روحانیت اصیل ترمز استبداد است - مصاحبه با آیتالله محمدعلى گرامى
یاس نو، 7و8/4/82
مصاحبهگران بحثخود را با پرداختن به «جایگاه روحانیت» آغاز مىکنند . آیتالله گرامى در پاسخ، به دو ویژگى روحانیت، به لحاظ تاریخى، اشاره مىکند: روحانیت در عین آنکه پیشرو بوده و طبقه خاص به اصطلاح روشنفکر و صاحب فکر را تشکیل مىداده است، همواره در متن و بطن جامعه حضور داشته است . شاید هیچ قشرى به اندازه روحانیت، از نیازهاى مردم آگاه نبوده است .
نکته دیگر در مورد روحانیت، آن است که این قشر واسطه شارع مقدس و مردم است; یعنى ایدهها و افکار پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و اهل بیت علیهم السلام را به مردم منتقل مىکند .
در بسیارى از دورهها، روحانیت از ورود در حکومت پرهیز مىکرده است . این امر دلایلى داشته است که از جمله مهمترین آنها، این است که یک دستگاه اجرایى باید مهرههاى فراوانى داشته باشد; آن هم مهرههایى سالم . اگر زمانى تمام مهرههاى حکومتسالم نباشند، تصدى یک روحانى یا یک مرجع، به ضرر دین تمام مىشود; مگر اینکه آن مرجع، دائما مراقب باشد و به محض مشاهده فساد، پیش از همه، خود فریاد برآورد . علاوه بر این، نظارت مردم نیز لازم است . این نظارت عمومى بر حکومت، مىتواند بسیار کارساز باشد; به شرط آنکه مردم نه فقط نظارت استطلاعى، بلکه نظارت استصوابى هم داشته باشند . به عبارت دیگر، مردم باید داراى قدرت اصلى باشند و بتوانند موضوعى را رد یا قبول کنند .
آیتالله گرامى، در ادامه، به موضوع «شبهات دین» اشاره مىکند و مىگوید: گاهى شبهه در مورد اساس دین مطرح مىشود که در این موارد، آنکه شبهه دارد، مىتواند آن را بهطور خصوصى با اهل علم در میان بگذارد . اما در جمعهاى عمومى، اینگونه صحبتها ممکن استبه سوق دادن مردم به بىدینى تعبیر شود . گاه نیز مشاهده مىشود بحثهاى تخصصى در میان عامه مردم طرح مىشود و هدف از آن، تضعیف جایگاه روحانیت است . باید توجه داشت که همه مردم دین خود را با ادله و برهان و فلسفه نیاموختهاند . براى بسیارى، اعتقاد به قداست روحانیت اصل دین را تشکیل مىدهد . اگر قداست دین زیر سؤال برود، اعتقادات عامه ضربه خواهد خورد .

