دلایل بى‏ثباتى حکومت‏ها از دیدگاه نهج‏البلاغه - سید محمد باقر رکنى

در این مقاله 18 دلیل از دلایل بى‏ثباتى حکومت‏ها از دیدگاه نهج‏البلاغه ذکر شده است که این دلایل عبارتند از:
1 . نداشتن اتحاد و همدلى: که شاید مهم‏ترین عامل است چرا که حضرت در توبیخ یاران خود، غلبه اهل شام بر ایشان را به دلیل اتحاد آنان در باطل و تفرقه ایشان در حق معرفى مى‏فرماید .
2 . عدم تبعیت از امام: که خود به نوعى محصول عدم اتحاد و همدلى است; به ویژه اگر رهبر، برگزیده خدا باشد و به لحاظ داشتن عصمت‏برترى خاصى بر سایر مردم داشته باشد .
3 . عدم عبرت آموزى از گذشتگان .
4 . ترس از جنگ و دشمن .
5 . اعراض از سنت نبوى: که در اثر تلاش دشمن پس از فتنه سقیفه بنى‏ساعده رفته رفته به فراموشى سپرده شد .
6 . رجعت‏به گذشته و احیاى آداب و رسوم جاهلى .
7 . در افتادن با حق: که مراد از حق دین اسلام است .
8 . شبهه افکنى و بدعت گزارى .
9 . کنار گذاشتن قرآن .
10 . تغییر ارزش‏ها و هنجارهاى جامعه .
11 . ترک امر به معروف و نهى از منکر .
12 . دورى از نعمت اسلام .
13 . پیروى از رهبران ناسالم .
14 . عدم رعایت‏حقوق مردم .
15 . فقر اقتصادى، فرهنگى و سیاسى .
16 . دنیا پرستى .
17 . خودخواهى و خودپسندى .
18 . لقمه حرام .

نویسنده پس از ذکر این دلایل مهم‏ترین دلیل را از دید فرامذهبى عدم اتحاد و همدلى مى‏داند ولى از دید اسلام مهم‏ترین دلیل را دورى از نعمت اسلام بیان مى‏کند . زیرا دلایل دیگر، مانند نداشتن همدلى و اتحاد، اعراض از سنت نبوى، مهجوریت قرآن و ... مجموعه‏اى از فاصله گرفتن و دورى از نعمت اسلام اصیل است .
سپس به ارزیابى جامعه اسلامى ایران پس از پیروزى انقلاب اسلامى مى‏پردازد و روند سست‏شدن اعتقاد و پاى‏بندى برخى افراد بعد از دوران دفاع مقدس را محصول پرداختن افراطى به تجملات و مصرف‏گرایى و به‏طور کلى امور دنیوى مى‏داند . و به این نتیجه مى‏رسد که روزگار با هیچ کس و هیچ قوم و ملتى عقد اخوت و برادرى نبسته است و آنجا که اراده‏ها یکسان، همدلى و اتحاد بارز بوده و عزم و اراده جمعى تعیین کننده و تاثیر گذار بوده است، پیروزى و سربلندى جوامع و به تبع آن ارتقاء جمعى حاصل شده است . اما غلبه‏گسستگى، خودخواهى و خودمحورى در قالب بى‏دینى و از یاد بردن خدا و آخرت، ثمره‏اى جز فلاکت و انحطاط در بر نداشته است، اگر چه معصوم در راس حکومت‏باشد .

جمهورى اسلامى، 13 و 20/11/81