برائت در زیارت عاشورا - سلمان غدیرى
برائتیعنى چه؟ چه لزومى دارد؟ حدود آن چیست؟ چرا باید نسبتبه عدهاى برائت داشت؟ و سرانجام آیا برائتبا روح رحمت عمومى حاکم بر دین اسلام مغایر استیا خیر؟
واژه «برء» داراى دو معنا است: یکى آفریدن و دیگرى خلاص شدن و کنار کشیدن از چیزهایى که نزدیکى با آنها ناپسند است . منظور این مقاله، معناى اخیر است . با توجه به این معنا، جایگاه خداوند در اعلان و انجام برائت در صدر این هرم است . پیامبر بلندمرتبه اسلام در رتبه دوم قرار دارد و در ذیل ایشان، پیامبران اولوالعزم و بزرگوارى چون ابراهیم علیه السلام مىدرخشند و در قاعده هرم، مؤمنان، قرار دارند .
به جرات مىتوان گفت که اصل برائت، از حقایق مسلم دینى - قرآنى است که مانند سایر امور قرآنى مصداقیابى دقیق آن به لسان معصومین علیهم السلام سپرده شده است . اگر در زیارت عاشورا به کرات از این واژه استفاده شده است، در واقع، اقتدایى به این سنتحسنه ابراهیمى بودهاست .
تولى و تبرى دو اصل مهم از امور دینى است; یعنى روح و قلب آدمى مىباید حالتى پویا و تحریکپذیر داشته باشد و همواره سبتبه دشمنان پیامبر و امامان علیهم السلام مصداقى واقعى یافته، از ایشان بیزار و برکنار باشد (تبرى) . دوستى با دشمنان خدا، هرچند ناچیز و نامقدار به نظر رسد، بسیار است . همچنین دوستى نسبتبه دوستان خدا که با معرفى حق تعالى در قالب دوستان پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام مصداق یافتهاند، تا جایى که با ایشان همنوا و همسو محسوب شویم، همان تولى است . البته این دوستى درجات مختلف دارد و هر چه بیشتر باشد، اثر مطلوبترى بر جاى مىگذارد .
انتخاب ، 14/12/81

