logo
    از سایت: درگاه پاسخگویی به مسایل دینی (http://www.porsojoo.info)

معنای لغوی و اصطلاحی دین و موارد کاربرد آن در قرآن را توضیح دهید؟

توسط: modir site
تاریخ: 12/9/1385

دین در لغت به معنای جزاء، حساب، طاعت، ورع، سلطه و قهر و غلبه، و نیز به معنای شریعت و آیین است.[3] امّا دین در قرآن دارای معانی مختلفی است: 1ـ جزاء، حساب (در آخرت): " مالک یوم الدّین".[4] 2ـ کیش، شریعت، آیین پرستش‌(انچه شخص بدان پای بند گردد)،‌ "و من یتبغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه".[5] 3ـ دین اسلام، "أفغیر دین الله یبغون".[6] 4ـ طاعت، فرمانبرداری، "انّ الدّین عند الله الاسلام".[7] 5ـ رسم و قانون، منش وعادت، "ما کان لیأخذه أخاه فی دین الملک".[8] 6ـ حکم و فرمان "و لا یأخذکم بهما رأفهٌ فی دین الله".[9] 7ـ دعا، عبادت"فاذا رکبوا فی الفلک دعوالله مخلصین له الدّین".[10] 8ـ آیین یگانه پرستی، توحید، "شرع لکم من الدّین ما وصیّ به نوحاً والّذی اوحینا الیک".[11] و در اصطلاح متکلمین عبارت است از مجموعه هدایت‌های الهی که توسط انبیا و از طریق وحی به مردم رسیده است . دین یکی از محوری ترین مباحث در قرآن کریم است و از آن روی که این کتاب، اصلی ترین و عمده ترین متنِ مورد اعتماد دین اسلام است، دارای جایگاهی ویژه در آن می باشدو در بیش از یکصدو سی آیه از آن موضوعات مربوط به دین آمده، که بخش عمدة‌آن مربوط به ماهیّت و حقیقت دین اسلام است، و ما مهمترین این مباحث را در اینجا یاد آور می شویم: الف) دین در نزد خداوند: در آیات بسیاری از قرآن کریم به دین راستین و دین مورد رضایت خدا تصریح شده است. چنانکه در قرآن می فرماید: "انّ الدین عند الله الاسلام ... ؛[12] بی گمان دین حق در نزد خداوند، اسلام است...". چنانکه ملاحظه می شود، خدا برای نوعی از دین که "اسلام" است، رسمیّت قائل می شود و بر این حقیقت در آیات دیگری نیز تأکید می کند. ب) عدم اکراه در دین: از نظر گاه اسلامی، دینی مقبول و پذیرفته است که از روی رغبت و دانایی و شناخت پذیرفته شده باشد نه از روی اجبار و اکراه «لا اکراه فی الدین ». چنانکه به این حقیقت، حدود پنج بار در قرآن کربم تصریح شده است و خداوند متعال می فرماید: "و لو شاء ربک لآمن من فی الارض کلّهم جمیعا أفأنت تکره الناس حتّی یکونوا مؤمنین؛[13]و اگر پروردگارت می خواست همة آنان که در زمین اند، ایمان می آوردند، آیا تو می توانی مردم را وادار کنی تا مؤمن گردند". چنانکه ملاحظه می شود، خداوند متعال هیچ گونه اکراه و اجباری را در پذیرش دین به رسمیت نمی شناسد و برای چنین پذیرشی اهمیت و ارزشی قائل نیست. چنانکه در آیه ای دیگر بر این حقیقت تأکید می کند و می فرماید: "و قل الحقّ من ربّکم، فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر...؛[14] و بگو: حقّ از[سوی] پروردگارتان است،‌پس هر کس که بخواهد ایمان بیاورد و هر کس که بخواهد کافر شود...". ج ) دعوت به دین اسلام: در آیات بسیاری از قرآن کریم، مردم به پذیرش دین اسلام به عنوان دین بر حق و برتر دعوت شده اند، چنانکه می فرماید:‌"و من یتبغ غیر الاسلام دیناً‌فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین؛[15] و هر کس دینی جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نیم شود و او در آخرت از زیانکاران است". د) بیان حقیقت اسلام: در آیات بسیاری از قرآن کریم و در بیش از شصت آیه، حقیقت دین اسلام (دین مورد دعوت قرآن کریم)، بیان شده است و ویژگیها و اوصاف مؤمنان راستین و معتقد به اسلام به تفصیل آمده است چنانکه می فرماید: "و من یرغب عن ملّه ابراهیم الاّ من سفه نفسه و لقد اصطفیناه فی الدنیا و انه فی الآخره لمن الصّالحین. اذ قال له ربه أسلم قال:‌اسلمت لربّ العالمین و حیّ بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنیّ انّ الله اصطفی لک الّدین فلا تموتنّ الاّ و أنتم مسلمون ؛[16] جز افراد سفیه و نادان، چه کسی از آیین ابراهیم [با آن پاکی و درخشندگی]، روی گردان خواهد شد؟ ما او را در این جهان برگزیدیم، و او را در جهان دیگر، از صالحان است. در آن هنگام که پروردگارش به او گفت: اسلام بیاور! (و در برابر حقّ تسلیم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذیرفت،) و گفت: در برابر پروردگار جهانیان، تسلیم شدم". هـ) اخلاص در دین: از ویژگی های اساسی دین مورد قبول خداوند متعال،‌اخلاص در دین است،‌ چنانکه به این حقیقت در آیات بسیاری تصریح شده و خداوند برای راستی و اخلاص مؤمنان در پذیرش دین و پس از پذیرش آن اهمیّت ویژه ای قایل است، چنان که می فرماید: "انّا انزلنا الیک الکتاب بالحقّ فاعبدالله مخلصاً له الدین. ألا لله الدّین الخالص...؛[17]بی گمان ما این کتار به به حقّ به تو نازل کرده ایم، پس خدا را در حالی که پرستش [خویش] را برای او خالص می داری،‌ بندگی کن. بدان که پرستش ناب از آن خداست...". لذا در روایتی امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "بدان که آغاز دین، تسلیم بودن در برابر خدا، و پایان آن، خود را به بندگی خدا خالص نمودن است". در روایت دیگری فرمود:‌" دین آدمی را از هر کار زشت باز می دارد و دین انسان را بزرگ می دارد".[18] امّا معنای ظاهری و باطنی قرآن: قرآن وحی نامة اعجاز آمیز و آخرین کتاب آسمانی است که به زبان عربی، به عین الفاظ، توسط فرشته أمین وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ، بر قلب و زبان پیامبر (ص) اسلام،‌هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در مدّت بیست و سه سال نازل شده است. دربارة ریشه شناسی و تلفّظ و معنای آن میان علمای اسلام و اسلام شناسان اختلاف نظر وجوددارد. کلمة قرآن در اصل،‌مصدر و به معنای خواندن است مانند غفران و رجحان، سپس اسم است برای کتاب حاضر که بر پیغمبر اسلام(ص) نازل شده است. برخی گفته اند: قرآن اسم عَلَم غیر مشتقّ است و مخصوص است به کلام خدا و همزة جزء حروف اصلی آن نیست. ابن کثیر چنین خوانده و از شافعی نیز چنین روایت شده است. برخی دیگر گویند: این لفظ مشتقّ است از "قرئت الشیء بالشیء" و قرآن نامیده شد؛ زیرا در میان سور و آیات و حرف آن، مقارنه وجود دارد و همزه زایده است. و آن ها که قرآن را مهموز دانند نیز میان خود اختلاف دارند، برخی را عقیده بر این است که آن مصدر "قرأت" است و کتاب مقروء [خوانده شده] را قرآن [ خواندن]، خوانند، از باب تسمیة شیء به اسم مصدر آن و برخی گویند: آن وصف است بر وزن "فعلان" از مادة "خزء" به معنی جمع از [الاتقان]، لذا از حضرت رسول(ص) روایت شده که: قرآن، یکصدو چهارده سوره و شش هزار و دویست و سی و شش آیه و سیصد و بیست و یک هزار و دویست و پنجاه حرف است.[19] امّا محتوی و باطن قرآن: فضیلت و شموخ و عظمت این کتاب مقدّس فوق آن است که بشر محدود از عهدة درک و بیان آن بر آید، لذا مضامین و معانی قرآن بسیار متعدّد و متنوّع و درهم تنیده و "سرشار از طراوت تکرار" است. در قرآن، توحید و دعوت به اندیشه دربارة خداوند و دعوت به ایمان، با نهی و نفی شرک و نفاق و ارتداد، با انکار الهه و تخطئة شیطان و بت پرستی و اشاره به گوشه هایی از قصص انبیا، از آدم تا خاتم(ص) و اشاره به گوشه هایی از زندگی و پرسش های عادی عرب های معاصر پیامبر(ص) ، از جمله دربارة هلال های قمر [اوّل ماه]، یا حتی مسائلی چون حیض،‌و وعظ و پند در باب گذران و لهو و لعب بودن زندگی و مظاهر آن چون مال [با نهی از مال پرستی و مال اندوزی]، و تجملاتی چون داشتن پسران و نازیدن به باغ و بستان، تا اشاراتی دربارة‌وحی و تنزیل و تأویل قرآنی تا احکامی فقهی،‌چون تنظیم میرات و تعیین سهم الأرث و تازیانه زدن به زناکاران و بریدن دست دزد و انواع تحلیل ها و تحریم ها و احکام اخلاقی،‌چون دستگیری از بینوایان و اطعام مساکین تا رعایت حقوق والدین و احترام فوق العاده به پدر و مادر و نهی از مفاسد و رذایل اخلاقی، چون کشتن فرزندان از ترس فقر یا حمیّت جاهلیّت، و رباخواری و توصیة مکارم اخلاق از صدق و اخلاص تا توصیف فرشتگان و اعمال آنان و ده ها و صدها موضوع دیگر در هم تنیده است. ما حصل آنکه مضامین اصلی قرآن عبارت است از: 1ـ اشاره به وقایع تاریخی [غزوات،‌هجرت رسول الله(ص) و نظایر آن]. 2ـ قصص انبیا و حکایات دیگر. 3ـ اندیشة‌توحیدی و دعوت به ایمان و اسلام. 4ـ نهی از شرک و نفاق 5ـ معاد شناسی [توصیف عوالم اخروی و حیات پس از مرگ]. 6ـ فرشته شناسی [ نیز شامل بحث دربارة شیطان و شیاطین و جنّ ]. 7ـ احکام فقهی 8ـ احکام اخلاقی [ اعمّ از وعظ و ارشاد و انواع امر به معروف و نهی از منکر]. 9ـ توجّه دادن به آیات الهی و شگفتیهای آفاق و انفس ( که شباهت به برهان نظم یا اتقان صنع دارد). 10ـ اشاره به شرایع پیشین و کتب و صحایف آسمانی. 11ـ داستان آفرینش و خلقت انسان، و انسان شناسی روان شناسانه. بنابراین ، در روایتی امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "قرآن را ظاهری دل نواز و مسرّت بخش و باطنی ژرف و عمیق است، عجایبش تمام نشوند و غرایبش پایان نپذیرند و تاریکی ها جز به آن برطرف نگردد". و فرمود: "این قرآن نصیحت گری است که خیانت نکند و راهنمایی است که به بیراهه نکشاند و سخنگویی است که دروغ نگوید ". در روایت دیگری از امام صادق(ع) سؤال شد: به چه سبب،‌قرآن هر چه به درس و نشر آن تکرار می شود، تازگی و طراوت خود را از دست نمی دهد؟ امام (ع) فرمود: "به جهت این که خداوند، قرآن را برای زمانی محدود و گروهی خاص نازل ننموده، لذا در هر زمان نو و برای هر نسلی تازه است تا قیامت".[20] [3] لسان العرب،‌المفردات، نثر لوبی، کلمة دین. [4] حمد (1) آیة 4. [5] آل عمران (3) آیة 85. [6] همان، آیة‌83. [7] همان، آیة 19. [8] یوسف(12) آیة 76. [9] نور(34) آیة 2. [10] عنکبوت (29) آیة‌65. [11] شورا (42) آیة 13 و بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن،‌ج 1، ص 1072 با تلخیص. [12] آل عمران (3) آیة‌ 9. [13] یونس (10) آیة‌99. [14] کهف (18) آیه 29. [15] آل عمران (3)‌آیه‌85. [16] بقره ( ) آیة 130ـ 132. [17] زمر(39) آیة 2و 3. [18] بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن، ج 1، ص 1070 ـ 1073 (با تلخیص و برداشت) و معارف و معاریف، ج 5، ص 502 ـ 512 ( با تلخیص و برداشت. [19] مرحوم طبرسی، مجمع البیان و بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن، ج2، ص 1631 و 1630. [20] بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن، ج 2، ص 1630 ـ 1652 ( با تلخیص و برداشت) و معارف و معاریف،‌ج 8،‌ص 274 ـ 287 ( با تلخیص و برداشت).


آدرس:
http://www.porsojoo.info/fa/node/17565