ابتداى ظهور
پرسش : از کجا که مهدى موعود ظهور نکرده باشد؟
پاسخ : مطابق مباحثى که قبلاً به آن اشاره شد ما به مهدى موعود شخصى معتقدیم نه نوعى، یعنى به ظهور شخصى به نام مهدى (ع) فرزند امام حسن عسکرى (ع) با خصوصیات ظاهرى وباطنى اعتقاد داریم، ولذا هیچ گاه در تطبیق آن اشتباه نخواهیم کرد، خصوصاً آنکه معجزه نیز مؤیّد ومثبت وجود او است. وامامان از اهل بیت، نیز هر کدام خصوصیات او را ذکر نمودهاند.
البته ما منکر سوءاستفاده از مفهوم عالى مهدویت نیستیم، چنان که از مقام منیع ربوبیّت ومقام نبوّت نیز سوءاستفادههایى شده است. وظیفه ما است که امام زمان (ع) را با تمام اوصاف مشخّص شده از طرف پیامبر وامامان: بشناسیم تا فریب مدّعیان دروغین مهدویت را نخوریم.
پرسش : امام زمانعلیهالسلام چگونه از زمان مناسب ظهور خود آگاهى مىیابد؟
پاسخ : این سؤال گاه از دیدگاه شخص غیرشیعى مطرح گشته وگاه نیز از شخص شیعه امامى مطرح مىگردد. در صورتى که سؤال از شخص غیر امامى مطرح گردد دو گونه مىتوان به او پاسخ داد:
الف. اینکه این موضوع را باید همانند سایر مسائل اجتماعى بررسى کرد، به این معنا که هر گاه مصلحت اسلام وبشریّت اقتضاى ظهور حضرت را داشته باشد، به طور حتم امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد.
ب. اینکه امام (ع) از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تأیید است دستور ظهورش را مستقیماً از جانب او خواهد گرفت.
ودر صورتى که سؤال از شخصى امامى است در جواب سؤال او چند طرح ونظر داده شده است:
1 - اینکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت روایاتى که از آباء واجدادش رسیده آگاهى دارد. این احتمال در ادله نقلى به آن اشاره نشده است.
2 - اینکه امام (ع) به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهى دارد به این نحو که خداوند هنگام رسیدن وقت ظهورش معجزهاى ایجاد خواهد کرد و با آن، حضرت به وظیفهاش که همان ظهور است التفات پیدا مىکند. در روایات اشاره به این احتمال شده است:
راوندى مرسلاً از امام کاظم (ع) در حدیثى راجع به حضرت مهدى (ع) نقل کرده که فرمود: «... إذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه: أُخرج یا ولىّ اللَّه! فاقتل أعدآء اللَّه، وله سیف مغمّد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه السیف: أُخرج یا ولىّ اللَّه! فلایحلّ لک أن تقعد عن أعدآء اللَّه...»؛ «هر گاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که اى ولّى خدا! خروج کن ودشمنان خدا را به قتل برسان. وبراى او شمشیرى است، هنگامى که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بیرون مىآید وحضرت را ندا داده، مىگوید: اى ولىّ خدا! خروج کن، که براى تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنى.»( خرائج وجرائح، ج 3، ص 1167، ح 64 ؛ کمال الدین، ص 155 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 311، ح 4)
صدوق نیز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادق (ع) درباره تفسیر جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «... إنّ منّا إماماً مستتراً، فإذا أراد اللَّه عزّوجلّ إظهار أمده نکت فى قلبه نکتة وأمر بأمر اللَّه عزّوجلّ»؛ «همانا از ما امامى است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غیبت به در آورد، در قلب او علامتى مىنهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد.»( کمالالدین، ص 349، ح 42 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 57، ح 49 ؛ کافى، ج 1، ص 343، ح 30)
در حدیثى از امام زمان (ع) رسیده که فرمود: «علمنا على ثلاثة أوجه: ماضٍ وغابر وحادث، أمّا الماضى فتفسیر، وأمّا الغابر فموقوف، وأمّا الحادث فقذف فى القلوب ونقر فى الأسماع وهو أفضل علمنا...»؛ «علم ما اهل بیت بر سه نوع است: علم به گذشته وآینده وحادث. علم گذشته، تفسیر است. علم آینده، موقوف است. وعلم حادث، انداختن در قلوب وزمزمه در گوشهاست. این بخش بهترین علم ماست...».( دلائل الامامه، ص 524، ح 495)
3 - اینکه حضرت مهدى (ع) با آن ذکاوت وخُبْرَوِیّتى که دارد وقت ظهور را دریابد.
احتمال دوّم مطابق روایات وعقل است.
پرسش : حکمت معین نبودن وقت ظهور حضرت چیست؟
پاسخ : گاهى این سؤال در ذهن انسان خطور مىکند که چرا وقت ظهور در منابع اسلامى معین نشده است؟ در جواب این سؤال مىگوییم:
1 - کسى که منتظر شخص دوستداشتنى است ووقت آمدن او را نمىداند همیشه در حال انتظار است، همیشه آماده است، همیشه درصدد پیاده کردن دستورات او در خود واجتماع است. ولى در صورتى که زمان رسیدن او را بداند خصوصاً آنکه بداند که بسیار دور است، مأیوس شده وهرگز خود را به این زودى آماده نمىکند.
2 - معین نبودن وقت ظهور، یک نوع امتحانى است براى مردم تا معلوم گردد آیا مردم با این همه سختىهاى مختلف، روحیه خود را از دست مىدهند یا خیر.
3 - گاه مصلحت در تقدیم وتأخیر زمان غیبت است که این معنا با معین بودن زمان ظهور سازگارى ندارد. ولذا در قصه حضرت موسى (ع) به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سى روز تا چهل روز، عدهاى به انحراف کشیده شدند.
4 - در صورت معین بودن ظهور، دشمنان حضرت (ع) درصدد تدارک برآمده وبا حضرت در همان زمان به مقابله برخواهند خواست. لذا در روایات اسلامى از عنصر «ناگهانى بودن ظهور» به عنوان عنصر اساسى در پیروزى حضرت یاد شده است.
امام صادق (ع) به ابن النعمان فرمود: «اى پسر نعمان! به راستى عالم نمىتواند به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد... پس عجله نکنید، به خدا سوگند! سه بار این امر -امر فرج- نزدیک شد ولى به جهت آنکه شما آن را فاش کردید خداوند آن را به تأخیر انداخت. به خدا سوگند! نزد شما سرّى نیست مگر آنکه دشمنان شما به آن از شما آگاهترند».
5 - در صورت عدم تعیین وقت ظهور، حالت انقطاع وتوجه وتضرّع خاصّى بر انسانها حاکم خواهد شد، که چه بسا این امر سبب تعجیل در فرج امام زمان (ع) گردد. ولى اگر وقت ظهور به طور قطع مشخّص باشد دیگر از این اثر معنوى خبرى نیست.
6 - از آنجا که وقت ظهور همانند علایم ظهور، متعلّق «بدا» واقع مىشود، لذا نباید به طور دقیق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به کارهایى تشویق شوند که مؤثّر در ظهور امام زمان (ع) است.
7 - از آنجا که ممکن است ظهور حضرت به طول انجامد، لذا وقت آن معین نشده است تا مردم مأیوس نباشند وبا احتمال ظهور حضرت در هر لحظه حالت انتظار مثبت را از دست ندهند.
پرسش : آیا تعیین وقت ظهور صحیح است؟
پاسخ : تعیین تاریخ ظهور امام زمان (ع) به چند نحو متصور است:
1 - اینکه تاریخ ووقت ظهور حضرت را به طور دقیق وتفصیلى معین کنیم که در فلان سال، وفلان ماه وفلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است، زیرا در هیچ روایتى به آن اشاره نشده است ومضافاً به اینکه در برخى از احادیث تعیین کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است.
2 - اینکه موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد، به اینکه بگوییم: هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالى نداشته وصحیح است.
3 - اینکه از طریق قواعد حساب وجفر، به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده واز آن خبر دهیم. این احتمال گر چه در برخى روایات به آن اشاره شده ولى از سند معتبرى برخوردار نیست. خصوصاً آنکه تاریخ ظهور، ممکن است مورد بدا واقع شود.( بحارالأنوار، ج 52، ص 106، ح 13)
4 - اینکه مطابق برخى از روایات به طور کلّى واجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:
طبرسى از امام صادق (ع) نقل کرده که: «لایخرج القآئم إلّا فى وتر من السنین، سنة إحدى أوثلاث أوخمس أوسبع أوتسع»؛ «قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.»( اعلام الورى، ج 2، ص 286 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 291، ح 36)
ونیز به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «ینادى باسم القآئم فى لیلة ثلاث وعشرین من شهر رمضان ویقوم فى عاشورآء، وهو الّذى قتل فیه الحسین بن على (ع)...»؛ «به اسم قائم در شب بیست وسوّم ماه رمضان ندا داده خواهد شد ودر روز عاشورا قیام خواهد کرد، وآن روزى است که حسین بن على در آن روز به شهادت رسید.»( همان)
پرسش : آیا جمله «کما ملئت ظلماً وجوراً» با صالح بودن مردم منافات دارد؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق مىگوییم:
اولاً: در بیشتر روایات جمله «کما ملئت...» به کار رفته نه «بعد ما ملئت»، واین جمله در حقیقت تشبیه حکومت پر از عدل است به حکومتى پر از ظلم، یعنى چگونه حکومتى پر از ظلم مىشود، همان گونه که حکومت حضرت پر از عدل خواهد بود.
ثانیاً: گسترش ظلم وتعدى وتجاوز، به نحو سببیت براى ظهور در این روایات ذکر نشده است، بلکه به عنوان شرط مقارن ظهور است.
ثالثاً: در این روایات خبر از واقعیتى خارجى هنگام ظهور مىدهد، نه اینکه مردم را تشویق به ظلم کند تا با گسترش آن، حضرت ظهور کند، بلکه ما وظیفه داریم گسترش دهنده عدالت، یعنى همان چیزى باشیم که حضرت به جهت آن ظهور مىکند ودر این امر بزرگ سهیم شویم.
پرسش : معناى ظهور امام زمانعلیهالسلام چیست؟
پاسخ : در اینکه معناى ظهور امام زمان (ع) چیست، سه احتمال داده شده که قابل جمع است:
1 - اینکه مقصود از ظهور، بروز وانکشاف بعد از محجوب بودن واستتار باشد. این معنا مختص فهم شیعى است که معتقد به غیبت براى امام زمان (ع) است.
2 - اینکه مقصود اعلان انقلاب وقیام به جهت پیاده کردن اسلام ناب ودر سایه حکومت عدل باشد. این مفهوم با دیدگاه امامى ودیگران نیز سازگارى دارد.
3 - مقصود از ظهور، پیروزى وسیطره بر عالم است. این معنا بعد از آن حاصل مىشود که حضرت از پرده غیبت به در آمده وامور او مرتّب گردد.
پرسش : مراد از ظهور اصغر واکبر چیست؟
پاسخ : همان گونه که براى تثبیت وجا افتادن غیبت کبرا، خداوند متعال براى امام زمان (ع) غیبت صغرا را مقدّر کرد تا زمینه براى غیبت کبرا فراهم گردد، در مورد ظهور حضرت نیز گفته شده که قبل از ظهور اکبر، خداوند براى ایجاد آمادگى براى آن، ظهور اصغرى را پیشبینى کرده است.
به این معنا که خداوند مدّتى قبل از ظهور اکبر، سطح علمى مردم را در طبقات مختلف جامعه بالا مىبرد تا براى درک عصر حضرت مهدى (ع) قابلیت لازم را پیدا نمایند. این آمادگى از دو طریق حاصل مىشود:
1 - بالا بردن شعور وآگاهى مردم نسبت به احتیاج داشتن حکومت جهانى توحیدى.
2 - بالا بردن سطح علمى مردم براى پذیرش چنین حکومتى.
پرسش : چه عواملى زمینهساز حکومت واحد جهانى است؟
پاسخ : ممکن است گفته شود با توجه به تشتّت آرا واختلاف مذاهب وتنوع حکومتها وناسازگارى آنها نسبت به یکدیگر، تشکیل حکومت واحد جهانى ممکن به نظر نمىرسد؛ چگونه مىتوان همه میلتها را تحت حکومت واحدى جمع کرد. نه تنها تشکیل حکومت واحد جهانى ممکن ومیسور است، بلکه امرى حتمى ولازم به نظر مىرسد وعلل وعوامل زیادى در زمینه سازى آن دخیل مىباشند:
1 - خطر جنگ وخونریزى که همواره مانند کابوس وحشتناکى بر سر جوامع انسانى سایه افکنده، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان ویکپارچگى همه امتها برطرف مىشود.
2 - به تصریح دانشمندان «تضاد منافع» ریشه اصلى واوّلى برخوردهاى خونین وپیکارهاى سهمگین حکومتها با یکدیگر است. حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت، عدل وانصاف براى کلّ جامعه بشرى است، همگى به سوى حکومت عدل جهانى سوق داده مىشوند.
3 - یکى دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانى، تکامل عقول وادراکات بشر است که به نوبه خود مىتواند زمینهساز حکومت جهانى گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوى کمال وترقّى وتکامل عقلانى است وهم در هنگام ظهور حضرت مهدى (ع) به کمال نهایى خود نایل مىگردد، ولذا مىتوانند با یکدیگر تألّف کرده وبه حکومت جهانى تن دهند، زیرا همه تعارض وتزاحمها از ناحیه کم عقلى وجهل وکمخردى است.
پرسش : ظرفیت کلّى براى ظهور حضرت مهدىعلیهالسلام چیست؟
پاسخ : شکى نیست که هر کار اجتماعى احتیاج به آماده کردن ظرفیتهاى مناسب دارد. در مورد ظهور منجى کل بشرى که پدیده اجتماعى عظیمى است احتیاج به تحقق مقدمات وشرایط خاصى است؛
1 - پیشرفت دینى در میان امت اسلامى ولو در طبقه خاصى از آنها.
2 - گسترش انحراف عمومى در بین مردم.
3 - گسترش ظلم وفساد در سطح عموم ودر نتیجه دور شدن مردم از دین ومتابعت از هواى نفس.
4 - پیشرفت بشر در صنعت وتکنولوژى.
5 - آماده شدن یاران خاص حضرت براى نصرت ویارى او.
پرسش : امام زمانعلیهالسلام در ظاهر با چه سنّى ظهور مىکنند؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه وسنّى، امام زمان (ع) در حالى که ظاهر او جوان وبه سنّ چهل سالگى است ظهور خواهند کرد. اینک به برخى از روایات اشاره مىکنیم:
1 - ابن صباغ مالکى به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که در حدیثى فرمود: «مهدى از اولاد من با سن چهل سال است...».( الفصول المهّمة، ص 217)
2 - شیخ صدوق؛ به سندش از اباصلت هروى نقل مىکند که گفت: به امام رضا (ع) عرض کردم: قائم شما هنگام خروج چه علامتى دارد؟ حضرت فرمود: «علامت او این است که او از حیث سنّ پیر است ولى در ظاهر جوان نشان داده مىشود، به حدى که هر گاه کسى به او نظر مىافکند گمان مىکند که او سى ساله یا کمتر است. واز جمله علامات او آن است که به مرور ایام وشبها پیر نمىشود تا آنکه مرگ او فرا رسد».( کمال الدین، ص 652، ح 12)
نعمانى به سندش از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد؛ زیرا در حالى که جوان رشیدى است به سوى آنها باز مىگردد...».( الغیبة، نعمانى، ص 188)
ممکن است روایاتى که اشاره به سن چهل سالگى دارد مقصود آن باشد که جسد وجسم او در حدّ کمال است؛ زیرا بدن تا چهل سالگى به کمال رشد خود مىرسد. گر چه برخى روایات نیز به سنّ 18 سالگى و51 سالگى اشاره کرده است ولى روایت اوّل از محمّد بن حمیر نقل شده نه از یکى از معصومین:.
وروایت دوّم گر چه از پیامبر اکرم (ص) نقل شده ولى از صحت سند برخوردار نیست، خصوصاً آنکه هر دو روایت با روایات مستفیضى که دلالت بر ظاهر چهل سالگى دارد مخالف است.
پرسش : خصوصیات جسمى امام زمانعلیهالسلام هنگام ظهور چگونه است؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات سنّى وشیعى، امام زمان (ع) هنگام ظهور داراى صفات وخصوصیات جسمى خاص است از قبیل:
1 - أجلى الجبهه: یعنى پیشانى وسیع وعریض.( سنن ابى داوود، ج 2، ص 422)
2 - اقنى الأنف: وسط بینى او برآمده ولى دو سوراخ آن تنگ است.( همان)
3 - کأنّ وجهه کوکب درّى: گویا صورت او همانند ستارهاى درخشان است.( الفصول المهمة، ص 317)
4 - اللون لون عربى: با چهرهاى گندم گون.( البیان، ص 94)
5 - افرق الثنایا: ما بین دندانهاى او باز است.( همان، ص 96)
6 - اکحل العینین: مژههاى او سیاه است.( همان)
7 - براق الثنایا: با دندانهاى سفید.( همان)
8 - أزج الحاجبین: با ابروانى کشیده وباریک.( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 147)
9 - مربوع القامة: قامتش متوسط.( الغیبة، نعمانى، ص 281 ؛ ارشاد مفید، ص 342)
10 - الجسم جسم اسرائیلى: جسم او تنومند است.( البیان، ص 94)
11 - على خدّه الایمن خال اسود: بر گونه راست او خالى سیاه است.( الفصول المهمة، ص 317.)
پرسش : آیا علایم قریب براى ظهور، با اینکه حضرت به طور ناگهانى ظهور مىکند منافات دارد؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات، ظهور وقیام حضرت مهدى (ع) به طور ناگهانى خواهد بود، واین از عنایات خداوند در حق آن حضرت است تا دشمنان را غافلگیر کرده وجلو تدابیر آنها را گرفته وهر گونه اقدامى را بر ضد حضرت از آنها سلب کند.
طبرسى توقیعى را از ناحیه مقدسه به شیخ مفید؛ نقل کرده که در آخر آن چنین آمده است: «هر کس باید کارى کند که محبت ما را به خود جذب کرده واز کارى که کراهت وسخط ما را بر مىانگیزد دورى کند. پس همانا امر ما یک دفعه وبه طور ناگهانى اتفاق خواهد افتاد».( احتجاج، ج 2، ص 324)
در توجیه اشکال فوق مىگوییم:
علایم قریب براى ظهور حضرت مهدى (ع) همانند نداى آسمانى وفرورفتن زمین بیدا با اهلش ودیگر علایم، براى آگاهى مخلصین ومؤمنان است، تا از قرب ظهور آگاهى داشته باشند، ولذا ظهور براى آنها ناگهانى نخواهد بود. آرى عنصر اتفاق وظهور ناگهانى براى دشمنان حضرت مهدى (ع) است تا از این غفلتى که خداوند در آنها قرار مىدهد حضرت بتواند به مقاصد عالى خود که همان سلطه بر ظالمان وگسترش عدل وداد است برسد.
پرسش : خداوند متعال چه عنایتى به جهت پیروزى حضرت مهدىعلیهالسلام هنگام ظهور انجام خواهد داد؟
پاسخ : مطابق روایات، خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان (ع) امدادهاى غیبى را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است:
1 - عنصر ناگهانى وغفلت دشمنان
مطابق روایات، حضرت هنگامى ظهور مىکنند که دشمنان، همه از ظهور او غافلند. ودر دانش نظامى این مطلب به خوبى روشن است که چقدر عنصر غفلت وناگهانى هجوم در پیروزى بر دشمن تأثیر دارد.
امام زمان (ع) در توقیعى که به شیخ مفید؛ فرستاد فرمود: «...پس همانا امر ما به طور ناگهانى است...».( احتجاج، ج 2، ص 324)
2 - ایجاد رعب ووحشت
یکى دیگر از راههاى نفوذ بر دشمن که در علم نظامى از آن بهرهگیرى فراوان مىشود ایجاد ترس وخوف ورعب در قلوب دشمن است، تا از این راه تسلیم گردند.
نعمانى به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «أمر اللَّه عزّوجلّ أن لاتستعجل به حتّى یؤیده [اللَّه] بثلاثة [أجناد]: الملائکة، والمؤمنین، والرعب»؛ «خداوند عزّوجلّ امر نمود تا به آن عجله نکنى تا اینکه او -مهدى (ع)- را به سه لشکر تأیید نماید: ملائکه، مؤمنین ووحشت.»( الغیبة، نعمانى، ص 198)
3 - جذب تمام مسلمین
یکى دیگر از تأییدات الهى در حقّ حضرت آن است که به عنایت الهى از راهى قیام خود را شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است. از جمله آنکه:
الف. ظهور خود را از مسجدالحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب. خطابهاى که در مسجدالحرام هنگام ظهورش مىخواند به امور مشترک واتفاقى بین مسلمانان اشاره دارد.
ج. قیام خود را با همان شعارهاى رسول خدا (ص) شروع مىکند.
د. مطالبه خون امام حسین (ع) مىکند.
4 - تأیید از جانب ملائکه
از جمله تأییدات الهى نسبت به حضرت مهدى (ع) کمک فرستادن ملائکه براى یارى حضرت وقتال به همراه حضرت بر ضدّ ظالمان است.
گنجى شافعى به سند خود از على بن ابىطالب (ع) در حدیثى در رابطه با مهدى (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند او را با سه هزار از ملائکه یارى خواهد کرد...».( البیان، ص 96)
قندوزى حنفى از کتاب «اسعاف الراغبین» صبان نقل کرده که در روایات فراوان آمده است که هنگام ظهور حضرت بر بالاى سر او فرشتهاى ندا مىدهد: «این خلیفه خداست او را متابعت وپیروى کنید... وهمانا خداوند متعال او را با سه هزار فرشته یارى خواهد کرد...».( ینابیع الموده، ص 563)
نعمانى به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند متعال او -مهدى (ع)- را با سه لشکر یارى خواهد کرد: با ملائکه...».( الغیبة، نعمانى، ص 128)
این تأیید به نوبه خود در توجه مردم به حضرت نقش به سزایى دارد، زیرا هنگامى که مخالفان مشاهده کنند که حضرت مشمول نصرت فرشتگان خداوند است ترس سراسر وجود آنها را فرا گرفته وپى به الهى بودن این قیام خواهند برد ودر نتیجه طوعاً یا کرهاً خود را تسلیم حضرت مىکنند.( همان)
پرسش : اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مىکند کجاست؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه واهل سنّت اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مىکند بین رکن ومقام است.
سیوطى به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «مهدى از مدینه به سوى مکه خروج مىکند، مردم از او مىخواهند که از میانشان خروج کند آن گاه با او بین رکن ومقام بیعت مىکنند در حالى که کراهت دارد...».( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 152)
شیخ طوسى به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، ایستاده بین رکن ومقام مشاهده مىکنم...».( همان، ص 102)
این اخبار به جهت کثرت وتظافر آنها قابل اثبات تاریخى است.
پرسش : حضرت مهدىعلیهالسلام بعد از ظهور چه عملى انجام مىدهند؟
پاسخ : مطابق روایات، بعد از ظهور، بین رکن ومقام خطبهاى خوانده، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت مىنماید:
نعمانى به سندش از جابر بن یزید جعفى از امام باقر (ع) نقل کرده که در حدیثى طولانى فرمود: «وقائم در آن روز در مکه است، تکیه بر بیتالحرام داده وبه آن پناه مىبرد. آن گاه ندا مىدهد: «یا أیّها الناس!...».( الغیبة، نعمانى، ص 150)
مجلسى به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «همانا او -امام زمان (ع)- به سوى مسجدالحرام به حرکت در مىآید ودر آنجا کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز مىگزارد وبا تکیه بر حجرالأسود حمد خدا وثناى او را به جاى آورده ویادى نیز از پیامبر کرده وبر او درود مىفرستد. آن گاه سخنى را آغاز خواهد کرد که هرگز کسى چنین سخن نگفته است...».( بحارالأنوار، ج 13، ص 180)
نعمانى به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که در حدیثى فرمود: «گویا بر او نظر مىکنم در حالى که بین رکن ومقام مردم با او بیعت مىکنند...».( الغیبة، نعمانى، ص 139)
پرسش : اوّل کسى که با حضرت مهدىعلیهالسلام بیعت مىکند چه کسى است؟
پاسخ : مطابق روایات، اول کسى که با حضرت مهدى (ع) بیعت مىکند جبرئیل است.
ابان بن تغلب از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «همانا اول کسى که با قائم (ع) بیعت مىکند جبرئیل است...».
طبرسى از ابىعبداللَّه (ع) نقل کرده که در حدیثى فرمود: «...پس خداوند عزّوجلّ جبرئیل را مىفرستد تا نزد او آمده وسؤال کند، به او مىگوید: به چه چیزى دعوت مىکنى؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر مىدهد. جبرئیل مىگوید: پس من اوّل کسى هستم که با تو بیعت مىکنم. آن گاه مىگوید: کف دستت را بده، وآن را بر دست خود مسح مىکند...»( احتجاج، ص 431)
در اینکه بیعت جبرئیل به چه معنا است، دو احتمال وجود دارد:
1 - معناى رمزى: به این معنا که مقصود از آن تأیید الهى براى حضرت است، زیرا جبرئیل بزرگترین نماینده الهى است. ولى این معنا در صورتى صحیح است که حمل بر معناى صریح وظاهر آن ممکن نباشد، در حالى که چنین نیست.
2 - معناى رایج: به این معنا که مقصود به بیعت همان معناى رایج آن است که مردم با خلیفه ودیگران انجام مىدهند. وفایده آن دو چیز است:
الف. توجه مردم به لزوم بیعت با حضرت.
ب. تأیید حرکت وقیام امام زمان (ع).
پرسش : آیا جبرئیل بعد از وفات رسول خداصلى الله وعلیه وآله عهد کرده که بر زمین نازل نشود؟
پاسخ : اربلى در «کشف الغمه» از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «جبرئیل نزد رسول خدا (ص) به جهت عیادت آمد وعرض کرد: سلام بر تو اى محمّد! این آخرین روزى است که به سوى دنیا فرود مىآیم».( کشف الغمه، ج 1، ص 19و18)
ونیز از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «هنگامى که وفات رسول خدا (ص) نزدیک شد... در آن هنگام جبرئیل گفت: اى محمّد! این آخرین نزول من به دنیا بود...».( همان)
اولاً: همه این روایات مقید به قیدى است وآن اینکه تا مادامى که مصلحتى در بین نباشد.
ثانیاً: مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحى دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمىشود، زیرا شریعت با رحلت ایشان کامل خواهد شد.
ثالثاً: بر فرض تعارض، روایات نزول حضرت جبرئیل وبیعت با امام زمان (ع) از حیث تعداد بیشتر بوده واز حیث سند صحیحتر است.
پرسش : مقصود از اصلاح امر حضرت مهدىعلیهالسلام در یک شب چیست؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه وسنّى، خداوند متعال امر حضرت مهدى (ع) را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند عزّوجلّ امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود».
ونیز از امام حسین (ع) نقل است که فرمود: «قائم ما اهل بیت [کسى است که] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».
ابن ماجه از امام على (ع) نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «مهدى از ما اهل بیت است که خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».( سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر وپیروزى را در اسرع وقت، ودر یک شب فراهم کرده واو را مأمور به ظهور خواهد نمود. واولین اقدامى که براى او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولى چیزى که باقى مىماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح وآماده مىشود در حالى که مطابق روایات، گروهى همانند جیش سفیانى ودجال ودیگران به مبارزه با او خواهند پرداخت.
اولاً: ممکن است مقصود از «یک شب» که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان (ع) باشد.
ثانیاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت (ع) پیروزى در یک شب باشد.
ثالثاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت، تنها مقدمهسازى براى اعلان ظهور باشد، گر چه پیروزى نهایى به طول انجامد.
رابعاً: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت وبا اعجاز انجام مىگیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.
پرسش : غلبه بر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است؟
پاسخ : اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنى 313 نفر اشاره شده است، ولى پیروزى آنان بر مستکبران به رهبرى حضرت مهدى (ع) از جهاتى دور از انتظار نیست زیرا:
1 - در روایات به یاران دیگرى در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدى (ع) ظهور نخواهد کرد.
2 - غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد، زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند.( سوره بقره، آیه 249)
3 - از طریق علل واسباب عادى وظاهرى نیز حصول چنین فتح وپیروزى امرى دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعى ظهور خواهند کرد که اوضاع واحوال اجتماعى، اخلاقى وسیاسى کاملاً مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگى از نظامهاى مختلف وقتل وغارتها به تنگ آمدهاند، ولذا در انتظار چنین حکومتى به سر مىبرند، ومردم به مجرّد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت وحکومتش روى خوش نشان مىدهند، وایشان تنها با گروه خاصى درگیر خواهند شد.
4 - از آنجا که جهان به مانند دهکدهاى کوچک درآمده وهر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگتر خواهد شد، لذا با به دست گرفتن نقطههاى کلیدى وبا استعانت از خداوند متعال، حکومت جهانى حضرت تحقق خواهد یافت.
پرسش : آیا پیروزى حضرت مهدىعلیهالسلام بر مخالفان وگسترش حکومتش همراه با اعجاز است؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - اینکه نصرت حضرت وپیاده کردن حکومت جهانى تماماً با اعجاز وقدرت خارقالعاده الهى باشد. ولى این احتمال از جهاتى قابل مناقشه است:
الف. اگر اعجاز راه صحیحى براى دعوت الهى بود، حضرت مىتوانست در خلال غیبت صغرا از آن براى سیطره بر عالم استفاده کند.
ب. با اعجاز احتیاج به تعداد زیادى از اصحاب نیست.
ج. مطابق برخى روایات بین حضرت ومخالفینش جنگ وخونریزى شدیدى در خواهد گرفت، ودر صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2 - اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدى (ع) به صورت عادى بر دشمنان خود غالب شده وحکومت عدل جهانى را گسترش دهد، بدون آنکه کوچکترین کمکى از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالى از اشکال نیست زیرا مطابق روایات، حضرت مهدى (ع) مورد عنایت وتأیید خاص الهى در جهت ظهورش خواهد بود.
3 - با ردّ دو احتمال پیشین به این نتیجه مىرسیم که نصرت حضرت به طور طبیعى وعادى خواهد بود، گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئى وخاصّى از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که مىدانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم وستم فراوان است، واز طرفى از حیث فرهنگى ورشد عقلانى، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است، ولذا به دنبال چنین رهبرى الهى مىگردد که با لبیک به دعوتش از او پیروى نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتى که دارند نمىتوانند در مقابل اراده ملتها بایستند. اگر مردم همگى یکپارچه ویک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده ودعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامى که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعى خبر قیام مصلحى جهانى را بشنوند به او گرویده واز او حمایت خواهند کرد، وکسى نمىتواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. گر چه هر کجا که مانعى خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
ولذا در روایات آمده است که امام زمان (ع) با نصرت وترسى که در دل دشمنان مىافتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادى باشد؛ زیرا با نصرت مردم که به عنایت خداوند واقبال مردم است، چنان رعبى در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود.
امیر مؤمنان على (ع) مىفرماید: «هنگامى که حضرت مهدى (ع) ظهور مىکند نام مبارکش بر سر زبانها خواهد بود، ووجود مردم سرشار از عشق به مهدى است، به گونهاى که جز نام او هیچ نامى در یاد وزبان آنان نیست، وبا دوستى او روح خود را سیراب مىکنند».( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 68)
پرسش : آیا حضرت مهدىعلیهالسلام با شمشیر قیام خواهد کرد؟
پاسخ : برخى سؤال مىکنند که مطابق برخى روایات، امام زمان (ع) با شمشیر قیام خواهد کرد وبا آن به مقابله با مخالفان حق وحقیقت وظالمان خواهد پرداخت. این مسأله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعى جدید ومخرّب که مىتواند کلّ کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده ومقابله کند.
اصل این مسأله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «... وأمّا شبهه من جدّه المصطفى (ص) فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله(ص) والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب...»؛ «وامّا شباهت مهدى به جدّش مصطفى (ص) به خروج با شمشیر وکشتن دشمنان خدا ودشمنان رسولش وجبّاران وطاغوتها است. وهمانا او به توسط شمشیر وترس نصرت ویارى خواهد شد...».( بحارالأنوار، ج 51، ص 218)
ولى بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟آیا شمشیر موضوعیّت وخصوصیّت دارد، یا اشاره به چیزى دیگر است؟
اولاً: چه اشکالى دارد که شخصى با شمشیر ولى همراه با اعجاز الهى که حضرت را مساعدت مىکند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیاً: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوّت واسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال اسلحهاى به جز شمشیر نداشته وهرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمىکرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است.
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف. اینکه امام زمان (ع) نیز به قدرت واعجاز الهى ویا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان وظالمان استفاده مىکند.
ب. احتمال دیگر آن است که امام زمان (ع) با تسلط بر مراکز تصمیمگیرى واز کار انداختن وسایل جنگى آنها که با هستههاى مرکزى ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مىاندازد.
ثالثاً: مطابق برخى روایات، شمشیرهاى اصحاب حضرت از آهن است، ولى نه مثل این آهنهایى که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به گونهاى است که اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم مىکند. وبنابر تعبیر دیگر، وسیله دفاعى آنان به گونهاى است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.( بصائر الدرجات، ص 141)
لذا ممکن است اسلحهاى را که حضرت ویاورانش به کار مىبرند از وسایلى باشد که بتواند همه دستگاههاى دشمنان را از کار بیندازد ولى در مقابل، هیچ دستگاهى بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان، بشقاب پرندهها واشیاى نورانى شناخته نشده را مشاهده مىکنیم.
رابعاً: پیروزى عمده امام زمان (ع) وسیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمى به سوى ایشان است. ودیگر از راه ترس ورعبى است که خداوند در قلوب مخالفان وظالمان قرار مىدهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم مىشوند، خصوصاً آنکه در ابتداى ظهور، وقتى مقدارى از معجزات حضرت را مشاهده کردند مىفهمند که امر او الهى است ونمىتوان با مرد الهى مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت مىشوند وگروه اندکى نیز که به مخالفت ومقابله مىپردازند نابود مىشوند.
خامساً: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدى (ع)، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقى مانده باشد؛ زیرا ممکن است که در اثر حوادث وآشوبها وجنگهاى جهانى که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق مىافتد این اسلحهها نابود شود.
سادساً: جنگها وکشتارهاى بىرحمانه، نتیجه جهل وضلالت وبى خردى بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، بر فرض که سلاحهاى خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمىگیرند؛ ونیروهایى که آن سلاحها را در اختیار دارند پى به حقّانیت حضرت برده ویا با ایجاد رعب ووحشت که در دلشان قرار مىگیرد از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خوددارى مىکنند.
پرسش : کشتارى که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتى اشاره دارد؟
پاسخ : اخبارى که در آنها، کشتار در حجم وسیعى را مطرح کردهاند بر دو قسم است:
الف. قسمتى از آنها مربوط به ملاحم وفتنههاى قبل ظهور است وهیچ گونه ارتباطى به دوران ظهور ندارد وتنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است.
ب. دستهاى دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور وحکومت امام زمان (ع) است.
این نوع روایات نیز بر دو گونهاند:
1 - روایاتى که از طریق عامه واز نبویّات است وبیشتر آنها مشکل سندى دارد، به طورى که بعضى از آنها مرسل، وبرخى دیگر به پیامبر (ص) منتهى نمىشود، بلکه از افرادى مانند کعبالاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفى وارد کتابهاى روایى شدهاند. عالمى از اهل سنّت مانند ابنکثیر، هنگامى که به روایات امثال کعبالاحبار مىرسد مىگوید: «خدا ما را از این همه اخبار دروغى که وارد تفسیرها وکتابهاى روایى و... شده، بىنیاز کند...».( تفسیر ابنکثیر، ج 4، ص 17)
2 - روایاتى که از طرق اهل بیت: نقل شده ویا در کتابهاى شیعه ذکر شده است. در این کتابها، اخبار منقول از اهل بیت: وبرخى دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهى نمىشود.
پرسش : حجم کشتارها وخونریزىها در هنگام قیام حضرت مهدىعلیهالسلام چه مقدار است؟
پاسخ : نمىتوانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمان (ع) هیچ گونه قتل وکشتارى رخ نمىدهد؛ زیرا مسلّماً این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها ودشمنان سر راه آن حضرت میسّر نخواهد شد.
ولذا در روایات مشاهده مىکنیم که اهل بیت: بر اصل قتل وخونریزى هنگام ظهور وقیام حضرت اشاره کردهاند.
بشیر بن ابىاراکه نبّال مىگوید: هنگامى که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابوجعفر امام باقر (ع) رفتم... عرض کردم: مرجئه مىگویند: هنگامى که قیام قائم روى دهد همه کارها براى او هموار خواهد شد وبه اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمىریزد. حضرت فرمود: «... کلّا والّذى نفسى بیده حتّى نمسح وأنتم العرق والعلق...»؛( الغیبة، نعمانى، ص 283 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 356)
«هرگز چنین نیست، سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا مىانجامد که ما وشما عرق وخون بسته شده را پاک خواهیم کرد.»
به این مضمون روایات دیگرى نیز رسیده است. ولى از طرفى دیگر تاریخ گواهى مىدهد که پیامبر اسلام (ص) وامامان اهل بیت: سعى داشتهاند امور را به طور عادى واز مسیر طبیعى آن انجام دهند، وحتّىالامکان دست به شمشیر نبرند، زیرا هدف آنان ارشاد وهدایت مردم است، جز آنکه گسترش عدل در جامعه اقتضاى کشت وکشتارى گر چه در حدّ محدود را دارد، وقرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حلّ شود، ولى اندیشه افراطى نیز در این مسأله صحیح نیست وهرگز دلیلى عقلى وعقلایى ونقلى بر گستردگى کشتارها در حدّى وسیع وجود ندارد، خصوصاً آنکه مطابق ادعاى برخى، از هر نه نفر هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته مىشوند.!
پرسش : مطابق روایات شیعه، قتلها در چه وقتى خواهد بود؟
پاسخ : با توجه به احادیث اهل بیت: پى خواهیم برد که جهان اندکى قبل از ظهور شاهد جنگهاى خونین خواهد بود. ولذا مىتوان گفت که مردم با مشاهده ومواجهه با این جنگها به استقبال مصلحى عالمى خواهند رفت، وحضرت نیز از این موقعیت استفاده کرده وبا کمترین استقامتى از طرف مخالفین خود وظالمین، عالم را فتح خواهد کرد.
امام صادق (ع) فرمود: «لایکون هذا الأمر حتّى یذهب ثلث الناس. فقیل له: إذا ذهب ثلث الناس فما یبقى؟ فقال7: أما ترضون أن تکونوا الثلث الباقى؟»؛ «این امر -قیام امام زمان (ع)- واقع نمىشود تا اینکه دو سوّم مردم از بین بروند. راوى مىگوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوّم مردم از بین بروند، چه کسى باقى مىماند؟ حضرت فرمود : «آیا راضى وخرسند نمىشوید که شما از یک سوم باقى مانده باشید.»( کمال الدین، ج 2، ص 656و655، باب 57، ح 29)
زراره مىگوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: آیا نداى آسمانى حقیقت دارد؟ فرمود: «إى واللَّه حتى یسمعه کلّ قوم بلسانهم. وقال7: لایکون هذا الأمر حتى یذهب تسعة أعشار الناس»؛ «آرى به خدا سوگند، چنان است که هر قومى با زبان خودشان آن را مىشنوند. آن حضرت فرمود: «این امر محقّق نمىشود تا اینکه نُه دهم (910) مردم از میان بروند.»( الغیبة، نعمانى، ص 274، باب 14، ح 54)
سلیمان بن خالد مىگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مىفرمود: «قدّم القائم موتتان: موت أحمر وموت أبیض حتى یذهب من کلّ سبعة خمسة: الموت الأحمر، السیف، والموت الأبیض: الطاعون»؛ «قبل از قیام قائم دو نوع مرگ رخ مىدهد، مرگ سرخ ومرگ سپید، تا اینکه از هر هفت نفر پنج نفر از بین برود. مرگ سرخ با شمشیر ومرگ سپید با طاعون است.»( کمال الدین، ج 2، ص 655، باب 57، ح 27)
با ملاحظه این احادیث واحادیث دیگر پى خواهیم برد که حجم وسیعى از کشتارها وخونریزىها مربوط به دوران پیش از قیام حضرت مهدى (ع) وقبل از نداى آسمانى است.
گرچه برخى از روایات نیز از مجعولات واسرائیلیات بوده وبا اهداف وانگیزههاى خاصّى مانند خدشهدار کردن چهره نهضت جهانى وحکومت حضرت مهدى (ع) ویا توجیه کشتارها در فتوحات و... وارد کتابهاى روایى شده وکشتارهاى زیادى را به امام زمان (ع) نسبت داده است.
ونیز یک سرى از آنها مرسل ومرفوعه است ومشکل سندى دارد. همانند روایتى را که فضل بن شاذان مرفوعاً از امام صادق (ع) نقل مىکند که حضرت فرمود: «یقتل القائم (ع) حتّى یبلغ السوق. فیقول له رجل من ولد أبیه...»؛ «حضرت قائم (ع) آن قدر از انسانها را مىکشد که تا ساق پا را خون فرا مىگیرد، تا آنکه شخصى از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید مىکند...».( بحارالأنوار، ج 52، ص 387، باب 27، ح 203)
البته همچنان که اشاره شد این حدیث مرفوعه بوده ومشکل سندى دارد. واز طرفى محتوا ودلالتش ناتمام است، زیرا ممکن است که «سوق» که در روایت آمده مقصود از آن نام شهر یا محلّى همانند «سوق الاهواز» باشد. خصوصاً آنکه در حدیث مذکور سخن از خون به میان نیامده است. لذا چنین به نظر مىرسد که «سوق» محل ومکان مخصوص باشد.
ونیز برخى از روایات به جهات دیگرى ضعف سند دارد: در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «...وبه حدّى از ظالمان را خواهد کشت که جاهلان مىگویند: اگر این مرد از ذریّه محمّد بود ترحم مىکرد».
ولى این روایت از حیث سند مورد اشکال است؛ زیرا در سند آن احمد بن عثمان آدمى است که مجهول مىباشد.( مستدرک علم رجال الحدیث، ج 1، ص 365)
زرّ بن حبیش مىگوید: از على (ع) شنیدم که مىفرمود: «خداوند به واسطه مردى از ما فتنهها وآشوبها را برطرف مىسازد وآنان -فتنهگران- را خوار وذلیل مىگرداند وبر آنان جز شمشیر وارد نمىکند. شمشیر بر دوش نهاده وهشت ماه به شدت مبارزه مىکند تا اینکه مىگویند: به خدا سوگند این از فرزندان فاطمه نیست، اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم مىکرد».( کنز العمال، ج 1، ص 589)
واز عیسى بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن على (ع) عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «لا، ولکن صاحب الأمر الطرید الشرید الموتور بأبیه المکنّى بعمّه، یضع سیفه على عاتقه ثمانیة أشهر»؛ «خیر، ولى صاحب امر، رانده شده، دور افتاده، خونخواه پدرش وداراى کنیه عمویش مىباشد.شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود مىنهد.»( کمال الدین، ج 1، ص 318، باب 30، ح 5)
واز ابوبصیر نقل شده که فرمود: شنیدم که امام باقر (ع) مىفرمود: «یضع السیف على عاتقه ثمانیة أشهر هرجاً هرجاً حتّى یرضى اللَّه. فقلت: فکیف یعلم رضى اللَّه؟ قال: یلقى اللَّه فى قلبه الرحمة...»؛ «...شمشیر را هشت ماه بر دوش خود مىنهد وبه شدّت مبارزه مىکند تا اینکه خداوند راضى شود. عرض کردم: چگونه رضایت خدا را مىداند؟ فرمود: خداوند در دل ایشان رحمت قرار مىدهد.»( الغیبة، نعمانى، ص 164)
این روایات از حیث سند ضعیف هستند، زیرا در سند اول ودوم عمر بن قیس وعیسى بن خشاب وجود دارند که هردو مجعولند.
ودر سند روایت سوّم ابن ابىحمزه واقع شده که او هم مورد تضعیف قرار گرفته است.
از طرفى دیگر ممکن است که مقصود از این احادیث، مدّت عملیات تهاجمى لشکریان حضرت باشد که در طول هشت ماه ادامه مىیابد.
این نکته نیز قابل توجه است که کارى بس عظیم که حضرت انجام مىدهد یعنى همان گسترش حکومت عدل جهانى در سطح کره روى زمین اقتضاى چنین قتل وکشتارى گر چه در حدّى محدود را دارد، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولى این کشتارها را در مقابل قیامها ونهضتهاى دیگر که ملاحظه مىکنیم چندان قابل توجه نیست.
پرسش : با امکان هدایت بشر از راه دعوت اخلاقى وتربیت انسانى، چرا امام زمانعلیهالسلام از شمشیر استفاده مىکند؟
پاسخ : از کارهاى حتمى امام موعود (ع) جنگى تمام عیار با تمام انسانهاى خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان وساختن جامعه بشرى با دعوت اخلاقى وتربیت درست، امکانپذیر است ونیازى به خونریزى وجنگ نیست.
مطالعه تاریخ بشرى -از روزى که تاریخى بر جاى مانده است- به خوبى این واقعیت را آشکار مىسازد که موانع راه رشد وتکامل انسان جز با قدرت وخونریزى از سر راه برداشته نمىشود، وتعالیم اخلاقى واصول تربیتى هر چند تأثیرهاى ژرف وگسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخى از افراد نجیب انسانى بوده است، ودر طبقه سلطهطلب ودنیادار واستثمارگر که منابع اقتصادى، سیاسى ونظامى جامعهها را در دست داشته ودارند، یا هیچ تأثیرى نداشته و یا تأثیر آن تحوّلآفرین ودگرگونساز نبوده است. براى تربیت وهدایت آنان باید عامل دیگرى به کار مىرفته است تا سدّ راه انسانها نگردند وراه رشد را بر تودهها نبندند، تا همگان بتوانند بىهیچگونه مانعى به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مسأله جنگ وکاربرد نیروبه عنوان یک ضرورت براى دستیابى به هدفهاى انسانى مطرح مىگردد. اسلام، با توجه به همین واقعیتها جنگ را نه به عنوان هدف وآرمان بلکه به عنوان راه ووسیله براى تحقق توحید و عدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است: {وَقاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ...}؛
«با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنهاى نباشد ودین، همهاش براى خدا گردد...».( سوره بقره، آیه 193)
از این رو پیامبر اسلام که «رحمة للعالمین» است فرمود:«الخیر کلّه فى السیف وتحت ظلّ السیف، ولایقیم الناس إلّا السیف، والسیوف مقالید الجنّة والنار»؛«تمام نیکى وخیر در شمشیر است ودر زیر سایه شمشیر، ومردمان را جز شمشیر راست نمىکند. وشمشیرها کلیدهاى بهشت ودوزخند.»( وسائل الشیعة، ج 11، ص5)
امام باقر (ع) فرمود: «...إنّ فى القائم من آل محمّد شبهاً من خمسة من الرسل... وأمّا شبهه من جدّه المصطفى فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب ...»؛ «قائم آل محمد: شباهتهایى با پنج تن از پیامبران دارد... امّا شباهت او به جدّ خود رسول اکرم (ص) قیام با شمشیر است وکشتن دشمنان خدا وپیامبرش، وجبّاران وسرکشان، او با شمشیر وترس [که در دل جباران افکنده مىشود] مدد مىگردد.»( کمال الدین، ج 1، ص 7)
پرسش : شیوه ورفتار امام زمانعلیهالسلام با ظالمان ودشمنان چگونه خواهد بود؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات کسانى مورد غضب امام عصر (ع) قرار مىگیرند که حجت بر آنان تمام شده ولى عناد وسرکشى کرده وحجّت خدا را نمىپذیرند.
امام صادق (ع) فرمود: «...در این هنگام قائم (ع) ظهور مىکند وسبب نقمت خدا وخشم وغضب او بر بندگان مىگردد؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمىگیرد مگر بعد از آنکه حجّتش را انکار کنند».
پرسش : آیا بیشتر قتلها که توسط حضرت انجام مىگیرد از مسلمانان است؟
پاسخ : برخى مىگویند: مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتلها در محدوده بلاد اسلامى وبین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد، سؤال این است: چگونه چنین خواهد شد با آنکه مىدانیم مشرک وکافر از حقّ دورترند تا مسلمان، ولذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان.
اولاً: روایات دلالت ندارد بر اینکه کشتارها وقتلها فقط در محدوده مسلمانان است وحضرت کسى از کفار را به قتل نمىرساند، بلکه ظاهر برخى از روایات عموم است که شامل هر معاندى که درصدد ایجاد مانع از برپایى حکومت حضرت است، مىشود.
ثانیاً: گر چه اسامى برخى از جماعاتى که توسط حضرت واصحابشان به قتل مىرسند در روایات ذکر شده است، ولى این دلالت ندارد که قتل وکشتار در دستهها وجماعات دیگر اتفاق نمىافتد وحضرت از کفار ومشرکان کسى را به قتل نمىرساند.
ثالثاً: بر فرض که روایات، ظهور در اختصاص کثرت قتلها در مسلمین داشته باشد، این امرى غیرمنتظره نیست، بلکه مطابق با قواعد کلّى است؛ زیرا مطابق برخى از روایات، بسیارى از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد، وکثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاکسازى آنان از عناصر نامطلوب است. در میان امت اسلامى حجّت در تمام جوانب براى مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذرى پذیرفته نمىشود.
توضیح این مطلب اینکه: یکى از مشکلاتى که امام مهدى (ع) با آن روبهرو مىشود مشکل انحرافها وبرداشتها وتفسیرهاى نادرستى است که در راه وروشهاى دین خدا واصول وفروع احکام الهى پدید آمده وقرنها در ذهن جامعه اسلامى نفوذ ورسوخ کرده است. این موضوع، مانعى عظیم بر سر راه امام مهدى (ع) است. مانع کفر وبىدینى وبىاعتقادى در برابر این مانع امرى ساده است. کفر به سلاحى مجهّز نیست وانسان بى اعتقاد حقّى را به نام اسلام واژگونه نیاموخته است، وبراى او اصل یا اصولى را نادرست تفسیر نکرده است، وچیزى را به شکل انحرافى ونادرست به نام دین خدا در ذهن جاى نداده است، وآیه یا حدیثى را به دلخواه خویش معنى نکرده است. ولى با مسلمان ومدّعى خداشناسى که تعالیم دین یا بخشهایى از آن را به گونهاى انحرافى آموخته ومعناى بسیارى از احادیث وآیات قرآنى را واژگونه فهمیده است، وبه اصول ومبانى وراه وروشهایى پاىبند ومعتقد است که در حقیقت ضدّ دین خدا وراه وروش پیامبران است، چگونه مىتوان روبهرو شد؟ بخشى از برنامههاى کشتار گسترده وفراگیر امام مهدى (ع) در جامعههاى اسلامى شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافى -که در حقیقت ضدّ اسلام است- به جنگ با امام بر مىخیزند، وامام ناگزیر با قاطعیّت با آنان روبهرو مىشود وکار آنان را یکسره مىکند، البته در صورتى که از افکار واندیشههاى نادرست خویش دست برندارند.
امام صادق (ع) فرمود: «... وإنّ القائم یخرجون علیه فیتأوّلون علیه کتاب اللَّه ویقاتلونه علیه»؛ «لیکن قائم [در هنگام رستاخیز خویش] با مردمى روبهرو مىشود که رو در روى او مىایستند وآیههاى کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل مىکنند، ودر همین راستا با او به نبرد بر مىخیزند.»( الغیبة، نعمانى، ص 297)
پرسش : آیا امام زمانعلیهالسلام بعد از ظهور با اعراب به جنگ برمىخیزد؟
پاسخ : مجلسى به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «ما بقى بیننا وبین العرب إلّا الذبح، وأومأ بیده إلى حلقه»؛ «بین ما وبین عرب چیزى به جز ذبح باقى نمىماند. آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 349)
1 - ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیت: را به قتل خواهد رساند.
2 - احتمال دیگر اینکه امام صادق (ع) اشاره به جنایات وقتل وذبحى است که منصور عباسى در عصر آن حضرت نسبت به بنىهاشم وذریه پیامبر اکرم (ص) داشته است. ومطابق تاریخ تعداد زیادى از آنها را به قتل رسانید.
پرسش : اینکه امام زمانعلیهالسلام هنگامظهوربر عرب شدید است به چه معناست؟
پاسخ : در غالب روایاتى که در آن سخن از سنت جدید، قضاوت جدید، امر جدید وکتاب جدید به میان آمده این تعبیر به چشم مىخورد: «على العرب شدید»، معناى این جمله چیست.
آنچه به ذهن مىآید -والعلم عند اللَّه تعالى- اینکه: حضرت مهدى (ع) قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامهاى اصلاحى وتوسعه همه جانبه، مقصد ومرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعى است که پیاده کردن این برنامهها با مشکلات فراوانى همراه است، درگیرى با سفیانىها ودجّالها ودیگر منحرفان که با برنامههاى حضرت به مقابله برخواهند خاست، در همین منطقه خواهد بود. طبیعى است که با چنین شرایطى برنامه حضرت در عصر سختى پیاده خواهد شد. لذا عرب سختىهاى فراوانى از آن خواهد کشید، گرچه امام زمان (ع) از امکانات اعجازى نیز استفاده وبهره خواهند برد. شاهد این معنا اینکه در برخى از روایات ذیل جمله «على العرب شدید» چنین آمده است: «ویل للعرب من شرّ قد اقترب» یعنى واى بر عرب از شرّى که بر او نزدیک شده است. واین ممکن است که به جهت اظهار ترحّم بر آنها باشد.( بحارالأنوار، ج 52، ص 294، ح 42)
پرسش : آیا امام زمانعلیهالسلام در مقابله خود با منحرفان، از منحرفان شیعه شروع مىکند؟
پاسخ : مفضل بن عمر مىگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مىفرمود: «اگر قائم ما قیام کند از دروغگویان شیعه شروع کرده، آنها را به قتل خواهد رساند».( اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 589)
در توجیه این حدیث مىگوییم:
اولاً: بعد از چشمپوشى از ضعف سند حدیث، مىدانیم که کلمه «شیعه» فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه ودیگر فرقههاى شیعى را شامل مىشود، همان گونه که بر کسى که خود را به تشیّع نسبت داده ولى بعد از مدّتى از خطّ اهل بیت منحرف شده است اطلاق مىگردد. ابوالخطاب، مغیرة بن سعید، احمد بن هلال عبرتایى، ابن ابىالعزاقر ودیگر منحرفین که ادعاى تشیّع داشتند، در حالى که اهل بیت: از آنها بىزار بودند از این دستهاند. لذا کشّى خبر فوق را تحت عنوان «ما روى فى محمّد بن ابىزینب» معروف به ابوالخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده مىشود، نقل کرده است. او کسى بود که احادیث زیادى از طرف امام در مورد لعن ونفرین او صادر شد واز خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.( همان، ص 591)
در نتیجه: مقصود از کذابین شیعه، همین افراد ویا فرقههاى دیگر شیعه، غیر از امامیهاند که با نسبتهاى ناروا ودروغ، گروهى را منحرف کردهاند ولذا امامان شیعه آنها را لعن کرده وحکم به کفر آنها نموده واز آنها تبرّى جستهاند. وهنگام ظهور نیز امام زمان (ع) در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیاً: از آن جهت که حضرت مهدى (ع) مردم را دعوت به اسلام ناب محمّدى که در تشیّع اصیل متبلور است دعوت مىکند، باید در مرتبه اوّل منحرفین از این راه اصیل را از بین برده، تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانى که مقابله با آنها به مراتب سختتر ودشوارتر از کفّار وصاحبان ادیان ومذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطى به راویان حدیث اهل بیت: ندارد، آنهایى که علوم اهل بیت را اخذ کرده وبا دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانى بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح وستایش قرار گرفتند که مىتوان در رأس آنها از زراره، محمّد بن مسلم، برید عجلى، ابوبصیر نام برد.
پرسش : وظایف حضرت عیسىعلیهالسلام بعد از نزول از آسمان چیست؟
پاسخ : ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل مىکند که فرمود: «...او از آسمان فرود مىآید... با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده وخوک را مىکشد وجزیه وضع مىکند. خداوند در عصر او همه ملتها به جز اسلام را نابود مىگرداند ومسیح دجال را نیز به هلاکت مىرساند. در روى زمین چهل سال درنگ مىکند وبعد از وفات، مسلمانان بر او نماز مىگزارند».( سنن ابىداوود، ج 2، ص 319، ح 4324 ؛ کنزالعمال، ج 14، ص 333، ح 38843)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. ومقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.( المسیح المنتظر ونهایة العالم، ص 240)
پرسش : حضرت عیسىعلیهالسلام بعد از نزول به چه شریعتى عمل مىکند؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مىشود که حضرت عیسى (ع) بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل مىکند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم در حالى که تصدیق کننده به محمّد (ص) وبر ملت او است نزول مىکند، آن گاه دجال را به قتل مىرساند...».( مسند احمد، ج 5، ص 13 ؛ المعجم الکبیر، ج 7، ص 221)
ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مىفرمود: «...وهنگامى که سر از رکوع برمىدارد «سمع اللَّه لمن حمده» مىگوید...».( صحیح ابن حبّان، ج 5، ص 223)
پرسش : منجى ورهبر در حکومت عدل توحیدى جهانى کیست؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - منجى ورهبر جهانى همان عیسى بن مریم است، ومنظور از مهدى نیز اوست.
2 - منجى ورهبر، مهدى موعود اسلامى است، که از او به مسیح نیز تعبیر شدهاست.
3 - منجى ورهبر، حضرت مهدى است که حضرت عیسى نیز از جانب خداوند به مساعدت او مىشتابد.
ادلّه احتمال اول
1 - لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات بخش ومنجى است لقب حضرت عیسى (ع) مىباشد.
2 - در برخى از اناجیل وروایات اسلامى به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.( انجیل متّى، 20-19/28)
3 - در برخى از روایات آمده: «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم»؛ «ومهدى به جز عیسى بن مریم نیست.»
اولاً: نامگذارى حضرت عیسى (ع) به مسیح بر استقلال او در برپایى حکومت عدل جهانى دلالت ندارد؛ زیرا نام «مسیح» را برخى از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند وقرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. ودیگر اینکه کافى است در لقب دادن حضرت عیسى به مسیح به جهت آنکه در تأسیس حکومت عدل جهانى مشارکت دارد.
ثانیاً: توافق اسلام ومسیحیت در بازگشت حضرت عیسى (ع) در آخرالزمان وطول عمر او دلالت بر استقلال ایشان در تشکیل حکومت ورهبرى ندارد.
ثالثاً: در مورد حدیث «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم» که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتى وجود دارد:
الف. این حدیث معارض با روایات متواترى است که مهدى را از ذریه رسولخدا (ص) معرفى کرده است.
ب. این روایت از منفردات محمّد بن خالد جندى است وتنها اوست که آن را نقل کرده است در حالى که او کسى است که به تعبیر آبرى، نزد اهل سنّت معروف نیست. وبه تعبیر حاکم نیشابورى، مجهول بوده ونقل حدیثش به جهت تعجب است.( المنار المنیف، ص 129) لذا قرطبى مىگوید: «احادیث نبوى که دلالت بر خروج مهدى (ع) از عترت پیامبر (ص) واز اولاد فاطمه (س) دارد اصحّ از این حدیث است وحکم، مطابق آن احادیث است».( التذکرة، ج 2، ص 299)
ابونعیم اصفهانى نیز حدیث را غریب مىداند.( حلیة الاولیاء، ج 9، ص 161)
دلیل احتمال دوم:
مسیح در لغت گر چه به معناى مسح شده است ولى این کلمه لقب کسى قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده وقابلیّت براى نجات عالم را دارد، ومطابق روایات این قابلیّت تنها براى حضرت مهدى (ع) است.
پاسخ:
اولاً: لقب دادن حضرت مهدى (ع) به «مسیح» به معنایى که ذکر شده گر چه امر معقولى است ولى در روایات به آن اشاره نشده است.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده مىشود که حضرت مسیح با تشریک مساعى با حضرت مهدى (ع) امر حکومت جهانى را به پیش خواهند برد.
ادلّه احتمال سوم:
از مجموعه قرائن وادله به دست مىآید که حکومت جهانى با رهبرى حضرت مهدى (ع) وتشریک مساعى حضرت عیسى (ع) بر پا خواهد شد زیرا:
1 - امام مهدى (ع) وارث طرح کامل حکومت عدل جهانى توحیدى از رسول اکرم (ص) است.
2 - در روایات اسلامى آمده است که حضرت عیسى از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده وامام مهدى (ع) را به عنوان امامت معرفى مىکند.
3 - حکمت اقتضا مىکند که رهبر حکومت جهانى از امت اسلام باشد.
4 - در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسى به کمک شخصى به نام «فرزند انسان» از آسمان فرود آمده وبا مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.
پرسش : زندگانى حضرت عیسىعلیهالسلام بعد از نزول چه مقدار است؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مىشود، حضرت عیسى بعد از نزول به زمین چهل سال عمر مىکند ودر این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز مىگزارند:
1 - ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «...او -مسیح- چهل سال در روى زمین مکث خواهد کرد وبعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز مىگزارند».( مسند احمد، ج 2، ص 406 ؛ سنن ابىداوود، ج 2، ص 319)
2- عبداللَّه بن عمر از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم به زمین فرود مىآید وازدواج مىکند وفرزنددار مىشود».( المنتظم، ج 2، ص 39)


