علم، دین و ضرورت توسعه عقلانیت مدرن - حبیب‏الله پیمان

آفتاب، ش 25
نویسنده در ابتدا، به خاستگاه جدایى و جدال میان علم و دین مى‏پردازد و سپس، با بیان تاریخچه‏اى از مواجهه علم و دین، راه‏هاى ارائه شده براى حل تعارض میان عقل و وحى را بررسى مى‏کند . به نظر پیمان، اشتباه اصلى در آن بوده است که زبان و مقاصد علم و دین را در مواجهه با جهان، مشابه دانسته‏اند . اگر بپذیریم که زبان وحى با زبان علم تفاوت دارد و این دو، در رویکرد به طبیعت، تاریخ و جامعه، مقاصدى جداگانه را پى مى‏گیرند، در آن صورت، گزاره‏هاى علم و دین قیاس‏ناپذیرند .
علم و دین در حوزه‏هاى مشترک طبیعت، جامعه و تاریخ به کنکاش مى‏پردازند; البته با نگاه و هدفى متفاوت . بر خلاف سده‏هاى هفدهم و هجدهم، علم امروز، داعیه شناخت همه حقایق عالم را ندارد و تنها یک روش خاص را روش علم نمى‏شناسد و معترف است که با ارزش‏ها و اخلاقیات سرو کار ندارد . اگر علم در این حوزه‏ها ساکت است، از آن جهت است که آنها واقعى نیستند یا با مشاهده و تعقل، فهم نمى‏شوند و لذا خارج از برنامه و هدف‏هاى جامعه علمى‏اند . اینها دقیقا همان مقولاتى هستند که از نگاه دانش وحیانى واقعیت دارند و در رویکرد دین به جهان دنبال مى‏شوند . اگر علم از منظر و مقاصد شخصى دانشمند یا جامعه علمى یا هدف‏هاى مسلط بر جامعه بزرگ به طبیعت مى‏نگرد، وحى از منظر نیازهاى معنوى و هستى‏شناختى آدمى و هدف‏هاى اصیل اخلاقى و انسانى، یعنى صفات خدا و ارزش‏هاى برخاسته از او، جهان را شناسایى مى‏کند و نشانه‏ها و تجلیات این صفات را در پدیده‏ها مى‏یابد و توصیف مى‏کند . وحى انسان را ترغیب مى‏کند تا با مشاهده و تعقل در حوادث طبیعى و اجتماعى، با بنیان‏هاى اخلاقى جهان، یعنى چگونگى آفرینش و صفات آن آشنا شود . دانش وحى با واسطه صفات الاهى با جهان روبه‏رو مى‏شود و پدیده‏ها و حوادث را با این معیارها شناسایى مى‏کند . هر عملى که در جهت این ارزش‏ها و صفات و منطبق با آنها باشد، آدمى را در جاده رشد و بالندگى، بارورى و زایش و جاودانگى و در صف صالحان قرار مى‏دهد . البته نباید تصور شود که وحى، همه حوادث و پدیدارهاى جهان را از این منظرشناسایى و تبیین مى‏کند; بلکه بر عکس، به جاى دور زدن خرد آدمى و معطل نهادن فهم و ابداع او، انسان‏ها را به خردورزى ترغیب مى‏کند و تنها براى نمونه، به مواردى معدود اشاره مى‏کند .
دین، نخست نظریه‏اى را به عنوان راهنماى مشاهده و تحقیق در جهان پیشنهاد مى‏کند . این نظریه، همان جهان‏بینى توحیدى است که مفاهیم اصلى آن را صفاتى چون خلاقیت، عقلانیت، رحمانیت، مهربانى، عدالت و ... تشکیل مى‏دهند و فرضیه‏هایى بر این مبنا طرح مى‏کند که باید در جریان هر تحقیق، آزمایش شوند . روش تحقیق، مشاهده پدیدارها و تعقل و تفکر درباره آنها با هدف آزمون فرضیه مزبور و گزاره‏هاى منشعب از آن است . وحى بدیل علم و فعالیت‏هاى علمى بشر نیست، بلکه آموزشى براى درست دیدن، درست فهمیدن و درست زیستن، با هدف رهایى از محدودیت‏ها و ابراز خلاقیت‏بیشتر وجودى و تجلى هر چه زیادتر صفات و توانایى‏هاى الاهى در شخصیت، رفتار و زندگى انسان است .