چه مقدار است؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مى‏شود، حضرت عیسى بعد از نزول به زمین چهل سال عمر مى‏کند ودر این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز مى‏گزارند:
1 - ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «...او -مسیح- چهل سال در روى زمین مکث خواهد کرد وبعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز مى‏گزارند».( مسند احمد، ج 2، ص 406 ؛ سنن ابى‏داوود، ج 2، ص 319)
2- عبداللَّه بن عمر از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم به زمین فرود مى‏آید وازدواج مى‏کند وفرزنددار مى‏شود».( المنتظم، ج 2، ص 39)