فطرت و خشونت از نگاه نهج‏البلاغه - محمدرضا یکتایى

آیا انسان فطرتا موجودى «خشن‏» آفریده شده است؟ پاسخ این پرسش هر چه باشد در بینش و جهان‏بینى انسان نقش به‏سزایى خواهد داشت; زیرا جامعه انسانى وقتى شکل مى‏گیرد که تک تک انسان‏ها در کنار یکدیگر قرار مى‏گیرند و اگر فطرت آدمى عطوفت‏مدار باشد، جامعه متاثر از آن پایه گذارى مى‏شود و اگر خشونت‏مدار باشد، به شکل دیگرى شکل خواهد گرفت . این دو پاسخ، در قانون‏گذارى و حکومت‏دارى نیز تاثیرات ویژه‏اى مى‏گذارند .
نویسنده در بحث‏خود براى نشان دادن رابطه فطرت و خشونت از دیدگاه نهج‏البلاغه، به اختصار موارد استعمال فطرت و خشونت در این کتاب نورانى را برمى‏شمارد و سپس نتیجه مى‏گیرد که نهج‏البلاغه، فطرت آدمى را سرشار از توحید و یگانه‏پرستى مى‏داند و امام على علیه السلام نه فقط خشونت را در فطرت منتفى مى‏داند، بلکه از اعمال خشونت در حکومت و حاکمیت نیز پرهیز مى‏دهد . حکومت و حاکمیت‏باید در برابر تجاوزات و تعدیات به حقوق مردم، به قصاص، قتال، شدت و حدت و به‏طور خلاصه «قاطعیت‏» توجه کامل داشته باشد . البته این موضوع به شرط رعایت و دقت در عدالت است . امیرالمؤمنین علیه السلام خداوند را «احسن الخالقین‏» مى‏داند . بنابراین فطرت و خلقت انسان به زیباترین وجه شکل گرفته است . «فطرت‏» یعنى توحید، وحدت و لطافت; و دیانت و حکومت‏باید بر اساس آن و به دور از «خشونت‏» ، اما محکم و همراه با «قاطعیت‏» به این نیاز درونى پاسخ گوید . در نتیجه حکومت «عطوفت‏مدار» براى بشریت «معجزه‏» مى‏کند و حکومت «خشونت‏مدار» بشر را در برخورد با مشکلات «عاجز» مى‏سازد .

نسیم صبا ، 19/12/81